تحولات منطقه

بازخوانی الگوی حکمرانی نبوی و صورت‌بندی فرایند انقلاب پیامبر اعظم(ص)، یکی از بنیادین‌ترین ضرورت‌های نظری در مسیر طراحی و تکوین تمدن نوین اسلامی است.

انقلاب نرم خاتم (ص) ؛ مبدأ معماری تمدن اسلامی
زمان مطالعه: ۹ دقیقه

بازخوانی الگوی حکمرانی نبوی و صورت‌بندی فرایند انقلاب پیامبر اعظم(ص)، یکی از بنیادین‌ترین ضرورت‌های نظری در مسیر طراحی و تکوین تمدن نوین اسلامی است. رسول گرامی اسلام(ص) به عنوان رهبری الهی، نهضت توحیدی را از نقطه صفر آغاز کردند و در قالب فرایندی حکیمانه و تدریجی، از تربیت انفسی انسان‌ها تا برپایی ساختار سیاسی و نهادسازی اجتماعی پیش بردند. در منظومه فکری رهبران انقلاب اسلامی، به‌ویژه در سیره نظری و عملی رهبر شهید انقلاب، این الگوی نبوی همواره شاخص بنیادین اداره جامعه و امتداد خط بعثت به شمار می‌آید.
در گفت‌وگوی تفصیلی با حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر عباسعلی مشکانی سبزواری، عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) به واکاوی الگوی سه‌مرحله‌ای ایجاد، استقرار، استمرار و توسعه جامعه اسلامی پرداخته‌ایم تا نسبت حکمت نظری و عملی در تداوم انقلاب اسلامی تبیین شود.

به عنوان مدخل بحث، تفاوت دقیق و بنیادین میان فرایند تکاملی انقلاب نبوی با آنچه در فرایند تکاملی انقلاب اسلامی دنبال می‌کنیم، چیست؟

به‌طور کلی در اسلام، دو الگو وجود دارد؛ یک الگویی مبتنی بر فرایند تکامل انقلاب نبوی و دوم الگویی مبتنی بر فرایند تکامل انقلاب اسلامی. این دو الگو تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند و جامعه هدف هرکدام نیز متفاوت است. درواقع، این دو الگو، روش‌های متفاوتی برای فهم و اقامه اسلام در جوامع گوناگون ارائه می‌کنند. انقلاب نبوی به عنوان نقطه آغازین و وحیانی، نقش نقشه جامع و مهندسی‌شده برای تمدن‌سازی را دارد. پیامبر اکرم(ص) در دوران مکه و مدینه، این مسیر را از نقطه صفر جاهلیت تا اوج استقرار نظام اسلامی، به صورت تجربی و وحیانی خلق کردند. بنابراین، فرایند نبوی، منبع تولید الگو و مرجع مطلق است. در مقابل، انقلاب اسلامی به مثابه تلاش برای تحقق عینی آن الگوی نبوی در عصر حاضر است. ما در انقلاب اسلامی، در مقام ابداع یک فرایند جدید نیستیم، بلکه در مقام تطبیق و اجرای اصول نبوی با مقتضیات دنیای امروزیم. به عبارت ساده‌تر، پیامبر(ص) آن بنای عظیم را ساخت تا مدلی برای تاریخ بشریت باشد و انقلاب اسلامی ما در حال بازآفرینی و امتداد آن بنای نبوی در ساختارهای سیاسی و اجتماعی فعلی است. در واقع، جهت‌گیری کلان هر دو یکی است؛ با این تفاوت که یکی تأسیس تمدن است و دیگری امتداد همان تمدن در بستر تاریخ معاصر.

مطالعه فرایندی سیره نبوی چه ضرورتی برای طراحی تمدن نوین اسلامی دارد و نقطه عزیمت این نهضت عظیم الهی بر چه پایه‌ای استوار بوده است؟

