چند کودک که دور یک میز نشستهاند، صدای خندهها و شیطنتهایشان در فضا پیچیده و چند زوج جوان، هرکدام با واکنشی متفاوت تلاش میکنند خودشان را با این دنیای تازه هماهنگ کنند. اینجا «جونمون» است؛ رئالیتیشویی که قرار نیست همهچیز را از قبل برای مخاطب توضیح دهد؛ بلکه موقعیتها را میسازد و اجازه میدهد اتفاقات، خودشان روایت را پیش ببرند. سپند امیرسلیمانی و مونا کرمی در این برنامه، زوجهایی را همراهی میکنند که تجربه فرزندداری ندارند و حالا در مواجهه با کودکان، با موقعیتهایی روبهرو میشوند که گاهی شیرین و خندهدارند و گاهی چالشبرانگیز و غیرقابل پیشبینی.
کودکان هم قرار نیست نقش از پیش نوشتهشدهای را بازی کنند؛ واکنشهایشان واقعی است و همین اتفاقهای پیشبینی نشده، بخش مهمی از «جونمون» را شکل میدهد. این رئالیتیشو به تهیهکنندگی کامران سیفاللهی و با تولید مشترک شبکه نسیم و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی ساخته شده است. به بهانه پخش این برنامه که شنبه تا دوشنبه ساعت ۲۱ روی آنتن شبکه نسیم میرود، با سیفاللهی درباره ایده اولیه، انتخاب کودکان و مجریها، طراحی موقعیتها و تلاش برای حفظ مرز میان سرگرمی و محتوای «جونمون» گفتوگو کردهایم که میخوانید.
ایده اصلی برنامه «جونمون» از کجا شکل گرفت؟
در پایان سال ۱۴۰۳ قرار بود برنامهای برای شبکه نسیم تولید کنیم که با مشارکت وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و با محوریت موضوع فرزندآوری شکل بگیرد. در آن مقطع، چند ایده داشتیم و درباره آنها گفتوگو میکردیم. در همان روزها تصویری از یک مادر دیدم که روی مبل نشسته بود و حدود ۱۰-۱۲ کودک در اطراف او حضور داشتند و همین جرقه شکلگیری ایده اصلی برنامه را در ذهن من زد.
طراحی برنامه از همین نقطه آغاز شد؛ با این ایده که بتوانیم «جهان کودکان» را شکل دهیم؛ جهانی سرشار از رنگ، شور، بازی و تجربههای تازه. پس از آن به این فکر کردیم که فضایی زیبا و متفاوت ایجاد کنیم و تعدادی از کودکان را در این فضا قرار دهیم. در ادامه به این نتیجه رسیدیم که تعدادی میهمان را به برنامه دعوت کنیم تا برای مدتی در کنار این کودکان حضور داشته باشند و با آنها وقت بگذرانند. این میهمانها قرار بود افرادی باشند که هنوز تصویر روشنی از این جهان رنگارنگ و شیرین در زندگیشان شکل نگرفته؛ افرادی که شاید تاکنون تجربه حضور و معاشرت با کودکان را از این زاویه نداشتهاند و حتی ندانند جهان کودکان چه ویژگیهایی دارد و مواجهه نزدیک با آنها میتواند چه تجربهای را برایشان رقم بزند.
کودکان چگونه برای حضور در برنامه انتخاب شدند؟
برای انتخاب کودکان، فراخوان نامنویسی منتشر کردیم و خانوادهها و زوجهایی که تمایل داشتند فرزندانشان در برنامه حضور داشته باشند، در این فراخوان شرکت کردند. علاوه بر این، از طریق آموزشگاههای بازیگری، مدارس و مراکز مرتبط با هنر نیز کودکانی را شناسایی کردیم؛ کودکانی که برخی از آنها آموزشهای هنری و بازیگری دیده بودند و بعضی دیگر نیز تجربهای در این زمینه نداشتند.
معیار اصلی ما برای انتخاب کودکان این بود که احساس کنیم هر کودک میتواند در یک محیط جمعی، ویژگی و کاراکتر منحصربهفردی داشته باشد و بتواند با میهمانان برنامه ارتباط برقرار کند یعنی نوع ارتباط او با دیگران و ظرفیتی که میتوانست در فضای برنامه به وجود بیاورد. در نهایت تصمیم گرفتیم کودکان را در گروههای مختلف دستهبندی کنیم تا هر گروه در قسمتهای مشخصی از برنامه حضور داشته باشد.
البته حضور کودکان محدود به یک قسمت نبود و ممکن بود تعدادی از آنها را در یک قسمت ببینیم و همان کودکان در قسمتهای دیگری نیز حضور داشته باشند.
این شکل انتخاب کودکان و طراحی موقعیتهای برنامه، با ماهیت رئالیتیشو بودن برنامه منافاتی ندارد؟
رده سنی کودکان ما حدود چهار تا هفت سال است و هیچ سناریویی برای اجرا در اختیارشان قرار نمیدهیم؛ بچهها برای ما بازی نمیکنند. ما کودکانی را انتخاب کردهایم که برای حضور در یک فضای تصویری، آمادگی اولیه را داشته باشند. دوربینها نیز مقابل آنها نیستند و پشت دیوارها قرار گرفتهاند؛ اما توانایی برقراری ارتباط با مجریها، گرم کردن فضا و تعامل با دیگر کودکان، از معیارهای مهم انتخاب آنها بوده است. در فهرست اولیه، بیش از هزار کودک داشتیم و گروه نویسندگان با آنها مصاحبه کردند. جذابیت یا توانایی فردی ملاک نبود؛ برای ما مهم بود که کودک بتواند در یک جمع چندنفره ارتباط برقرار کند. البته گاهی کودکانی با رفتارهای متفاوت مانند شیطنت یا حتی بهانه گیری نیز انتخاب میشدند؛ چراکه همین ویژگیها میتوانست بخشی از واقعیت و تنوع فضای برنامه را شکل دهد. از سوی دیگر، با توجه به ملاحظات تربیتی و روانشناختی، ارتباط کودک با افراد غریبه موضوع مهمی است. به همین دلیل خانوادهها در پشت صحنه حضور داشتند و از طریق رایانه فرزندشان را بهطور کامل زیر نظر داشتند. کودکان نیز با آموزش و رضایت خانوادههایشان در برنامه حضور پیدا میکردند. بنابراین، این شیوه انتخاب و حضور با ماهیت رئالیتیشو برنامه منافاتی نداشت. ما در «جونمون» موقعیتها و محتواهایی را از پیش طراحی میکنیم؛ اما خروجی و واکنش کودکان قابل پیشبینی نیست. به همین دلیل، برنامه را موبهمو کارگردانی نمیکنیم و به بچهها نمیگوییم چه واکنشی نشان دهند.
نگران نبودید که این شیوه روایت و نمایش موقعیتهای واقعی، در بعضی موارد نتیجه معکوس داشته باشد و بهجای ترغیب زوجهای جوان به فرزندآوری، آنها را از بچهدار شدن منصرف کند؟
قصد نداشتیم برنامهای بسازیم که همهچیز در آن از پیش مشخص و کنترل شده باشد و مخاطب احساس کند با یک برنامه سفارشی و شعاری مواجه است. اگرچه «جونمون» به سفارش وزارت بهداشت در شبکه نسیم ساخته شد؛ ولی تلاش کردیم هیچگاه به صورت مستقیم شعار یا توصیهای درباره فرزندآوری ارائه نکنیم. هدف این بود که مخاطب بدون مواجهه مستقیم با مفهوم «فرزندآوری» با دنیای کودکان و اتفاقهای واقعی و پیشبینی نشده آن روبهرو شود و پیام برنامه را از دل همین تجربه دریافت کند. از طرفی نمیخواستیم زندگی با کودک را از زاویهای مثبت و بیچالش نشان دهیم. فرزنددار شدن، در کنار شیرینیهایش، دشواریها و چالشهایی هم دارد؛ کودکان گاهی خندان و خوشاخلاقاند و گاهی بدخلق میشوند. به همین دلیل اجازه دادیم این واقعیتها نیز در برنامه دیده شوند. همین نگاه واقعی موجب میشود برنامه به ضدتبلیغ تبدیل نشود؛ چراکه مخاطب میداند زندگی با کودک تنها مجموعهای از لحظات شیرین نیست و همین صداقت، زمینه همذاتپنداری او با برنامه را فراهم میکند. ما در لایههای زیرین برنامه درباره فرزندآوری و جمعیت صحبت میکنیم؛ اما هیچچیز را به مخاطب دیکته نمیکنیم. حتی در آیتمهای موشنگرافیکی تولید شده با هوش مصنوعی نیز همین رویکرد را دنبال کردهایم؛ از کودکی که شبها نمیخوابد و مادر را خسته میکند تا کودکی که با پوشیدن کفشهای بزرگترها زمین میخورد، گریه میکند و دوباره میخندد.
چگونه میان سیاستگذاریهای وزارت بهداشت و اقتضائات سرگرمی در شبکه نسیم تعادل برقرار کردید؟
وزارت بهداشت در این فرایند نقش مؤثری داشت؛ اما این مداخله به شکل درستی انجام شد؛ یعنی بیشتر در حوزه محتوا و مشورت بود. ما در جلسات اتاق فکر و نشستهای مشورتی شرکت میکردیم و من دیدگاهها و مواردی را که در ذهن داشتم، مطرح میکردم و گروه محتوایی نیز دیدگاهها و ملاحظات خود را ارائه میداد. بر همین اساس، ما ابتدا فرم برنامه را طراحی کردیم و یکسری نشانههای محتوایی را در بخشهای مختلف برنامه قرار دادیم و این نشانهها را در طول برنامه توزیع کردیم. برای مثال، در تیتراژ پایانی برنامه، تصویری از تولد یک کودک داریم؛ تصویر یک زایشگاه که کودکی در آن به دنیا میآید و در واقع ۲۰ دقیقه ابتدایی زندگی یک نوزاد را به تصویر میکشیم. این بخش، از نظر محتوایی به موضوعات مورد نظر وزارت بهداشت مرتبط است؛ اما در عین حال، از نظر تصویری نیز برای مخاطب جذابیت دارد. یا برای مثال، از وزارت بهداشت خواستیم مشاوران روانپزشک، روانشناس و متخصص حوزه کودک به ما معرفی کنند تا در زمینه تربیت و آموزش کودکان با برنامه همکاری داشته باشند. در پایان هر قسمت نیز یک پزشک یا متخصص در حدود پنج دقیقه اتفاقاتی را که در آن قسمت رخ داده، جمعبندی میکند و از منظر تخصصی به آنها میپردازد. همین بخش پنج دقیقهای برای مجریهای ما نیز جذاب بود؛ چون خودشان به تازگی پدر و مادر شدهاند و به چنین تجربه و اطلاعاتی نیاز دارند.
برای انتخاب مجریها چه معیارهایی داشتید؟ چگونه به زوج سپند امیرسلیمانی و مونا کرمی رسیدید؟
پس از طی مراحل پیشتولید و انجام امور اداری، گزینه سپند امیرسلیمانی و همسرش به طور جدی مطرح شد و در دیدارها متوجه شدم که جهان ذهنی و سبک زندگی او و مونا کرمی تا چه اندازه به جهانی که میخواستیم در برنامه خلق کنیم، نزدیک است. نوع گفتوگوهای آنها با یکدیگر بسیار شبیه همان گفتوگوهایی بود که میخواستیم در برنامه شکل بگیرد. شاید مخاطب تصور کند صحبتهای آنها در پلاتوهای استودیویی صرفاً برای برنامه طراحی شده؛ اما در واقع بخش زیادی از این گفتوگوها همان چیزی است که در زندگی روزمره نیز میان آنها جریان دارد. آنها دائم درباره فرزندشان صحبت میکنند، برای او تصمیم میگیرند و همزمان با مسئولیتهای حرفهای، نقش پدر و مادری خود را نیز دنبال میکنند. حتی در جریان ضبط برنامه، این زندگی واقعی همچنان ادامه داشت.
مونا کرمی گاهی برای رسیدگی به فرزندش از استودیو خارج میشد و پس از انجام امور مربوط به او، به برنامه بازمیگشت. همین جزئیات واقعی بود که به نظرم آنها را بیش از هر گزینه دیگری با فضای «جونمون» هماهنگ میکرد. پس از آن، در مرحله طراحی برنامه و جلسات اتاق فکر، حدود هشت ماه در کنار تیم تولید، محتوا و کارگردانی روی جزئیات برنامه کار کردیم.
در این مدت، تقریباً هر اتفاق غیرمنتظرهای که ممکن بود در مسیر تولید رخ دهد، تجربه کردیم و حتی دو جنگ را نیز پشت سر گذاشتیم. در طول این مسیر، مونا کرمی و سپند امیرسلیمانی کاملاً با فضای برنامه همراه شدند؛ بهویژه سپند امیرسلیمانی که علاوه بر اجرا، در طراحی و کارگردانی هنری برنامه نیز نقش مؤثری داشت.
با توجه به سابقه «کودکشو» در شبکه نسیم، نگران نبودید که «جونمون» با آن مقایسه شود و مخاطب، آن را از نظر سرگرمی و محتوا متفاوت ببیند؟
از ابتدا نگاه ما این نبود که «کودکشو» را رقیب خود بدانیم. «کودکشو» برنامهای باسابقه و موفق است که طی ۸-۹ سال و در فصلهای مختلف، جایگاه خود را میان مخاطبان پیدا کرده است. بنابراین، ساخت برنامهای با هدف رقابت با چنین سابقهای، از اساس رویکرد درستی نیست. ما تلاش کردیم تجربهای متفاوت ارائه دهیم.
در «کودکشو» تعامل والدین و فرزندانشان محور برنامه است؛ اما در «جونمون» با زوجهایی مواجه هستیم که هنوز صاحب فرزند نشدهاند و قرار است تجربه مواجهه آنها با دنیای کودکان را ببینیم. بنابراین، اگرچه هر دو برنامه در حوزه فرزندآوری قرار میگیرند؛ اما از دو بستر، رویکرد و بیان متفاوت برخوردارند. البته «جونمون» در آغاز مسیر است و طبیعتاً بینقص نیست. ادعایی برای ساخت یک برنامه کامل نداریم؛ تلاش کردهایم آنچه تاکنون در برنامهسازی آموختهایم، با تمام توان در این برنامه به کار بگیریم و اگر فرصتی برای ادامه آن فراهم شود، حتماً نقاط ضعف را اصلاح و مسیر را پختهتر و کاملتر خواهیم کرد.






نظر شما