تحولات منطقه

۲۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۳
کد مطلب: ۱۱۶۰۶۳۳

در آستانه سالروز رحلت شهادت‌گونه فخر کائنات، حضرت محمد مصطفی(ص)، جهان اسلام غرق در ماتمی بس بزرگ است.

زمان مطالعه: ۴ دقیقه

در آستانه سالروز رحلت شهادت‌گونه فخر کائنات، حضرت محمد مصطفی(ص)، جهان اسلام غرق در ماتمی بس بزرگ است. در این روزهای حزن و ارادت، به بهره‌مندی از اندیشه والا و قلم گهربار یکی از استوانه‌های علمی و مراجع عظام تقلید، حضرت آیت‌الله‌العظمی جعفر سبحانی نشسته‌ایم. این فقیه عالی‌مقام و محقق برجسته با تسلطی کم‌نظیر بر تاریخ اسلام، روایتی عمیق و اثرگذار از غربت و عظمت آن ساعات سرنوشت‌ساز ارائه داده‌اند که پیش‌تر در کتاب «فرازهایی از تاریخ پیامبر اسلام(ص)» به تفصیل و عمیق به آن پرداخته شده است و دل هر شیفته اهل‌بیتی را به درد می‌آورد. بازخوانی ایشان از آخرین لحظات عمر پربرکت پیامبر(ص) را در ادامه می‌خوانید.

‏پیامبری تا آخرین لحظه

آخرین روزهای زندگانی پیامبر(ص) از فصول بسیار حساس و دقیق تاریخ اسلام است. اسلام و مسلمانان در آن روزها، ساعات دردناکی را می‌گذراندند؛ مخالفت علنی برخی صحابه و سرپیچی آنان از شرکت در سپاه اسامه، حاکی از یک سلسله فعالیت‌های زیرزمینی و تصمیم جدی آنان بود که پس از درگذشت پیامبر(ص)، حکومت و فرمانروایی و امور سیاسی اسلام را قبضه کنند و جانشین رسمی پیامبر(ص) را که در روز «غدیر» تعیین شده بود، عقب بزنند. پیامبر(ص) نیز از منویات آنان آگاهی داشت، از این رو برای خنثی کردن فعالیت آنان اصرار می‌ورزید که تمام سران صحابه در سپاه اسامه شرکت کنند و هر چه زودتر سرزمین مدینه را به قصد نبرد با رومیان ترک گویند. ولی بازیگران صحنه سیاست برای اجرای نقشه‌های خود، به عللی از شرکت در سپاه اسامه اعتذار جسته و حتی سپاه را از حرکت بازداشتند تا روزی که پیامبر اسلام(ص) درگذشت و سرانجام پس از ۱۶ روز توقف و معطلی بر اثر انتشار وفات پیامبر(ص)، دومرتبه به مدینه بازگشتند.

وداع با معیت فرشتگان

پیامبر اکرم(ص) با وجود مسئولیت‌های بزرگ و مشغله‌های فراوان، محبت عمیقی به دخترش حضرت فاطمه زهرا(س) داشت. ایشان پیش از سفر با دختر خود وداع می‌کرد و پس از بازگشت، پیش از دیگران به دیدار او می‌رفت و همواره احترام ویژه‌ای برایش قائل بود. در روزهای بیماری پیامبر اکرم(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س) همواره در کنار بستر پدر حضور داشت و با ایشان سخن می‌گفت.
در آخرین لحظه‌های زندگی، پیامبر(ص) چشمان خود را باز کرد و گفت: برادرم را صدا بزنید تا بیاید در کنار بستر من بنشیند. همه فهمیدند مقصودش علی(ع) است. علی در کنار بستر او نشست، ولی احساس کرد پیامبر(ص) می‌خواهد از بستر برخیزد. علی(ع) پیامبر(ص) را از بستر بلند کرد و به سینه خود تکیه داد. چیزی نگذشت که علائم احتضار، در وجود شریف او پدید آمد. شخصی از ابن‌عباس پرسید: پیامبر(ص) در آغوش چه کسی جان سپرد؟ ابن عباس گفت: پیامبر گرامی(ص) در حالی‌که سر او در آغوش علی(ع) بود، جان سپرد و علی(ع) و برادر من، «فضل» او را غسل دادند.
امیرمؤمنان(ع) در یکی از خطبه‌های خود به این مطلب تصریح کرده و می‌فرماید: «وَلَقَدْ قُبِضَ رَسُولُ اللَّه(ص) وَ إِنَّ رَأْسَهُ لَعَلَی صَدْرِی... وَلَقَدْ وُلِّیتُ غُسْلَهُ(ص) وَالْمَلاَئِکَةُ أَعْوَانِی...»، پیامبر(ص) در حالی‌که سر او بر سینه من بود، قبض روح شد، من او را در حالی‌که فرشتگان مرا یاری و کمک می‌کردند، غسل دادم.

