با نزدیک شدن به فصل پاییز و افزایش احتمال شیوع بیماریهای تنفسی، نگرانیها درباره تأمین واکسن آنفلوانزا در کشور افزایش یافته است. در شرایطی که واکسیناسیون گروههای در معرض خطر میتواند از عوارض شدید بیماری و فشار بیشتر بر مراکز درمانی جلوگیری کند، محدودیتهای ناشی از تحریم و مشکلات انتقال ارز، مسیر تأمین این واکسن را با اختلال مواجه کرده است.
هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران، درباره وضعیت واردات واکسن آنفلوانزا میگوید به دلیل مسدود شدن مسیرهای ارسال کالا و مشکلات انتقال ارز، امکان واردات واکسن به میزان مورد نیاز کشور فراهم نشده است. به گفته او، مقدار محدودی از واکسن وارد شده که عمدتاً برای مراکز بیمارستانی و برخی مراکز خاص در نظر گرفته شده و برای عموم مردم هنوز واکسن به شکل عمده وارد نشده است.
این وضعیت در حالی رخ داده که نیاز سالانه کشور به واکسن آنفلوانزا حدود سه میلیون دوز برآورد میشود. بنابراین هرگونه اختلال در برنامه تأمین میتواند دسترسی گروههای مختلف جامعه، بهویژه افراد در معرض خطر، را با مشکل مواجه کند.
یکی از پیچیدگیهای تأمین واکسن آنفلوانزا این است که این محصول مانند بسیاری از داروها قابل خریداری و ذخیرهسازی بلندمدت نیست. ترکیب واکسن هر سال بر اساس سویههای در گردش ویروس تغییر میکند و تولیدکنندگان نیز برای آمادهسازی و عرضه آن به زمان نیاز دارند.
احمدی با اشاره به همین مسئله تأکید کرده است که سفارش واکسن باید حدود شش تا هشت ماه پیش از فصل مصرف انجام شود تا تولیدکننده فرصت کافی برای تولید محصول متناسب با سویههای جدید را داشته باشد.
به همین دلیل، اگر مسیر واردات در ماههای نزدیک به آغاز فصل شیوع بیماری مسدود باشد، جبران کمبود کار سادهای نخواهد بود. حتی در صورت فراهم شدن امکان واردات فوری، محدودیتهای تولید، حملونقل و زمان مصرف واکسن میتواند مانع از تأمین سریع نیاز بازار شود.
در واقع، مسئله واکسن آنفلوانزا فقط کمبود یک قلم دارویی نیست؛ بلکه نشاندهنده اهمیت برنامهریزی بلندمدت و ایجاد مسیرهای پایدار برای تأمین اقلام حیاتی حوزه سلامت است.
یکی دیگر از پرسشهای مهم در این میان، ظرفیت تولید داخلی واکسن آنفلوانزاست. در سالهای گذشته بارها بر ضرورت تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات در حوزه واکسن تأکید شده است، اما بر اساس اظهارات سخنگوی انجمن داروسازان، امسال تولید داخلی واکسن آنفلوانزا نیز نتوانسته نیاز کشور را پوشش دهد.
احمدی میگوید واکسن آنفلوانزا در داخل کشور تولید نشده و تولید این محصول نیز به مواد اولیه و برخی مواد جانبی وابسته است که بخشی از آنها باید از خارج تأمین شود. بنابراین حتی زمانی که ظرفیت تولید داخلی وجود داشته باشد، اگر زنجیره تأمین مواد اولیه دچار اختلال شود، تولید نهایی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد.
این مسئله نشان میدهد خودکفایی در صنعت واکسن تنها با ایجاد خطوط تولید نهایی محقق نمیشود. دسترسی پایدار به مواد اولیه، تجهیزات، فناوری، دانش فنی و منابع مالی نیز بخشی از زنجیرهای است که باید همزمان تقویت شود.
یکی از مهمترین پیامدهای تحریم در حوزه سلامت، ایجاد مشکل در مسیرهای مالی و تجاری است. حتی در مواردی که کالاهای بشردوستانه و دارویی از نظر حقوقی در فهرست تحریمهای مستقیم قرار نگیرند، مشکلات بانکی، انتقال ارز، بیمه حملونقل و محدودیتهای تجاری میتواند روند تأمین آنها را دشوار کند.
در مورد واکسن آنفلوانزا، این مشکل اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا زمانبندی تولید و مصرف بسیار محدود است و نمیتوان برای مدت طولانی منتظر باز شدن مسیرهای تجاری ماند.
از سوی دیگر، اختلال در تأمین یک واکسن میتواند پیامدهایی فراتر از بازار دارویی داشته باشد. افزایش موارد ابتلا، بیشتر شدن مراجعات به مراکز درمانی و افزایش بستری بیماران پرخطر میتواند هزینههای بیشتری را به نظام سلامت تحمیل کند.
در چنین شرایطی، تأمین واکسن باید بخشی از برنامه آمادگی نظام سلامت برای فصل پاییز و زمستان باشد، نه اقدامی که پس از آغاز موج بیماری دنبال شود.
موضوع واکسن آنفلوانزا میتواند هشداری درباره آسیبپذیری زنجیره تأمین دارو در کشور نیز باشد. اگرچه ممکن است کمبود یک واکسن در مقطعی با مدیریت ذخایر و اولویتبندی گروههای پرخطر کنترل شود، اما تداوم اختلال در مسیرهای واردات میتواند در مورد اقلام حیاتی دیگر نیز مشکلساز شود.
سخنگوی انجمن داروسازان با اشاره به شرایط موجود، نسبت به تداوم محدودیتها در تأمین دارو و کالاهای سلامتمحور هشدار داده و تأکید کرده است که بیماران نباید هزینه پیامدهای تحریم و اختلال در مسیرهای تجاری را پرداخت کنند.
در مقابل، تجربه سالهای گذشته نشان داده است که صرف اتکا به واردات نیز راهحل پایداری نیست. توسعه واقعی تولید داخلی، ایجاد ذخایر راهبردی، متنوع کردن مسیرهای تأمین و فراهم کردن سازوکارهای مالی مستقل برای خرید دارو و واکسن میتواند بخشی از آسیبپذیری کشور را کاهش دهد.
اکنون مهمترین مسئله، زمان است. فصل پاییز و افزایش گردش ویروسهای تنفسی نزدیک است و هرچه زمان بیشتری از دست برود، امکان جبران کمبود واکسن دشوارتر خواهد شد.
از سوی دیگر، اطلاعرسانی شفاف درباره میزان واکسن موجود، گروههای اولویتدار و زمان عرضه عمومی میتواند از شکلگیری نگرانی و تقاضای هیجانی جلوگیری کند. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که در شرایط نگرانی عمومی، هجوم همزمان مردم برای دریافت واکسن میتواند توزیع را نیز با مشکل مواجه کند.
واکسن آنفلوانزا شاید در نگاه نخست تنها یکی از اقلام دارویی فصلی باشد، اما ماجرای امسال بار دیگر نشان میدهد که امنیت سلامت یک کشور تا چه اندازه به امنیت زنجیره تأمین آن وابسته است. تحریم، محدودیت ارزی، وابستگی به مواد اولیه خارجی و نبود تولید پایدار داخلی، مجموعهای از حلقههای بههمپیوسته هستند که ضعف هرکدام میتواند کل زنجیره را تحت فشار قرار دهد.
اکنون سؤال اصلی این نیست که چرا واکسن آنفلوانزا هنوز به میزان کافی در دسترس نیست؛ سؤال مهمتر این است که آیا برای جلوگیری از تکرار چنین وضعیتی در سالهای آینده، برنامهای پایدار و عملیاتی وجود دارد یا قرار است هر پاییز، تأمین یک واکسن ضروری دوباره به بحرانی تازه تبدیل شود؟




نظر شما