بهگزارش قدس آنلاین، افزایش قیمت بنزین در اقتصاد ایران تنها به معنای تغییر بهای سوخت خودروها نیست، بلکه میتواند از مسیر افزایش کرایه حملونقل، رشد هزینه توزیع کالا، تشدید انتظارات تورمی و تغییر رفتار صاحبان نقدینگی، بازارهای ارز، طلا، بورس و خودرو را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
کارشناسان اقتصادی معتقدند شدت این آثار به نرخ جدید بنزین و نحوه اجرای سیاست بستگی دارد؛ بهطوری که افزایش محدود قیمت برای مصرف مازاد میتواند اثر کنترلشدهای داشته باشد، اما نرخهای بالاتر، احتمال شکلگیری موج تازهای از تقاضا برای داراییهای امن مثل ارز و طلا را افزایش میدهد.
تأثیر نرخ بنزین بر هزینه حملونقل و انتظارات تورمی
میلاد یزدانپور، کارشناس اقتصادی در گفتوگو با قدس اظهار کرد: اثر افزایش قیمت بنزین فقط در سهم مستقیم آن از سبد هزینه خانوار خلاصه نمیشود، بلکه کانال اصلی اثرگذاری، افزایش هزینه حملونقل و تشدید انتظارات تورمی است.
وی افزود: برآوردهای موجود نشان میدهد سهم مستقیم سوخت، استفاده از وسایل نقلیه و نگهداری خودرو در شاخص قیمت مصرفکننده حدود ۵ تا ۶درصد است و کل گروه حملونقل نیز حدود ۹درصد از وزن این شاخص را تشکیل میدهد؛ اما اثر غیرمستقیم بنزین میتواند بسیار بیشتر از این ارقام باشد.
وی ادامه داد: کالاها برای رسیدن از محل تولید به عمدهفروشی، فروشگاه و مصرفکننده، چندین مرحله حملونقل را طی میکنند. بنابراین افزایش قیمت بنزین، حتی اگر سهم مستقیم محدودی در تورم داشته باشد، از مسیر هزینه توزیع و خدمات میتواند قیمت نهایی کالاها را افزایش دهد.
یزدانپور گفت: در صورتی که قیمت بنزین برای مصرف مازاد در محدوده ۱۰ تا ۱۵ هزار تومان تعیین شود و سهمیه مصرف عادی خانوارها حفظ شود، فشار مستقیم بر بخش بزرگی از جامعه محدودتر خواهد بود. در این سناریو، هزینه حملونقل و خدمات افزایش پیدا میکند، اما احتمالاً واکنش بازار ارز و طلا کوتاهمدت و محدودتر خواهد بود؛ مگر اینکه همزمان عوامل دیگری مانند کسری بودجه، رشد نقدینگی یا تنشهای اقتصادی نیز فعال باشند.
وی اظهار کرد: اگر نرخ بنزین به محدوده ۳۰ تا ۴۰ هزار تومان برسد، اثر آن بر تاکسیها، تاکسیهای اینترنتی، حمل کالا و خدمات محسوستر خواهد بود. در این وضعیت، انتظارات تورمی نیز با شدت بیشتری فعال میشود و بازار ارز و طلا میتواند واکنش صعودی نشان دهد. در نرخهای بالاتر از ۴۰ هزار تومان نیز موضوع از یک اصلاح قیمتی فراتر میرود و به یک شوک اقتصادی و اجتماعی تبدیل میشود. در این سطح، مردم افزایش بنزین را نشانهای از موج جدید افزایش قیمتها تلقی میکنند و ممکن است برای حفظ ارزش دارایی خود، به سمت دلار، طلا و سایر داراییها حرکت کنند.
بورس؛ سود اسمی یا فشار ریسک؟
یزدانپور با اشاره به اینکه افزایش قیمت بنزین الزاماً به رشد شاخص بورس منجر نمیشود، گفت: در کوتاهمدت، بورس بیشتر از آنکه به رشد احتمالی درآمد شرکتها توجه کند، به ریسک سیاستگذاری واکنش نشان میدهد. اگر افزایش قیمت بنزین ناگهانی باشد و بازار احتمال افزایش قیمت سایر نهادهها، مالیاتها یا نرخ انرژی را بدهد، ممکن است شاخص بورس با فشار فروش مواجه شود.
وی ادامه داد: در میانمدت، افزایش نرخ ارز و تورم میتواند درآمد ریالی شرکتهای صادراتی و ارزش جایگزینی داراییها را بالا ببرد؛ اما این اثر برای همه صنایع یکسان نیست. شرکتهایی که با افزایش هزینه انرژی، حملونقل و مواد اولیه روبهرو میشوند، ممکن است حتی در شرایط تورمی با کاهش حاشیه سود مواجه شوند.
وی با اشاره به وضعیت شرکتهای پالایشی تصریح کرد: افزایش قیمت بنزین به معنای افزایش قطعی سود پالایشگاهها نیست. سودآوری نمادهایی مانند شپنا، شبندر، شتران، شبریز و شراز به فرمول قیمتگذاری فراوردهها، نرخ خوراک، نحوه تسویه با دولت و سیاستهای تنظیم بازار بستگی دارد. بنابراین نمیتوان تنها براساس افزایش قیمت بنزین، درباره خرید یا فروش سهام پالایشی تصمیم گرفت.
وی تأکید کرد: ممکن است در یک سناریو، نرخ ارز بالا برود و درآمد اسمی شرکتها افزایش پیدا کند، اما همزمان ریسکهای سیاستی، کاهش تقاضا یا رشد هزینهها، اثر مثبت آن را خنثی کند.
کیفیت سوخت نیز بخشی از معادله قیمتگذاری است
یزدانپور با اشاره به اینکه انتقاد درباره افزایش ناگهانی قیمت بنزین به معنای مخالفت با اصلاح ساختار انرژی نیست، گفت: قیمت بنزین نمیتواند برای همیشه ثابت بماند، زیرا تورم مزمن موجب شده ارزش واقعی آن کاهش یابد و این موضوع به مصرف بالا، قاچاق و ناترازی انرژی دامن زده است. اما اصلاح قیمت باید تدریجی، قابل پیشبینی، پلکانی و متناسب با نوع مصرف باشد.
وی افزود: مصرف عادی خانوار، حملونقل عمومی و مشاغلی مانند تاکسی، وانت و پیک باید از مصرف لوکس و پرحجم تفکیک شود. فردی که خودرو ابزار کسب درآمد او است، نباید با همان فشاری مواجه شود که به مصرفکننده پرمصرف و برخوردار وارد میشود.
وی با تأکید بر اینکه کیفیت سوخت نیز باید در مقایسه قیمت بنزین لحاظ شود، خاطرنشان کرد: مقایسه قیمت بنزین بدون توجه به کیفیت و استاندارد آن میتواند گمراهکننده باشد.
این کارشناس اقتصادی گفت: در کشورهایی مانند امارات و عربستان، بنزین با اکتانهای ۹۱، ۹۵ و ۹۸ عرضه میشود، در حالی که درباره برخی بنزینهای معمولی تولیدشده در ایران، اعداد پایینتری برای اکتان اعلام شده است. بنابراین اگر قرار باشد قیمت سوخت ایران با سایر کشورها مقایسه شود، کیفیت محصول، استاندارد سوخت، وضعیت خودروها و سطح درآمد خانوارها نیز باید در نظر گرفته شود؛ زیرا نمیتوان قیمت یک بازار را معیار قرار داد، اما کیفیت و شرایط همان بازار را نادیده گرفت.
یزدانپور تأکید کرد: اصلاح قیمت انرژی میتواند بخشی از یک برنامه اقتصادی باشد، اما نباید تنها ابزار سیاستگذار تلقی شود. پیش از اجرای هر شوک قیمتی، این پرسشها باید پاسخ داده شود که آیا قاچاق سوخت تا حد ممکن کنترل شده، مصرف بالای خودروهای داخلی کاهش یافته، حملونقل عمومی ظرفیت لازم برای پذیرش مسافران بیشتر را دارد، فرار مالیاتی بهطور مؤثر مهار شده، ناترازی نظام بانکی کاهش یافته، کسری بودجه دولت اصلاح شده و بازگشت ارز حاصل از صادرات بهدرستی مدیریت میشود یا خیر؟به گفته وی، اگر این مشکلات ساختاری بدون تغییر باقی بمانند و فقط قیمت بنزین افزایش پیدا کند، هزینه اصلاح مستقیماً بر دوش مردم قرار میگیرد، بیآنکه ریشه اصلی ناترازیها برطرف شود.
ابهام در سیاستگذاری و افزایش تقاضای احتیاطی دلار
مهدی بنیاسدی، کارشناس اقتصادی با اشاره به اینکه افزایش قیمت بنزین بهصورت مکانیکی به معنای رشد نرخ دلار نیست، در گفتوگو با قدس گفت: اگر افزایش قیمت بنزین موجب شود خانوارها و سرمایهگذاران انتظار داشته باشند هزینههای عمومی و قیمت سایر کالاها افزایش یابد، بخشی از نقدینگی به سمت ارز حرکت خواهد کرد. در چنین شرایطی، دلار میتواند پیش از آنکه اثر واقعی افزایش قیمت سوخت در شاخصهای تورمی ثبت شود، به انتظارات بازار واکنش نشان دهد.
وی افزود: در اقتصاد ایران، نرخ ارز بیش از آنکه فقط به یک قیمت مانند بنزین واکنش نشان دهد، به مجموعهای از سیگنالها پاسخ میدهد. با این حال، افزایش قیمت سوخت اگر با ابهام در سیاستگذاری و نگرانی درباره افزایش قیمت سایر حاملهای انرژی همراه شود، میتواند تقاضای احتیاطی برای دلار را افزایش دهد.
تأثیر بر قیمت طلای داخلی از مسیر نرخ ارز
وی همچنین گفت: قیمت بنزین در ایران تأثیر مستقیمی بر قیمت جهانی اونس طلا ندارد؛ بنابراین مسیر اصلی اثرگذاری آن بر طلای داخلی، نرخ ارز است. اگر افزایش قیمت سوخت به رشد دلار منجر شود، حتی در صورت ثابت ماندن اونس جهانی، طلای داخلی میتواند افزایش قیمت را تجربه کند.
وی ادامه داد: در صورتی که همزمان نرخ جهانی طلا نیز صعودی باشد، اثر رشد دلار بر بازار طلای داخلی تشدید خواهد شد. در چنین سناریویی، محدودههای بالاتر قیمتی برای طلای ۱۸ عیار نیز قابل بررسی است؛ هرچند تعیین یک عدد مشخص، بدون در نظر گرفتن نرخ دلار و قیمت جهانی طلا، پیشبینی دقیقی نخواهد بود.
به گفته این کارشناس، وقتی مردم چشمانداز روشنی از آینده ارزش پول ملی ندارند، حتی افزایش محدود قیمت بنزین میتواند تقاضا برای طلا و سکه را بالا ببرد؛ زیرا این داراییها در ذهن جامعه بهعنوان پوشش تورمی شناخته میشوند.
فشار بر بازار خودرو از دو مسیر رشد هزینه سوخت و نرخ ارز
مهدی بنیاسدی گفت: افزایش قیمت بنزین میتواند در بلندمدت تقاضا برای خودروهای کممصرف و هیبریدی را افزایش دهد، اما این تغییر در ایران بهدلیل محدودیت عرضه و ضعف رقابت، با سرعت زیادی رخ نخواهد داد. در کوتاهمدت، افزایش قیمت سوخت بیشتر به رشد هزینه استفاده از خودرو و افزایش هزینه حمل کالا منجر میشود، نه تغییر سریع سبد خودروهای خانوار.
وی درباره اثر نرخ ارز بر خودرو اظهار کرد: اگر افزایش قیمت بنزین انتظارات تورمی را بالا ببرد و نرخ دلار نیز افزایش یابد، هزینه واردات قطعات، مواد اولیه و قیمت جایگزینی خودرو بیشتر میشود. بنابراین بازار خودرو ممکن است همزمان از دو مسیر افزایش هزینه سوخت و رشد نرخ ارز تحت فشار قرار گیرد.
وی اظهار کرد: پیش از افزایش قیمت بنزین باید قاچاق سوخت، کیفیت خودروهای داخلی، ظرفیت حملونقل عمومی، کسری بودجه و ناترازی نظام بانکی مورد توجه قرار گیرد. اگر فقط قیمت بنزین افزایش یابد، اما این مشکلات باقی بماند، سیاستگذار ممکن است هزینه اصلاح را از مردم دریافت کند، بدون آنکه اصلاح پایداری در اقتصاد ایجاد شود.
وی در پاسخ به اینکه اثر افزایش قیمت بنزین به بازار مسکن میرسد یا خیر نیز تصریح کرد: این بازار معمولاً نسبت به بازارهای دارایی نظیر ارز و طلا با تأخیر بیشتری به تحولات اقتصادی واکنش نشان میدهد. با این حال، اگر افزایش قیمت سوخت درنهایت به رشد نرخ ارز و تشدید انتظارات تورمی منجر شود، بازار مسکن نیز با یک فاصله زمانی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت؛ ضمن اینکه افزایش هزینههای حملونقل و توزیع مصالح ساختمانی، فشار مضاعفی بر قیمت تمامشده ساختوساز وارد خواهد کرد که در میانمدت خود را در قیمت نهایی ملک نشان میدهد.
به نظر میرسد مسئله اصلی پیش از اینکه درباره قیمت بنزین باشد، این است که این قیمت با چه سیاستی، در چه زمانی و همراه با چه اقداماتی اصلاح شود. در غیر این صورت، اصلاح قیمت سوخت میتواند به جای درمان ناترازی انرژی، به تشدید تورم، رشد قیمت ارز و طلا و افزایش فشار بر معیشت خانوارها منجر شود.





نظر شما