«یا الله، مرا به رفیق اعلی ملحق بگردان»

گروهی از محدثان نقل می‌کنند آخرین جمله‌ای که پیامبر(ص) در آخرین لحظات زندگی خود فرمود، جمله «لا، مع الرفیق الاعلی» بوده است، گویا فرشته وحی او را در موقع قبض روح، مخیر ساخته بهبودی یابد و بار دیگر به این جهان بازگردد و یا پیک الهی، روح او را قبض کند و به سرای دیگر بشتابد. وی با گفتن جمله مزبور، به پیک الهی رسانیده است که می‌خواهد به سرای دیگر بشتابد، بنابراین پیامبر(ص) این جمله را فرمود و دیدگان و لب‌های وی روی هم افتاد.
روح مقدس و بزرگ آن سفیر الهی، ظهر روزِ دوشنبه در ۲۸ ماه صفر به آشیان خلد پرواز کرد، آن‌گاه پارچه‌ای یمنی روی پیکر مطهر آن حضرت افکندند و برای مدت کوتاهی در گوشه اتاق گذاردند. شیون زنان و گریه نزدیکان پیامبر(ص) مردم بیرون را مطمئن کرد که پیامبر گرامی(ص) درگذشته است، چیزی نگذشت که خبر رحلت وی در سرتاسر شهر انتشار یافت.

آفتابی که بی‌غروب بود

همان‌طور که شرحش آمد، امیرمؤمنان(ع) پیکر مطهر پیامبر(ص) را غسل داد و کفن کرد، زیرا پیامبر(ص) فرموده بود نزدیک‌ترین فرد مرا غسل خواهد داد و این شخص جز علی(ع) کسی نبود. ایشان در حالی که اشک از دیدگانش جاری بود؛ این جمله‌ها را گفت: پدر و مادرم فدای تو باد، با فوت تو ریشه نبوت و وحی الهی و اخبار آسمان‌ها که هرگز با مرگ کسی بریده نمی‌شود ـ قطع شد.
نخستین کسی که بر پیامبر(ص) نماز گزارد، امیرمؤمنان(ع) بود. سپس یاران پیامبر(ص) دسته دسته بر پیکر او نماز گزاردند و این مراسم تا ظهر روز سه‌شنبه ادامه داشت و سپس تصمیم بر این شد که پیکر مطهر پیامبر(ص) را در همان حجره‌ای که درگذشته بود، به خاک بسپارند. قبرِ آن حضرت به وسیله ابوعبیده جراح و زید بن سهل آماده شد و مراسم دفن به وسیله امیرمؤمنان(ع) به کمک فضل و عباس انجام گرفت. سرانجام، آفتاب زندگی شخصیتی که با فداکاری‌های خستگی‌ناپذیر خود، سرنوشت بشر را دگرگون کرد و صفحات نو و درخشانی از تمدن به روی انسان‌ها گشود، غروب کرد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha