کودکان امروز میان بازیهای واقعی و دنیای بیپایان صفحههای کوچک، بیشتر از همیشه پای موبایل نشستهاند؛ تغییری که آرام و بیصدا، سبک زندگی و حتی دنیای کودکی آنها را دگرگون کرده است؛ صفحهای که اگرچه پنجرهای به جهان آموزش و ارتباط است،اما وقتی به جای بازی، تعامل خانوادگی و تجربه واقعی زندگی بنشیند، میتواند سلامت جسم و روان کودک را آرامآرام تحت تأثیر قرار دهد.
موبایل و فضای مجازی در مدت کوتاهی به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی کودکان و نوجوانان تبدیل شدهاند. نسل جدید برخلاف والدین خود از سالهای نخست زندگی با اینترنت، تلفن هوشمند، شبکههای اجتماعی و بازیهای آنلاین مواجه بوده و برای بسیاری از آنها موبایل فقط یک ابزار سرگرمی نیست؛ وسیلهای برای ارتباط با دوستان، یادگیری، کسب اطلاعات و حتی شکل دهی به هویت اجتماعی است؛ همین وابستگی روزافزون موجب شده است که در بسیاری از خانوادهها تلویزیون که سالها مهمترین ابزار سرگرمی کودکان بود، جای خود را به موبایل و تبلت بدهد.
اما مسئله از جایی جدی میشود که استفاده از فناوری از یک ابزار به یک عادت مسلط و سپس به وابستگی تبدیل شود. کارشناسان حوزه سلامت و روانشناسی درباره پیامدهای استفاده افراطی از صفحه نمایش هشدار دادهاند؛ پیامدهایی که تنها به ضعف بینایی یا کم تحرکی محدود نمیشود و میتواند رشد شناختی، زبان، روابط اجتماعی، خواب، عملکرد تحصیلی و سلامت روان کودک را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
وقتی موبایل جای تعامل واقعی را میگیرد
یکی از مهم ترین آثار استفاده بیش از اندازه از موبایل، کاهش تعامل مستقیم کودک با والدین و محیط اطراف است؛ کودک برای رشد طبیعی خود فقط به اطلاعات نیاز ندارد؛ گفت وگو، بازی، لمس، تجربه محیط، مشاهده چهرهها و یادگیری احساسات دیگران بخش مهمی از فرایند رشد اوست.
مهرداد شریفی، معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، با اشاره به پیامدهای وابستگی شدید کودکان به رسانه های دارای صفحه نمایش گفته است که استفاده زیاد از موبایل و تلویزیون میتواند بر رشد شناختی، زبانی و اجتماعی ـ عاطفی کودکان اثر منفی بگذارد. به گفته او، افزایش زمان مقابل صفحه نمایش، میزان و کیفیت تعامل میان کودک و مراقبان را کاهش میدهد و میتواند بر رشد زبان تأثیر بگذارد.
این مسئله در سالهای نخست زندگی اهمیت بیشتری دارد؛کودک دراین دوره از طریق ارتباط با انسانها و تجربه مستقیم محیط، مهارتهای پایه خود را شکل میدهد؛ اگرموبایل دائماً به عنوان وسیلهای برای آرام کردن کودک، ساکت نگه داشتن او یا پر کردن اوقات فراغتش استفاده شود، ممکن است فرصتهای مهم تعامل واقعی از او گرفته شود.
ازسوی دیگر، فضای مجازی میتواند جای بخشی از آموزش و حتی نظارت والدین را نیز بگیرد. اصغر جهانگیر،معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، با اشاره به تغییر شرایط تربیتی کودکان در عصر فضای مجازی گفته است که روشهای سنتی حمایت و تربیت در برخی موارد دیگر پاسخگوی شرایط جدید نیستند. او هشدار داده است که استفاده از فضای مجازی درمواردی جای آموزش واقعی و نظارت بر تربیت کودکان و نوجوانان را گرفته و آنها را در این فضا رها کرده است.
از اختلال خواب تا اضطراب و افت تحصیلی
آسیب های استفاده افراطی از موبایل چندلایه است؛کودک یا نوجوانی که بخش زیادی از روز را با صفحه نمایش میگذراند، طبیعتاً زمان کمتری برای فعالیت بدنی، خواب کافی، مطالعه، ارتباط خانوادگی و بازی واقعی خواهد داشت.
شریفی،معاون بهداشت دانشگاه علوم پزشکی جندیشاپور اهواز، افزایش احتمال چاقی، اختلال خواب، ضعف عملکرد تحصیلی و تأثیر برسلامت روان را از جمله پیامدهای استفاده بیش از اندازه از صفحه نمایش برشمرده است؛اوهمچنین از افزایش احتمال افسردگی و اضطراب و تأثیر این وضعیت بر توانایی کودک در تفسیر احساسات و کنترل رفتار خبر داده است.
به این ترتیب، مسئله فقط این نیست که کودک چند ساعت از شبانه روز را با موبایل سپری میکند؛مسئله این است که این ساعتها چه چیزی را از زندگی او حذف میکنند؛اگر زمان موبایل جای خواب، ورزش، بازی گروهی، گفت وگو با خانواده و فعالیت های آموزشی را بگیرد، پیامدهای آن میتواند در بلندمدت آشکارتر شود.
در سنین بالاتر نیز خطرهای دیگری مطرح میشود. زهرا شریفی گرمدره، مشاور و روانشناس خانواده، با اشاره به پیامدهای استفاده مفرط از ابزارهای دیجیتال، از بیقراری، کاهش تحمل، وابستگی به پاداش فوری و ضعف مهارتهای خودت نظیمی به عنوان بخشی از آسیبهای رفتاری این وضعیت نام برده است.
وابستگی به پاداش فوری یکی از نکات مهم در این بحث است؛ بسیاری از اپلیکیشنها، بازیها و شبکههای اجتماعی با اعلانها، امتیازها، ویدئوهای کوتاه و محتوای متوالی، کاربر را به دریافت مداوم محرکهای جدید عادت میدهند؛ کودک ممکن است به تدریج تحمل فعالیتهایی را که نتیجه آنها فوری نیست، از دست بدهد؛ مطالعه، یادگیری، ورزش یا حتی یک گفت وگوی ساده خانوادگی در مقایسه با صفحهای که هر لحظه محتوای تازه ارائه میکند، برای او کمجاذبهتر شود.
کودک امروز تلویزیون را کنار گذاشته است
نسلهای گذشته نیز با مسئله تلویزیون و مصرف بیش از حد آن مواجه بودند، اما تفاوت مهم موبایل با تلویزیون در شخصی و قابل حمل بودن آن است؛تلویزیون معمولاً در یک فضای مشخص خانه قرار داشت، اما موبایل تقریباً همه جا همراه کودک است؛ در اتاق خواب، سر سفره، هنگام درس خواندن، در مهمانی و حتی هنگام گفتوگو با والدین.
به همین دلیل، موبایل میتواند حضور دائمی تری در زندگی کودک پیدا کند؛ دیگر مسئله فقط «تماشای صفحه» نیست؛ کودک با یک ابزار چند منظوره مواجه است که همزمان تلویزیون، بازی، شبکه اجتماعی، دوربین، پیامرسان و ابزار جستوجوست.
زهرا شریفی گرمدره با اشاره به همین تغییر نسلی گفته است که بخش قابل توجهی از تنشهای خانوادگی امروز حول گوشی موبایل شکل میگیرد؛ او همچنین تأکید کرده است که کودکان زیر دو سال نباید در معرض استفاده از امکانات دیجیتال قرار گیرند و در سنین دو تا پنج سال نیز زمان استفاده باید بسیار محدود باشد.
این روانشناس درباره کودکان شش تا ۱۲ سال نیز بر محدودیت زمانی استفاده از ابزارهای دیجیتال تأکید کرده و هشدار داده است که استفاده افراطی میتواند بر تمرکز، توجه، حافظه، وضعیت روانی، فعالیت بدنی و روابط اجتماعی اثر بگذارد. در مورد نوجوانان نیز او اضطراب، افسردگی، بیانگیزگی، گوشه گیری و اختلال خواب را از جمله پیامدهای احتمالی استفاده بیش از اندازه عنوان کرده است.
البته موبایل ذاتاً دشمن کودک نیست. مشکل زمانی شکل میگیرد که ابزار دیجیتال بدون قاعده و جایگزین سایر بخشهای زندگی شود. استفاده هدفمند برای آموزش، ارتباط یا دسترسی به محتوای مناسب میتواند بخشی از زندگی امروز باشد؛ آنچه نیازمند مدیریت است، تبدیل موبایل به محور اصلی زندگی کودک است.
فضای مجازی؛ فرصت آموزشی یا میدان بینظارتی؟
فضای مجازی علاوه بر فرصتهای آموزشی و ارتباطی، محیطی است که کودک ممکن است بدون آمادگی کافی با محتوای نامناسب، خشونتآمیز یا گمراه کننده مواجه شود؛ این مسئله به ویژه زمانی جدیتر میشود که والدین از فعالیت فرزند خود در فضای مجازی اطلاع دقیقی نداشته باشند.
اصغر جهانگیر، معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه، یکی از خطرهای فضای مجازی را واقعی تلقی کردن آن از سوی کودکان و نوجوانان دانسته و به نمونههایی مانند بازیهای رایانه ای غیرمجاز و خشن اشاره کرده است؛ بازیهایی که در آنها خشونت و رفتارهای خلاف قانون ممکن است به شکل ارزش یا امتیاز نمایش داده شود.
به گفته جهانگیر، بیش از ۲۰ دستگاه در امور اطفال و نوجوانان نقش دارند،اما در برخی حوزهها خلأ یا همپوشانی وظایف وجود دارد و دستگاهها گاهی مسئولیت را به یکدیگر واگذار میکنند. نتیجه چنین وضعیتی از نگاه او میتواند رهاشدگی کودکان و نوجوانان در فضای مجازی و افزایش آسیبهای ناشی از آن باشد.
در واقع، مسئولیت فقط برعهده خانواده نیست؛ مدرسه، نهادهای فرهنگی، دستگاههای حمایتی و سیاست گذاران نیز باید در ایجاد محیط امن دیجیتال برای کودکان نقش داشته باشند. با این حال، خانواده نخستین محیطی است که میتواند الگوی مصرف فناوری را برای کودک تعریف کند.
راه نجات، حذف موبایل نیست؛ مدیریت هوشمندانه است
مقابله با وابستگی کودک به موبایل با حذف ناگهانی گوشی یا برخوردهای تنبیهی لزوماً نتیجه مطلوبی ندارد. کودکی که موبایل را تنها ابزار سرگرمی خود میداند، اگر بدون جایگزین مناسب از آن محروم شود، ممکن است با مقاومت و تنش بیشتری مواجه شود.
زهرا شریفی گرمدره بر ضرورت برنامه ریزی والدین تأکید کرده و گفته است وقتی کودک یا نوجوان برنامه مشخصی برای اوقات فراغت نداشته باشد، طبیعی است که به سمت گوشی هوشمند برود؛ به اعتقاد او، فعالیتهای ورزشی، کلاسهای آموزشی، تفریحات خانوادگی، حضور در محیطهای اجتماعی و بازی در فضای باز میتواند جایگزین مناسبی برای زمان طولانی استفاده از موبایل باشد.
اما شاید مهمتر از تعیین زمان استفاده، رفتار خود والدین باشد. نمیتوان از کودک خواست موبایل را کنار بگذارد، درحالی که پدر و مادر ساعتهای طولانی در شبکههای اجتماعی حضور دارند. شریفی گرمدره نیز تأکید کرده است که والد آگاه باید در درجه نخست خودش الگوی مصرف صحیح باشد و گوشی را در زمانهای مناسب کنار بگذارد.
راهکار مؤثرتر، ایجاد مرزبندی زمانی، مکانی و محتوایی است؛ یعنی خانواده از ابتدا مشخص کند چه زمانی استفاده از گوشی مجاز است، در چه مکانهایی نباید از آن استفاده شود و چه نوع محتوایی برای کودک مناسب است. به گفته این روانشناس، رختخواب، سر سفره و زمان درس خواندن میتواند از جمله مکانها و موقعیتهایی باشد که استفاده از گوشی در آنها ممنوع شود.
در نهایت، مسئله موبایل برای کودکان را نمیتوان با نگاه صفر و صدی حل کرد. فناوری بخشی از زندگی نسل جدید است و حذف کامل آن نه عملی است و نه لزوماً مطلوب. آنچه باید تغییر کند، نوع رابطه کودک با فناوری است. موبایل نباید جای خانواده، دوست، مدرسه، ورزش، بازی و تجربه واقعی جهان را بگیرد.
کودک امروز همان جوان و بزرگسال فرداست؛ هشداری که اصغر جهانگیر نیز بر آن تأکید کرده است. اگر سالهای شکل گیری شخصیت، مهارتهای اجتماعی و سلامت جسم و روان کودکان در محاصره صفحههای کوچک سپری شود، هزینه های آن ممکن است سالها بعد در قالب نسلی کم تحرک تر، منزویتر و آسیب پذیرتر خود را نشان دهد؛بنابراین مسئله اصلی نه جنگ با موبایل، بلکه بازگرداندن تعادل به زندگی کودکان است؛ تعادلی که در آن فناوری ابزار زندگی باشد، نه جایگزین خود زندگی.





نظر شما