حجتالاسلام والمسلمین مرتضی دانشمند پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و نویسنده کتب دینی در پاسخ به اینکه آیا دینگریزی جوانان و نوجوانان حقیقت دارد، گفت: باید میان دو کاربرد از دین تفکیک قائل شد، نخست دین بهمثابه گرایش فطری که در نهاد هر انسانی نهفته است که همان خداگرایی و حقیقتجویی است که ریشه در فطرت دارد. گرایش به دین هرگز از میان نمیرود و براساس آیه ۳۸ سوره مبارکه «زمر» «وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَیَقُولُنَّ اللَّهُ؛ اگر از آنان بپرسی چه کسی آسمانها و زمین را آفریده، بیگمان خواهند گفت: خدا»؛ حس خداجویی، در اعماق وجود انسان پاسخگو است و تضعیف نمیشود و از بین نمیرود؛ هرچند ممکن است غبار غفلتها و محیط بر آن بنشیند.
وی بیان کرد: دومین کاربرد دین در لایه احکام و ظواهر رفتاری نظیر پوشش، سبک زندگی و شیوه تعامل اجتماعی است که ممکن است در دوران مختلف، دستخوش تغییر و تفسیرهای گوناگون شود؛ آنچه در این سطح قابل بحث است، تناسب یا عدم تناسب هر یک از این رفتارها با ارزشهای دینی است.
پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت: اصل پرسش فاصله نوجوانان از دین هنگامی که دین را به معنای فطری آن در نظر میگیریم، دقیق نیست؛ اما در سطح رفتاری و التزام عملی، این موضوع جای تأمل و بررسی دارد.
پرسشهای فلسفی و عرفانی نوجوانان؛ محصول عبور از لایههای غریزی
وی در پاسخ به اینکه پرسشهای فلسفی و عرفانی چه زمانی در ذهن نوجوانان شکل میگیرد، اظهار کرد: باید نگاه کلی به جایگاه انسانها و به تبع آن نوجوانان و جوانان در مواجهه با پرسشهای بنیادین داشت و در یک تقسیمبندی کلان، میتوان انسانها را صرفنظر از سن به دو گروه تقسیم کرد.
دانشمند ادامه داد: گروه نخست کسانی هستند که هنوز به مرز زندگی معقول نرسیدهاند؛ به تعبیر استاد علامه محمدتقی جعفری(ره)، اینان در مرحله «من طبیعی» باقی ماندهاند. دغدغههای آنان معطوف به نیازهای اولیهای همچون خوراک، پوشاک، مسکن و امور زیستی است؛ همان سطوحی که در هرم نیازهای مازلو در پایه جای گرفتهاند.
وی اضافه کرد: این افراد، چه نوجوان ۱۴ ساله باشند و چه بزرگسال ۶۰ ساله، هنوز به خودآگاهی فراتر از غریزه دست نیافتهاند و پرسشهای اصیل درباره هستی، هدف و دین برایشان موضوعیت ندارد. حتی ممکن است دین را مزاحم برخی از خواستههای خود بدانند.
نویسنده کتب دینی بیان کرد: گروه دوم کسانی هستند که از من طبیعی فراتر رفته و پای به عرصه «من معقول» نهادهاند. اینان پرسشهایی فراتر از زیستغریزی و درواقع پرسشهای فلسفی و عرفانی برایشان مطرح میشود. پرسشهایی از جنس «از کجا آمدهام؟ برای چه آمدهام؟ به کجا میروم؟ چه دستی مرا آفریده است؟ هدف از آفرینش من چیست؟»
دانشمند اضافه کرد: این پرسشها، که در شعر منسوب به مولوی نیز بازتاب یافته، پرسشهای معقول و جاودانه هستند که ویژه زمان خاصی نیستند؛ بلکه هر عصر و نسلی، در صورت عبور از لایههای غریزی، با آنها روبهرو میشود.
وی گفت: آن دسته از نوجوانان و جوانانی که به سطح خودآگاهی و پرسشگری عقلی رسیدهاند، پرسشهایی از این دست برایشان مطرح میشود و حتی اگر هنوز برای برخی مطرح نشده باشد، مربیان و متولیان تربیتی میتوانند این سؤالها را بهگونهای بامعنا و متناسب با بافت فکری آنان مطرح کنند.
دانشمند تصریح کرد: سؤالاتی که نوجوانان با آنها مواجه میشوند شامل مواردی میشود از قبیل «چه کسی ما را آفریده است؟(خداشناسی)» «هدف از آفرینش انسان چیست؟(معرفتشناسی هدفمند)»، «دین یا مذهب چیست و چه ضرورتی دارد؟(ضرورت دین)، «دین چه برنامهها و دستوراتی برای زندگی دارد(کارکرد دین)»، «افراد غیرمذهبی چه کمبودی دارند یا چه چیزی را از دست دادهاند؟(نگاه تطبیقی)»، «انسانهای مذهبی چه امتیازی نسبت به دیگران دارند(نگاه تفاضلی)»، «چگونه میتوان دین و مذهب را در فرد و جامعه پیاده کرد؟(روششناسی عمل).»
دانشمند اضافه کرد: یا سؤال دیگر این است که «آیا مذهب مزاحم خواستههای نوجوان و جوان است و او را محروم میکند یا به او مصونیت میبخشد؟» در پاسخ به این پرسش، به یاد جمله زیبای استاد شهید مرتضی مطهری(ره) درباره حجاب میافتم که فرمودند: «حجاب برای زن، محرومیت نمیآورد؛ بلکه مصونیت میآورد.» وی گفت: این قاعده را میتوان به بسیاری از احکام و ارزشهای دینی تعمیم داد؛ آنچه ظاهراً محدودیت به نظر میرسد، در باطن نوعی نگهبانی از سلامت فردی و اجتماعی است.
چهار محور اصلی پرسشهای مذهبی نوجوانان و گفتوگوی نزدیک با آنان
پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اظهار کرد: کارآمدترین و اصیلترین روش، مراجعه مستقیم به خود جوانان و گفتوگوی نزدیک با آنان است. تجربه عملی بنده در دوران مسئولیتم در بخش معارف و پاسخگویی به پرسشهای مجله «سلام بچهها»، گواه روشنی بر این مدعاست. در آن دوره، روزانه پرسشهای متعددی از سوی نوجوانان ارسال میشد که پس از گزینش، پاسخ آنها در مجله مورد درج قرار میگرفت.
وی گفت: این پرسشها را میتوان در چند دستهبندی اصلی جای داد. یکی پرسشهای اعتقادی شامل خداشناسی، هستیشناسی و هدفشناسی است. سؤالاتی از این قبیل که «فلسفه زندگی ما در این جهان چیست؟ چرا باید همواره با رنج و مشکلات دستوپنجه نرم کنیم؟ آیا در زندگی، بخت و شانس نقشی دارد؟ اگر خدا مهربان است، چرا باید از او ترسید؟ چرا پیامبر(ص) برای رفاه مردم، نفت استخراج نکرد؟ چرا قرآن به زبان عربی نازل شده است؟»
دانشمند بیان کرد: دوم پرسشهای مرتبط با امامت و مهدویت است که شامل پرسشهایی از قبیل «چرا امامان معصوم(ع) استغفار میکردند؟ آیا جزیره خضرا و مثلث برمودا جایگاه امام زمان(عج) است؟ ایستادن هنگام شنیدن نام قائم(عج) چه آثاری دارد؟ چگونه یک انسان میتواند این همه عمر کند؟ چگونه میتوان امام زمان(عج) را از دیگران تشخیص داد؟ نشانهها و شرایط ظهور چیست؟ چگونه مقدمات ظهور را فراهم آوریم؟ یاران امام مهدی(عج) چند نفرند و از کدام شهرها هستند؟ امام زمان(عج) در جنگ با دشمنان از چه سلاحی استفاده میکنند؟»
وی گفت: سوم پرسشهای درباره مرگ، معاد و جهان پسین است سؤالاتی از قبیل اینکه «چگونه میتوان ترس از مرگ را کاهش داد؟ عزرائیل چگونه در یک لحظه جان هزاران نفر را میستاند؟ آیا دانشمندانی همچون ادیسون نیز اهل بهشت هستند؟ آیا زندگی دوباره در دنیا ممکن است؟ روز قیامت چه مدت به طول میانجامد؟ آیا دیوانگان نیز در قیامت بازخواست میشوند؟»
نویسنده کتب دینی تصریح کرد: چهارم پرسشهای فقهی و احکام که مربوط به مسائل رفتاری و سبکزیست میشود سؤالاتی از قبیل «آیا تقلب در امتحان گناه و حرام است؟ اگر فردی که از او تقلب میشود راضی باشد، آیا تقلب همچنان اشکال دارد؟ آیا پوشیدن لباسهای با رنگهای تند در ماه محرم گناه محسوب میشود؟ چرا رقص زن در میان زنان حرام است؟ حد و مرز موسیقی حلال از نگاه اسلام چیست؟ آیا تمام آهنگهای پخششده از رادیو و تلویزیون حلال هستند؟ اگر نماز انسان را از زشتیها بازمیدارد، چرا برخی نمازگزاران همچنان مرتکب گناه میشوند؟ آیا از نظر شرعی، دختر میتواند دوست پسر داشته باشد؟» همه این سؤالات در قالب کتابی با عنوان «نوجوانان میپرسند: پاسخ به پرسشهای مذهبی نوجوانان» به چاپ رسیده است.
پنج ویژگی نوجوان که والدین و معلمان باید بشناسند
وی گفت: برای ورود به دنیای نوجوان و آموختن چگونگی تعامل با او و پاسخگویی به نیازهایش اعم از نیازهای فکری، روحی و پرسشهای دینی باید از مسیر این سه کلیدواژه وارد شویم. نخست کلیدواژه نوجوان است که شامل تعریف نوجوان و ویژگیهای عاطفی، روحی و فکری او میشود. دوم کلیدواژه زمان است و زمانشناسی یعنی اینکه در چه دوره و زمانهای به سر میبریم. سوم کلیدواژه زبان است یعنی اینکه با چه زبانی با نوجوانی که در این زمان زندگی میکند سخن بگوییم.
دانشمند ادامه داد: برای نوجوانشناسی، نخست لازم است ویژگیهای نوجوان را در نظر بگیریم؛ خواه نوجوان خودمان باشد و ما در مقام پدر یا مادر با او سخن بگوییم، خواه آموزگار و معلم باشیم و او دانشآموز ما باشد. اولین ویژگی این سن استقلالطلبی است. نوجوانی سنی است که فرد، کودکی را رها کرده است. در ادبیات قرآنی حدود ۱۷ واژه برای شناسایی کودک وجود دارد؛ یکی از آنها طفل است.
وی گفت: طفل از ریشه طفیلی گرفته شده، یعنی وابسته؛ یعنی دورهای که کودک به پدر و مادر و خانواده وابسته است. اما در مقابل، نوجوان در سنی قرار دارد که از آن حالت وابستگی به پدر و مادر خارج میشود و میخواهد روی پای خود بایستد. پس باید این ویژگی را در نظر بگیریم و هنگام روبهرو شدن با نوجوان، بهگونهای با او سخن بگوییم که حالت استقلالطلبی و شخصیت مستقلش مخدوش نشود.
پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی بیان کرد: دومین ویژگی نوجوانان هویتیابی است. نوجوان وقتی به سن بلوغ میرسد، با بحرانهای گوناگونی روبهرو میشود؛ یکی از آنها بحران هویت است؛ یعنی هنوز خودش را پیدا نکرده است. این هویت در زمینههای مختلفی مطرح میشود؛ بخشی هویت انسانی است. اینکه من کی هستم؟ کجا هستم؟ چرا به این دنیا آمدهام؟ چرا این همه رنج و درد و ناراحتی در این جهان باید تحمل کرد؟ بخشی نیز هویت شغلی است اینکه در آینده میخواهم چهکاره شوم؟ پس نوجوانی سن هویتیابی است. بنابراین، هنگام روبهرو شدن با نوجوان، باید علاوه بر استقلالطلبی، مسئله هویتیابی او را نیز در نظر بگیریم.
وی گفت: سومین ویژگی نوجوان تمرد و عصیان است. اگر در دوره کودکی مسائل گوناگونی از آداب معاشرت گرفته تا مسائل دینی را به کودک آموخته باشیم، چون نوجوانی سن استقلالطلبی است، ممکن است نوجوان در برابر همه آن آموختهها گارد بگیرد و زیر بار آنها نرود و سرکشی کند. باید در نظر داشته باشیم که این حالت، تا حدودی طبیعی و معمولی است؛ هرچند ممکن است صددرصد نباشد.
دانشمند تصریح کرد: چهارمین ویژگی نوجوان زودرنجی است. نوجوان بسیار زودرنج و حساس است؛ بهویژه نسبت به مسائلی که به خودش از جمله به بدنش، قیافهاش و دوستانش مربوط میشود. در گفتوگو و تعامل با نوجوان باید این نکته را در نظر بگیریم تا زودرنجی او سبب نشود برخوردی با او داشته باشیم که میان ما و نوجوانمان فاصله بیفتد.
وی گفت: پنجمین ویژگی نوجوان شوخطبعی است. نوجوانان شوخطبعی را دوست دارند. طنز به کلام شیرینی میبخشد و سبب میشود مخاطب پذیرش بیشتری داشته باشد. بنابراین، شوخطبعی یکی از ویژگیهای مهم نوجوان است و اگر پدر، مادر یا آموزگار از آن آگاه باشد، میتواند از آن بهره ببرد.
سه کلید گفتوگو با نوجوان؛ احساس، منطق و قاطعیت
نویسنده کتب دینی در پاسخ به ابنکه با یک نوجوان عصیان و زودرنج چگونه میتوان سخن گفت؟ افزود: نخست با زبان احساس با او سخن بگوییم؛ حتی اگر میخواهیم منطقی صحبت کنیم، این منطق را در قالب احساس جای دهیم، دوم با او منطقی باشیم؛ یعنی وقتی سخنی را با نوجوانمان مطرح میکنیم، علاوه بر مهربانی و مهرورزی، منطقی هم باشیم و استدلال کنیم. اگر چیزی را از نوجوانمان میخواهیم، با زبان منطق، استدلال و دلیلآوری بخواهیم. سوم قاطعیت است یعنی وقتی چیزی را از او میخواهیم، با قاطعیت بخواهیم. البته همراه با مهربانی، منطق و استدلال، اما خواسته خود را با قاطعیت مطرح کنیم.
وی بیان کرد: نمونههای قرآنی فراوانی در این زمینه وجود دارد؛ یکی از آنها داستان حضرت یوسف(ع) است. خداوند در آیات آغازین سوره مبارکه «یوسف» میفرماید: «بسم الله الرحمن الرحیم»؛ هنگامی که یوسف بهعنوان کودک یا نوجوانی مطرح میشود که با مسئلهای مربوط به مرگ و زندگی روبهروست، همان خوابی که میبیند و خطرهایی که در پی دارد، بر استدلال، منطق و دلیلآوری تأکید میشود. یعقوب به او میگوید: «یَا بُنَیَّ لَا تَقْصُصْ رُؤْیَاکَ عَلَی إِخْوَتِکَ فَیَکِیدُوا لَکَ کَیْدًا إِنَّ الشَّیْطَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوٌّ مُبِینٌ؛ ای پسرک من! خواب خود را برای برادرانت مگو که نقشهای خطرناک بر ضد تو به کار میبندند، بدون شک شیطان برای انسان دشمنی آشکار است.» (سوره یوسف/ آیه ۵) در اینجا میتوانست بگوید «یا اِبْنی»، ولی «بُنیَّ» را بهکار برده است. از نظر ادبیات عرب، «بُنیَّ» تصغیر است و تصغیر در اینجا برای عاطفهورزی و استعطاف بهکار رفته است و در کنار آن دلیل هم آورده است که شیطان دشمنی آشکار است.
دانشمند اظهار کرد: بخش دوم تعامل با نوجوان درباره زمانشناسی است، یعنی کسی که میخواهد با نوجوان تعامل داشته باشد و داد و ستد فکری، مذهبی و دینی با او برقرار کند، باید زمانی را که این نوجوان و خود مربی در آن به سر میبرند، بشناسد و زمانشناس باشد. در زمینه زمانشناسی سه اصطلاح داریم که شامل زمانشناسی فلسفی، زمانشناسی طبیعی و زمانشناسی اجتماعی میشود.
نادیده گرفتن اقتضائات زمانه؛ عامل سردرگمی والدین در مواجهه با نوجوانان
پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پاسخ به اینکه به توجه به فرموده شما زمانشناسی یکی از راههای ورود به دنیای نوجوان و آموختن چگونگی تعامل با اوست. منظور شما چیست؟ گفت: زمانشناسی فلسفی یعنی کمیت متصل قرارناپذیری که بر اثر حرکت، عارض بر اجسام میشود. زمانشناسی طبیعی یعنی چرخش زمین به گرد خورشید و چرخش خورشید در مدار خودش و پدید آمدن شب و روز و ماه و سال. اما اصطلاح زمانشناسی که در تعامل با نوجوان مورد بحث ماست، زمانشناسی اجتماعی است.
وی بیان کرد: زمانشناسی اجتماعی یعنی اینکه ما در چه دوره و زمانی از نظر شرایط و ویژگیهای اجتماعی به سر میبریم؛ یعنی اقتضای زمان ما چیست؟ برخی زمان را به عصر سنت، عصر مدرن، عصر پسامدرن و عصر گذر از سنت به مدرنیته تقسیم کردهاند. آنان معتقدند زمانهای که ما اکنون در آن به سر میبریم، عصر گذر از سنت به مدرنیته است. اگر چنین باشد، این عصر گذر، اقتضائاتی با خود دارد؛ یعنی مسائلی که در عصر سنت قطعی شمرده میشد، با پرسشها و شبهات فراوانی که در عصر مدرن مطرح میشود، ممکن است مورد چالش قرار گیرد. بنابراین، مربی کودک و نوجوان باید اقتضائات زمان خود را بشناسد. بهطور نمونه اکنون اصطلاح نسل زد مطرح میشود.
دانشمند گفت: در حدیثی امام صادق(ع) فرمودند: «الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَیْهِ اللَّوَابِسُ؛ کسی که آگاه به زمان خودش باشد، اشتباهات بر او هجوم نمیآورد.» استاد مطهری در کتابی این حدیث را آورده و گفته است مفهوم مخالف این سخن و حدیث این است که کسی که زمانه خودش را نشناسد، اشتباهات بر او هجوم میآورد.
وی اظهار کرد: اینکه میبینیم بعضی از خانوادهها و پدر و مادرها در تعامل با فرزندان نوجوان خود درماندهاند و نمیدانند با این نسل چگونه برخورد کنند و پاسخ پرسشها را چگونه بدهند، علتش این است که زمانهای را که این نوجوان در آن به سر میبرد، بهدرستی نشناختهاند.
