تحولات منطقه

در سال‌های اخیر، تولید برنامه‌هایی با محوریت کتاب، فرهنگ و مفاهیم دینی، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است؛ برنامه‌هایی که تلاش می‌کنند در کنار روایت‌های مرسوم، نگاهی متفاوت و متناسب با ذائقه مخاطب امروز ارائه دهند.

نگاهی به برنامه‌های مذهبی با محوریت کتاب و کتاب‌خوانی در گفت‌وگو با مجید فتاحی/ باید مخاطب خاکستری را جذب کنیم
زمان مطالعه: ۸ دقیقه

در سال‌های اخیر، تولید برنامه‌هایی با محوریت کتاب، فرهنگ و مفاهیم دینی، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است؛ برنامه‌هایی که تلاش می‌کنند در کنار روایت‌های مرسوم، نگاهی متفاوت و متناسب با ذائقه مخاطب امروز ارائه دهند. برنامه تلویزیونی «پشت جلد» یکی از این تجربه‌هاست که با محوریت کتاب‌های عاشورایی و با نگاهی مبتنی بر اخلاق عاشورایی، به معرفی ویژگی‌های اخلاقی و سیره یاران امام حسین(ع) می‌پردازد. این برنامه به تهیه‌کنندگی و کارگردانی مجید فتاحی در ۲۰قسمت از شبکه نسیم پخش می‎‌شود و هر قسمت با یک عنوان مستقل، در قالب آیتم‌هایی همچون نوا، شعر، معرفی کتاب و روایت‌گری، مفاهیم و آموزه‌های عاشورایی را برای مخاطبان روایت می‌کند. با مجید فتاحی، تهیه‌کننده و کارگردان برنامه «پشت جلد» درباره ایده شکل‌گیری این برنامه، رویکرد آن در روایت مفاهیم عاشورایی، جایگاه کتاب در ساختار برنامه و چالش‌های تولید یک اثر فرهنگی و مناسبتی گفت‌وگو کردیم که می‌خوانید.

از ایده شکل‌گیری این برنامه با محوریت کتاب برایمان بگویید.

ما ابتدا این ایده را با نهاد کتابخانه‌های عمومی مطرح کردیم. موضوع، ساخت برنامه‌ای برای ایام محرم و صفر بود؛ ایامی که نهاد کتابخانه‌های عمومی هر سال برای آن برنامه‌ها و فعالیت‌های ویژه‌ای برگزار می‌کند. طی صحبت با مسئولان این نهاد پیشنهاد دادم اگر قرار است برنامه‌ای تولید شود، بهتر است از زاویه کتاب، فرهنگ و علم به موضوع عاشورا نگاه کنیم. این رویکرد با مأموریت شبکه نسیم نیز هم‌خوانی داشت؛ چراکه این شبکه در ایام محرم و صفر، برخلاف بسیاری از شبکه‌های دیگر، به‌دنبال تولید برنامه‌هایی با چنین نگاهی است و ما نیز «اخلاق عاشورایی» را به‌عنوان محور اصلی برنامه قرار دادیم. برای نمونه، قسمت دوم برنامه که به حضرت حُر اختصاص داشت، با محوریت مفهوم «انتخاب» ساخته شد. در این قسمت، به‌جای تمرکز بر جزئیات واقعه عاشورا یا نحوه شهادت ایشان، تلاش کردیم این پرسش را مطرح کنیم که یک انسان با آن پیشینه و در آن شرایط، چگونه تصمیم می‌گیرد و چه انتخابی می‌کند.

