تحولات منطقه

پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم اسلام‌آباد، خطر بازگشت تنش میان ایران و آمریکا را افزایش داده است؛ اما برای چین، این بحران تنها تهدید نیست، بلکه فرصتی برای حفظ جریان نفت ایران، مقابله با تحریم‌های آمریکا و تقویت نفوذ راهبردی پکن است.

بازی بزرگ چین در خلیج فارس؛ ایران، نفت و پایان هژمونی آمریکا
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

روز دوشنبه ۱۷ اوت ۲۰۲۶، مهلت ۶۰ روزه «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» (IMOU) میان ایالات متحده و ایران، بدون دستیابی به توافق نهایی یا صدور بیانیه مشترکی برای تمدید آن، همان‌گونه که در این تفاهم‌نامه پیش‌بینی شده بود، به پایان رسید.

این وضعیت پس از متوقف ماندن اجرای مفاد توافق و افزایش تنش میان واشنگتن و تهران، گزارش‌های متناقضی درباره سرنوشت این توافق به دنبال داشته است. در نتیجه، پرسش‌های متعددی درباره سناریوهای احتمالی مطرح شده است: آیا مهلت تمدید خواهد شد یا تشدید تنش جدیدی رخ خواهد داد و پیامدهای آن چه خواهد بود؟

این وضعیت به یک بحران منجر شده است؛ ایران وجود هرگونه مهلت الزام‌آور را رد کرده و واشنگتن را به نقض مفاد تفاهم‌نامه و افزایش تنش‌ها در تنگه هرمز متهم کرده است.

در صورت نقض این توافق که با عنوان «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» شناخته می‌شود، چندین سناریو و پیامد احتمالی همچنان مطرح است؛ از جمله احتمال شکل‌گیری یک جنگ فرسایشی و ادامه فشارهای اقتصادی آمریکا و محدودیت‌های اعمال‌شده بر کشتیرانی علیه تهران، بدون آنکه این وضعیت الزاماً به یک رویارویی نظامی تمام‌عیار منجر شود.

همچنین امکان گشایش مسیر دیپلماسی غیرمستقیم وجود دارد؛ به این معنا که کانال‌های مذاکره از طریق عمان و قطر همچنان باز بمانند، بدون آنکه در کوتاه‌مدت به یک راه‌حل هسته‌ای منجر شوند. البته تحقق این سناریو منوط به تحمل فشارها و پیامدهای بیشتری خواهد بود؛ از جمله افزایش هزینه‌های انرژی و کاهش تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز، در شرایطی که وضعیت همچنان در حالت بن‌بست باقی بماند.

در اینجا موضع چین در صورت ازسرگیری تشدید تنش علیه ایران اهمیت پیدا می‌کند؛ پکن به ارائه حمایت اقتصادی مستمر از ایران ادامه خواهد داد و همچنان به واردات نفت ایران ادامه می‌دهد تا آثار تحریم‌های آمریکا را کاهش دهد.

سناریوی دیگری نیز مطرح است که بر اساس آن، پکن سیاست «بی‌طرفی در برابر فشار» را در پیش بگیرد؛ به این معنا که دیپلماسی چین از کاهش تنش و حفاظت از مسیرهای تأمین انرژی آسیا حمایت کند و هم‌زمان هژمونی آمریکا را رد کند. در چنین شرایطی، پکن از بحران برای تضعیف تحریم‌های یکجانبه آمریکا علیه ایران و تقویت حضور راهبردی خود استفاده خواهد کرد.

نگاه محافل اطلاعاتی چین به پایان مهلت ۶۰ روزه

در این چارچوب، محافل اطلاعاتی چین پیامدهای احتمالی پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم میان آمریکا و ایران را بدون دستیابی به توافق نهایی یا تمدید رسمی آن بررسی می‌کنند.

از نگاه این محافل، چنین وضعیتی می‌تواند کل منطقه و خلیج فارس را در آستانه رویارویی دوباره قرار دهد؛ به‌ویژه در شرایطی که تبادل اتهامات میان دو طرف ادامه دارد و تردد دریایی در تنگه هرمز کاهش یافته است.

