تحولات منطقه

بچه‌هایی که سال‌ها پیش پای تلویزیون می‌نشستند و با شخصیت‌هایی مثل عمو پورنگ خاطره می‌ساختند، حالا بزرگ شده‌اند و خودشان در جایگاه والدین قرار گرفته‌اند.

احمد درویشعلی‌پور، کارگردان سریال «اکسیر» شبکه۲ در گفت‌وگو با قدس: نسل زد باید خود را در تلویزیون ببیند
زمان مطالعه: ۷ دقیقه

بچه‌هایی که سال‌ها پیش پای تلویزیون می‌نشستند و با شخصیت‌هایی مثل عمو پورنگ خاطره می‌ساختند، حالا بزرگ شده‌اند و خودشان در جایگاه والدین قرار گرفته‌اند؛ در کنار آن‌ها، نوجوانان و جوانانی با زبان، دغدغه‌ها و سبک ارتباطی متفاوت حضور دارند که بسیاری از واژه‌ها و رفتارهایشان شاید برای نسل‌های قبل ناآشنا باشد، اما بخشی از واقعیت زندگی امروز را شکل می‌دهد.
سریال «اکسیر» با حال ‌و هوایی فانتزی که روزهای فرد ساعت ۲۱:۱۵ روی آنتن شبکه۲ می‌رود، تلاش کرده قصه‌ای را روایت کند که مخاطب آن فقط کودکان نباشند و خانواده‌ها و نسل‌های مختلف بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند و خودشان را در دل قصه ببینند. این سریال در کنار فضای سرگرم‌کننده، به زبان و مسائل روز نسل جدید نزدیک شده و حتی چهره‌ای متفاوت از داریوش فرضیایی را به مخاطب نشان می‌دهد.
در این‌ باره با احمد درویشعلی‌پور، تهیه‌کننده و کارگردان مجموعه تلویزیونی «اکسیر» که سال‌های زیادی تجربه کار برای کودکان و خانواده‌ها را داشته است گفت‌وگو کرده‌ایم که می‌خوانید.

ایده اولیه «اکسیر» از کجا شکل گرفت و چه شد که به سمت ساخت اثری با حال ‌و هوای فانتزی رفتید؟

ایده «اکسیر» در جریان همکاری با سیمافیلم و با هدف تولید یک مجموعه برای نوروز ۱۴۰۵ شکل گرفت. با توجه به اینکه قرار بود سریال در باکس اصلی نوروزی روی آنتن برود، تلاش کردیم مخاطب هدف را خانواده در نظر بگیریم؛ همان بچه‌هایی که روزگاری مخاطب برنامه‌های ما بودند، امروز خودشان در جایگاه والدین قرار گرفته‌اند.
فانتزی موضوع جدیدی در آثار ما نیست و همواره رگه‌هایی از فانتزی در قصه‌هایمان وجود داشته است و این بخش برای ما تازگی ندارد؛ تفاوت اصلی این است که این ‌بار دایره مخاطبان هدف گسترده‌تر شده و اثر صرفاً برای کودک و نوجوان طراحی نشده است.
خانواده‌ها می‌توانند به‌راحتی همراه فرزندانشان این سریال را تماشا کنند و با آن ارتباط بگیرند. حتی افرادی که در خانه فرزند ندارند می‌توانند با فضای سریال ارتباط برقرار کنند.
تلاش می‌کنیم تا آنجا که توان داریم، در کنار رگه‌های فانتزی که فضای کار را خوش‌آب‌ و رنگ و حال‌خوب‌کن می‌کند، حرف‌های روز مردم و مسائل جامعه در سریال مطرح شود.

اشاره به مسائل روز جامعه از جمله قطعی برق، در اکسیر تا چه اندازه آگاهانه و با هدف بازتاب دغدغه‌های مردم انجام شده است؟

اینکه یک موضوع اجتماعی را مطرح می‌کنیم، به این معنا نیست که قصد سیاه‌نمایی داریم بلکه نمایش انعکاسی از مسائل جامعه است. وقتی انتقادی را نسبت به موضوعی به‌صورت عادلانه مطرح کنید، طبیعی است که شرایط هر دوره از جامعه متفاوت باشد و فضای حاکم بر جامعه هم بتواند تأثیرگذار باشد. ما سال‌هاست در رسانه کار می‌کنیم. هر چیزی، اول در فیلم‌نامه و بعد، وقتی ساخته و آماده پخش می‌شود، مورد بررسی قرار می‌گیرد. فیلم‌نامه از فیلترهای مختلف عبور می‌کند و هنگام پخش هم نمی‌توانید فکر کنید چیزی از دست کسی در می‌رود. اگر چنین موضوعاتی مطرح نشود، اتفاقاً عجیب است. نقدی که داریم دلسوزانه و خیرخواهانه است. اگر درباره صرفه‌جویی صحبت می‌کنیم، صرفاً نمی‌گوییم مصرف آب، برق یا به‌طور کلی حامل‌های انرژی را کم کنید بلکه راهکار هم ارائه می‌کنیم.

