انتشار خبر تکرار فرونشست زمین در اصفهان بار دیگر بر اهمیت موضوع الگوی مصرف و شیوه بهرهبرداری از منابع آبی در شهرها و دشتهای کشور تأکید میکند؛ بهویژه آنکه براساس اظهارات مسئولان و کارشناسان، در برخی مناطق کشور فرونشست زمین حتی به ۴۰ سانتیمتر هم رسیده است و گفته میشود حدود ۳۰۰ دشت نیز با پدیده فرونشست زمین مواجهاند.
فاصله ما با دنیا چقدر است؟
فرونشست زمین پدیدهای جهانی است و مناطق مختلف دنیا فجایع ناشی از آن را تجربه کردهاند؛ برای مثال در مکزیک، فرونشست زمین در سال ۲۰۲۱ به فروریختن یک خط مترو منجر شد و ۲۶ کشته و دهها مجروح در پی داشت.
به گفته فرانچسکا سیگنا، پژوهشگر مؤسسه علوم جوی و اقلیم رم، متأسفانه سناریو ایران شباهت زیادی به بسیاری از کشورهای دیگر و کلانشهرهای آنها دارد و دیگر مناطق درگیر با فرونشست شدید شامل شهرهای بزرگ مرکز مکزیک، آمریکا، چین و ایتالیاست.
سرعت فرونشست ایران با مکزیکوسیتی و دره مرکزی کالیفرنیا رقابت میکند و کشور ما را در میان نقاط با شدیدترین فرونشست دنیا قرار میدهد.
با اینحال، واقعیت غیرقابل کتمان کشور ما این است که در چند سال گذشته بیش از ظرفیت از منابع آبی برداشت کردهایم، بهگونهای که در این زمینه حتی از بسیاری از کشورها جلوتر قرار گرفتهایم.
علی بیتاللهی، مشاور رئیس سازمان حفاظت محیطزیست میگوید: تجربه نشان داده فرونشست زمین ارتباط مستقیمی با برداشت و افت سطح آبهای زیرزمینی دارد. در حالی که از نظر کسری منابع آب زیرزمینی، ایران پس از چین و آمریکا در رتبه سوم جهان قرار دارد، از نظر وسعت پهنههای فرونشستی نیز پس از چین و اندونزی سومین کشور محسوب میشود، اما از لحاظ تعدد پهنههای فرونشستی با نرخ بالا، ایران بیتردید رتبه نخست را دارد.
در ۱۸ استان از ۳۱ استان کشور نرخ فرونشست بیش از
۱۰ سانتیمتر در سال است، این در حالی است که در آمار جهانی تنها ۵ درصد از پهنههای شناختهشده فرونشست زمین در دنیا در رده بالای ۱۰ سانتیمتر قرار دارند و اغلب زونهای فرونشستی اعداد بسیار پایینتری را نشان میدهند.
چرا در ایران نشست زمین بیشتر است؟
رئیس بخش زلزلهشناسی مهندسی و خطرپذیری مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی بیان میکند: عمده دلیل فرونشست، برداشت بیرویه آب و بهویژه مصارف بخش کشاورزی است، اما یک استثنای مهم وجود دارد و آن مربوط به کانونهای جمعیتی متراکم و متمرکز است.
در این کانونها الگوی مصرف آب متفاوت است؛ بهگونهای که عمده مصرف به آب شرب و بهداشت اختصاص دارد. تأمین آب شرب و بهداشتی شهرهایی مانند تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و کرمان اگر در نقشهها با دقت مورد بررسی قرار گیرد، نشان میدهد با افزایش نرخهای فرونشست در همان مناطق انطباق دارد. به بیان دیگر، ما با هدف تأمین آب شرب، فشار دوچندانی بر آبخوانها وارد میکنیم و از آنها استحصال مداوم آب انجام میدهیم و همین موضوع موجب تشدید فرونشست میشود.