دانشمند ادامه داد: اما بر فرض که ما نوجوان را شناختیم و ویژگیهایش را درک کردیم و بر فرض که زمانه خودمان را نیز شناختیم، بهطور نمونه اینکه در دوره عبور و گذر از سنت به مدرن به سر میبریم و حتی بحث بازگشت مجدد از عصر مدرن به سنت نیز مطرح میشود باید بدانیم در چنین عصری چه روشهای آموزشی برای انتقال آموزههای دینی و پاسخدهی به پرسشهای نوجوان وجود دارد.
۹ راهکار برای انتقال مفاهیم دینی به نوجوانان
نویسنده کتب دینی در پاسخ به اینکه در عصر گذر از سنت به مدرنیته چه روشها و ابزارهای نوینی برای انتقال آموزههای دینی به نوجوانان وجود دارد، گفت: ابزارهای متنوع و کارآمدی وجود دارد و اولین آنها استفاده از زبان شعر است، زیرا زبان شعر میتواند بسیاری از آموزهها را به کودک و نوجوان منتقل کند. اگر آموزگاران، پدران و مادران و مربیان با زبان شعر آشنایی داشته باشند، میتوانند بسیاری از آموزههای دینی را با همین زبان شعر منتقل کنند.
وی افزود: دومین مورد قصه است. انسان بهگونهای آفریده شده که حالتی به نام همذاتپنداری که اصطلاحی در ادبیات داستانی است، در او وجود دارد. یعنی وقتی سرگذشت دیگران را میبیند یا میخواند، خودش را جای تکتک آن افراد و شخصیتها میگذارد و با شخصیتها همذاتپنداری میکند و از خود میپرسد: اگر من به جای آن شخصیت بودم، چه تصمیمی میگرفتم و چه کاری انجام میدادم؟ بنابراین، قصه نیز میتواند یکی از راههای انتقال و پاسخگویی به پرسشهای اساسی کودک و نوجوان باشد.
دانشمند بیان کرد: سومین راه برای انتقال آموزهها، مناظره است، شیوههایی که قرآن و امام صادق(ع) پیش روی ما گذاشتهاند که دو نفر با یکدیگر گفتوگو و مباحثه انجام دهند؛ ما میتوانیم در مساجد، هیئتها و کلاسهای نوجوانان از این شیوه استفاده کنیم؛ یعنی یکی مدافع یک باور دینی باشد و دیگری آن را انکار کند و این دو با هم مناظره کنند و در پایان به نتیجهگیری برسند.
وی گفت: چهارمین مورد برای انتقال آموزهها، پرسش و پاسخ است. آنچه نوجوان فعلاً از مسجد و مانند آن میشناسد، سخنرانی است که البته سخنرانی نیز قالب خوبی است؛ اما ما میتوانیم در مساجد، آموزش و پرورش و کلاسهای درس از شیوه پرسش و پاسخ استفاده کنیم؛ کسی بهعنوان سائل و پرسشگر سؤالهایی را مطرح کند و دیگری پاسخ دهد
پژوهشگر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اظهار کرد: پنجمین مورد در انتقال آموزهها استفاده از چیستان است. با چیستان میتوانیم بسیاری از مسائل را به مخاطب منتقل و بسیاری از شخصیتها را در قالب چیستان مطرح کنیم.
دانشمند گفت: ششمین مورد نقاشی و تصویرگری و هفتمین مورد تمثیل است. تمثیل یک هنر، فن و قالب قرآنی است و قرآن از این واژه بسیار استفاده کرده است. هشتمین مورد نیز طنز و مطایبه است زیرا نوجوان از خنده، شوخی و شوخطبعی استقبال میکند و آن را دوست دارد.
وی با بیان اینکه ابزار نهم استفاده از قالب نمایشنامه است که در همین راهپیماییهای شبانه یا مجالس میتوانیم نمایشهایی برای انتقال مفاهیم ترتیب دهیم، یادآور شد: اعتماد به نوجوان و مسئولیتسپاری به او نیز از راههای تعامل با نوجوان و جذب او به مسائل دینی است که تمام این نکات در کتابی به نام «امیران کوچک» ذکر شده است.




نظر شما