محافل اطلاعاتی چین وضعیت موجود را بر اساس چندین سناریو و موضع احتمالی تحلیل می‌کنند. یکی از مهم‌ترین آنها، سناریوی «جنگ فرسایشی» است؛ وضعیتی میان جنگ و صلح.

این سناریو که در ارزیابی‌های چینی از احتمال بیشتری برخوردار است، ادامه وضعیت موجود را پیش‌بینی می‌کند؛ به‌گونه‌ای که نه جنگی تمام‌عیار رخ دهد و نه توافق سیاسی حاصل شود. در این وضعیت، درگیری‌های محدود ادامه خواهد یافت و طرفین از ابزارهای اقتصادی و فشار دریایی برای خرید زمان و آزمایش آمادگی نظامی یکدیگر استفاده خواهند کرد.

محافل اطلاعاتی، نظامی، سیاسی و راهبردی چین همچنین احتمال تداوم تشدید تنش دریایی نامحدود را مطرح می‌کنند؛ به‌ویژه در صورتی که تفاهم‌های موجود کاملاً فروبپاشد و رویارویی مستقیم میان آمریکا و ایران از سر گرفته شود.

این رویارویی می‌تواند خود را در هدف قرار دادن مسیرهای کشتیرانی و تأسیسات نفتی در تنگه هرمز نشان دهد و زنجیره تأمین جهانی انرژی را با اختلال مواجه کند.

در پکن همچنین انتظار می‌رود چین نقش خود را به‌عنوان یک مداخله‌گر دیپلماتیک در منطقه خاکستری حفظ کند. میانجی‌های منطقه‌ای مانند پاکستان، قطر و عمان تلاش خواهند کرد کانال‌های پشت‌پرده را فعال نگه دارند و بدون اعلام رسمی، زمینه تحمیل یک آتش‌بس عملی جدید را فراهم کنند.

بی‌طرفی راهبردی؛ سیاست چین در برابر رویارویی تهران و واشنگتن

در صورت ازسرگیری تنش میان واشنگتن و تهران، موضع رسمی چین بر پیگیری سیاست «بی‌طرفی راهبردی فعال» استوار خواهد بود.

چین از ورود مستقیم نظامی به بحران اجتناب خواهد کرد و تمرکز خود را بر حفاظت از منافع اقتصادی و تضمین جریان نفت ایران از طریق سازوکارهایی که تحریم‌ها را دور می‌زنند، قرار خواهد داد.

این سیاست با فشار دیپلماتیک علیه هژمونی آمریکا همراه خواهد شد. پکن می‌تواند از بسترهای چندجانبه بین‌المللی مانند گروه بریکس، سازمان همکاری شانگهای و شورای امنیت سازمان ملل برای محکوم کردن هرگونه تشدید تنش یا محاصره یکجانبه آمریکا علیه تهران استفاده کند و چنین اقداماتی را تهدیدی علیه صلح و امنیت بین‌المللی بداند.

چین همچنین سازوکارهای اقتصادی و سیاسی جایگزین برای میانجیگری را حفظ خواهد کرد و هم‌زمان می‌تواند یک بسته حمایت اقتصادی غیرمستقیم ارائه دهد یا مشارکت راهبردی خود با ایران را تقویت کند تا از فروپاشی نظام ایران زیر فشار انزوای اقتصادی آمریکا جلوگیری شود.

پکن همچنین با بازیگران منطقه‌ای هماهنگ خواهد شد تا هرگونه شوک در بازارهای انرژی را مهار کند.

نفت ایران؛ نقطه اتصال منافع تهران و پکن

اندیشکده‌های اطلاعاتی و نظامی چین ابعاد تشدید فشار اقتصادی آمریکا علیه ایران را نیز بررسی می‌کنند. این فشارها شامل تلاش دولت ترامپ برای هدف قرار دادن شبکه‌های تأمین مالی ایران و همچنین نهادها و شرکت‌هایی در چین و کشورهای خلیج فارس است که به تهران برای دور زدن تحریم‌های نفتی کمک می‌کنند.

انتظار می‌رود آمریکا فشارهای نظامی و دریایی خود را نیز افزایش دهد؛ اقدامی که می‌تواند به دورهای تازه‌ای از تنش دریایی، محاصره و محدودیت علیه بنادر و کشتیرانی ایران منجر شود، آن هم در شرایطی که تلاش‌ها برای دستیابی به یک توافق جامع و نهایی متوقف مانده است.

در این شرایط، ماهیت موضع چین روشن است؛ حفاظت از منافع اقتصادی ایران. چین به خرید نفت ایران ادامه خواهد داد و برای تأمین نیازهای انرژی خود بدون رویارویی مستقیم با تحریم‌های آمریکا، به شبکه‌های دور زدن تحریم‌ها، از جمله «ناوگان سایه»، متکی خواهد بود.

پکن همچنین نقش میانجی و دیپلماتیک خود را حفظ خواهد کرد. وزارت خارجه چین به‌طور مستمر خواستار کاهش تنش و بازگشت به مذاکرات سیاسی خواهد شد و گزینه نظامی آمریکا و اسرائیل علیه تهران را رد خواهد کرد.

چین در عین حال سیاست «موازنه راهبردی» را دنبال خواهد کرد؛ به این معنا که ضمن حفظ روابط راهبردی با ایران، کانال‌های ارتباطی قدرتمندی را با واشنگتن و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز حفظ کند. چنین سیاستی به پکن امکان می‌دهد نفوذی آرام و پشت‌پرده در بحران داشته باشد.

هدف بزرگ‌تر چین؛ تغییر نظم جهانی

اهداف راهبردی چین در این بحران فراتر از حفاظت از روابط با ایران است. پکن تلاش خواهد کرد از رویکرد یکجانبه آمریکا علیه ایران برای اثرگذاری بر نظم بین‌المللی استفاده کند.

چین از گذار از یک نظام تک‌قطبی تحت رهبری آمریکا به سوی یک نظم بین‌المللی چندقطبی حمایت خواهد کرد؛ نظمی که بتواند منافع اقتصادی چین و دسترسی آن به نفت ایران با قیمت‌های مناسب را بدون محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های آمریکا تضمین کند.

پکن همچنین تلاش خواهد کرد راهبرد «ائتلاف متقابل» خود را تقویت کند و با ایجاد یک جبهه دیپلماتیک متحد میان چین، روسیه و ایران، سیاست‌های آمریکا را مهار کند.

چین در این مسیر به سازوکارهای دیپلماتیک متعددی تکیه خواهد کرد. یکی از مهم‌ترین آنها گروه بریکس است؛ گروهی که گسترش عضویت آن می‌تواند وابستگی به دلار را کاهش داده و برای کشورهایی که تحت تحریم‌های غرب و آمریکا قرار دارند، نوعی شبکه ایمنی اقتصادی ایجاد کند.

چین همچنین از طریق سازمان همکاری شانگهای تلاش خواهد کرد هماهنگی امنیتی و سیاسی میان کشورهای آسیایی را افزایش دهد تا در برابر گسترش نظامی و راهبردی آمریکا موازنه ایجاد شود.

در نهایت، شورای امنیت سازمان ملل یکی دیگر از ابزارهای مهم پکن خواهد بود. چین می‌تواند با استفاده از حق وتوی خود و هماهنگی با روسیه، مانع تصویب قطعنامه‌های تشدیدکننده غربی یا آمریکایی علیه تهران شود.

به این ترتیب، پایان مهلت ۶۰ روزه تفاهم اسلام‌آباد برای چین صرفاً یک بحران دیگر میان تهران و واشنگتن نیست؛ بلکه فرصتی برای پکن است تا هم‌زمان از منافع اقتصادی خود، جریان نفت ایران و جایگاه راهبردی‌اش در غرب آسیا محافظت کند و از بحران برای به چالش کشیدن نظم یکجانبه تحت رهبری آمریکا بهره بگیرد.

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha