این ماجرا با آن رؤیاپردازیهای دمدستی که قرار بود یک ربات فلزی بگذارند بالای سر بچهها تا جدولضرب بگوید، فرق دارد. در مدارسی که امروز از آن صحبت میکنیم، هوش مصنوعی عملاً سکان آموزش را به دست گرفته؛ از طراحی سرفصلهای درسی و رصد لحظه به لحظه روند یادگیری گرفته تا تشخیص اینکه دانشآموز دقیقاً کجای مسئله گیر کرده و چطور باید او را به قدم بعدی رساند. گویا با آزمایشگاه پردازش مغزی طرف هستیم که مدعی است نقشه رمزگشایی ذهن دانشآموز و البته آینده او را در اختیار دارد.
تسلط بر آینده
در حالی که ما هنوز از این میترسیم نکند فردا که از خواب بیدار شدیم، رباتها جای معلمها، متخصصها و حتی بعضی شغلها را گرفته باشند، عدهای دیگر چند قدم جلوتر رفتهاند و دارند آینده را پیشخرید میکنند. مثل اینکه قرار است شکاف جدیدی میان کسانی که زودتر به فناوریهای آینده دسترسی پیدا میکنند و کسانی که باید بعداً خودشان را به آن برسانند، شکل بگیرد. گزارش «والاستریت ژورنال» مدعی است امروزه و با پیدایش فناوریهای مدرن، جامعه آمریکا دو نیم شده است. یک طرف، توده مردم که هنوز با ترس و لرز به هوش مصنوعی نگاه میکنند و طرف دیگر، لایهای از خانوادههای برگزیده و پولدار -همان مدیران ارشد سیلیکونولی و سرمایهگذاران بزرگ- که اصلاً از این موج نمیترسند؛ بلکه با تمام توان به سمتش شنا میکنند و حاضرند برای اینکه فرزندانشان در صدر این موج عظیم سوار شوند، مبالغ عجیب و غریبی را خرج کنند. مثلاً «آنکور جین» مدیر یک صندوق سرمایهگذاری، با وجود اینکه فرزندش میتوانست در بهترین مدارس خصوصی درس بخواند، او را به مدرسه «Forge Prep» فرستاد تا با الگوهای مدرن تربیت شود. مدارسی که با پلتفرمهای هوشمند شروع به کار میکنند و نقش معلم صرفاً یک ناظر فرایند است. این یعنی الگوریتمها به جای معلم، سرعت یادگیری و حتی کوچکترین اشتباهات دانشآموز را کالبدشکافی میکنند تا ببینند دقیقاً چه چیزی نیاز دارد؛ چیزی که در مدارس سنتی و کلاسیک، چندین ساعت وقت تلف کردن است، اینجا در کسری از زمان، با بازدهی حداکثری انجام میشود. وقتی بخش ماشینی آموزش تمام شد، دانشآموزان وارد دنیای مهارتهای انسانی میشوند؛ مدیریت مالی، مذاکره، رهبری و حل مسائل پیچیده. چون وقتی یک هوش مصنوعی میتواند در چند ثانیه مقاله بنویسد یا کدهای برنامهنویسی را تولید کند، دانشآموزان بهتر است به جای دانستن، مهارتهایی مثل خلاقیت، همدلی و تصمیمگیری را یاد بگیرند. بد نیست بدانید شهریه این مدارس از ۶۰ هزار دلار شروع شده و گاهی به ۷۵ هزار دلار هم میرسد. مدرسههایی مثل Alpha School یا Forge Prep، با وعده حمایتهای مالی بعد از دانشآموختگی، مدعیاند که مفهوم «آموزش» را از نو تعریف کردهاند. آموزشی که نه برای کسب مدرک؛ بلکه برای تسلط بر آینده طراحی شده است؛ یعنی دانشآموزان را برای نیازها، بازار، سیاست و اقتصاد آینده تربیت میکنند. از نگاه آنها، مسئله این نیست که با هوش مصنوعی رقابت کنند؛ بلکه میخواهند یاد بگیرند چطور فرمانده باشند تا هوش مصنوعی به آنها خدمت کند.