نگران نبودید که طرح مستقیم مسائل اجتماعی، پیام‌های «اکسیر» را برای مخاطب، شعاری و بیش از حد صریح جلوه دهد؟

برای مدیریت این موضوع، باید به گستردگی دایره مخاطبان توجه می‌کردیم. مخاطب ما فقط کودک نیست؛ از کودک گرفته تا بزرگسال و حتی سالمند، مخاطب داریم و باید همه گروه‌های سنی را در نظر بگیریم. طبیعی است که در بعضی قسمت‌ها، مستقیم‌گویی برای بچه‌ها جواب بدهد و آن‌ها راحت‌تر با موضوع ارتباط برقرار کنند، اما نمی‌شود همه چیز را به همین شکل بیان کرد. به همین دلیل، تلاش کردیم در کنار پیام‌های مستقیم، در لایه‌های پنهان قصه هم مفاهیمی را مطرح کنیم تا مخاطب بزرگسال هم بتواند برداشت خودش را داشته باشد. مهم این است که این پیام‌ها چطور در قصه بسته‌بندی و ارائه شوند. اگر قرار است حرفی را به مخاطب منتقل کنیم، باید با سلیقه و ظرافت با آن برخورد شود و در دل قصه قرار بگیرد، نه اینکه صرفاً به شکل یک پیام مستقیم و گل‌درشت ارائه شود. به نظرم خوش‌سلیقگی در این زمینه همیشه جواب می‌دهد.

اشاره صریح به واژه‌هایی مانند «اِکس»، «سوبر» و «اگزجره» در اکسیر تا حدی متفاوت و حتی تابوشکنانه بود. چه شد که تصمیم گرفتید از ادبیات نسل جدید در سریال استفاده کنید؟

بچه‌هایی که متولد دهه ۸۰ هستند و نسل زد را تشکیل می‌دهند، روزگاری پای برنامه‌های عمو پورنگ نشسته‌اند و آدم‌هایی نیستند که یک‌باره از یک فضای ناشناخته وارد جامعه شده باشند. این‌ها بخشی از همین جامعه‌اند و حالا شکل ارتباط و ادبیاتشان تغییر کرده است. امروز دیگر کسی نمی‌تواند منکر این موضوع شود که مثلاً کلمه «اِکس» را نشنیده است.
اگر همه ما در اطرافمان یک دهه‌ هشتادی داشته باشیم، قطعاً این کلمه به گوشمان آشناست. وقتی با دوستانش صحبت می‌کند یا مکالمه تلفنی دارد، مستقیم یا غیرمستقیم به گوش ما هم می‌خورد، دختر و پسر هم ندارد. تا چه زمانی می‌خواهیم این نسل را نادیده بگیریم؟ اگر قرار است در رسانه‌ای که رسانه ملی و متعلق به همه طیف‌های جامعه است، فعالیت کنیم، قطعاً باید این نسل را در آثارمان نمایش بدهیم.
باید خودشان و مسائل و دغدغه‌هایشان را در آثار ببینند؛ باید احساس کنند که دیده شده‌اند و حضور دارند. اگر قرار است یک سریال با مردم ارتباط برقرار کند، باید به مردم نزدیک باشد، باید آن‌ها را بشناسد، مسائلشان را مطرح کند و بعد به‌سراغ راه‌حل برود. اگر مخاطب از همان ابتدا ببیند آدم‌های این سریال هیچ نسبتی با زندگی و دنیای او ندارند، پای آن برنامه نمی‌نشیند و تماشایش نمی‌کند.

تلویزیون برای حفظ ارتباط با نسل جدید، چقدر باید از کلیشه‌ها فاصله بگیرد و به‌روز شود؟

دغدغه من همیشه این بوده؛ آثاری که برای تولیدشان زحمت زیادی کشیده می‌شود، دیده شوند و اثرگذار باشند؛ چه مخاطب داشته باشند و چه نداشته باشند، امکانات همان امکانات است و هزینه‌ها نیز همان هزینه‌ها. مسئله این است که باید بدانیم رسالتی برای تازه ‌شدن داریم و این تغییر و به‌روز شدن را ابتدا باید از خودمان آغاز کنیم.
اینکه بخواهیم روی کلیشه‌های مرسوم حرکت کنیم، ما را به تکرار می‌رساند؛ تکراری که در تلویزیون، روزنامه‌ها، سایت‌ها و رسانه‌های مختلف شاهد آن هستیم. باید توجه داشت در مدیوم سریال، باید قصه روایت شود بنابراین باید صبوری کرد و اجازه داد داستان شکل بگیرد.
تزئیناتی هم که لابه‌لای قصه قرار می‌گیرند، باید به انسجام اثر کمک کنند، آن را جذاب و سرگرم‌کننده نگه دارند و در نهایت، تصویری از جامعه و انعکاسی از زندگی مردم باشند. نباید اثر را در یک قالب ثابت نگه داریم و انتظار داشته باشیم همان چیزی باشد که در دهه‌های گذشته ساخته می‌شد. اگر قرار است تلویزیون با نسل جدید ارتباط برقرار کند، باید خودش را با جامعه و مخاطب امروز هماهنگ و به‌روز کند.

در «اکسیر» شاهد چهره و نقش متفاوتی از داریوش فرضیایی هستیم؛ بازیگری که مخاطبان او را سال‌ها با نام «عمو پورنگ» می‌شناسند. چه شد که تصمیم گرفتید این تصویر متفاوت را از او ارائه دهید؟

پیش از این چنین تجربه‌ای را در سریال «بالش‌ها» داشتیم. وقتی دیدیم مخاطب آن شخصیت را پذیرفته، دیگر خیلی بابت این موضوع نگران نبودیم. ما برای «عمو پورنگ» در «محله گل و بلبل» یک شناسنامه درست کردیم. گفتیم مادرش «مامان‌نیاز» است، پدرش «باباایاز»، هاشم را دارد، هم‌محله‌ای‌های خودش را دارد و... این شخصیت، حدود هفت سال در مجموعه‌های مختلف حضور داشت. اگر «بچه‌محل» را هم در نظر بگیریم و حتی «کلبه عمو پورنگ» را، نمی‌توانیم پس از این همه مدت دوباره همان عموپورنگ را بیاوریم و انتظار داشته باشیم شخصیت قبلی‌اش را تکرار کند. قصه‌های تازه، شخصیت‌های تازه هم می‌طلبد. از طرف دیگر، داریوش فرضیایی سرمایه اجتماعی بزرگی پشت سر خودش دارد؛ سرمایه‌ای که به خاطر نحوه زندگی و ارتباطش با مردم شکل گرفته است. سریال اکسیر نشان داد داریوش فرضیایی می‌تواند نقش‌های دیگری را هم ایفا کند و شخصیت‌هایی متفاوت را به‌تصویر بکشد؛ نقش‌هایی که برای جوان‌ها و نوجوان‌ها هم باورپذیر باشند.
در اکسیر، او یک جوان است، فرزند دارد، همسر دارد و با موقعیت‌هایی مواجه می‌شود که مخاطب شاید پیش از این از داریوش فرضیایی ندیده باشد. همین موضوع موجب شد بسیاری غافلگیر شوند؛ چون همیشه بحث ازدواج او در رسانه‌ها مطرح بود و حالا مخاطب با شخصیتی مواجه شده که در قالب یک همسر و پدر، زندگی خانوادگی متفاوتی را تجربه می‌کند.

در انتخاب بازیگران اکسیر، چه شد که در کنار چهره‌های شناخته‌شده، از بازیگران کمتر شناخته‌شده هم استفاده کردید؟

همیشه به چهره‌هایی که تازه‌تر هستند و کمتر دیده شده‌اند فرصت می‌دهم تا دیده شوند. خودم هم وقتی کار را می‌بینم، متوجه می‌شوم که چقدر در انتخاب‌هایی که صورت گرفته، درست عمل شده و نتیجه کار برایم رضایت‌بخش است. ضمن اینکه بسیاری از این عزیزان در سنین جوانی هستند و فرصت پیدا می‌کنند تا از شرایطی که برایشان فراهم شده، نهایت استفاده را ببرند.

کدام بخش از اکسیر از نظر کارگردانی برای شما چالش‌برانگیزتر بود؟

«اکسیر» در زمانه‌ای ساخته شد که شرایط ملتهبی در جامعه وجود داشت و کار کردن در آن شرایط، راحت نبود. اواخر سال گذشته، کار را جلو دوربین بردیم؛ زمانی‌ که جامعه با التهاب‌هایی مواجه بود. از طرف دیگر، کل کار در زمان جنگ انجام شد. همکاران من با وجود اینکه نمی‌دانستیم این کار قرار است برای عید پخش بشود یا نشود و چه اتفاقی قرار است بیفتد، کارهای فنی را متوقف نکردند و روند تولید ادامه پیدا کرد. از این منظر، شرایط تولید و آماده‌سازی کار چالش‌برانگیز بود، اما خود گروه بسیار همدل بودند.
از نظر کارگردانی هم سکانس‌هایی داشتیم که چالش‌برانگیز بودند به‌خصوص در بخش‌هایی که حضور بچه‌ها پررنگ‌تر می‌شد. با این حال، روند تولید پروژه‌ را متوقف نکردیم. اکنون نیز در حال تولید یک فیلم سینمایی با همین گروه و بازی داریوش فرضیایی هستیم که قرار است برای جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان آماده شود.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha