خاطرات تمام نمیشوند؛ حتی اگر سر از ویرانههای جنگی چون جام جهانی درآورند. برای فوتبال ما که دست خالی از ینگه دنیا برگشت و به هیچ جشن باشکوهی دعوت نشد، وداع با جام جهانی حکم سلام و تحیت به جام ملتها را دارد و این خود آغاز یک انتظار تازه است. حالا عقربههای زمان، آرامآرام به سمت جام ملتهای آسیا حرکت میکنند. تورنمنتی که برای فوتبال ما چیزی فراتر از یک آوردگاه قارهای است. موعد آشتی با گذشته یا تکرار حسرتی که نیم قرن است بر شانههای فوتبال این سرزمین سنگینی میکند.
نیم قرن زمان کمی نیست. نسلهای مختلف آمدند و رفتند و جام را تنها در قاب عکسهای سیاهوسفید نظاره کردند. کودکانی که با قصه ترکتازی دهه ۵۰ بزرگ شدند، امروز پدربزرگهایی هستند که هنوز برای نوههایشان از روزگاری میگویند که ایران بر بام آسیا ایستاده بود. از آن روزها تاکنون هر نسل امیدش را به نسل بعد سپرده است. گویا جام قرار است همیشه در ایستگاه بعدی از راه برسد.
فوتبال اما با خاطره زندگی نمیکند. حافظه گل نمیزند و تاریخ، جامی را به احترام روزگار ماضی تقدیم هیچ تیمی نمیکند. آنچه سرنوشت یک تیم را مینویسد، برنامهریزی است؛ اردوهایی که در سکوت شکل میگیرند، دوئلهای دوستانهای که ضعفها را آشکار میکنند و تصمیمهایی که پیش از آغاز مسابقات گرفته میشوند. رقبای ایران این حقیقت را خوب میدانند. آنان از فردای جام جهانی نقشه مسیر را ترسیم و مرخصی سربازان خود را لغو کردهاند. هر جدال تدارکاتی قطعهای از پازل موفقیت است و هر اردو، گامی برای نزدیکتر شدن به جام. در فوتبال مدرن، قهرمانی ماهها پیش از اولین سوت در اتاقهای فکر، در زمینهای تمرین و در دیدارهای آمادهسازی متولد میشود.
اما فوتبال ایران هنوز در آینه به خود خیره مانده است. هنوز پرسشهای بیپاسخ، سایه بلندشان را بر سر تیم ملی گستراندهاند و شوربختانه اینگونه به نظر میرسد که زمان برای همه حریفان تا بن دندان مسلح در حال حرکت است، جز ما که در پیچ و خم تصمیمهای ناتمام و بعضاً خلقالساعه، فرصتها را یکی پس از دیگری از دست میدهیم و در روز مبادا کاسه چه کنم چه کنم به دست میگیریم.
بی لاف و گزاف باید نوشت جام ملتهای آسیا کارزار بخشش نیست و هیچ تیمی به احترام نام، سابقه یا ستارههایش برنده نمیشود. این جام پاداش ارتشهای ستیزهجویی است که برای هر دقیقه آن از ماهها قبل عرق ریختهاند. آنها که پی بردهاند فوتبال بیش از آنکه به استعدادهای ذاتی متکی باشد، به نظم، آیندهنگری و مدیریت وابسته است.
پس از یک جام جهانی نه چندان گوارا که با حذف تیم ملی از دور مقدماتی همراه شد، حالا دوستداران فوتبال بیش از هر وقت دیگر تشنه امیدند. امیدی که در تصمیمهای عاقلانه و درست و در خرد جمعی رؤیت شود. در انتخاب حریفان قدرتمند، در اردوهای هدفمند، در آرامش نیمکت و در تیمی که بداند برای چه میجنگد و کدام قله را قرار است فتح کند.
شاید این آخرین فرصت نسل کنونی فوتبال ایران باشد. نسلی سرخورده از یک پایان تلخ در جام جهاننما که اکنون بیش از هر زمان دیگر به پایانی باشکوه نیاز دارد. پایانی که یقیناً با تدبیر، تهور و دوراندیشی ساخته میشود.
جام ملتهای آسیا چشمک میزند و نزدیک است. آنقدر نزدیک که دیگر جایی برای آزمون و خطا باقی نمانده است. اگر قرار است قفل ۵۰ ساله شکسته شود، باید از همین امروز کلید آن را ساخت، وگرنه تاریخ بار دیگر ورق خواهد خورد، حسرتی دیگر به دفتر فوتبال ایران افزوده خواهد شد و نسل جدید در انتظار فردایی خواهد نشست که شاید باز هم هرگز از راه نرسد.
۱۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۵:۴۴
کد مطلب: ۱۱۵۹۴۰۷
خاطرات تمام نمیشوند؛ حتی اگر سر از ویرانههای جنگی چون جام جهانی درآورند. برای فوتبال ما که دست خالی از ینگه دنیا برگشت و به هیچ جشن باشکوهی دعوت نشد، وداع با جام جهانی حکم سلام و تحیت به جام ملتها را دارد و این خود آغاز یک انتظار تازه است.
زمان مطالعه: ۲ دقیقه
منبع: روزنامه قدس





نظر شما