آیین پیادهروی اربعین حسینی در سالهای اخیر به نمادی بیبدیل از هویت جمعی، همدلی و انسجام امت اسلامی تبدیل شده است؛ شاهراهی که در آن، گسستهای قومی، مذهبی و قبیلهای رنگ میبازند تا ساختار جامعهشناختی جدیدی حول محور محبت سیدالشهدا(ع) شکل بگیرد. با این حال، تعمیق و توسعه این حرکت عظیم تمدنی همواره با چالشها و کنشگریهای متقابلی از سوی رقبای تمدنی روبهرو بوده است. وقوع برخی منازعات فکری و رفتاری در بستر مناسک اربعین طی سالهای گذشته، نشان از فعال شدن گسلهای هویتی توسط جریانی تمایزطلب دارد که با تکیه بر خوانشهای فرامتنی، در پی تقلیل ابعاد فرامذهبی این رخداد و تبدیل فرصت همگرایی به ابزار واگرایی است.
با توجه به اهمیت و حساسیت منازعات اخیر در مناسک اربعین حسینی، به سراغ حجتالاسلام دکتر امیرمحسن عرفان، عضو هیئت علمی دانشگاه معارف اسلامی و عضو هیئت مدیره انجمن مطالعات تمدنی حوزه علمیه رفتیم تا ابعاد فکری، مبانی تقابل و پیامدهای این جریان تمایزطلب را در تراز تمدنسازی نوین اسلامی واکاوی کنیم.
اربعین حسینی؛ تجلیگاه انسجام تمدنی
یکی از مهمترین ظرفیتهای تمدنی مراسم باشکوه اربعین، نقش اربعین امام حسین(ع) در مهندسی وحدت و انسجام در جامعه اسلامی است. میتوان به این نکته اشاره کرد که اربعین، تنها مناسک متحرک و سیار در دنیاست که مبتنی بر سبقت جمعی در بهرهمندی از امام معصوم(ع) شکل گرفته است. در مراسم اربعین، تمامی منیتها و تکثرها رنگ میبازد و تضادهای قبیلهای، قومی و نژادی به تعامل تبدیل میشود. از همه مهمتر اینکه شما در مراسم اربعین، پیریزی سازههای هویتی مشترک را مشاهده میکنید؛ همگان با هر قوم، طبقه و حزب سیاسی، در ذیل امت واحده اسلامی به زیارت امام حسین(ع) میروند. زیبایی پیادهروی اربعین در این است که حتی اهلسنت یا بعضاً پیروان ادیان دیگر نظیر ارامنه و مسیحیان نیز در این مراسم شرکت میکنند. در این مراسم، تمایزطلبیها کمرنگ شده، پیوندهای اجتماعی تقویت و جمعیت به جماعت تبدیل میشود. همه مقصد واحدی دارند و همگی بر محور محبت امام و تقابل با باطل در این مراسم حضور مییابند؛ گسستهای سیاسی و اجتماعی غیرفعال شده و به عبارتی، قواعد انسانی در این مراسم پیریزی میشود.
رصد تهدیدها و چالشهای فراروی اخوت اربعینی
باید به این امر مهم توجه داشته باشیم که ظرفیت بیبدیل اربعین، مورد رصد و کنشگری رقبای تمدنی ما قرار میگیرد و آنها تمام تلاش خود را به کار خواهند بست تا نقاط قوت را در پیادهروی اربعین کمرنگ کنند. از این رو، رصد و شناخت تهدیدهایی که ممکن است اربعین امام حسین(ع) را تضعیف کند، باید یکی از مهمترین دغدغههای نخبگان باشد. باید توجه داشته باشیم که دشمن، اخوت اجتماعی برآمده از اربعین امام حسین(ع) را تهدیدی برای خود میبیند و تمام تلاش خود را خواهد کرد تا این اخوت اجتماعی را به یک محدودیت و تعارض تبدیل کند. یکی از نکات حائز اهمیت بسیار که باید به آن توجه کنیم این است که ما با جریانی به نام جریان تمایزطلب هویتی مواجهیم. این جریان که میانه خوبی نیز با اهداف تمدنی انقلاب اسلامی ندارد، اختلافات میان شیعیان و اهلسنت را بزرگنمایی میکند. مهمترین دغدغه این جریان، حفظ و گسترش هویت شیعی در تقابل با اهلسنت است. تفسیری که اینها از وحدت اسلامی دارند، تفسیری باطل و دارای اشکال است. اگر مرحوم امام خمینی(ره) و امام شهید انقلاب(ره) تأکید بینظیری بر مقوله وحدت دارند، از این رو است که اساساً وحدت را مدارا با صاحب عقیده میدانند، نه مدارا با عقیده؛ در حالی که جریان تمایزطلب هویتی شیعی، هرگونه وحدت را مدارا با عقیده میپندارد.
مبانی فکری جریان تفرقه افکن و رویکرد آن در قبال مسائل جهان اسلام
در توصیف جریانهای تفرقهافکن باید گفت این جریانها مبتلا به نصگرایی افراطی بوده و برای اقدامات خود به برخی روایات تمسک میجویند. تفرقهافکنان میانه خوبی با جریانهای عقلگرا، فلسفی یا حتی مصلحتاندیشیهای زمانی و مکانی ندارند و بیشتر به دنبال اجتهادگرایی سنتی هستند. در منظومه فکری این جریان، مصالح جهان اسلام مورد تأکید نیست؛ لذا مشاهده میکنید در تقابل با رژیم منحوس صهیونیستی و جریان باطل که اکنون بازیگران آن صهیونیسم یهودی و مسیحی هستند، این جریان منفعل و خونسرد است و ناظر به اتفاقات فلسطین، کنشگری مطلوبی ندارد. این جریان سبب شده گاهی اوقات، وحدت و انسجام برآمده از پیادهروی اربعین نیز دچار اختلال شود. حرف اینها این است که مراسم اربعین را نباید سیاسی کرد؛ مغالطه بسیار بزرگ و وحشتناکی که اساساً قیام و انقلاب امام حسین(ع) را زیرسؤال میبرد. اینها چنین خوانشی دارند و از هرگونه شعار سیاسی علیه نظام سلطه در مراسمهای خود جلوگیری میکنند.
دوگانه فلسفه تاریخی حق و باطل در تبیین شهادت امام حسین(ع)
برای تشخیص مدار درست باید به کنه امور توجه کرد و پرسید امام حسین(ع) را چه چیز کشت؟ امام حسین(ع) قربانی نظام جاهلی شد؛ ما در زیارت اربعین میخوانیم: وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیکَ لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَکَ مِنَ الْجَهَالَةِ وَحَیْرَةِ الضَّلَالَةِ. آنچه امام حسین(ع) را به شهادت رساند، جهالت و گمراهی بود. امام حسین(ع) کشته یک نظام تاریک و جاهلی بود. اما در نگاه حداقلی بر این تأکید میشود که امام حسین(ع) را که کشت؟ جریان تمایزطلب شیعی تأکید میکند بر اینکه امام حسین(ع) را چه کسی کشت؛ اما جریان تمدنگرایی که امام راحل و امام شهید انقلاب اسلامی مهندس و معیار آن بودند، این سؤال را مطرح میکند که امام حسین(ع) را چه چیز کشت؟ ما معتقدیم اگر اربعین امام حسین(ع) را از دوگانه درگیری حق و باطل خالی کنیم و نگاه ما نگاه فلسفه تاریخی در تقابل حق و باطل نباشد، اربعین را از هسته اصلی خود خالی و به یک پوسته تبدیل کردهایم. نکتهای که باید به آن توجه داشته باشیم اساساً نزاع با چه جریانی است که امامین انقلاب اسلامی به دنبال آن بوده و معمار و مهندس آن به شمار میروند؛ آنان به دنبال این هستند که حسین(ع) را حسینِ حماسه و حسینِ تقابل با باطل در گستره تاریخ قرار دهند، نه اینکه حسین(ع) را در گذشته تاریخی دفن کنند.
جریان تمایزطلب هویتی اساساً نمیتواند مسائل واقعی را از مسئلهنماها تفکیک کند؛ بعضی چیزها مسئلهنما هستند و بعضی چیزها مسائل حقیقی جهان اسلام و تشیع. خوانش آنها، یک خوانش حداقلی، سطحی و عاطفی از امام حسین(ع) و کیان مذهب شیعه است که باید در این عرصه به آن توجه داشت. در برونداد این نگاه، امام حسین(ع) کشته فسق و فجور شخص یزید است؛ اما برونداد نگاه امام شهید انقلاب اسلامی و امام راحل این است که امام حسین(ع) کشته یزیدیسم و سیستم اجتماعی جاهلی است که اجازه داد انسان فاسقی چون یزید به حکومت و خلافت برسد؛ آن ساختار و آن سیستم، امام حسین(ع) را به شهادت رساند. عاجزانه از همه عزیزان خواهشمندم به این نکته توجه داشته باشند که دشمن به عمق کیفی و راهبردی مراسم باشکوه اربعین پی برده است و تمام تلاش خود را میکند از برخی جریانهای تفرقه افکن استفاده کند تا قوت و غنای پیادهروی اربعین از بین برود. تأکید میکنم قوت و غنای پیادهروی اربعین در هویت جمعیِ همگونه، همگرایی، جماعت شدنِ جمعیت و در امنیت مکتب است؛ اما برخی میخواهند این فرصت را به ضد خود تبدیل کنند. در اینجا رصد، دیدهبانی، صیانت، پاسداری و در نهایت مواجهه با جریانهای اختلافانگیز بسیار مهم و حیاتی است.





نظر شما