میهمانان برنامه بر چه اساسی انتخاب شدند و چه رویکردی در معرفی آثار خود داشتند؟

مهم‌ترین معیار ما، موضوع هر قسمت بود. هر برنامه با یک عنوان و محور مشخص طراحی و بر اساس همان موضوع، نویسنده، شاعر یا پژوهشگر مرتبط دعوت می‌شد تا درباره آن موضوع صحبت کرده و اثری متناسب با همان محور را معرفی کند. به همین دلیل، میهمانان صرفاً برای معرفی کتاب در برنامه حضور نداشتند، بلکه تلاش می‌کردند از زاویه نگاه آثار خود، مفاهیم عاشورایی را برای مخاطب روایت و تبیین کنند. در طول برنامه، چهره‌هایی مانند مرضیه محمدزاده با کتاب مقتل امام حسین(ع) بر اساس متون کهن، مجید ملامحمدی با دزد و شاهزاده، محمد اسفندیاری با آثاری همچون کتاب‌شناسی تاریخی امام حسین(ع)، عاشوراشناسی و حقیقت عاشورا، قربان ولیئی با مجموعه شعر ضربان ذات، حمید گروگان با تشنه‌لبان، خسرو عباسی با سنگ یحیا و همچنین مسلم نادعلی‌زاده با آثار پژوهشی خود در حوزه تعزیه و ادبیات آیینی از جمله شبیه از نگاه فقیه، بحر طویل عامیانه و بحر طویل‌سرایان، درآمدی بر مبانی تعزیه‌شناسی و تعزیه‌پژوهی، این رستخیز عام، شست ‌بستن دیو در منظومه‌های مذهبی و تعزیه‌نامه، میهمان برنامه بودند. همچنین مریم راهی با کتاب من مسافرم، علی باباجانی با یک نفر تو را دوست دارد و سیدسعید هاشمی با فرمانده گندم‌خوار نیز در برنامه حضور پیدا کردند و هر یک متناسب با موضوع آن قسمت، ضمن معرفی آثار خود، درباره مفاهیم و پیام‌های مرتبط با فرهنگ و ادبیات عاشورایی با مخاطبان گفت‌وگو کردند.

چرا پس از «کتاب‌باز» برنامه شاخص دیگری در حوزه کتاب تولید نشد؟

مهم‌ترین دلیل، مسائل مالی است. در حال حاضر تلویزیون برای تولید چنین برنامه‌هایی بودجه مستقلی اختصاص نمی‌دهد و عملاً شبکه‌ها از تهیه‌کنندگان می‌خواهند خودشان اسپانسر جذب کنند. طبیعی است این شرایط، تولید برنامه‌های فرهنگی و کتاب‌محور را با دشواری‌های زیادی مواجه می‌کند. همین موضوع موجب شده است افرادی مانند سروش صحت و بسیاری از چهره‌های توانمند این حوزه، یا دیگر در تلویزیون فعالیت نکنند یا به سمت پلتفرم‌ها و فضاهای دیگر بروند؛ جایی که امکان تولید با حمایت مالی مناسب‌تری وجود دارد. در عین حال، افراد مستعد و توانمند دیگری، حتی از نسل جوان‌تر هستند که توانایی ساخت برنامه‌هایی باکیفیت و حتی بهتر را دارند؛ اما وقتی تأمین هزینه‌های تولید و جذب منابع مالی بر عهده خودشان باشد، عملاً امکان اجرای چنین ایده‌هایی را پیدا نمی‌کنند. به همین دلیل، بسیاری از ظرفیت‌ها و ایده‌های خلاقانه بدون استفاده می‌ماند و فرصت تولید برنامه‌های جدید در حوزه کتاب از بین می‌رود.

برنامه‌های تلویزیونی چه نقشی در ترویج فرهنگ کتاب‌خوانی دارند؟

اگر بخواهم کلی به موضوع نگاه کنم، باید بگویم در حال حاضر رسانه ملی عملاً برنامه جدی و مستمری در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی ندارد. اگر هم برنامه‌ای تولید می‌شود، بیشتر محدود به حوزه کودک است و در شبکه پویا یا قالب‌های مشابه پخش می‌شود. بنابراین نمی‌توان انتظار داشت یک برنامه مناسبتی ۲۰قسمتی در ایام محرم، به‌تنهایی تأثیر چشمگیری بر فرهنگ کتاب‌خوانی جامعه بگذارد؛ هرچند بی‌تأثیر هم نیست. آنچه می‌تواند در این حوزه اثرگذار باشد، تولید مستمر برنامه‌هایی با قالب‌ها و رویکردهای متنوع است. تلویزیون باید مانند گذشته، مجموعه‌ای از برنامه‌های فرهنگی در حوزه کتاب داشته باشد؛ برنامه‌هایی مانند «کتاب‌باز»، «قند پهلو» و «قندون» که از تولیدات ما بود. همچنین شبکه۴ نیز برنامه‌های فاخر و تخصصی خود را داشت و در کنار آن، برنامه‌هایی با نگاه عمومی‌تر و مخاطب‌پسندتر تولید می‌شد. این تنوع موجب می‌شد هر مخاطب متناسب با علاقه خود، برنامه مورد نظرش را انتخاب کند و در نهایت یک سبد فرهنگی مناسب در حوزه کتاب و کتاب‌خوانی شکل بگیرد. در چنین شرایطی، تأثیرگذاری نیز بیشتر خواهد بود. یک برنامه ۲۰قسمتی مناسبتی، هرچند ارزشمند و لازم است، اما به‌تنهایی نمی‌تواند تحول قابل ‌توجهی در این حوزه ایجاد کند؛ با این حال، حضور آن قطعاً بهتر از نبودنش است و نمی‌توان گفت هیچ اثری ندارد.

موفقیت برنامه‌هایی مانند «کتاب‌باز» تا چه اندازه به نقش برنامه‌سازان و حمایت از آن‌ها وابسته است؟

نقش برنامه‌سازان در موفقیت این‌ گونه آثار بسیار پررنگ و تعیین‌کننده است. وقتی یک برنامه‌ساز حرفه‌ای و باتجربه با رزومه قابل ‌قبول انتخاب شود، در کنار آن بودجه مناسبی برای تولید در نظر گرفته شود و مدیران نیز از ابتدا تا پایان پروژه همراه گروه تولید باشند، نتیجه طبیعی آن، ساخت برنامه‌ای باکیفیت و اثرگذار خواهد بود. اگر به گذشته نگاه کنیم، می‌بینیم در مقطعی برنامه‌هایی مانند «خندوانه»، «دورهمی»، «کتاب‌باز»، «دست ‌فرمون»، «کودک‌شو» و بسیاری از برنامه‌های دیگر همزمان از شبکه نسیم پخش می‌شدند.
این اتفاق نشان می‌داد برای تولید برنامه‌ها اهمیت و هزینه لازم وجود داشت و برنامه‌سازان حرفه‌ای فرصت اجرای ایده‌های خود را پیدا می‌کردند و نتیجه این حمایت‌ها نیز تولید آثار موفق و پرمخاطب بود. امروز هم برنامه‌سازان توانمند و خلاق در تلویزیون کم نیستند و افراد زیادی می‌توانند آثار باکیفیتی تولید کنند، اما وقتی بودجه کافی در اختیار آن‌ها قرار نمی‌گیرد یا مجبور می‌شوند خودشان به‌دنبال جذب منابع و حامی مالی باشند، بخش زیادی از انرژی آن‌ها صرف مسائل مالی می‌شود. در نهایت، مجموع این عوامل موجب می‌شود کیفیت برنامه‌ها نسبت به گذشته کاهش پیدا کند.

در عصر شبکه‌های اجتماعی، تلویزیون چگونه می‌تواند مخاطب امروز را با روایت‌های دینی همراه کند؟

تلویزیون در سال‌های اخیر، نه‌تنها در حوزه برنامه‌های مذهبی، بلکه در بسیاری از حوزه‌ها عملکرد ضعیفی داشته و عملاً میدان را به رسانه‌های دیگر به‌ویژه شبکه‌های اجتماعی واگذار کرده است. این فضاها با سرعت و قدرت زیادی پیش آمده‌اند و بخش قابل ‌توجهی از مخاطبان را جذب کرده‌اند. با همین نگاه تصمیم گرفتیم این برنامه را تولید کنیم. هدف ما ساخت محتوا برای مخاطبان ثابت برنامه‌های مذهبی نبود، بلکه تلاش کردیم مخاطب خاکستری را جذب کنیم؛ مخاطبی که شاید به‌طور معمول به سراغ برنامه‌های مناسبتی و مذهبی نرود. افرادی که ارتباط عمیقی با فرهنگ عاشورا و فضای محرم دارند، معمولاً مسیر خود را پیدا می‌کنند و برای دنبال کردن این موضوعات نیازی به دعوت ندارند. مسئله اصلی، جذب مخاطبی است که هنوز ارتباط جدی با این فضا برقرار نکرده است. اگر بتوانیم حتی بخشی از این مخاطبان را همراه کنیم، به هدف خود نزدیک شده‌ایم.

برای جذب مخاطب خاکستری، چه رویکردی در روایت و انتقال پیام‌های برنامه دنبال کردید؟

ما از ابتدا تصمیم گرفتیم پیام‌های برنامه به‌صورت غیرمستقیم منتقل شود. معتقد بودیم اگر مخاطب، به‌ویژه مخاطب خاکستری، با لحن شعاری یا نصیحت‌گونه خطاب قرار بگیرد، ارتباط مؤثری با برنامه برقرار نخواهد کرد. به همین دلیل، تلاش کردیم مفاهیم را در دل روایت‌ها و خاطرات بیان کنیم، نه به‌صورت مستقیم و دستوری. برای مثال، در بخش اول برنامه، آقای سادات اخوی درباره هیئت‌های مذهبی و مداحان قدیمی صحبت کردند؛ موضوعی که برای بسیاری از مخاطبان، به‌ویژه متولدان دهه‌های ۵۰، ۶۰ و ۷۰، یادآور خاطرات و حال‌ و هوای آن دوران است. تلاش نکردیم با نگاهی انتقادی یا قضاوت‌گرایانه بگوییم امروز چه چیزی درست یا غلط است؛ بلکه تنها تصویری از گذشته ارائه دادیم تا مخاطب خودش گذشته و امروز را مقایسه کند و به نتیجه برسد. هدف این بود که مخاطب بدون دریافت پیام مستقیم، تفاوت نگاه‌ها و تغییرات ایجاد شده در طول زمان را درک کند. این شیوه روایت، بسیار تأثیرگذارتر از بیان مستقیم و شعاری مفاهیم است.

چگونه می‌توان مفاهیم دینی را با نیازها و زبان مخاطب امروز پیوند زد؟

شرایط جامعه تغییر کرده و طبیعی است بسیاری از رفتارها و سبک زندگی نیز تغییر کرده باشد، اما مسئله اصلی این است که آیا توانسته‌ایم مفاهیم دینی را متناسب با نیازهای امروز جامعه ارائه کنیم یا نه. اگر امروز بخشی از نسل جدید ارتباط کمتری با هیئت‌ها و برنامه‌های مذهبی برقرار می‌کند، باید این موضوع را آسیب‌شناسی کنیم. البته منظور این نیست که باید از فضای سنتی و اصیل هیئت‌ها فاصله بگیریم؛ بلکه معتقدم این اصالت باید حفظ شود و در کنار آن، شیوه ارائه و ارتباط با مخاطب نیز بهبود پیدا کند. من در جایگاهی نیستم که درباره مذهبی بودن یا نبودن افراد قضاوت کنم، اما معتقدم در حوزه‌ای که با ایمان و اعتقاد مردم سروکار دارد، نباید مسائلی مانند تجمل، اغراق، رقابت یا نگاه‌های مالی بر اصل محتوا غلبه کند. گاهی همین حاشیه‌ها سبب شده بخشی از مخاطبان، به‌ویژه نسل جوان، از این فضا فاصله بگیرند. به نظر من، آنچه باید تغییر کند، شیوه روایت و انتقال مفاهیم است، نه اصل مفاهیم. نسل امروز به دلیل سرعت بالای گردش اطلاعات، شبکه‌های اجتماعی و تغییر سبک مصرف محتوا، کمتر با روایت‌های طولانی و کلیشه‌ای ارتباط برقرار می‌کند. به همین دلیل، ما در برنامه تلاش کردیم مفاهیم عاشورایی را از طریق کتاب، شعر و روایت‌های انسانی و اخلاقی منتقل کنیم؛ به‌گونه‌ای که مخاطب، حتی اگر با روایت مستقیم تاریخی ارتباط نگیرد، بتواند از طریق موضوعاتی مانند انتخاب، فرصت، انتظار و تصمیم‌گیری با این مفاهیم همراه شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha