حرم مطهر رضوی تنها یک مکان مذهبی نیست؛ شهری در دل شهری است که از یک آرامگاه ساده در روستای سناباد جوانه زد و امروز به یکی از پیچیدهترین و منسجمترین مجموعههای معماری جهان اسلام بدل شده است. آنچه این مجموعه را از دیگر بناهای مذهبی متمایز میکند، صرفاً شکوه تزئینات یا عظمت ابعاد آن نیست، بلکه منطق درونی فضاست؛ منطقی که به زائر از لحظه ورود، گامبهگام و بیآنکه متوجه باشد، درسی از سلوک میآموزد. از فراخنای باز صحنها که جای دیدار و تکثر بوده، تا سکون بسته رواقها که جای انس و مناجات و رسیدن به وحدت است. پژوهشهای معاصر، از مطالعات اسناد تاریخی دوره تیموری گرفته تا تحلیلهای رایانهای نحو فضا درباره رفتار حرکتی زائران، نشان میدهند این هندسه، حاصل سلیقه تصادفی نیست، بلکه برایند قرنها اندیشه، ایمان و مهندسی فضایی است. آنچه در پی میآید، روایت این منطق پنهان است؛ روایتی از صحنها و رواقهایی که به تعبیر پژوهشگران، «مراتب تشرف» به مکان قدسی را تعریف میکنند.
از سناباد تا صحن عتیق؛ تولد یک جغرافیای علمی فرهنگی
سیر تاریخی حرم مطهر رضوی را میتوان روایت تکوین یک شهر دانست. به گزارش پژوهش سمیه صدریکیا در فصلنامه پژوهشنامه خراسان بزرگ، پیش از شهادت امام رضا(ع)، سه آبادی طوس، نوقان و سناباد در این پهنه وجود داشتند و آرامگاه امام(ع) نطفه اصلی پیدایش مشهد شد. اگرچه خاستگاه نخستین ساختوسازها به دورههای کهنتر بازمیگردد، اما قرن نهم هجری یعنی عصر تیموری نقطه عطف توسعه کالبدی مجموعه است؛ دورانی که به تعبیر این پژوهش، «اوج ساخت بناهای آرامگاهی و آغاز توسعه عظیم حرم» بود. در این دوره بود که نخستین صحن و ایوان در حرم مطهر ساخته و سنگ بنای آن چیزی که امروز صحن عتیق (انقلاب) مینامیم، احداث شد. سپس در عهد صفوی، توسعه در مقیاسی کلانتر رقم خورد. ایوان رفیعتر، صحن بزرگتر، سردر، بست و خیابان و در کنار آنها مسجد جامع گوهرشاد و مدارس بالاسر، دودر و پریزاد شکل گرفت. جالب آنکه در عهد شاه عباس، جریان آب به درون صحن هدایت شد؛ نشانهای از آنکه صحن از آغاز، نه صرفاً محوطه عبوری، بلکه نشانه حیات ابدی و محیط زندگی بوده است.
مراتب تشرف؛ معماریای که سلسلهمراتب میسازد
شاید دقیقترین مفهومی که فلسفه وجودی صحنها و رواقها را توضیح دهد «مراتب تشرف» باشد. صدریکیا تأکید میکند صحنها و ایوانها نقش عمدهای در تکامل فضایی حرم مطهر رضوی و تعریف مراتب تشرف به این مکان قدسی داشتند و اصل حاکم بر توسعه مجموعه، توجه به سلسلهمراتب و ارتقای کیفیت محیط و تأکید بر ارزشهای معنوی از طریق تعریف مراتب ورود بوده است.
این سلسلهمراتب را میتوان همچون یک مسیر سلوکی خواند: از بست و خیابان (فضای شهری) به سردر (آستانه)، به صحن عتیق (فراخنای جمع)، به ایوان (آستانه معنایی) و سرانجام به رواق و روضه منوره (کانون قدسی). زائر در این مسیر، بدون هیچ دستوری کتبی، از هیاهو به سکون و از کثرت به وحدت حرکت میکند. اینجا معماری، خود معلم است.
صحن؛ عرصه عمومی و صحنه تجمع امت
صحن در معماری اسلامی-ایرانی «میانسرای» مجموعه است؛ فضایی باز، روشن و همگانی. تحلیل رفتاری زائران در پژوهش «تحلیل نحوفضا در معماری جامع حرم مطهر رضوی» (جلالیان قانع، عبدالهی و عمرانیپور؛ فصلنامه فرهنگ رضوی، ۱۴۰۴) که بر چهار صحن آزادی، قدس، مسجد گوهرشاد و انقلاب تمرکز داشت، یافته معناداری دارد. یعنی رفتار زائران در صحنها «قابلیت همگانی» دارد، در حالی که رفتار در پیرامون بقعه انفرادیتر است.
به دیگر سخن، صحن همانجایی است که اجتماع شکل میگیرد؛ نماز جمعه و جماعتهای باشکوه، دیدارهای خانوادگی، گفتوگوی اقوام و فرهنگهای گوناگون از چهار سو و سفرههای افطار. صحن، صحنه «ما»ست؛ در برابر رواق که صحنه «من» است. این دوگانگی کارکردی، ظریفترین نکته جامعهشناختی معماری حرم مطهر است.
رواق؛ از بازار به خانه انس
رواقها، فضاهای سرپوشیده و نیمهتاریکی هستند که گویی نفس مجموعه را در خود نگه میدارند. نکته تاریخی جالب توجه آنکه (چنانکه در پژوهش صدریکیا آمده) بخشی از رواقهای کنونی حرم مطهر «تبدیل بازار» به فضای زیارتی است و رواق دارالولایه نیز در همین روند شکل گرفته است. یعنی فضای تجارت به مرور به فضای عبودیت بدل شده است؛ تغییری که خود روایتگر فراز و فرود مناسبات اقتصادی-مذهبی در تاریخ مشهد است.
اما رواقها صرفاً راهرو نیستند. مطالعات دیگری که در منابع پژوهش نحوفضا به آنها ارجاع شده است، مانند بررسی «تجلی نگرشهای شیعی در معماری و تزئینات رواقهای حرم رضوی در دوران صفوی» نشان میدهند کتیبهها و آینهکاریهای رواقها، رسانهای بصریاند که معارف دینی را به تماشاگر منتقل میکنند. هر رواق یک کتابِ خطشده بر آینه و کاشی است.
ایوانهای صحن عتیق؛ رقالخط طلا و فیروزه
برای فهم زیباییشناسی صحنها باید به ایوانهایشان نگریست. پژوهش صداقت جباری و ملوسک رحیمزاده تبریزی «زیباییشناسی چهار ایوان صحن عتیق حرم مطهر رضوی» صحن عتیق را حدود ۶هزارو۷۴۰ مترمربع توصیف میکند با «چهار ایوان بزرگ قرینه». ایوان از زمان اشکانیان عنصری شناختهشده است با کارکرد تهویه هوا و دفع تابش آفتاب و در حرم مطهر رضوی به اوج آرایه رسیده: مقرنسها که «ربع گنبدهای کوچک مقعر» بر هم انباشتهاند، کاربندیهای ایوان طلا و ایوان عباسی و کاشیکاری معرق و هفترنگ.
نامهای بزرگی در این کالبد جاریاند. ایوان امیر علیشیر نوایی که در عهد تیموری ایوان ورودی روضه منوره بود و بعدها یکی از چهار ایوان اصلی صحن عتیق شد و طلاکاری ایوان به دست نادرشاه افشار. خط علیرضا عباسی بر کتیبهها، با آیات قرآن، احادیث و اشعار، چشم زائر را از زمین به آسمان میبرد. نتیجهگیری این پژوهش استوار است؛ این مجموعه «نیازهای زیباییشناختی و کارکردی را همزمان تأمین» کرده است.
نحو فضا؛ وقتی رایانه رفتار زائر را میخواند
جالبترین بخش ماجرا، گفتوگوی این میراث کهن با علم روز است. پژوهش نحوفضا برگرفته از طرحی پژوهشی در بنیاد ملی نخبگان با تکیه بر نظریه «نحو فضا» هیلیر و هانسون و نرمافزار Depthmap، چهار پارامتر عمق، همپیوندی، ارتباط و خوانایی را در صحنها و رواقها سنجیده است.
یافتهها شگفتآورند؛ «خوانایی» در بقعه و فضاهای پیرامونی کمترین و در صحن جامع (پیامبر اعظم(ص)) بالاترین مقدار را دارد و «سهولت دسترسی» در رواق امام خمینی(ره)، صحن جمهوری و صحن هدایت کمترین است. همچنین مشخص شد فضاهای پیرامون روضه منوره و رواق امام خمینی(ره) هرچند برای زیارت انتخاب میشوند، بیشتر مسیر عبوری زائراناند و فضاهای درون صحنها خصوصیتر و انتخابیترند. این یعنی هندسه هزارساله حرم مطهر، هنوز بر رفتار انسانهای امروز حاکم است؛ دادههای رایانهای، همان حقیقتی را تأیید میکنند که زائر با قلبش حس میکند.
سخن پایانی؛ معماری بهمثابه آموزگار
توسعه کالبدی حرم مطهر رضوی به تعبیر صدری کیا، همواره «تابع اعتقادات، فرهنگ، سنت و تکنولوژی هر دوره» بوده است. اما آنچه در همه دورهها ثابت مانده، یک اصل است؛ فضایی که زائر را در مسیری هدایت میکند که در آن، کثرت صحنها به وحدت رواقها میانجامد و هیاهوی اجتماع به سکوت مناجات بدل میشود. صحن و رواقِ حرم مطهر رضوی، نه فقط جای عبور، که جای عبور از خویشتن است.





نظر شما