تحولات منطقه

تکوین، بالندگی و پایایی انقلاب‌های تمدن‌ساز، بیش و پیش از آنکه متکی بر ساختارهای عینی و سخت‌افزاری باشد، در گرو قدرت تولید نرم‌افزار فکری و خلق زبانی منسجم، زاینده و برانگیزاننده برای جامعه است.

آقای شهید و نظریه قیام‌للّه
زمان مطالعه: ۶ دقیقه

تکوین، بالندگی و پایایی انقلاب‌های تمدن‌ساز، بیش و پیش از آنکه متکی بر ساختارهای عینی و سخت‌افزاری باشد، در گرو قدرت تولید نرم‌افزار فکری و خلق زبانی منسجم، زاینده و برانگیزاننده برای جامعه است. رهبر شهید ملت ایران؛ آیت‌الله العظمی خامنه‌ای(ره) در چنین هندسه‌ای، صرفاً یک کنشگر سیاسی یا مدیر اجرایی در رأس هرم قدرت نبودند، بلکه در جایگاه یک معمار گفتمانی و مفسر زمان‌آگاه ظاهر شدند که نبض جامعه را می‌شناسند و متناسب با اقتضائات روز، ادبیات تولید می‌کنند. از همین رو، بازخوانی دقیق و روشمند هندسه معرفتی و روان‌شناختی رهبر شهید انقلاب در بازتعریف مفاهیم بنیادینی چون جهاد، قیام لله و تعالی انگیزه‌ها، برای پژوهشگران علوم ارتباطات و مربیان نسل نو ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به شمار می‌رود.
در همین راستا، در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام والمسلمین هادی عجمی، استاد سطوح عالی حوزه علمیه خراسان و مسئول پژوهش مدرسه عالی ‌فقاهت‌ عالم‌ آل‌محمد(ع) ابعاد پنهان و کمتر دیده‌شده این منظومه فکری، به‌ویژه در ساحت‌های تربیتی، قرآنی و جامعه‌شناختی به دقت تبیین و واکاوی شده است. در ادامه، مشروح این گفت‌وگو تقدیم نگاه خوانندگان گرامی می‌شود.

نقش محوری رهبر شهید در خلق نرم‌افزار فکری و توسعه ادبیات انقلابی

یکی از نقاط عطف و ویژگی‌های بی‌بدیل رهبر شهید انقلاب اسلامی، توانایی خارق‌العاده و بنیادین ایشان در تولید نرم‌افزار، تفکر انقلابی و جریان‌سازی فکری در بطن جامعه بود. اساساً رهبر راستین یک جامعه دینی و تمدنی، فردی است که بر پایه شناخت عمیق از مقتضیات زمان و مکان بتواند به صورت مستمر و پیوسته، ادبیاتی متناسب، زنده، کاربردی و منطبق با نیازهای ملموس تولید کرده و آن را در کالبد جامعه تزریق کند. همان‌گونه که رهبر فرهیخته، دقیق و زمان‌شناس ایران اسلامی نیز به‌درستی دریافته بودند که انقلاب اسلامی یک رخداد منجمد در تاریخ نیست، بلکه حرکتی است زنده و پویا که تداوم و سلامت آن در گرو بازآفرینی بیانی و نظری است. ایشان توانستند با تسلط همه‌جانبه بر ظرفیت‌های زبانی و میراث معرفتی اسلام، ادبیاتی را پایه‌گذاری کنند و توسعه دهند که نه تنها در انحصار نخبگان دانشگاهی یا حوزوی نماند، بلکه به صورت نرم‌افزاری توده‌های میلیونی را به حرکت درآورد. این نرم‌افزار فکری توانست خلأهای ارتباطی و روانی جامعه را پر کرده و میان مبانی معرفتی با رفتار عملی آحاد مردم پیوند برقرار کند؛ به نحوی که مردم احساس کنند کلمات و ادبیات به‌کاررفته دقیقاً گره‌گشای چالش‌های روزمره، هویت‌بخش به کنش‌های فردی و اجتماعی و جهت‌دهنده به آرمان‌های تمدنی آنان است.

