حدود ۷۰ روز تا انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در ۳ نوامبر ۲۰۲۶ باقی مانده است؛ انتخاباتی که در سایه سنگین جنگ تحمیلی ۶ماهه علیه کشورمان برگزار میشود. این جنگ از اواخر فوریه با حملات آمریکا و اسرائیل آغاز شد، آتشبسهای شکنندهای را پشت سر گذاشت و همچنان هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی سنگینی بر واشنگتن تحمیل میکند. در این فضا، بحثهای زیادی درباره اهمیت شکست جمهوریخواهان و به دست گرفتن اکثریت کنگره توسط دموکراتها مطرح است. از طرفی نمیتوان کتمان کرد که شکست ترامپ و رفقایش در این انتخابات ممکن است سناریوهای نامطلوبی را هم در پی داشته باشد. لذا مروری بر محدودیتهایی که چنین نتیجهای میتواند بر تشدید تنش ایجاد کند و البته ریسکهای احتمالی که در پی آن ظاهر خواهد شد، خالی از لطف نیست.
شکست ترامپ و محدودیتهای احتمالی او در آینده
اگر دموکراتها اکثریت یکی یا هر دو مجلس را بدست آورند، چند اهرم ساختاری فعال میشود که میتواند دست رئیسجمهور را برای تبدیل درگیری به جنگی گسترده و طولانیمدت ببندد.
نخست، قدرت بودجه کنگره است. ترامپ میتواند دستور عملیات نظامی بدهد، اما ادامه جنگ به پول نیاز دارد. درخواست مکمل حدود ۸۷میلیارد دلاری ترامپ در ژوئن ۲۰۲۶ که بخش عمدهاش به هزینههای جنگ ایران و بازسازی ذخایر پنتاگون اختصاص داشت، نشان داد تأمین مالی تداوم درگیری به چراغ سبز کنگره وابسته است. در کنگرهای مخالف، چنین درخواستهایی میتواند با تأخیر، شرطگذاری یا رد روبهرو شود.
دوم، تغییر ترکیب کمیتههای کلیدی (نیروهای مسلح، تخصیص بودجه، روابط خارجی و اطلاعات) به دموکراتها امکان میدهد دستور کار جلسات استماع را تعیین و تقریباً هر تصمیم مهم نظامی را به موضوع کنگره تبدیل کنند. نظارت گستردهتر، احضار مقامات و حتی صدور احضاریه رسمی، اصطکاک سیاسی و حقوقی ایجاد میکند. گزارهای که ترامپ در مجلس کنونی آمریکا کمتر با آن روبهرو بوده است.
سوم، فشار سیاسی ناشی از احتمال آغاز فرایند استیضاح در مجلس نمایندگان و سایه تحقیقات گسترده است. هرچند محکومیت در سنا نیازمند اکثریت فوقالعاده است، اما خود فرایند میتواند هزینههای سیاسی و رسانهای بالایی داشته باشد و همین امر ممکن است ترامپ را در آینده دستبهعصا نگه دارد.
چهارم، ترکیب فشار کنگره و افکار عمومی آمریکاییها با ادامه جنگ و محدودیتهای واقعی در ذخایر مهمات راهبردی، مثلثی از محدودیت ایجاد میکند. در چنین فضایی، تصمیم برای تشدید تنش با سه پرسش همزمان روبهرو میشود: پولش هست؟ ظرفیت نظامیاش وجود دارد؟ و آیا مردم و کنگره حاضر به پرداخت هزینهاش هستند؟
در نهایت، احتمال شکلگیری ائتلافهای فراحزبی محدود نیز وجود دارد. جمهوریخواهان میانهرو در ایالتهای رقابتی ممکن است انگیزه بیشتری برای مخالفت با تشدید جنگ پیدا کنند؛ روندی که نمونههایی از آن در رأیگیریهای قبلی دیده شده است. این گروه که در حال حاضر در میان جمهوریخواهان در اقلیت هستند با تشدید قدرت دموکراتها ممکن است ظهور و بروز بیشتری پیدا کنند.
البته لازم است ذکر شود این محدودیتها به معنای سلب کامل اختیار نظامی رئیسجمهور نیست، اما میتواند هزینه سیاسی و عملی تشدید تنش را بهطور محسوسی افزایش دهد.
پیامدهای خطرناک شکست ترامپ کداماند؟
در کنار این محدودیتها، سناریوهای منفی نیز نباید نادیده گرفته شود. شکست در انتخابات میاندورهای میتواند انگیزههایی برای رفتار متفاوت و پرریسکتر ایجاد کند.
یکی از این سناریوها، رو آوردن به رویکردی است که گاهی «مرد دیوانه» خوانده میشود؛ یعنی استفاده از تهدیدهای شدید، عملیات غافلگیرکننده یا تشدید ناگهانی تنش برای جبران ضعف سیاسی داخلی و ایجاد فشار بر طرف مقابل پیش از آغاز بهکار کنگره جدید در ژانویه ۲۰۲۷. رئیسجمهور در دوره گذار همچنان اختیارات اجرایی گستردهای دارد و میتواند از نیروهای موجود، عملیات محدود هوایی یا دریایی، تشدید تحریمها و محاصرهها بدون نیاز فوری به بودجه جدید استفاده کند.احتمال دیگر، شتاب گرفتن عملیات نظامی یا اقدامات تنبیهی در فاصله میان انتخابات و آغاز به کار کنگره جدید است. این پنجره زمانی میتواند بهعنوان فرصتی برای ایجاد واقعیت میدانی جدید پیش از اعمال محدودیتهای نظارتی و بودجهای دیده شود.
علاوه بر این، شکست انتخاباتی ممکن است روایت داخلی «خنجر از پشت» را تقویت و فضای قطبیشدهتری ایجاد کند که در آن، تصمیمگیریهای امنیتی با محاسبات سیاسی کوتاهمدت آمیخته شود. در چنین فضایی، خطر سوءمحاسبه یا واکنشهای بیشازحد افزایش مییابد. همچنین ممکن است مذاکرات دیپلماتیک ناپایدارتر شود؛ چرا که طرف آمریکایی تحت فشار داخلی، انعطافپذیری کمتری نشان دهد یا برعکس، برای نمایش قدرت، موضع سختتری اتخاذ کند.هرچند این ریسکها قطعی نیستند، اما بخشی از منطق قدرت در سیستم آمریکایی هستند و باید در هر ارزیابی واقعبینانه لحاظ شوند. بهویژه آنکه در حال حاضر فردی در رأس هرم قدرت در آمریکا قرار دارد که دوست و دشمن به خرد و منطق او شک دارند و او را فردی دمدمی مزاج میدانند.
در نهایت اینکه شکست جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای نه پایان اختیارات نظامی رئیسجمهور است و نه تضمینی برای پایان تنش. آنچه میتواند رخ دهد، ترکیبی از محدودیتهای ساختاری بر تشدید طولانیمدت جنگ و در عین حال، احتمال رفتارهای پرریسکتر در کوتاهمدت است. هر دو وجه این تصویر باید دیده شود.
اما نمیتوان انکار کرد صرف مطرح شدن جدی این بحثها و وابستگی محاسبات انتخاباتی آمریکا به سرنوشت جنگ با ایران، خود نشانهای از اثرگذاری مقاومت بر روند سیاسی یک کشور ابرقدرت است. اینکه هزینه یک درگیری نظامی بتواند مستقیماً بر شانس حفظ اکثریت کنگره توسط حزب حاکم یا در ادامه حتی حفظ قدرت توسط رئیسجمهور ایالات متحده تأثیر بگذارد، بیانگر آن است که میدان، معادلات سیاسی واشنگتن را نیز تحت تأثیر قرار داده است.





نظر شما