ماجرا طبق معمول، اول در شبکههای اجتماعی شکل گرفت و بعد هم سر از خبرگزاریهای داخلی درآورد. برخی از آنها با انتشار تصویر استوری «سعید کمالی دهقان» تیتر زدند «نویسنده سابق گاردین: مصاحبه درباره حکم سنگسار سکینه آشتیانی ساختگی بود»!
البته مهم است که یادآوری کنیم حکم سنگسار «سکینه محمدی آشتیانی» از اخبار داغ و جنجالی ۱۶ سال پیش بود که اغلب رسانههای اروپایی و آمریکایی روی آن مانور میدادند و«گاردین» هم گفتوگوی خبرنگارش «سعید کمالی» با فاطمه محمدی آشتیانی را به همین بهانه منتشر کرده بود. منتها مهمتر این است که پیش از گفتن سابقه و سرانجام اخبار مربوط به سنگسار یک محکوم در ایران و همچنین پیشینه سعید کمالی، این نکته را یادآوری کنیم که فعلاً در صفحه اینستاگرام این روزنامهنگار، استوری مورد نظر دیده نمیشود، فقط یک پست قابل مشاهده وجود دارد و آخرین فعالیت او به ۱۵ آوریل ۲۰۲۵ برمیگردد.
حکم سنگسار
برگردیم به اواسط و اواخر دهه۸۰ که خبرگزاریها میگفتند زنی به نام «فاطمه محمدی آشتیانی» به جرم قتل همسر و همچنین ارتکاب به زنا در ایران محکوم به سنگسار شده است. آن موقع شبکههای اجتماعی وفور و نفوذ امروز را نداشتند و این خبرگزاریها بودند که نقش انتشار و داغ و سرد کردن خبرهای مختلف را بازی میکردند و به نام دفاع از حقوق زنان در ایران خواهان لغو حکم اعدام این زن شده بودند. هرچند کمی بعد حکم سنگسار به اعدام با طناب دار تغییر پیدا کرد اما ۱۹مرداد ۱۳۸۹ «گاردین» خبری را به قلم «سعید کمالی دهقان» منتشر کرد که در عنوانش آمده بود: «یک ایرانی که با سنگسار روبهرو است، میگوید: حکم سنگسار، به خاطر زن بودنم است»!
در متن خبر آمده بود این متهم در گفتوگو با سعید کمالی دهقان از شکنجههایی که در زندان تبریز تحمل کرده حرف زده و تنها راه نجاتش از اعدام را فشار بینالمللی بیشتر دانسته است. دو روز بعد اما گاردین مطلب دیگری را به قلم سعید کمالی منتشر کرد که: «سکینه محمدی آشتیانی در تلویزیون دولتی ایران به دست داشتن در قتل اعتراف کرد». کمتر از یک ماه بعد گزارش سوم گاردین هم با این تیتر منتشر شد: «سکینه محمدی آشتیانی ادعاهای شکنجه در تلویزیون ایران را تکذیب کرد» در این مطلب تأکید شده بود متهم ماجرای شلاق خوردن و همچنین شکنجه شدن را تکذیب کرده است!
سرانجام ماجرای سنگسار سکینه محمدی با وجود همه گزارشها و اخباری که گاردین و سایر رسانههای اروپایی و آمریکایی درباره اعدام قریبالوقوعش منتشر کردند، کمپینها و اعلام حمایتهایی که از طرف تشکلهای مربوط به حق و حقوق زنان شکل گرفت و... بالاخره به آزادی ختم شد. او که سال ۲۰۰۵ دستگیر شده و سال ۲۰۰۶ به اعدام محکوم شده بود، در سال ۲۰۱۰ و در دادگاه تجدید نظر با اثبات اینکه در قتل همسرش معاونت و مشارکت داشته به ۱۰ سال حبس محکوم شد و در سال ۲۰۱۴ از زندان آزاد شد.
