تحولات منطقه

پس از ماه‌ها درگیری نظامی، آمریکا اکنون فصل تازه‌ای از رویارویی با ایران را آغاز کرده است؛ فصلی که میدان اصلی آن نه آسمان و دریا، بلکه شبکه‌های مالی، تجاری و انرژی است.

جنگ اقتصادی در آزمون اجرا
زمان مطالعه: ۲ دقیقه

پس از ماه‌ها درگیری نظامی، آمریکا اکنون فصل تازه‌ای از رویارویی با ایران را آغاز کرده است؛ فصلی که میدان اصلی آن نه آسمان و دریا، بلکه شبکه‌های مالی، تجاری و انرژی است.وزارت خزانه‌داری آمریکا با معرفی «عملیات طرد اقتصادی» اعلام کرد هدف این کارزار، قطع مسیرهای درآمدی و بستن شبکه‌هایی است که به ایران امکان ادامه تجارت خارجی می‌دهد. در این مرحله، حدود ۶۰ فرد، شرکت و کشتی هدف تحریم قرار گرفته‌اند و بخش‌هایی مانند کشتیرانی، طلا، فناوری، هوانوردی و دارایی‌های دیجیتال در فهرست فشار قرار گرفته‌اند. اما اهمیت این اقدام فقط در فهرست تحریم‌ها نیست؛ بلکه در تغییر منطق تحریم‌هاست.

بازگشت به نسخه قدیمی با یک تفاوت بزرگ

دونالد ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود پس از خروج از برجام، سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران اجرا کرد. آن سیاست با هدف کاهش صادرات نفت، محدود کردن دسترسی مالی و وادار کردن ایران به پذیرش شروط جدید طراحی شده بود.اکنون دولت ترامپ تلاش می‌کند همان منطق را در شرایطی سخت‌تر بازسازی کند؛ با این تفاوت که این بار تحریم‌ها در سایه یک جنگ نظامی و با هدف ‌قرار دادن شبکه‌های خارجی ایران دنبال می‌شود.
تحلیل فایننشال‌ تایمز نشان می‌دهد مشکل اصلی این رویکرد آن است که تجربه سال‌های گذشته ثابت کرده فشار اقتصادی شدید، اگرچه هزینه‌های قابل توجهی ایجاد می‌کند، اما الزاماً به تغییر رفتار سیاسی ایران منجر نمی‌شود. ایران در سال‌های گذشته سازوکارهای متعددی برای ادامه تجارت، فروش نفت و دور زدن محدودیت‌ها ایجاد کرده است.

نبرد اصلی بر سر شبکه‌های پشتیبان ایران

تحلیل مؤسسه مطالعات جنگ و پروژه تهدیدهای بحرانی (ISW/CTP) نشان می‌دهد هدف جدید آمریکا فراتر از تحریم مستقیم ایران است؛ واشنگتن می‌خواهد شبکه‌هایی را که به ایران امکان دسترسی به درآمدهای نفتی، فناوری و تجارت خارجی می‌دهند، هدف قرار دهد. این تغییر مهم است، زیرا تحریم یک شرکت ایرانی یا یک فرد مشخص، با وادار کردن صدها شرکت خارجی به قطع همکاری با ایران تفاوت دارد.در واقع، آمریکا تلاش دارد همان کاری را انجام دهد که در نظام مالی جهانی مزیت اصلی آن محسوب می‌شود، یعنی تبدیل دسترسی به بازار و سیستم مالی آمریکا به ابزاری برای وادار کردن دیگران. اما همین نقطه، بزرگ‌ترین چالش این راهبرد است.

چین؛ آزمون واقعی کارزار آمریکا

بخش مهمی از موفقیت این سیاست به رفتار چین وابسته است. پکن اعلام کرده همکاری‌های اقتصادی‌اش با ایران مطابق قوانین بین‌المللی ادامه خواهد داشت و با تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا همراهی نکرده است.
وال‌استریت ژورنال نیز گزارش کرده است آمریکا در حالی کارزار جدید را آغاز کرده که درباره هدف قرار دادن مستقیم چین با احتیاط حرکت می‌کند؛ زیرا پکن بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است و تقابل شدید با چین می‌تواند هزینه‌های دیگری برای واشنگتن ایجاد کند.به همین دلیل، پرونده تحریم ایران به این آزمون بزرگ‌تر تبدیل شده است که آیا آمریکا هنوز می‌تواند قواعد اقتصادی خود را به قدرت‌های بزرگ دیگر تحمیل کند؟

فشار اقتصادی یا مسیر مذاکره؟

در کنار تشدید تحریم‌ها، کانال‌های دیپلماتیک همچنان کاملاً بسته نشده‌اند. سفر مقام‌های پاکستانی و عمانی به تهران نشان می‌دهد بازیگران منطقه‌ای همچنان تلاش می‌کنند راهی برای کاهش تنش پیدا کنند.
این وضعیت یک تناقض مهم را نشان می‌دهد. آمریکا از یک سو فشار اقتصادی را به عنوان ابزار وادارسازی افزایش می‌دهد و از سوی دیگر، تجربه تاریخی تحریم‌ها نشان داده فشار بدون یک مسیر سیاسی مشخص، ممکن است به جای تسلیم، به مقاومت بیشتر منجر شود.
در نهایت، موفقیت یا شکست کارزار جدید آمریکا نه در روز اعلام تحریم‌ها، بلکه در ماه‌های آینده مشخص خواهد شد؛ زمانی که معلوم شود چه تعداد از کشورها حاضرند هزینه همراهی با واشنگتن را بپردازند و چه میزان از شبکه اقتصادی ایران همچنان فعال باقی خواهد ماند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha