صندوقهای پژوهش و فناوری به عنوان بازوی مالی اکوسیستم نوآوری، در شرایط فعلی با چالش سنتی تأمین منابع مواجهاند. آمارهای جهانی حاکی از کاهش رشد سرمایهگذاری در تحقیق و توسعه و افت تعداد معاملات سرمایهگذاری خطرپذیر است که زنگ خطری برای مدلهای سنتی تأمین مالی محسوب میشود. در چنین فضایی، اتکا صرف به منابع دولتی، صندوقها را آسیبپذیر کرده و نیاز به بازتعریف نقش آنها را ضروری میسازد. تفکر ناب با تأکید بر حذف اتلاف و خلق ارزش پایدار، میتواند مبنای این تحول باشد.
در چالش ناکارآمدی مدل سنتی در عصر تحولات سریع مدل سنتی تأمین مالی پروژهمحور که در آن صندوقها صرفاً به ارائه تسهیلات به شرکتهای فناور میپردازند، دیگر پاسخگوی نیازهای اکوسیستم نوآوری نیست.
تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که صندوقهای موفق، صرفاً تأمینکننده منابع نیستند، بلکه نقش "توسعهدهنده اکوسیستم" را ایفا میکنند. در مدل فعلی، غالب شرکتهای نوپا با رویکرد "ناب" صرفاً بر ساخت محصول حداقلی تمرکز میکنند که این امر اغلب به ایجاد ساختار هزینهای غیربهینه در بلندمدت منجر میشود.
سرمایهگذاران بزرگ امروزه به دنبال فرصتهای تجاری با قابلیت پیشبینی سود هستند، نه صرفاً فناوریهای هیجانانگیز. اندازه بازار جهانی شهرهای هوشمند با رشد چشمگیری تا سال ۲۰۳۰ پیشبینی میشود که این شهرها را به بزرگترین آزمایشگاههای زنده فناوری تبدیل کرده است.
مدلهای تأمین مالی زیرساخت شهر هوشمند نیز خود به بازاری قابل توجه تبدیل شدهاند. در چنین فضایی، صندوقهای پژوهش و فناوری باید مأموریت خود را از "تأمینکننده مالی پروژههای تحقیقاتی" به "طراح و سرمایهگذار نظامهای نوین شهری" ارتقا دهند.
شهرهای آینده به راهکارهایی یکپارچه در حوزه انرژی، حملونقل، سلامت و حکمرانی نیاز دارند که هر یک، زنجیرهای از ارزش و نیازمندیهای مالی جدید را ایجاد میکند.
تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد که تأمین مالی نوآوری شهری بهتدریج از مدل سنتی اعطای تسهیلات به سمت ایجاد بازار، خرید نوآوری، تأمین مالی ترکیبی و مشارکت فعال دولت و شهرداریها حرکت کرده است.
در فنلاند، سیاست خرید عمومی نوآورانه بهعنوان ابزاری برای ایجاد تقاضا و باز کردن بازار برای شرکتهای فناور مورد استفاده قرار گرفته و برای خریدهای نوآورانه هدفگذاری مشخصی نیز در نظر گرفته شده است.
در نروژ، برنامه StartOff از سال ۲۰۲۰ با هدف همکاری دستگاههای دولتی و شهرداریها با شرکتهای نوآور ایجاد شد تا دولت به جای خرید یک فناوری از پیش موجود، مسئله خود را تعریف کرده و با شرکتها برای توسعه راهکار مناسب همکاری کند؛ این برنامه علاوه بر تأمین منابع، در تعریف مسئله، مدیریت پروژه و مسائل حقوقی و تجاری نیز پشتیبانی ارائه میدهد.
در آلمان نیز خرید دولتی بهعنوان ابزاری برای تحریک نوآوری و ایجاد بازار برای شرکتهای نوپا مورد توجه قرار گرفته است؛ بهگونهای که دولت میتواند با تبدیل شدن به «مشتری معتبر و اولیه» ریسک تجاری فناوریهای جدید را کاهش داده و مسیر تجاریسازی آنها را کوتاهتر کند.