پیوند وثیق با قرآن و سنت؛ رهبر شهید در مقام مفسر و فقیه ژرف‌اندیش

این توانمندی شگرف در ادبیات‌سازی، محصول ذوق‌زدگی یا التقاط اصطلاحات غربی نبود، بلکه ریشه در ژرفای آیات الهی و روایات نورانی اهل‌بیت(ع) داشت. رهبر شهید انقلاب از سرچشمه زلال این معارف عمیق قرآنی و روایی کاملاً سیراب بودند و بر آن‌ها تسلط اجتهادی داشتند. تعابیری که ایشان به جامعه عرضه می‌کردند، همگی پشتوانه محکم متنی و وحیانی داشتند؛ چنان‌که در موضوع مهمی چون جهاد تبیین، صراحتاً به پیشینه روایی آن اشاره می‌کردند و یادآور می‌شدند عبارت جهاد لسان تعبیری مستند است که خود امیرالمؤمنین علی(ع) و پیامبر گرامی اسلام(ص) بر زبان رانده‌اند. روایات متعدد ما با تأکید بر «الدفاع عن الدین بالید واللسان» بر این حقیقت پای می‌فشارند که نبرد فکری، گفتمانی و زبانی، بخشی تفکیک‌ناپذیر از دفاع مقدس دینی است. از این رو، تعبیر شایسته درباره رهبر شهید این است که ایشان حقیقتاً یک مفسر عینی و واقعی قرآن کریم و یک فقیه قرآنی و روایی تراز بودند؛ فقیهی که قرآن را از حاشیه به متن زندگی اجتماعی و سیاسی آوردند و با تدبر عمیق در بطن کتاب خدا، مفاهیم خاموش و مستور را برای پاسخ به مسائل معاصر بازتولید کردند.

شالوده‌شکنی از انگاره‌های تقلیل‌گرایانه غربی و بازتعریف جامع جهاد

یکی از آسیب‌های بزرگ فکری که جریان‌های رسانه‌ای بیگانه نظیر شبکه بی‌بی‌سی به آن دامن می‌زدند، تحریف مفهوم جهاد و ارائه روایتی تک‌بعدی، خشن و صرفاً میلیتاریستی از آن بود. تحلیلگران این دست رسانه‌ها به دلیل بیگانگی مطلق با دستگاه واژگانی و بینش قرآنی، سال‌ها مدعی بودند نگاه رهبر شهید انقلاب یک زاویه دید نظامی و جنگ‌محور است و همه مسائل را در قالب ادوات جنگی و مخاصمات خشن می‌بینند. در حالی که این رویکرد، ناشی از جهل ساختاری به فرهنگ اصیل اسلامی است؛ چرا که ادبیات قرآنی، تمامی ساحت‌های حیات بشر در مواجهه با موانع و دشمنان را در ذیل عنوان شریف جهاد سامان می‌دهد. دشمن در منطق وحی به دو دسته درونی و بیرونی تفکیک می‌شود؛ دشمن درونی همان نفس سرکش آدمی است که فرمودند: «أعدی عدوّک نفسُک الّتی بین جنبیک» و مجاهده با آن جهاد اکبر نام گرفته است. دشمن بیرونی نیز ابلیس ملعون و شیاطین انسی هستند. قرآن کریم انسان را در نبردی دائمی و همه‌جانبه تعریف می‌کند؛ نبردی که در آن، مؤمن هر لحظه باید بیدار باشد و این غفلت‌زدایی از ذات مبارزه، بنیاد گفتمان اصیل اسلامی است.

تکثیر ساحت‌های جهاد در زیست روزمره و خلق نشاط مؤمنانه

در نگاه علما و براساس آیات جهاد، هر کس در مسیر مقابله با اهداف و توطئه‌های دشمن دچار رنج و زحمت شود، مشمول اجر و مقام مجاهد است. بر پایه همین قاعده، رهبر شهید این ادبیات مبارزاتی را وارد بخش‌های گوناگون کردند و افق‌های بدیعی برای جهاد گشودند: در عرصه نخبگانی با جوانان جهاد علمی را مطرح کردند؛ در ساحت فرهنگ با متولیان تبلیغ از جهاد تبیین و تبلیغ سخن گفتند و در پهنه معیشت عمومی، الگوی جهاد اقتصادی و اقتصاد مقاومتی را بنا نهادند.
با این منطق، حتی رفتارهای عادی و شخصی جامعه نیز هویتی جهادی می‌یابد؛ به عنوان مثال، اگر بانویی حجاب و چادر را نه صرفاً به عنوان یک پوشش سنتی، بلکه به دلیل حساسیت و طمع دشمن برای تخریب عفاف برگزیند، عمل او مصداق تام جهاد و بهره‌مندی از آیه شریفه «فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلَی القاعِدینَ أَجراً عَظیماً» خواهد شد. این ادبیات متعالی، جامعه ایمانی را از خمودگی، کسالت و موضع منفعلانه خارج کرده و فضایی آکنده از نشاط، مسئولیت‌پذیری و پویایی ایجاد می‌کند؛ جایی که براساس مفاهیم «سابقوا إلی مغفرة من ربکم و تعاونوا علی البر والتقوی» یک خیزش سراسری و جمعی در مسیر بندگی و مقاومت شکل می‌گیرد.

اصلاح، تعمیق و تعالی‌بخشی به نیات در مسیر قیام لله

در نظام تربیتی مکتب اسلام، حرکت ارادی انسان تک‌عاملی نیست و صرف داشتن شناخت، ادراک و آگاهی ذهنی برای ایجاد جهش رفتاری کفایت نمی‌کند، بلکه این انگیزه است که موتور محرکه اراده آدمی را فعال می‌کند. از سوی دیگر، تمام زیربنای معرفتی اسلام بر بنیاد نیت استوار است، چنان‌که فرموده‌اند: «إنما الأعمال بالنیات». یکی از برجسته‌ترین و هنرمندانه‌ترین وجوه رهبریِ قائد شهید، مهارت بی‌بدیل ایشان در اصلاح، تعمیق و تعالی‌بخشی به انگیزه‌ها بود. ایشان توانستند به جامعه بیاموزند چگونه کارهای معمول، روزمره، مستحبی و حتی رفتارهای حاشیه‌ای زندگی خود را ذیل یک نیت متعالی در مسیر تقابل با کفر و تحقق «أن تقوموا لله» قرار دهند. وقتی کنش‌های خرد و عادی با یک نیت الهی گره بخورند، از یک عمل ساده به مرتبه جهاد فی‌سبیل‌الله ارتقا می‌یابند و عامل خود را شایسته پاداش عظیم مجاهدان می‌کنند. این هنر هدایت‌گری که همزمان بر اصلاح شناخت و پالایش انگیزه تکیه دارد، افراد جامعه را -از یک پژوهشگر جوان گرفته تا یک فعال اقتصادی و بانوی خانه‌دار- به این باور می‌رساند که کار روزمره آنان قطعه‌ای حیاتی از پازل مبارزه با شیاطین و اعتلای کلمه حق است.

جهت‌بخشی قدسی به امور دنیوی در تقابل با پارادایم دنیازدگی

نقطه تمایز و تفاوت اساسی میان مدل رهبری برآمده از مکتب اهل‌بیت(ع) با رویکردهای حاکم بر جوامع سرمایه‌داری و حتی جوامع به ظاهر اسلامیِ دنیاگرا، در چگونگی تنظیم رابطه انسان با جهان مادی نهفته است. در تمدن‌های مادی، سازوکارهای حکمرانی و ساختارهای تربیتی همواره مردم را از انگیزه‌های ملکوتی، توحیدی و آرمان‌های بلند اخروی دور کرده و غرق در سودانگاری، لذت‌جویی فردی و امور دنیایی می‌کند؛ امری که حاصلی جز دنیازدگی، استهلاک معنوی و بی‌تفاوتی ساختاری ندارد.
در نقطه مقابل، شاهکار و هنر تاریخی رهبر شهید—که در امتداد صراط نورانی حضرت امام راحل(ره) ترسیم شد—این بود که توانست حتی امور مادی، معیشتی، شغلی و عرفی مردم را به یک مجرای الهی، جریان قدسی و خط معنوی متصل کند. این تمایز بنیادین میان نگاه الهی و دنیاگرایی افراطی، سبب شد امور مادی نه به عنوان هدف اصیل، بلکه به مثابه ابزار و بستری برای تقرب و مبارزه بازتعریف شوند. این الگوی درخشان از سلوک انقلابی و حکمرانی تربیتی، والاترین میراثی است که از رهبر شهید برای نسل‌های آینده برجای مانده است و ضامن استمرار حرکت پرشتاب و تحول‌آفرین جامعه اسلامی به سوی تمدن نوین خواهد بود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha