رشد کشت دوم برنج در مازندران اگرچه میتواند برای کشاورزان به معنای افزایش تولید و درآمد باشد، اما در سوی دیگر ماجرا پرسشهایی درباره پیامدهای زیست محیطی و سلامت این محصول ایجاد کرده است. وابستگی بیشتر این کشت به منابع آبی زیرزمینی، استفاده از نهادههای کشاورزی و تداوم ورود ترکیبات شیمیایی به خاک، موضوعی است که نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت؛ بهویژه در استانی که کشاورزی بخش مهمی از اقتصاد و معیشت آن را تشکیل میدهد.
درباره تأثیرات کشت دوم برنج بر منابع آب و خاک، وضعیت آلودگی برنجهای تولید شده در شمال کشور، راهکارهای کاهش مصرف سموم کشاورزی، ضرورت بازگشت به روشهای اکولوژیک در کشاورزی و تجربه طرحهایی مانند «مدرسه در مزرعه» که با هدف کاهش مصرف سموم و کنترل طبیعی آفات اجرا شدهاند، با دکتر محسن احمدپور، پژوهشگر و استاد دانشگاه مازندران صحبت کردهایم.
با توجه به مصرف بیشتر سموم در کشت دوم برنج، آیا تداوم کشت دوم برنج میتواند در بلندمدت موجب افزایش تجمع آلایندهها در خاک و دانه برنج شود؟
مهمترین منابع ورود عناصر سنگین و جزئی به زمینهای کشاورزی، مصرف نهادههای کشاورزی از قبیل کود و سموم است. در حال حاضر کشت دوم برنج نیز در برخی مناطق انجام میشود و مسلماً در کشت دوم، کود و سم بیشتری نسبت به کشت اول مصرف میشود.
با توجه به مصرف بیشتر نهادهها در کشت دوم، این فرضیه وجود داشت که شاید تجمع عناصر و سموم در کشت دوم بیشتر باشد، به همین دلیل، ما در هر دو فصل کشت، یعنی کشت اول و کشت دوم، نمونهبرداری انجام دادیم و نتایج پژوهش بنده نشان داد تفاوتی میان این دو وجود ندارد و نمیتوان گفت میزان سموم در برنج کشت دوم بیشتر از کشت اول است.
دلیلش این است که سموم میتوانند سالها در خاک باقی بمانند و بهطور کامل از بین نروند. سمی که امسال در کشت دوم مصرف شده، در زمین باقی میماند و در کشت اول بعدی دوباره وارد چرخه میشود و میتواند در برنج تجمع پیدا کند.
بنابراین، به مرور زمان و با تکرار این روند، میزان تجمع سموم در خاک افزایش پیدا میکند. با این حال، در بررسی ما، هر دو فصل کشت تقریباً به یک اندازه سموم را در خود نشان دادند و این ترکیبات در داخل دانههای برنج نیز مشاهده شدند.
کشت دوم برنج با توجه به وابستگی آن به چاهها و افت سطح آبهای زیرزمینی چگونه است؟
کشت دوم برنج بهشدت به آبهای زیرزمینی وابسته است. در فصل اول کشت، در بسیاری از مناطق مازندران و گیلان، آببندانهایی وجود دارند که آب باران را جمعآوری میکنند و بخش قابل توجهی از آب مورد نیاز زمینهای کشاورزی از همین منابع تأمین میشود.
اما در فصل دوم کشت، آببندانها تقریباً خشک میشوند و تنها تعداد معدودی از آنها آب دارند. در این شرایط، زمینهای کشاورزی شروع به استفاده از چاهها میکنند و این مسئله سبب افت شدید سطح آبهای زیرزمینی شده و خود به یک معضل دیگر تبدیل میشود.
وضعیت آلودگی برنج ایران نسبت به دیگر کشورها چگونه است؟
مناطقی که از آنها نمونهبرداری کردیم، عمدتاً از مناطق اصلی کشت برنج بودند و نتایج بررسیهایی که در بحث سموم کشاورزی انجام دادیم نشان داد آلودگی برنج ایران نسبت به سایر برنجهایی که در این مطالعه بررسی کردیم، کمتر و در مجموع وضعیت آن سالمتر بود. برنج برخی کشورهای دیگر آلودگی بسیار بیشتری داشت و میزان آن چند برابر بالاتر از نمونههای ایرانی بود.
با این حال، نمیتوان گفت برنج ایران کاملاً عاری از آلودگی است. این موضوع همچنان باید مورد توجه و رعایت قرار گیرد و لازم است تصمیمگیران در وزارت جهاد کشاورزی بهصورت جدی وارد این مسئله شوند؛ چرا که موضوع آلودگیهای کشاورزی، مسئلهای فرابخشی است.
