نقشه جنگ در ۲۰ شهریور یک تغییر مهم کرد. انصارالله پس از تصرف مخا و پیشروی سریع در ساحل غربی یمن، به جزیره میون در دهانه بابالمندب رسید. منابع دولت یمن این پیشروی را تأیید کردهاند و گزارش الجزیره از تسلط نیروهای انصارالله بر سراسر ساحل دریای سرخ یمن حکایت دارد. سخنگوی نظامی این گروه نیز گفته کشتیرانی برای همه شرکتها بهجز شناورهای سعودی، امن خواهد ماند.رویترز اهمیت این تحول را مستقیم به جنگ ایران و آمریکا پیوند داده است. تسلط بیشتر انصارالله بر بابالمندب میتواند فشار بر دومین مسیر بزرگ انتقال انرژی منطقه را افزایش دهد؛ درست در زمانی که عبور از هرمز نیز بهشدت کاهش یافته است. تردد ثبتشده در هرمز روز پنجشنبه فقط هفت کشتی بود؛ در حالی که متوسط ۱۰روزه ۱۵ کشتی و سطح پیش از جنگ حدود ۱۲۵ عبور روزانه بود.
فشار از یک گلوگاه به دو گلوگاه
انصارالله بازیگری مستقل با اهداف یمنی و محاسبات داخلی خود است و حتی تحلیلگران نزدیک به پرونده یمن بر همین استقلال نسبی تأکید دارند. فریا المسلمی، پژوهشگر چتمهاوس، پیشتر نیز هشدار داده بود انصارالله را نمیتوان مجری دستورات ایران دانست.اما نتیجه ژئوپلیتیکی تحول تازه برای ایران روشن است. عربستان پس از محدودشدن هرمز، بخش بزرگی از صادرات خود را به خط لوله شرق–غرب و بنادر دریای سرخ منتقل کرده بود. حالا ناامنی بابالمندب همان مسیر جایگزین را نیز شکنندهتر میکند. رویترز گزارش داده تولید نفت عربستان در ماه آگوست به حدود ۶میلیون بشکه در روز، پایینترین سطح در بیش از سه دهه رسیده است.
مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا، CSIS، از ماه گذشته دقیقاً چنین سناریویی را یکی از پرهزینهترین تحولات جنگ میدانست. اگر هرمز و بابالمندب همزمان تحت فشار قرار گیرند، آمریکا، عربستان و بازار جهانی با دو گلوگاه آسیبپذیر روبهرو میشوند و یکی از مهمترین مسیرهای دورزدن هرمز، کارایی خود را از دست میدهد. ارزش این وضعیت نه در بستن هرچه بیشتر مسیرها، بلکه در افزایش قیمت سیاسی ادامه جنگ برای طرف مقابل است.
وقتی فشار، به مذاکره نزدیک میشود
وزارت خارجه ایران اعلام کرده دوشنبه نشستی با حضور عمان، عراق و کشورهای خلیج فارس درباره مسیرهای امن کشتیرانی در هرمز برگزار خواهد شد. ایران با عمان درباره مسیرهای موقت عبور به تفاهم رسیده و همچنان خود را متعهد به امنیت کشتیرانی میداند.واکنش بازار نیز قابل توجه بود. نفت که پنجشنبه بیش از ۶ درصد بالا رفته بود، جمعه با انتشار خبر تلاش برای توافق موقت کشتیرانی بخشی از رشد خود را پس داد؛ برنت تا حدود ۱۰۴ دلار پایین آمد. تحلیلگر یوبیاس نیز به رویترز گفته خبر مذاکرات تازه بهطور مشخص بر قیمت نفت فشار نزولی وارد کرده است.این واکنش شاید بهتر از بسیاری از مواضع سیاسی نشان دهد ارزش اهرم هرمز اکنون وارد مرحله چانهزنی شده است. بازار نه فقط موشک و نفتکش، بلکه احتمال توافق را قیمتگذاری میکند.
سخنان رئیسجمهور نیز در همین چارچوب قابل خواندن است. رئیسجمهور گفته موافق ادامه جنگ نیست، اما ایران باید چنان تابآوری داشته باشد که مجبور نشود «از موضعی متفاوت» با دشمن مذاکره کند. این جمله شاید یکی از روشنترین صورتبندیهای منطق ایران در مرحله فعلی باشد. پایان جنگ مطلوب است، اما نه پایانی که حاصل فرسایش یکطرفه و تحمیل شرایط طرف مقابل باشد.
آمریکا هم با مسئله زمان روبهرو است
در طرف مقابل نیز مسئله دیگر صرفاً توان نظامی نیست. رویترز در تحلیلی به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد
۱۱ سپتامبر نوشته جنگ ایران در محافل سیاست خارجی آمریکا با جنگهای طولانی عراق و افغانستان مقایسه میشود. کارشناس مرکز سیاست بینالملل گفته ترامپ محدودیتی را که پس از عراق و افغانستان علیه ورود آمریکا به یک جنگ بزرگ و باز در خاورمیانه شکل گرفته بود، شکسته است. رویترز نیز وضعیت ۶ ماه گذشته را نبردی فرسایشی توصیف میکند که هنوز «راه خروج آشکاری» برای واشنگتن ندارد.
این همان بخشی از معادله است که در محاسبات ایران اهمیت دارد. برتری نظامی آمریکا هنوز بسیار بزرگ است، اما قدرت نظامی با توان تحمیل پایان سیاسی یکسان نیست. مرکزCSIS نیز در تازهترین پروژه خود درباره آینده خاورمیانه، منطقه را در یک «لحظه لولایی» توصیف کرده؛ دورهای که نظم قدیم در حال فرسایش است اما نظم بعدی هنوز شکل نگرفته و بازیگران منطقهای بیش از گذشته برای تعیین قواعد جدید رقابت میکنند.
فرصت بدون حاشیه امن
با این همه، شورای حکام آژانس پرونده ایران را برای نخستین بار در دو دهه به شورای امنیت گزارش کرده و آمریکا و اروپا فشار حقوقی و هستهای را همزمان با جنگ ادامه میدهند.
بریکس هم برای ایران یک پشتوانه یکپارچه نیست. نشست دهلی در حالی آغاز شده که اختلاف تهران و ابوظبی صدور موضع مشترک درباره جنگ را دشوار کرده است. رویترز مینویسد همین اختلاف در نشست وزیران خارجه بریکس در ماه می مانع انتشار بیانیه مشترک شد.
بنابراین افزایش فشار در هرمز و بابالمندب بهخودیخود پیروزی سیاسی تولید نمیکند. حتی میتواند اگر طولانی و بدون مسیر خروج بماند، کشورهای بیشتری را علیه ایران یا متحدانش همسو کند. جغرافیای فشار به نفع ایران گستردهتر شده، اما پنجره استفاده سیاسی از آن نامحدود نیست. امروز هرمز و بابالمندب بیش از هر زمان دیگری در یک قاب دیده میشوند.




نظر شما