سعید و جمال
شهرت «سعید کمالی دهقان» فقط به خاطر مطالبی که در گاردین از او منتشر شده، نیست. او در دهه ۸۰ چند سالی در ایران روزنامهنگاری کرده بود و بعد از وقایع سال ۸۸ و ساخت مستندی به نام «برای ندا» در مورد کشته شدن ندا آقاسلطان، از ایران خارج شده و در انگلیس به همکاری با گاردین ادامه داده بود. کمی بعد به دلیل تلاش برای پوشش اخبار داخلی ایران در ایام بحرانی، یکی دو جایزه روزنامهنگاری به او تعلق گرفته بود. اخبار و رویدادهای سالهای ۱۳۸۹ به بعد را که جستوجو کنید دیگر کمتر نام یا خبری جنجالی از «سعید کمالی» دیده میشود. البته به جز خبرهایی درخصوص همجنسگرایان در ایران و گفتوگوهایی که او با چند فعال عرصه همجنسگرایی در اروپا انجام میدهد و البته خبرهایی درباره شدت سانسور در ایران و...! تا حدود ۸ یا ۹ سال بعد که با ماجرای قتل فجیع جمال خاشقچی، نام سعید کمالی دوباره سر زبانها میافتد. پس از یکی دو گزارشی که در گاردین منتشر میکند و پرده از تأمین مالی شبکه ضدایرانی «ایران اینترنشنال» توسط محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی و متهم ردیف اول قتل خاشقچی برمیدارد. کمی بعد هم در رشته توییتهایی عجیب از روابطش با خاشقچی مینویسد و اینکه اطلاعات مربوط به روابط پشت پرده بن سلمان و ایران اینترنشنال را خاشقچی در اختیارش گذاشته و به همین دلیل هم کشته شده است!
ساعاتی پس از توییتهای اولیهاش، او چند پیام دیگر منتشر کرد، پیامهایی که به نظر میرسید به وسیله آنها از ترکیه و گاردین درخواست کمک کرده است. در پیامهای بعدی ادعا کرد نمیتواند به تماس تلفنی پاسخ دهد... فقط مادرش از مکان او مطلع است... درنهایت هم توییتهای مشکوکش بدون هیچ توضیحی حذف شدند و خلاصه سعید کمالی برای مدت کمی ناپدید شد تا خیلیها نگرانش شوند. خبرهای ضد و نقیضی هم از تهدید او توسط ایران اینترنشنال و ارسال تصاویر سنگ قبر برایش حکایت داشتند. سال ۹۸ در حالی که گفته میشد گاردین با او قطع همکاری کرده، در کانال تلگرامیاش نوشت: «در بیمارستان روانی نایتینگل بستری هستم. در دو سال گذشته که دوستان به ظاهر نزدیکم ترکم کردند و در شرایطی که بیشترین احتیاج رو بهشان داشتم بهم پشت کردند دو تا دوست خوب جدید پیدا کردم: قرآن و حافظ...».
پشیمانی و توبه
یکی از آخرین خبرهای تأیید نشده از او مربوط به سال۱۴۰۰ است که برخیها در فضای مجازی ادعا کرده بودند سعید کمالی بهشدت از ساخت مستند «برای ندا» پشیمان است. دلیل و نوع پشیمانی و یا توبه او از مستندسازی در این ادعاها اعلام شده بود. ابتدای امسال هم برخی شبکههای خبری مثل «ایرانوایر» ادعا کردند او مدتی است به ایران برگشته است! این خبر البته بدون ارائه هیچ سند و مدرکی منتشر شد و تنها از مفاد برخی استوریهایش نتیجه گرفته بود که ممکن است در ایران باشد. برخیها هم به دنبال همین خبر در ایکس، فیسبوک و... از حضور سعید کمالی در ایران نوشته بودند.
حالا هم فقط تصویر یک استوری که ادعا میشود مربوط به صفحه اینستاگرام سعید کمالی است در برخی خبرگزاریهای خودمان منتشر شده است. در متن ادعایی، نویسنده اول اعتراف کرده که گفتوگوی ۱۶ سال پیش منتشر شده در گاردین، ساختگی است، بعد عذرخواهی کرده و دست آخر هم ابراز امیدواری که خدا، توبه نصوحش را بپذیرد!





نظر شما