برای تعطیل کردن و بستن درهای مدارس تا دلتان بخواهد بهانه تراشیدهایم؛ گاهی با دلیلی موجه و گاهی از روی سلیقه؛ هوا گرم و سرد میشود، آلوده میشود، کرونا میآید، ناترازی برق و گاز داریم، ریزگردها میآیند و...
آخرش هم اینهمه تعطیلی، همه را، از اولیای دانشآموزان گرفته تا معلمان و اولیای مدارس، بیتاب، کلافه و خسته میکند.
آموزشها دیگر واقعی نیست؛ مجازی است
چند سالی است متولیان وزارتخانه تعلیم و تربیت از تهدید نظام آموزشی، بلوغ اجتماعی و سواد فرهنگی دانشآموزان و افت جایگاه آنها در تیمز و پرلز میگویند.
ویدئوهای غلطخوانی بچه مدرسهایها در فضای مجازی منتشر میشود و کاربران به آن میخندند. با اینحال هر از گاهی نیز عدهای به بهانهای، کارزار درخواست تعطیلی مدارس با هشتگ #مدارس_را_تعطیل_کنید راه میاندازند.
این در حالی است که دیگر، کلاه آموزشهای مجازی هم پیش دانشآموزان پشمی ندارد؛ توهین و دست انداختن معلمان در کلاسهای مجازی که روزی با دابسمشهای «آیلاند» شروع شد، فراگیر میشود. نوزاد شش ساله «شاد»، پس از پوستاندازیهای مدام هنوز آنطور که باید نمیتواند روی پای خودش بایستد. از طرفی، قطعی برق و کُندی اینترنت هم میشود قوز بالای قوز و همان کورسوی امید به آموزشهای مجازی برای جبران افت آموزشی را از بین میبرد، نمره امتحانات پایان سال برای بعضیها، تلفیقی میشود از زیرآبی رفتن دانشآموزان و رونویسی از کتابهای باز و گره باز شده سؤالاتی که به مدد هوش مصنوعی یا هوش طبیعی والدین تحویل مدرسه میدهند.
دعوا بر سر خرید «عنب» و «اُزوُم» و «استافیل» و «انگور»
تعطیلی مدارس هر روز هزینهای بیش از ۲هزار میلیارد تومان دارد؛ این آخرین عددی است که مسئولان آموزش و پرورش محاسبه کرده و به رسانهها ارائه دادهاند؛ خسارتی که میگویند هزار میلیارد تومان آن در بودجه سالیانه آموزشوپرورش دیده میشود و بخش بیشترش روی دوش خانوادهها و هزینه فرصتهای از دسترفته دانشآموزان است.
با اینحال به نظر میرسد آنچه تا امروز درک اصل هزینه و فایده را با وجود دغدغه مشترک و مطالبه یکسان برای برخی مسئولان دشوار کرده؛ نبود متولی واحدی است که بتواند آخرین تصمیم را بگیرد و حرف اول و آخر را در خصوص تعطیلی مدارس بزند.
مشکل اینجاست که مسئولان وزارتخانههای کشور، بهداشت و درمان، آموزش و پرورش و سازمان محیط زیست با وجود مطالبه مشترک، یعنی ضرورت تأمین کالای گرانِ سلامت، همواره خواستهاند پاسخ معادله اصل هزینه و فایده تعطیلی مدارس را با زبان خود بیان کنند.
درست مثل همان حکایت مثنوی و نزاع چهار نفر بر سر خرید «عنب» و «اُزوُم» و «استافیل» و «انگور» که سرانجام با رمزگشایی مردی دانا و زباندان به مصالحه انجامید.
یوسف نوری، وزیر وقت آموزش و پرورش در بهمن ۱۴۰۱ با تأکید بر ضرورت تغییر در مصوبه آلودگی هوا گفته بود: «اگر شاخصهای جهانی کیفیت هوا را ببینید، در کشورهای دیگر شاخص کمتر از ۳۰۰ باشد تعطیل نمیکنند، اما شاخص برای تعطیلی مدارس را برای ما روی ۱۵۰ بستند؛ درحالی که شاخصهای آلایندگی ما زیر ۲۰۰ هستند قرار است در جلسه آتی هیئت دولت پیشنهاد دهیم این شاخصهای مرتبط با کیفیت را به تعلیق در بیاورند».پیداست که مسئولان وزارت بهداشت نیز که خود را متولی تأمین سلامت جامعه میدانند، نمیتوانند نسخهای را که وزارتخانهای دیگر برای درمان چالش پیش رو میپیچد، بهراحتی بپذیرند.
چنانکه عباس شاهسونی، رئیس پیشین گروه سلامت هوا و تغییر اقلیم وزارت بهداشت در واکنش به این اظهارات عنوان کرده بود: «مبنای رسیدن غلظت آلایندههای هوا به ۱۵۰ که به دنبال آن، غیرحضوری شدن مدارس صورت میگیرد، در راستای قانون هوای پاک مصوب هیئت وزیران در سال ۱۳۹۶ است. برای تغییر این شاخص که در قانون مطرح شده باید کمیتهای متشکل از وزارت بهداشت، سازمان محیط زیست، وزارت کشور و وزارت صنعت، معدن و تجارت تشکیل شود تا تصمیماتی با رویکرد سلامتمحور بگیرند، نه اینکه بیاییم صورت مسئله را پاک کنیم. مگر سازمان محیط زیست که استانداردهای ذرات معلق هوا را افزایش داد، به هدف خود رسید که ما با غیرحضوری نکردن مدارس به هدف خود برسیم؟»
متولی اعلام تعطیلی مدارس کیست؟
میگویند سازمان و وزارتخانهای میتواند حرفش را به کرسی بنشاند که زورش بیشتر بچربد، حرف وزیر و رئیسش خریدار داشته باشد یا گرفتار تعارض منافع باشد. گرچه این فرضیه فراگیر و دائمی نیست، اما مرور آنچه تاکنون گذشته، گاهی نقش مؤثر یکی از همین عوامل دست آخر را در مدیریت حل مسئله تعطیلی مدارس تأیید میکند.
ضمن آنکه گاهی نیز حتی استفاده از کلیدواژههای پرتکرار و تکیه مدام بر دغدغههایی همچون «سلامت مردم»، «امنیت عمومی» یا هشدار درباره نابرابری و ناترازی آموزشی از سوی همین دستگاهها توانسته شانس آنها را برای گرفتن تصمیم آخر بیشتر کند.
البته این حرف را نباید به مبسوط الید نبودن و نداشتن اراده دستگاه تعلیم و تربیت معنا کرد؛ گو اینکه باید اعتراف کرد گاهی نیز یکی از دو طرف، نقش خود را به دیگری تفویض کرده یا اصولاً نخواسته زیر بار این تصمیم و پیامدهای اجتنابناپذیر آن برود.
برای مثال حاجی میرزایی، وزیر آموزش و پرورش دولت دوازدهم در روزهای اوج ویروس کرونا گفته بود: «اختیار تعطیل کردن مدارس از شورای تأمین استانها سلب و شورای امنیت ملی این موضوع را به ستاد ملی پیشگیری از شیوع کرونا محول کرده است، بنابراین مبنای هرگونه تصمیم و عمل در موضوع کرونا منحصراً در اختیار ستاد پیشگیری است».
یا معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت محیط زیست در دولتهای هفتم، هشتم و یازدهم در ۱۹ دی ۱۳۹۵ و روزهای آلوده هوا اظهار کرده بود: «تصمیم نهایی در این خصوص برعهده نهاد متولی آن یعنی وزارت آموزش و پرورش است».
با اینحال و در عین همین تعارفهای گاه به گاه میان دو دستگاه، وقتی در بهمن ۱۴۰۱ اختلافات وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت بر سر تعطیلی مدارس به اوج خود رسید یوسف نوری، وزیر آموزش و پرورش با صراحتی بیش از گذشته بیان کرده بود: «نباید مدارس به هر مشکلی تعطیل شوند و شاخصهای جهانی باید مورد توجه قرار گیرد. ولی وزارت بهداشت اعلام کرده آلودگی هوا و تعطیلی مدارس باید براساس معیارهای این وزارتخانه اعلام شود.
برای جلوگیری از تعطیلی بدون برنامه مدارس، تقویم آموزشی و تعطیلات کشور باید ساماندهی شود تا اینقدر شاهد وقفه در جریان آموزش و پرورش دانشآموزان نباشیم».علاوه بر این، سال گذشته نیز انتشار یک توییت از رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت نشان داد دست وزارت آموزش و پرورش در این خصوص با وجود آنچه ادعا میکند، چندان بسته نیست.
حسین کرمانپور، دوم آذر ۱۴۰۴ در توییتی از مخالفت آموزش و پرورش با پیشنهاد تعطیلی مدارس تهران به دلیل افزایش آلودگی هوا گفته و نوشته بود: «ما درخواست تشکیل کمیته اضطرار دادیم؛ اما آموزش و پرورش تهران تعطیلی یا غیرحضوریشدن مدارس را تأیید نکرد. وزارت بهداشت هشدار داده، درخواست و پیگیری کرده و تکلیف قانونی خود را انجام داده است. ادامه مسیر با دیگر دستگاههاست».تجربه بیشتر کشورها نشان میدهد نقش نهادهای تخصصی مانند محیطزیست، هواشناسی و سلامت بهعنوان مرجع ارائه داده و راهنما حیاتی است اما تصمیم نهایی با نهادهای مرجع آموزش مانند وزارت آموزشوپرورش یا ادارات آموزشوپرورش استانی یا منطقهای است.
بررسیهای پژوهشگاه مطالعات آموزشوپرورش که سال گذشته منتشر شد نشان میدهد ساختار حکومتی (فدرال یا متمرکز) تأثیر مستقیمی بر سطح تصمیمگیری درباره تعطیلی مدارس در بحران آلودگی هوا دارد؛ بهگونهای که کشورهایی با سیستم فدرال یا غیرمتمرکز مانند آلمان، ایالات متحده و کانادا تمایل به واگذاری اختیار با سطوح محلی را دارند؛ درحالیکه کشورهای متمرکز مانند فرانسه، سنگاپور و ترکیه تصمیمگیری را در سطح ملی یا استانی متمرکز میکنند.
ادارات آموزشوپرورش در برخی کشورها زیر نظر شهرداریها هستند، بنابراین تصمیمگیری در مورد تعطیلی نیز زیر نظر شهرداریها و مدیریت شهری است، اما در بیشتر کشورها وزارت آموزشوپرورش یا مراجع آموزش استانی و محلی مسئول تصمیمگیری در مورد تعطیلی یا ادامه فعالیت مدارس هستند.
خوشبختانه تصویب شد؛ اما...
حالا سرانجام پس از چند سال مناقشه بر سر تعیین تصمیمگیرنده نهایی درخصوص تعطیلی مدارس، وزیر آموزش و پرورش میگوید: «خوشبختانه در دولت تصویب شد مرجعیت تصمیمگیری درباره تعطیلی مدارس به آموزشوپرورش واگذار شود». البته گرچه به گفته کاظمی هنوز این مصوبه به این وزارتخانه ابلاغ نشده، اما در دولت تصویب شده و همه به آن رأی دادهاند؛ ضمن آنکه قرار است کارگروهی در این خصوص تشکیل شود.
با واگذاری این اختیار به نهاد تعلیم و تربیت به نظر میرسد از این پس تعطیلات مدارس به حداقل خود میرسد، وعدهای که کاظمی همین چند روز پیش داده و به صراحت گفته: «تمام ظرفیتهای آموزش و پرورش برای آغاز سال تحصیلی آرام و کمدغدغه فراهم شده و حتی در شدیدترین شرایط، حضوری بودن کلاسها را با قوت دنبال خواهیم کرد».این تصمیم به دلیل آنکه سرانجام دولتمردان جایی را پیدا کردهاند تا پیامدهای تعطیل بودن یا نبودن در شرایط بحران را از همانجا پیگیری کنیم و تمام کاسه کوزهها را سر متولیان همان جا بشکنیم، اتفاق خوبی است بهشرط آنکه این همانجا نیز خود را بینیاز از تخصص دیگر نهادهای مهار بحران نداند و پس از چندی خود به ابزار تشدید بحران تبدیل نشود.





نظر شما