این تحولات بیارتباط با سیاستهای جمعیتپذیری و تمرکز جمعیت نیست. تمرکز بیش از حد جمعیت و توسعه مراکز معیشتی در کانونهای جمعیتی و تصمیماتی از این دست منجر به انباشت جمعیت در حدود ۱۰ نقطه اصلی کشور شده است؛ نقاطی که در آنها حدود ۴۰ درصد جمعیت ایران ساکن هستند.
طبیعی است نیاز غذایی، نیاز به میوه و سبزیجات و دیگر اقلام مصرفی این جمعیت بیشتر باید از محیط پیرامونی همین کانونها تأمین شود. این موضوع فشار مضاعفی بر پهنه سرزمینی همان مناطق وارد میکند؛ بهگونهای که گویی ما از برخی نقاط خاص، ظرفیت آبی را بهصورت حداکثری استخراج میکنیم، در حالی که بسیاری از دیگر نقاط کشور با ظرفیتهای دستنخورده بدون استفاده باقی میمانند.
وی با اشاره به برآوردهای جمعیتی تصریح میکند: برآوردها نشان میدهد در سال ۱۴۳۰ جمعیت دستکم ۶ استان کشور نسبت به جمعیت فعلی آنها کاهش خواهد یافت. نکته جالبتر این است براساس روندهای مهاجرت، نرخ زاد و ولد و سایر شاخصههای آماری قابل سنجش، دو نقطهای که بیشترین انباشت جمعیت را تجربه خواهند کرد، شهرهای کرج و تهران هستند.
درواقع ما با یک پدیده چندوجهی روبهرو هستیم. از یک سو مدیران و متولیان بخش آب میگویند جمعیت افزایش یافته و ناگزیر باید آب مورد نیاز این جمعیت تأمین شود که سخن درستی است. از سوی دیگر، بخش کشاورزی تأکید میکند وظیفه دارد غذای جامعه را فراهم کند که این نیز درست است. اما این مجموعه به یک سیستم مدیریت کارآمد، یکپارچه و هماهنگ نیاز دارد؛ مدیریتی که بتواند ضمن بهرهگیری از استعدادها و ظرفیتهای چهار فصل کشور، این پدیده را بهصورت علمی و هوشمندانه مدیریت و کنترل کند.
پیامدهای فرونشست زمین
فرونشست به معنای پایین رفتن سطح زمین است، این روند گاهی تدریجی و گاهی سریع و ناگهانی رخ میدهد؛ بدیهی است تمامی سازههای موجود بر سطح زمین، از ساختمانها و محوطههای تاریخی گرفته تا خطوط انتقال سوخت، انرژی، آب، فاضلاب، راهآهن، جادهها و فرودگاهها تحت تأثیر قرار میگیرند.
هرچه میزان فرونشست بیشتر باشد، اثرات آن نیز شدیدتر خواهد بود. اگر این سازهها شامل سازههای تاریخی باشند، آسیبدیدگی آنها جدیتر و جبرانناپذیر خواهد بود.
خطر دیگر، از دستدادن منابع آب شیرین است. فشردهشدن مداوم آبخوانها موجب از دسترفتن ظرفیت ذخیرهسازی بهصورت دائمی میشود. این موضوع کمبود آب در خشکسالیها را تشدید میکند، تابآوری دربرابر تغییرات اقلیمی را کاهش میدهد و بازسازی منابع آب را تقریباً غیرممکن میکند.
چه کردهایم، چه باید کرد؟
بیتاللهی در پاسخ به این پرسش میگوید: اقداماتی در دولت آغاز شده است، ازجمله تصویب ایجاد «ستاد ملی فرونشست» و مواردی از این دست؛ اما آنچه در سطح میدانی و روی زمین مشاهده میکنیم نشان میدهد هنوز اقدام مؤثر و ملموسی متناسب با ابعاد بحران انجام نشده است. درواقع ضوابط و مقررات مشخص و مؤثری در این زمینه نداریم؛ حتی در سادهترین سطح ممکن که بگوییم در زونهایی که فرونشست با شدت و نرخ بالا رخ میدهد، برخی مکانیابیها و استقرار صنایع آببر ممنوع باشد. چنین تصمیمی نه نیاز به بودجه کلان دارد و نه نیازمند سرمایهگذاری سنگین است، بلکه صرفاً یک تصمیم مدیریتی است. با این حال، همین حداقلها هم تدوین و اجرا نشده است.
بنابراین ضروری است یک اقدام همهجانبه و سیستماتیک در حوزههای مختلف صورت گیرد؛ یعنی در زمینه مکانیابی طرحها، توسعه شهرها، حفر چاهها، نوع کشاورزی و شیوههای آبیاری و از همه مهمتر در حوزه آموزش و آگاهیبخشی عمومی و تخصصی. تنها از طریق چنین رویکرد جامع و هماهنگی است که میتوان خطرات ناشی از پدیده فرونشست را کاهش داد و آن را تا حد امکان کنترل کرد.
رضا شهبازی، مدیر کل دفتر مخاطرات زمین شناسی، مهندسی و زیست محیطی سازمان زمینشناسی و اکتشافات معدنی کشور هم به تسنیم میگوید: سابقه مطالعه و بررسی این پدیده بسیار طولانی است؛ مکاتبات اداری و رسمی در این زمینه دستکم به ۲۰ سال پیش بازمیگردد.
ما این سوابق رسمی را در اختیار داریم که در دولتهای مختلف، از اوایل دهه ۸۰ تاکنون، بارها اعلام و پیگیری شده است.
در دولت دوازدهم، تقویت «کارگروه سازگاری با کمآبی» بهطور جدی در دستور کار قرار گرفت و از نظر اداری و اجرایی نیز دنبال میشد، همان زمان، پیشنهاد تشکیل «کارگروه ملی فرونشست» را ارائه کردیم. در دولت سیزدهم این پیشنهاد به نتیجه رسید، اما تصمیم بر آن شد کارگروه ملی فرونشست بهصورت مستقل تشکیل نشود و بهعوض، مسائل مربوط به فرونشست ذیل «کارگروه ملی سازگاری با کمآبی» پیگیری شود.
وی ادامه میدهد: این تصمیم برای ما هم مطلوب بود، چون مهم این بود نهادی تخصصی وجود داشته باشد تا کارشناسان و نمایندگان دستگاههای مختلف بتوانند موضوع را بهصورت متمرکز دنبال کنند. البته فرونشست جنبههای مخاطرهآمیز هم دارد؛ مثل بروز ترک، شکاف و تخریب ساختمانها که قرار شد این بخشها ذیل «قانون مدیریت بحران» پیگیری شود.
بنابراین جمعبندی در اواخر دولت دوازدهم و اوایل دولت سیزدهم این بود که موضوع فرونشست در دو مسیر پیش برود؛ نخست، در قالب کارگروه سازگاری با کمآبی برای جنبههای فنی و منابع آب زیرزمینی و دوم، ذیل قانون مدیریت بحران برای آثار و پیامدهای مخاطرهآمیز این پدیده.
در سه تا پنج سال گذشته خشکسالی شدیدی را پشتسر گذاشتهایم و فشار زیادی بر منابع آب زیرزمینی وارد شده است؛ در نتیجه، فرونشست شدت و گستره بیشتری پیدا کرده است؛ بنابراین مطمئنم اگر سال آبی مناسبی پیش بیاید و فشار بر منابع آب کاهش پیدا کند، این موضوع دوباره به فراموشی سپرده خواهد شد؛ یعنی همان چرخه واکنشی ما تکرار میشود.
شهبازی اظهار میکند: در کشور ما متأسفانه نسبت به مسائل طبیعی چه در حوزه مخاطرات طبیعی و چه در مدیریت منابع آب، بیشتر واکنشی عمل میکنیم تا کنشگرانه و در مورد فرونشست زمین نیز همین نکته صدق میکند.
خوشبختانه رئیسجمهور توجه ویژهای به این مسئله نشان داده که نشانه مثبتی است. اگر این حساسیت در بدنه مدیریتی دولت چهاردهم هم تقویت شود، میتواند راهبردها را از حالت واکنشی بهسمت کنشگری سوق دهد؛ یعنی در مدیریت منابع آب و مخاطرات طبیعی، فعالتر و آیندهنگرتر عمل کنیم.




نظر شما