تحولات منطقه

بعضی نامه‌ها را باید به نشانی نوشت؛ بعضی را باید به دست باد سپرد؛ اما بعضی نامه‌ها را باید تا مشهد برد، تا صحن، تا نزدیک‌ترین فاصله میان زمین و آسمان؛ جایی که هزاران دل شکسته، سال‌هاست رازهایشان را در گوشه‌گوشه آن گذاشته‌اند.

ماجرای نامه‌ای که به ضریح رسید تا آرزویی را برآورده کند
زمان مطالعه: ۳ دقیقه

حامد شجاعی باغینی فعال رسانه‌ای استان کرمان در یادداشتی آورده است؛ دختر جوانی که مدت‌ها دغدغه‌ای ذهنش را مشغول کرده بود، تصمیم گرفت نامه‌ای بنویسد، نامه‌ای با دست‌های لرزان خطاب به امامی مهربان. نمی‌دانم نخستین جمله‌اش چه بود؛ شاید چند کلمه ساده از جنس همان حرف‌هایی که آدم وقتی همه درها به رویش بسته می‌شود، آرام در گوش امام زمزمه می‌کنند. اما پایان نامه را می‌توان حدس زد؛ جمله‌ای که شاید روی کاغذ نیامده بود، اما تمام دلش را پر کرده بود؛ آقا جان، خودت گره‌اش را باز کن.

او در آستانه آغاز زندگی مشترک بود؛ آستانه‌ای که برای خیلی‌ها با خرید و چیدن و انتخاب و ذوق همراه است، اما برای او با نگرانی از نداشتن ساده‌ترین وسایل خانه گره خورده بود.

شاید در ظاهر جهیزیه فقط چند وسیله باشد؛ اما برای یک دختر جوان، یعنی رؤیای خانه‌ای که قرار است نخستین صبح زندگی مشترک در آن طلوع کند؛ یعنی اجاقی که نخستین غذای زندگی روی آن پخته می‌شود و بوی محبت را در خانه می‌پراکند.

وقتی توان خریدن همین چیزهای ساده را نداشته باشی، گاهی خود رؤیا هم سنگین می‌شود؛ اما او تنها یک راه را بلد بود؛ راهی که خیلی‌ها در سخت‌ترین لحظه‌های زندگی پیدا می‌کنند؛ توسل!

نامه را نوشت و به ضریح امام رضا (ع) سپرد. از همان‌جا، قصه دیگر فقط قصه یک دختر و یک نامه نبود؛ ماجرا به دل‌های مهربانی رسید که شاید صاحب نامه را نمی‌شناختند؛ اما نیازش را فهمیدند. خیرانی پیدا شدند و خادم‌یارانی قدم پیش گذاشتند؛ آدم‌هایی که شاید آن دختر را هرگز ندیده بودند، اما درد دلش را شنیده بودند.

دست‌های امام رئوف نوازشگر دل‌ها شد و وسایل خانه یکی‌یکی رسیدند؛ اجاق گاز، لوازم آشپزخانه، وسیله‌های ضروری و... همگی شدند ۴۰۰ میلیون ریال برای خانه‌ای کوچک.

اما مگر می‌شود ارزش این اتفاق را با ریال اندازه گرفت؟ آنچه به خانه رسید، فقط جهیزیه نبود؛ امید بود. اجاق گاز وعده روشن ماندن چراغ خانه بود، وسائل آشپزخانه نوید سفره‌ای بودند که قرار بود با نان حلال و محبت پهن شود و شاید زیباترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه امام رضا (ع) گاهی پاسخ دعا را مستقیم به دست بنده‌اش نمی‌رساند؛ پاسخ را از قلب بنده‌ای دیگر عبور می‌دهد.

یک نفر می‌بخشد، یک نفر پیگیری می‌کند، یک نفر تهیه می‌کند و یک نفر می‌رساند؛ اما رشته همه این دست‌ها به یک پنجره ختم می‌شود؛ پنجره کرامت رضوی.

این، معنای خدمت در مکتب اهل‌بیت (ع) است؛ اینکه درد یک انسان، درد تو باشد؛ اینکه وقتی خانواده‌ای در آغاز راه زندگی ایستاده و توان قدم برداشتن ندارد، دستش را بگیری، بی‌آنکه از او چیزی بخواهی جز اینکه امیدوار بماند.

چه زیباست که هنوز در گوشه‌ای از این سرزمین، قصه‌هایی پیدا می‌شود که پایانشان با حساب و کتاب نوشته نشده است؛ قصه‌هایی که در آنها مهربانی، بی‌منت جریان دارد و چه زیباتر که این قصه از راور آغاز شد و رد پای امام مهربانی‌ها را با خود داشت.

شاید دختر جوان، روزی که نامه‌اش را به ضریح سپرد فقط جهیزیه می‌خواست؛ اما امروز چیزی گران‌بهاتر از جهیزیه دارد؛ باوری تازه به اینکه هیچ دل شکسته‌ای در حریم رضا(ع) فراموش نمی‌شود.

آدم‌ها گاهی به زیارت امام رضا (ع) می‌روند تا چیزی از او بخواهند؛ اما بعضی‌ها بی‌آنکه بدانند خودشان می‌شوند بخشی از پاسخ یک دعا. خیران راوری، خادم‌یاران رضوی و همه کسانی که در این گره‌گشایی سهم داشتند، شاید نامشان جایی در این نامه نوشته نشده باشد؛ اما یقیناً در دفتر دیگری ثبت شده است؛ همان دفتری که در آن اندازه مهربانی آدم‌ها را با پول نمی‌سنجند؛ و حالا در خانه‌ای در راور، اجاقی روشن شده است؛ ظرف‌ها در قفسه چیده شده‌اند و دختری که روزی با دست‌نوشته‌ای به ضریح پناه برده بود، شاید امروز با لبخند به خانه تازه‌اش نگاه می‌کند. شاید آن شب، وقتی چراغ خانه روشن شد در گوشه‌ای از دلش آرام گفته باشد؛ آقا جان... نامه‌ام رسید و مگر زیباتر از این می‌شود که پاسخ یک نامه، نه با جوهر که با چراغ یک زندگی نوشته شود؟

این است حکایت کرامت رضوی؛ حکایت دلی که به امامش پناه برد و امامی که پاسخ آن دل را از مسیر دل‌های مهربان بندگانش فرستاد. نامه‌ای به ضریح رسید و پاسخ آن، خانه‌ای شد که چراغش روشن ماند.

منبع: آستان نیوز

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha