در منظومه معرفتی و کنشگری انقلاب اسلامی ایران «حضور مردم» فراتر از یک ابزار سیاسی، سرچشمه اصلی قدرت نرم و سرمایهای راهبردی برای عبور از بحرانها، خنثیسازی فتنهها و بازسازی امید اجتماعی است. پدیده بینظیر همایش جهانی اربعین، به عنوان الگوی تمدنی حرکت عمومی مردمپایه، تجلیگاه ایمان، محبت ولایی، ایثار، نظم خودجوش و همبستگی است. این الگوی بیبدیل حرکت عمومی، همواره به عنوان یک فرمان و سفارش قطعی در مسیر تمدنسازی مورد تأکید و توجه ویژه امام شهید قرار داشته و اهمیت و تأثیرگذاری همهجانبه و تمدنی آن بهخصوص برای نسل جوان تبیین شده است؛ جریانی پویا که پیش از آغاز جنگ تحمیلی سوم نیز نویدبخش وقوع حوادثی بود که در آن، اراده مردمی «مبعوث» و برانگیخته میشود تا کار را به نفع جبهه حق تمام کند. امروزه همایش اربعین حسینی، تجمعات شبانه و نیز تشییع ۴۰میلیونی رهبر شهید در ایران و عراق، به صحنه برافراشته شدن پرچمهای سرخ انتقام و خونخواهی و طنینانداز شدن شعارهای حماسی همسو در دفاع از کیان ولایت، انقلاب و زیارت به نیابت امام شهید ایران بدل شدهاند. پرسش بنیادین این است که چگونه منطق حضور در اربعین حسینی، فرمول پایداری اجتماعی را در مواجهه با مخاطرات بازتعریف کرده و حضور اربعینی را به عنوان الهامبخش «حماسه خیابان» در میانه جنگ تحمیلی سوم بازآفرینی میکند؟ با توجه به ماهیت الهی و مردمی این دو حرکت همراستا، بر مسئولان، نخبگان و فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی فرض است که ارزش این ظرفیتهای عظیم خودجوش را بازشناسند .این یادداشت با واکاوی الگوی حرکت عمومی در سه لایه ساختاری، معنایی و کنشی، به تبیین این امتداد و همسویی میپردازد.
پیوند شبکهای موکبها و هستههای خودجوش
در بررسی ساختاری، نخستین پیوند میان اربعین و حماسه خیابان در شکلدهی به سازمان مردمی و صحنهآرایی اجتماعی آشکار میشود. شبکه موکبداران اربعین به عنوان ساختاری منعطف، ایثارگر و خودجوش، در روزهای سخت جنگ تحمیلی سوم پیشتاز انتقال الگوی خدمترسانی به میدان و خیابان شدند. موکبهای شهری و ایستگاههای صلواتی، علاوه بر خدمت کریمانه و توزیع اقلام پذیرایی، به کانونهای پویای تبادل عاطفی، همبستگی محلی و سنگرهای مستحکم هویتبخش اجتماعی در سطح محلات شهر و روستا تبدیل شدند.
در این لایه، مقایسه انگیزهها و اهداف دو پدیده نشانگر همگرایی عمیقی است؛ اگر در اربعین، حرکت با انگیزه ولایتپذیری از امام معصوم(ع)، دفاع از مظلوم و خونخواهی سیدالشهدا(ع) شکل میگیرد، در حماسه خیابان نیز این حرکت عمومی با پیروی از ولایت فقیه، در راستای صیانت از وطن و تقابل با دشمن متجاوز آمریکایی و صهیونی و خونخواهی امام شهید و دیگر شهیدان استمرار مییابد. این پیوند ساختاری نشان میدهد شبکه خودجوش مردمی با تبدیل میدان به صحنه پشتیبانی و پیوند دادن موکبها به هستههای مقاومت شهری، ساختار جدیدی از همبستگی اجتماعی پدید آوردند که بروکراسیهای اداری و رسمی هرگز قادر به طراحی و اجرای آن نبودند.
کربلا؛ قطبنمای حضور و حرکت حماسی
از منظر معناشناختی، جغرافیای کربلا و مسیر اربعین صرفاً یک نقطه جغرافیایی یا مکان تاریخی و زیارتی نیست، بلکه قطبنمایی است که جهت، عمق و محتوای حرکت میدان و حماسه خیابان را تعیین میکند. ریشه اصلی شعارها، طنین سرودها و فضای حماسیِ تجمعات شبانه، مستقیماً از فرهنگ عاشورایی، کلیدواژه ماندگار «هیهات منا الذله» و سنت تاریخی مقاومت تشیع تغذیه میشود. این شبکه معنایی، به کنشگری اجتماعی مردم ایران اسلامی، هویتی فراتاریخی و تمدنی میبخشد تا خود را در صفآرایی مداوم حق و باطل، خیر و شر و ظالم و مظلوم ببیند.
در این لایه، باورهای عمیق مذهبی با غیرت ملی و صیانت از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی وطن گره میخورد. اربعین در ذات خود تجلیگاه مفاهیمی چون محبت ولایی، وفای به عهد، نصرت امام، شهادتطلبی، امید تاریخی و از همه مهمتر زمینهسازی ظهور است. حماسه خیابان با الگوبرداری و بازآفرینی از همین مفاهیم تمدنی، خیابانهای وطن را به امتداد «طریقالحسین(ع)» بدل کرد؛ پیوندی قدسی که مانع یأس اجتماعی میشود.
شکست راهبرد هراس در ایستادگی چندماهه
در سطح کنشی، عینیترین تلاقی این دو پدیده بینظیر و فوقالعاده، در غلبه بر راهبرد ترس نمایان میشود. طراحی جنگ تحمیلی سوم از سوی دشمنان بر پایه هراسآفرینی رسانهای، مارپیچ سکوت و سکون نخبگانی، ایجاد ناامنی همهجانبه و در نهایت تخلیه خیابانها از سوی مردم استوار بود تا با مرعوب کردن بدنه جامعه فعال، ایران اسلامی را به انفعال و تسلیم و سپس اغتشاش بکشاند و تجزیه کند. اما منطق اربعین که بر شهامت عاشورایی و نترسیدن از کمیِ یاران و گفتمان «پیروزی خون بر شمشیر» استوار شده، این نقشهها را با شکست تاریخی مواجه کرد.
بیش از ۱۵۰ شب ایستادگی متوالی، منظم، پرشور و هدفمند مردم در خیابانها و میادین، فرایند تبدیل ظرف هراسانگیز شبهای جنگی به صحنه اقتدار و حضور زنده و حماسی است. این کنش جمعی مداوم، تابآوری جامعه را در برابر ضربات سنگین رسانهای و امنیتی دشمن به اوج رساند و مانع گسست شیرازه اجتماعی کشور در کوران بحران جنگ تحمیلی شد.
حاصل نسبتسنجی اینکه؛ پیادهروی اربعین و حماسه خیابان نشان میدهد این دو حرکت عمومی مردمپایه فراتر از تاکتیکی موقت برای عبور از بحران، بر پایه فرمول پایدار حکمرانی انقلابی و تمدنسازی شکل گرفتهاند؛ الگویی از حرکت عمومی که در تبیین بیانیه گام دوم انقلاب، به عنوان تنها راهبرد نیل به اهداف عالی انقلاب اسلامی و تحقق تمدن نوین اسلامی برشمرده و گویی از سوی امام شهید برای امروز ایران وصیت شده است.
امتداد منطق عاشورایی از «مشایه تا میدان» ثابت کرد هرگاه حضور مردم با ایمان مذهبی، ولایتپذیری، روحیه همدلی و خدمت و احساس تکلیف عمیق، مطالبه حقوق و خونخواهی شهیدان پیوند بخورد، ابزارهای جنگ دشمنان توان تصرف اراده جوانان و جامعه را نخواهند داشت. حماسه خیابان نشان داد امتداد طریقالحسین(ع)، امنیتساز و تمدنآفرین است؛ تا سرانجام ایران عزیز به پیشرفت، عدالت و امنیت پایدار رهنمون شود. امید است استمرار این حماسه حضور و پیوستگی همدلانه ملت مبعوث ایران در امتداد همایش جهانی اربعین، به نابودی جبهه باطل، زمینهسازی ظهور منجی موعود(عج) و تحقق جهانتمدن مهدوی منجر شود.




نظر شما