ظاهر فریبنده
اما خیلی از کارشناسان معتقدند نباید فریب این مدارسِ آیندهمحور را خورد؛ چون از همین اول کار، ابهامهای غیرقابل چشمپوشی زیادی دارند. «وایرد» مینویسد: وزارت آموزش ایالت نیویورک درخواست مدرسه آلفا (Alpha School) برای ثبتنام بهعنوان یک نهاد آموزشی مستقل را رد کرده؛ چون دوباره قرار است بخش بزرگی از فرایند یادگیری، توسط پلتفرمهای هوش مصنوعی انجام شود که بارها گفته شده چه معایبی دارند و با استانداردهای آموزشی جهان در تضاد هستند. بنابراین و بر اساس قانون، دانشآموزان پردیس نیویورک، در واقع دانشآموز محسوب نمیشوند؛ آنها تنها در قالب آموزش در خانه ثبت شدهاند و مرکز آلفا، فقط در نقش یک پشتیبان تئوریک ظاهر میشود. اگرچه مدیران این مجموعه ادعا میکنند والدین از این وضعیت حقوقی آگاه بودهاند؛ اما این مسئله نشان میدهد حتی ساختارهای قانونی نیز هنوز راهی برای پذیرش این مدل بدون معلم پیدا نکردهاند. کارشناسان همچنین با تکیه بر اسناد داخلی، از شکافهای عمیق در مدیریت این مدارس پرده برداشتهاند. از یک سو، صحبت از سرعت سرسامآور افتتاح شعبههای جدید بوده که از مسئله رعایت استانداردهای ایمنی و اجرایی پیشی گرفته است. از سوی دیگر، استراتژیهای بازاریابی این شرکتها، به جای تمرکز بر کیفیت آموزشی، بیشتر دنیای کالاها و خدمات لوکس را یادآوری میکند. این یعنی بازی با مفاهیمی مثل لیست انتظار، محدودیت ظرفیت و ایجاد حس کمیاب بودن برای جذب خانوادههای مرفه. مدیران آلفا با اینکه ادعاها را رد میکنند؛ اما هنوز معلوم نکردهاند که ما بالاخره قرار است با یک نهاد آموزشی روبهرو باشیم یا با یک برند لوکس که از هوش مصنوعی برای فروش یک سبک زندگی استفاده میکند.
نابرابریهای جدید
«کارولین هاکسبی» استاد دانشگاه استنفورد میگوید هنوز هیچ شواهد علمی و مستقلی، برتری این مدل الگوریتممحور را ثابت نکرده و اصلاً نگرانی پژوهشگران از ماشینیشدن فرایند یادگیری خیلی جدی است؛ ترس از اینکه با کمرنگ شدن حضور انسان در کلاس، آموزش از یک تجربه انسانی و تعاملی، به یک فرایند سرد و مکانیکی تبدیل شود؛ اما فراتر از بحثهای علمی، بیشتر سایه سنگین شکاف طبقاتی بر این تصویر مدرن سنگینی میکند. وقتی شهریه یک مدرسه به رقمهای نجومی ۶۰ یا ۷۵ هزار دلار در سال میرسد؛ یعنی بحث ما نه تکنولوژی که بحث امتیاز است. تحلیلگران هشدار میدهند این مدارس به جای آنکه شکافهای موجود را پر کنند، لایههای جدیدی از نابرابری را رقم میزنند. وقتی فرزندان افراد ثروتمند با آموزشهای شخصیسازیشده و مهارتهای انطباقپذیر با اقتصاد هوش مصنوعی رشد میکنند، در حالی که توده جامعه همچنان در بند چارچوبهای فرسوده آموزشی سنتی گرفتار ماندهاند، مثل روز روشن است که رقابت برای تصاحب آینده آموزش، بازار کار فردا و... از همین حالا آغاز شده و ثروتمندان طبق معمول با سرعت و دقت بیشتری در خط اول این مسابقه قرار گرفتهاند.





نظر شما