در سطح اتحادیه اروپا، بانک سرمایهگذاری اروپا (EIB) از مدلهای متنوعی مانند وامهای چارچوبی، سرمایهگذاری از طریق صندوقها، تأمین مالی مستقیم و ابزارهای ترکیبی برای حمایت از پروژههای شهر هوشمند استفاده میکند و همزمان خدمات مشاورهای برای آمادهسازی پروژه و کاهش ریسک سرمایهگذاری ارائه میدهد.
همچنین تجربه شهرهای مختلف نشان میدهد که ایجاد یک چارچوب مالی اختصاصی برای نوآوری، اختصاص منابع شهری و اتصال آنها به منابع خارجی و بخش خصوصی، امکان توسعه پایدارتر پروژههای نوآورانه را فراهم میکند؛ بررسی OECD از ۸۹ شهر جهان نیز نشان داده است که بخش قابل توجهی از شهرهای نوآور، منابع مالی مشخصی برای نوآوری اختصاص دادهاند.
مجموع این تجارب نشان میدهد که صندوقهای پژوهش و فناوری ایران نیز میتوانند از الگوی «تأمین مالی صرف» به «توسعه بازار و کاهش ریسک نوآوری» حرکت کنند؛ به این معنا که صندوق با مشارکت شهرداری، دانشگاه و بخش خصوصی، مسئلههای بزرگ شهری را شناسایی کرده، برای اجرای پایلوت منابع اولیه فراهم کند، شهرداری را بهعنوان مشتری اول وارد پروژه نماید و پس از اثبات فناوری، سرمایهگذاران خصوصی و منابع بانکی را برای توسعه آن جذب کند. در این مدل، منابع صندوق نه هزینهای مصرفشونده، بلکه اهرم ایجاد بازار و جذب چندبرابری سرمایه خواهند بود.
راهکار پیشنهادی این یادداشت، حرکت به سمت رویکرد "مهندسی یکپارچه بنگاه" در تأمین مالی طرحهاست. برخلاف مدل ناب سنتی که صرفاً بر ساخت محصول حداقلی تمرکز دارد، این رویکرد سودآوری را به مثابه یک الزام مهندسی از ابتدا در ذات محصول و مدل کسبوکار طراحی میکند. در این الگو، صندوقها باید:
نخست، با نگاه به کلانروندهای شهری، کنسرسیومی از صنعت، دانشگاه و مدیریت شهری برای تعریف "چالشهای بزرگ شهری" ایجاد کرده و برای آنها راهکار یکپارچه طلب کنند.
دوم، در ارزیابی طرحها، صرفاً بر قابلیت فنی تمرکز نکنند، بلکه معماری تجاری طرح و چگونگی خنثیسازی موانع هزینهای را ملاک اصلی تأمین مالی گامبهگام قرار دهند.
سوم، با استفاده از ظرفیت نهادهای حاکمیتی و شهری، به عنوان اولین مشتری یا شریک راهبردی برای فناوریهای نوین عمل کنند تا ریسک بازار کاهش یافته و جریان نقدینگی اولیه برای بنگاههای نوپا تضمین شود.
توسعه پایدار منابع مالی صندوقهای پژوهش و فناوری در گرو عبور از نقش سنتی بانکداری پژوهشی و ایفای نقش "توسعهدهنده اکوسیستمهای آیندهنگر" است. بازار رو به رشد تأمین مالی نوآوری و تمرکز سرمایهگذاریها بر فناوریهای تحولآفرین مانند هوش مصنوعی، فرصت بینظیری برای طراحی مدلهای مالی جدید ایجاد کرده است.
با بهکارگیری رهیافت تفکر ناب در سطح کلان و تلفیق آن با رویکرد "مهندسی یکپارچه بنگاه" در سطح خرد، میتوان پلی میان نوآوری دانشگاهی و الزامات سختگیرانه سرمایهگذاری شرکتی ایجاد کرد.
تجربه شهرهای پیشرو جهان نشان میدهد که آینده از آن صندوقهایی است که بتوانند خود را از یک نهاد مالی صرف به "موتورهای خلق ارزش شهری" تبدیل کنند.




نظر شما