از سوی دیگر، نبود پیگیری و نظارت کافی از سوی جهاد کشاورزی میتواند موجب تشدید این آلودگیها شود. بنابراین لازم است رویکرد وزارت جهاد کشاورزی در این زمینه تغییر کند و ملاحظات اکولوژیک در کشاورزی بیشتر مورد توجه قرار گیرد.
چه راهکارهایی برای رفع این مشکل وجود دارد؟
یکی از راهکارها توجه به دشمنان طبیعی آفات است. این روش نمیتواند بهطور کامل جایگزین مصرف سموم شود، اما میتوان با استفاده از دشمنان طبیعی آفات و توجه بیشتر به اکولوژی، مدیریت تلفیقی آفات را ایجاد کرد و میزان وابستگی به سموم کشاورزی را کاهش داد.
در سالهای گذشته طرحهایی با عنوان «مدرسه در مزرعه» اجرا میشد که طی آن کشاورزان در مزرعه آموزش میدیدند و یک مدرس نیز در محل حضور پیدا میکرد و روشهای مختلف کشاورزی را به آنها آموزش میداد. این طرح در برخی مناطق بهصورت آزمایشی اجرا شد و در این مناطق، برنج با مصرف حداقلی سموم تولید میشد و بیشتر از دشمنان طبیعی آفات و روشهای مختلف کنترل طبیعی استفاده میکردند.
برای مثال، به جای استفاده از علفکش، داخل زمین کشت برنج از اردک یا ماهی استفاده میشد. به این صورت که همزمان با کشت برنج، تا زمانی که زمین آب داشت، اردک و ماهی نیز در شالیزار حضور داشتند. اردکها بخشی از علفهای هرز را مصرف میکردند و از روشهای مختلف نیز برای از بین بردن حشرات و آفات استفاده میشد که نتایج مؤثری داشت.
متأسفانه این طرح در مقطعی بهصورت محدود و بیشتر در قالب مطالعات و طرحهای آزمایشی اجرا شد. نتایج نیز نشان داد این روشها میتوانند مؤثر باشند، اما در ادامه فراگیر نشدند و به شکل گسترده در کشاورزی مورد استفاده قرار نگرفتند. در واقع، این همان رویکردی است که بر توجه همزمان به اکولوژی و کشاورزی تأکید دارد.
در مورد چه بخشهایی نگرانی بیشتری وجود دارد؟
این طور نیست که بگوییم همه مناطق نگرانکننده یا آلوده هستند. آلودگی وجود دارد، اما میزان آن به اندازه کشورهای دیگر نیست و برنج ایران در مجموع سالمتر است.
همچنین نمیتوان گفت یک منطقه در ایران بهطور کلی آلودهتر از منطقه دیگری است. ممکن است یک زمین کشاورزی نسبت به زمین دیگری آلودگی بیشتری داشته باشد، اما وقتی در سطح یک شهرستان بررسی میکنیم، معمولاً تفاوت قابل توجهی از نظر میزان آلودگی بین شهرستانها مشاهده نمیشود.
آیا اکنون پایش مستمر آلودگی برنج، آب و خاک شالیزارها انجام میشود؟
کسی نیست که همه محصولاتی را که از زمین خارج میشوند، بررسی و اندازهگیری کند؛ چون این کار هزینه بسیار زیادی دارد. از طرف دیگر، اگر بخواهیم سموم را بهطور کامل کنار بگذاریم، طبیعتاً با کاهش تولید و حتی از بین رفتن محصول مواجه میشویم و این مسئلهای است که در تمام کشورهای جهان وجود دارد.
بنابراین نمیتوان گفت محصولی را که میزان آلودگی آن بالاست، بهطور کامل از چرخه مصرف خارج کنیم. البته با وجود افزایش روند مصرف سموم کشاورزی، باید نسبت به این مسئله حساس بود، اما در مجموع وضعیت برنج ایران خوب است.
تمام محصولات کشاورزی در حال حاضر به نوعی با مصرف سموم تولید میشوند و نمیتوان انتظار داشت محصولی کاملاً بدون سم تولید شود؛ چراکه بدون استفاده از این نهادهها، در بسیاری از موارد امکان برداشت محصول وجود ندارد.
با این حال، میتوان از مدیریت تلفیقی آفات استفاده کرد و متناسب با نهادهها و ویژگیهای اکولوژیکی هر منطقه، میزان مصرف سموم را کاهش داد. برای مثال در زمینهای کشاورزی، دشمنان طبیعی بسیاری از آفات وجود دارند که میتوانند تخم، لارو و حتی حشرات آفت را از بین ببرند، اما با سمپاشی، این موجودات مفید نیز از بین میروند. بنابراین باید دوباره به رویکرد اکولوژیک در تولید محصولات کشاورزی برگردیم. تنها از این طریق میتوان مصرف سموم را کاهش داد، کشاورزی سالمتری داشت و در عین حال بهرهوری محصولات را افزایش داد.





نظر شما