مطالعه و بازخوانی سیره پیامبر گرامی اسلام(ص) صرفاً یک رجوع تاریخی یا بازگویی نقلی نیست، بلکه برای طراحی و تحقق تمدن نوین اسلامی ضرورتی انکارناپذیر است؛ چراکه پیامبر(ص) رهبری الهی‌ بود که انقلابی بنیادین را از نقطه صفر مطلق آغاز کرد و طی فرایندی گام‌به‌گام و تکاملی، آن را به نقطه اعلای خود رساند. از همین رو، سیره ایشان متضمن قواعد اساسی مهندسی تمدن اسلامی است. همان‌طور که رهبر شهید انقلاب تصریح فرموده‌اند: «باید حرکتمان در همان خطی باشد که پیامبر اسلام در اوج آن خط قرار دارد و هرگز در این خط نباید توقف بکنیم» (۴/۶/۱۳۶۱). برای تبیین این حرکت تمدنی، الگوهای متعددی مانند الگوی پنج‌مرحله‌ای یا چهارمرحله‌ای مطرح است، اما دقیق‌ترین مبنا، الگوی سه‌مرحله‌ای «ایجاد، استقرار، استمرار و توسعه» است. نقطه آغازین این فرایند، بعثت است که معنایی عمیق‌تر از یک اتفاق تاریخی دارد. رهبر شهید انقلاب در بیانی بسیار دقیق درباره حقیقت بعثت می‌فرمایند: «بعثت به معنای برانگیختگی است. برانگیختگی یعنی چه؟ یعنی تحرک، حرکت بعد از رخوت و سستی و رکود... در پیامبری دو تحول و دگرگونی هست. اول در وجود خود پیامبر؛ بعثت، رستاخیز، انقلاب، تحول اول در درون و ذات خود پیامبر و در باطن خود نبی به وجود می‌آید... بعد همین سرچشمه، همین تحول، همین شور، همین انقلاب، همین رستاخیز از این چشمه فیاض جوشان که روح نبی است، می‌ریزد به اجتماع، منتقل می‌شود به متن جامعه بشری... بعد از آنکه در دل او انقلاب به وجود آمد، به دست او در جامعه انقلاب به وجود می‌آید و بعثت به معنای واقعی تحقق پیدا می‌کند» (۱۱/۷/۱۳۵۳). در این میان، تفکیک ماهوی میان انقلاب نبوی و انقلاب اسلامی ضروری است. انقلاب نبوی در جامعه‌ای شکل گرفت که اسلام برای نخستین بار به گوش مردم می‌رسید و مخاطبان هیچ پیشینه مسلمانی یا آشنایی با معارف توحیدی نداشتند؛ از این‌رو انقلاب نبوی مدل تأسیسی تبلیغ و اجرای اسلام اصیل بود. اما انقلاب اسلامی در بستری رخ داد که مردم سابقه ایمان و پایبندی به عقاید دینی را داشتند، لکن بر اثر سیطره کفر و طاغوت‌ها، امکان تبلیغ صحیح و اجرای همه‌جانبه احکام اسلام سلب شده بود.

مرحله «ایجاد» که در ۱۳ سال دوره مکه تبلور یافت، بر چه محورهایی استوار بود و پیامبر(ص) چگونه زیربنای فکری جامعه را دگرگون کردند؟

دوره ۱۳ ساله مکه، فصل اول از رسالت ۲۳ ساله نبوی و در حقیقت مقدمه و فونداسیون دوره ۱۰ ساله مدینه است (ن.ک. مقام معظم رهبری، ۲۸/۲/۱۳۸۰). پیامبر اکرم(ص) حرکت خویش را بر اصالت فرهنگ و تقدم تحول شناختی استوار کردند؛ با این مبنای انسان‌شناختی که تا باور، جهان‌بینی و فکر انسان تغییر نکند، تحول پایدار در رفتار و زیست اجتماعی رخ نخواهد داد. به همین دلیل، بخش عمده آیات مکی و مساعی پیامبر(ص) در مکه به حکمت نظری و بازسازی بینش جامعه اختصاص یافت. اقدامات پیامبر(ص) در این حوزه در ۶ محور بنیادین صورت گرفت؛ اول مبدأشناسی، دوم غیب‌شناسی، سوم انسان‌شناسی، چهارم راهنماشناسی، پنجم فرجام‌شناسی و ششم امت‌شناسی.

چرا در مکه تمرکز اصلی بر تربیت فردی بود؟ آیا این به معنای فردگرایی در اسلام است یا یک راهبرد تشکیلاتی برای نظام‌سازی؟

در دوره مکه، به دلیل عدم حاکمیت سیاسی و فقدان بسترهای اجتماعی، امکان جامعه‌سازی کلان و نهادسازی حقوقی فراهم نبود؛ بنابراین در حوزه حکمت عملی، تمرکز بر فردسازی و ساخت کادرهای اصلی قرار گرفت. البته فردسازی هدفی مقطعی نبود، بلکه در تمام مراحل انقلاب جریان داشت، اما در مکه ضرورت مضاعف یافت. رهبر شهید انقلاب در تبیین هدف انبیای الهی می‌فرمایند: «هدف اولی پیغمبر، هدف اصلی پیغمبر یک چیز است، در نیمه راه آن هدف، هدف‌های دیگری هم برای پیغمبر مطرح می‌شود... اما هدف اصلی پیغمبران الهی عموماً در چند کلمه قابل خلاصه کردن است؛ پیغمبران به این جهان می‌آیند تا انسان را به سرمنزل تعالی و تکامل مقدرش برسانند» (۱۷/۷/۱۳۵۳). پیامبر(ص) در مکه در حوزه عمل، عباداتی چون نماز و الگوهای رفتاری زیست انسانی را تبیین فرمودند؛ ارزش‌هایی چون سبقت در خیر، وفای به عهد، کظم غیظ، صبر، صدق، تواضع، رعایت انصاف و عدالت، احترام به زنان و دختران، حفظ کرامت کودکان و والدین، نفی قساوت، تحریم تجسس، غیبت و تهمت، ایستادگی در برابر ستمگران و دفاع از مظلومان. پیامبر(ص) در این دوره نخبگان و هسته‌های سخت ایمان را تربیت کرد. رهبر شهید انقلاب این راهبرد دقیق را چنین توصیف می‌کنند: «در محیط جاهلی مکه، پیامبر وقتی می‌خواهد آدم درست بکند، مجبور است یکی یکی درست کند، برای خاطر اینکه برای ایجاد آن چنان نظامی، یک عده خواص لازم‌اند، یک عده سنگ زاویه و زیربنا لازم‌اند، این‌ها قبلاً درست می‌شود و این منافات با نقشه کلی انبیا ندارد» (۱۷/۷/۱۳۵۳). ایشان در بیانی دیگر بر استقامت این پایه‌های انسانی تأکید دارند: «پیامبر(ص) در فضایی آکنده از تعصب، کینه، قساوت، ظلم و شهوت جاهلی، نهال‌هایی استوار تربیت کرد که هیچ توفانی توان تکان دادن آن‌ها را نداشت و ارکان جامعه مدنی و نبوی مدینه بر دوش همین سنگ‌زاویه‌ها بنا شد» (۳۱/۵/۱۳۸۵).

در ایده شما با وقوع هجرت، انقلاب نبوی وارد مرحله استقرار شد. ماهیت این مرحله و رسالت جهانی پیامبر(ص) در تشکیل دولت اسلامی چه بود؟

مرحله استقرار که از هجرت تا حجة‌الوداع به طول انجامید، فصل دوم رسالت ۲۳ ساله بود؛ فصلی که در آن، شالوده نظام اسلامی ریخته شد تا الگویی همیشگی برای همه زمان‌ها و مکان‌ها خلق گردد (رهبر شهید، ۲۸/۲/۱۳۸۰). پیامبر(ص) هدف خود را صرفاً محدود به هماوردی با مشرکان مکه ندیده بودند، بلکه هدف ایشان برچیدن ساختارهای فاسد، ظالمانه و طاغوتی سیاسی و اقتصادی در سراسر جهان بود. برای آنکه پیام رهایی‌بخش، توحیدی و عدالت‌گستر اسلام به دل‌های بشریت برسد، ضرورت داشت ابتدا یک نظام الگوی عملی و ملموس پایه‌گذاری شود. در دوره مدینه، پیامبر(ص) اقدامات شش‌گانه تمدنی را برای استقرار حاکمیت انجام دادند؛ مواردی که شامل تأسیس مسجد قبا و مسجدالنبی(ص)، تدوین منشور مدینه، پیمان دفاعی و عدم تعرض با یهودیان، عقد اخوت اسلامی، تشکیل نیروی دفاعی و بازدارنده و ایجاد نظام جامع اداری و تشریع قوانین و پدید آمدن سنت نبوی است و پیامبر(ص) با همه‌جانبه‌گری و انتصاب کاتبان تخصصی، ساختار اداری را سامان بخشیدند؛ ازجمله انتصاب حضرت علی(ع) برای نگارش وحی و عهدنامه‌ها، عبدالله‌بن‌ارقم برای مراسلات پادشاهان و عقود و زبیر و جهم‌بن‌صلت برای ثبت صدقات و اموال عمومی.

مرحله سوم انقلاب نبوی یعنی استمرار و توسعه چگونه با واقعه غدیر گره خورد و جایگاه اصل امامت در اندیشه حکمرانی پیامبر(ص) چیست؟

پیامبر گرامی اسلام(ص) از همان طلیعه بعثت و در یوم‌الدار به مسئله جانشینی و ناوبری سفینه امت پس از خود توجه داشتند. در دوره استقرار، این راهبرد حیاتی تکامل یافت و در حجة‌الوداع و واقعه عظیم غدیر به نقطه اوج خود رسید. غدیر، نقطه تلاقی پایان موفقیت‌آمیز مرحله استقرار و سرآغاز مرحله استمرار و توسعه انقلاب نبوی است. اگر امامت و تداوم رهبری معصوم تعیین نمی‌شد، دستاوردهای عظیم مکه و مدینه دچار استحاله و انقطاع می‌شد. قرآن مجید در آیات متعدد، بر مرجعیت انحصاری و ولایت الهی تأکید ورزیده است؛ به عنوان مثال در سوره احزاب، آیه ۶ آمده است: «النَّبِیُّ أَوْلَی بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ…» که روشن‌کننده و مبین اولویت اراده و حکم رهبری الهی بر تمام شئون فردی و جمعی مؤمنان است و در سوره نسا آیه ۵۹ نیز دو مفهوم کاربردی در این زمینه ذکر شده است: «فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللَّهِ وَالرَّسُولِ...». در این عبارت، داوری و رفع تعارضات صرفاً در چارچوب شریعت و حاکمیت الهی مشروع مطرح شده است و در قسمت دیگر این آیه «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الْأَمْرِ مِنکُمْ...» اطاعت از اولی‌الامر منصوب از جانب پیامبر(ص) در امتداد مستقیم اطاعت از ذات باری‌تعالی و رسول(ص) قرار گرفته است. با اعلام وصایت و ولایت امیرالمؤمنین(ع) و ائمه معصومین(ع)، تضمین استمرار خط حکمرانی توحیدی و عدالت‌گستر تحقق یافت.

به عنوان جمع‌بندی، چگونه رهبران انقلاب اسلامی و به‌ویژه رهبر شهید از این منظومه فکری برای اداره جامعه و مواجهه با چالش‌های عصر حاضر الگوبرداری کرده‌اند؟

تجربه انقلاب اسلامی نشان می‌دهد هرگاه از اصول مهندسی انقلاب نبوی تبعیت شده، پیشرفت و مصونیت حاصل شده است. رهبران انقلاب اسلامی و در رأس آن‌ها حضرت امام خمینی(ره)، رهبر شهید و شهدای والامقام عرصه خدمت، دقیقاً همین منطق را مبنای عمل قرار دادند؛ نخست اینکه تحول سیاسی و ساختاری بدون انقلاب درونی و تحول معرفتی جامعه پایدار نمی‌ماند؛ ایشان همواره بر تقدم انسان‌سازی و کار فکری عمیق بر بروکراسی تأکید داشتند. دوم اینکه در سیره رهبر شهید پیوند میان عبادت، خدمتگزاری به مردم، عدالت‌خواهی و قاطعیت در برابر طواغیت -دقیقاً همانند الگوی مسجدمحور مدینه- تجلی یافت. سوم، حاکمیت اسلامی بدون نیروی دفاعی بازدارنده و بدون انضباط تشکیلاتی و میثاق ملی پایدار نخواهد بود؛ اما قلب تپنده تمام این ارکان، اصل ولایت و امامت به عنوان ضامن بقا و عدم انحراف مسیر نهضت است. انقلاب اسلامی با الگوگیری وفادارانه از این فرایند سه‌مرحله‌ای، در مسیر بازتولید تمدن اسلامی گام برمی‌دارد تا پیام رهایی و عدالت اسلام ناب را در سراسر جهان محقق کند.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha