تحولات منطقه

از یک جرعه آب در غزه تا الگوریتم‌هایی که ذهن انسان را نشانه می‌گیرند؛ روایت یک روز گفت‌وگوی اندیشمندانی از چند قاره در مشهد درباره این‌که «مقاومت» چگونه می‌تواند از ایستادن در برابر سلطه، به ساختن یک الگوی تمدنی برسد.

صدای عدالت رضوی علیه ساختارهای سلطه
زمان مطالعه: ۱۶ دقیقه

یک روز، شش نشست و ده‌ها سخنران از جغرافیاهایی دور از هم؛ از ایران و لبنان و فلسطین تا کانادا، استرالیا، آرژانتین، برزیل و کشورهای اروپایی. نقطه آغاز بحث‌ها «کرامت انسان» بود، اما گفت‌وگوها خیلی زود از محدوده یک مفهوم نظری بیرون آمد و به زندگی واقعی رسید؛ به آب و برق غزه، به نوجوان مسلمانی که در جامعه‌ای دیگر دنبال هویت می‌گردد، به اقلیت و محرومی که صدایش کمتر شنیده می‌شود، به دانشگاه و آزمایشگاه، به جنگ و اخلاق و سرانجام به الگوریتمی که می‌تواند بی‌آن‌که مرزی را اشغال کند، بر آنچه انسان می‌بیند و می‌اندیشد که بر آن اثر بگذارد.

نشست تخصصی بین‌المللی ششمین کنگره جهانی حضرت رضا (ع)، ۲۶ شهریورماه در مشهد برگزار شد؛ پیش‌نشستی برای کنگره اصلی سال آینده که مسئله‌اش فقط بازخوانی یک میراث تاریخی نبود. پرسش اصلی این بود: آموزه‌های امام رضا (ع) در برابر مسائل انسان امروز چه حرفی برای گفتن دارند؟

پاسخ‌ها هم‌شکل نبودند. حقوق‌دان فلسطینی از حق انسان برای آب و انرژی گفت؛ پژوهشگر آرژانتینی از صهیونیسم انجیلی و ساختن «دشمن» در روایت‌های سیاسی؛ اندیشمند تونسی از مقاومت در میدان معنا و هویت؛ استاد ایرانی از سلطه شناختی و الگوریتمی؛ پژوهشگر برزیلی از نسبت علم، اخلاق و تمدن؛ و سخنرانانی از کشورهای مختلف، از تربیت نسل جوان، عدالت، وحدت، رهبری، گفت‌وگوی ادیان و قدرت اجتماعی سخن گفتند.

اما از میان این همه صدا، یک پرسش آرام‌آرام خود را به مرکز بحث رساند: اگر جامعه‌ای می‌خواهد «نه» بگوید، آیا برای فردای این «نه» هم چیزی برای ساختن دارد؟

شاید برای همین بود که جملات کوتاه رونی آلفا، اندیشمند مسیحی لبنانی، در پایان ساعت‌ها بحث معنایی فراتر از خودش پیدا می‌کرد: «قدرت فقط با سلاح ساخته نمی‌شود»؛ درست است؛ مدرسه هم قدرت می‌سازد. دانشگاه هم. علم، اقتصاد، فرهنگ و هویت هم و البته، انسانی که پیش از ایستادن در برابر دیگری، توانسته باشد درون خودش بایستد.

از توحید تا زندگی روزمره

بخشی از بحث‌ها از نقطه‌ای آغاز شد که در نگاه اول فاصله زیادی با سیاست و مناسبات جهانی داشت: «توحید».

حجت‌الاسلام‌والمسلمین حمید پارسانیا، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران و عضو شورای‌عالی انقلاب‌فرهنگی، نظام سلطه را دیگر مسئله‌ای محدود به جهان اسلام ندانست. از نگاه او، در جهانی که اقتصاد، سیاست و فرهنگ جوامع درهم‌تنیده‌اند، سلطه الزاماً با اشغال نظامی یک سرزمین آغاز نمی‌شود و به همان‌جا هم ختم نمی‌شود.

پارسانیا برای توضیح ظرفیت جهان اسلام به حدیث سلسلةالذهب و مناظرات امام رضا (ع) بازگشت؛ اما نه برای توقف در تاریخ. حرف این استاد این بود که توحید اگر فقط در حد یک گزاره اعتقادی باقی بماند، هنوز همه ظرفیت خود را نشان نداده است؛ باید بتواند به زندگی اجتماعی و عمل انسان راه پیدا کند.

دکتر عبدالحمید طالبی، رئیس سازمان علمی و فرهنگی آستان قدس رضوی، همین مسئله را از زاویه دیگری دید: چگونه می‌شود امام رضا (ع) را برای انسان امروز روایت کرد؟

به اعتقاد او، اگر معرفی حضرت رضا (ع) تنها به سیره عبادی و اخلاقی محدود شود، بخشی از تصویر نادیده می‌ماند. وجوه علمی، کلامی، تاریخی، اجتماعی و تمدنی شخصیت امام رضا (ع) نیز باید وارد میدان پژوهش و گفت‌وگو شوند؛ آن هم نه فقط با بازنشر آنچه پیش‌تر گفته شده بلکه از مسیر مطالعات میان‌رشته‌ای، پژوهش تازه، ترجمه معتبر، شبکه علمی و رسانه‌های جدید.

طالبی یک نکته را به صراحت این‌گونه گفت: جهانی‌شدن معارف رضوی با چند کتاب و چند نشست اتفاق نمی‌افتد. به برنامه بلندمدت، شبکه پایدار و شناخت مخاطبی نیاز دارد که پرسش‌هایش درباره دین، معنویت، عدالت، خانواده، اخلاق و کرامت انسانی، الزاماً همان پرسش‌های مخاطب سنتی نیست.

اینجا یک تمایز مهم شکل می‌گرفت: داشتن یک میراث، با بلد بودن زبان گفت‌وگو با جهان یکی نیست.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین شجاع علی میرزا، مبلغ بین‌المللی شیعه در کانادا و رئیس مدرسه مطالعات اسلامی و غربی، این بحث را به «هویت، جماعت و قدرت» رساند. او از مسلمانانی سخن گفت که در اقلیت و در دل جوامعی دیگر زندگی می‌کنند. در چنین شرایطی، قدرت اجتماعی پیش از آن‌که از نهادهای بزرگ آغاز شود، از جایی شروع می‌شود که انسان‌ها هویت خود را بشناسند، کنار هم قرار بگیرند و جماعتی بسازند که بتواند از آنان پشتیبانی کند.

شیخ زید السلامی، روحانی و پژوهشگر شیعه مقیم استرالیا، در این منظومه گفتمانی یک قدم عقب‌تر رفت و پرسید: این جماعت را چه نسلی قرار است بسازد؟

پاسخ او، نوجوانان و جوانان بودند. خانواده را نخستین میدان شکل‌گیری شخصیت آنان می‌دانست و هشدار می‌داد که نسلی بدون احساس هدف و هویت، صرفاً با توصیه‌های کلی به ارزش‌ها بازنمی‌گردد. ارتباط باید محترمانه، واقعی و انسانی باشد.

از میان نکاتی که او از سیره امام رضا (ع) بیرون کشید، یکی برای فضای امروز بسیار قابل‌تأمل بود: حتی در مناظره، حتی وقتی قرار است عقیده دیگری نقد شود، تحقیر انسان مقابل جایی ندارد؛ یعنی می‌شود با اندیشه‌ای مخالف بود و صاحب آن اندیشه را همچنان صاحب کرامت دانست.

جامعه مقاوم، پیش از هر چیز انسان مقاوم می‌خواهد

وقتی بحث از جامعه و مقاومت به میان آمد، حجت‌الاسلام‌والمسلمین محمدجواد محمدی گلپایگانی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و داماد رهبر شهید (رحمت الله علیه)، به جای میدان سیاست، از درون انسان شروع کرد.

او میان «شهادت» و «فرهنگ شهادت» فاصله گذاشت. به عقیده او، شهادت یک واقعه است؛ لحظه‌ای مشخص، اما آن لحظه، بدون یک مسیر پیش از خود شکل نمی‌گیرد.

محمدی گلپایگانی پنج عنصر را کنار هم گذاشت: ایمان، اخلاص، معرفت، مجاهدت و استقامت.

در این صورت‌بندی، شهادت نتیجه یک هیجان ناگهانی نیست. انسان پیش از آن باید آگاهانه زندگی کرده باشد، مجاهدت کرده باشد و در میانه راه خسته نشده باشد.

سعیدرضا عاملی، رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و دبیر ششمین کنگره جهانی حضرت رضا (ع)، در اختتامیه این نشست تخصصی بین‌المللی از زاویه دیگری به همین نقطه رسید. او هنگام سخن گفتن از رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای (رضوان الله تعالی علیه)، نخستین میدان مبارزه را نه بیرون، بلکه درون انسان دانست: مبارزه با نفس.

از کنار هم گذاشتن این دو سخن، یک تصویر روشن شکل می‌گرفت: مقاومت اجتماعی، بدون انسانی که توانسته باشد بر ضعف‌های درونی خود غلبه کند، تنها یک شعار بیرونی است.

زینب سیده میرزا، مدرس جامعه‌العلمیه تورنتو در کانادا، همین خط را به مسئولیت تاریخی رساند. او از شهادت نه فقط به‌عنوان سوگ، بلکه به‌عنوان یک سؤال سخن گفت: کسی که شاهد این واقعه است، بعد از آن چه می‌کند؟

عبارت کلیدی او، عبور از «تماشاگر تاریخ» به «کنشگر تاریخ» بود و کنشگری، الزاماً با اتفاق‌های بزرگ آغاز نمی‌شود. می‌تواند از خانه، تربیت فرزند، انتخاب‌های روزمره و پایبندی عملی به چیزی که انسان درست می‌داند شروع شود.

پارسانیا نیز در بخش دیگری از برنامه، با معرفی مجموعه «بعثت خون»، همین نسبت میان واقعه و جامعه را از منظر علوم اجتماعی دنبال کرد؛ مجموعه‌ای از نوشته‌هایی که می‌کوشیدند بازتاب اجتماعی شهادت رهبر شهید انقلاب اسلامی (رحمت الله علیه) را ثبت و تحلیل کنند. اهمیت ماجرا برای او فقط در ثبت فقدان نبود؛ در این بود که یک واقعه چگونه می‌تواند جامعه را وادار کند دوباره درباره رهبری، مسئولیت و آینده فکر کند.

قدرت، فقط آن چیزی نیست که در میدان جنگ دیده می‌شود

جعفر علی لَدَک، امام‌جماعت سابق مرکز باب‌العلم در لیدز انگلستان، بحث را با یک پرسش ساده آغاز کرد: پیروزی در جنگ را چگونه باید سنجید؟ آیا کافی است خسارت‌ها را جمع کنیم و ببینیم کدام طرف هزینه بیشتری داده است؟

او می‌گفت نه. باید اول فهمید هر طرف با چه هدفی وارد میدان شده و بعد سنجید که چه اندازه به آن هدف رسیده است.

اما بحثش خیلی زود از ارزیابی جنگ عبور کرد و به «خوداتکایی» رسید. از نگاه لَدَک، استقلال واقعی بدون کاهش وابستگی خارجی امکان‌پذیر نیست، اما خوداتکایی به معنای تنهایی هم نیست؛ به معنای ساختن شبکه‌ای از اتکای متقابل است که در آن، اقتصاد، دانش، سرمایه و ظرفیت‌های کشورهای مسلمان بتوانند یک‌دیگر را تقویت کنند.

غاده الحسینی، کارشناس رسانه‌ای پارلمان لبنان، «استقلال» را به «کرامت» وصل کرد. به اعتقاد او، قدرت یک کشور را نباید فقط با تجهیزات نظامی و شاخص‌های کلاسیک سنجید. جامعه‌ای که بتواند روی ظرفیت‌های خودش بایستد و از هویت و اراده‌اش دفاع کند، شکل دیگری از قدرت را تجربه می‌کند.

دکتر رقیه فاضل، پژوهشگر علوم تربیتی، حتی خود مفهوم «قدرت» را زیر سؤال برد. اگر نظم جهان در حال تغییر باشد، چرا معیار سنجش قدرت باید همان معیارهای نظم پیشین بماند؟

از نگاه او، سخن از تمدن نوین اسلامی نباید به این معنا تقلیل پیدا کند که بازیگری تازه جای یکی از بازیگران قدیمی را در جدول قدرت بگیرد. مسئله، اگر جدی باشد، باید به تغییر خود منطق قدرت برسد؛ نظمی که توحید، عدالت و کرامت انسانی در بنیان آن حضور داشته باشد.

اینجا دیگر بحث بر سر «چه کسی قدرتمندتر است» نبود؛ پرسش این بود که قدرت برای چه؟

«بشریت»؛ واژه‌ای بزرگ‌تر از مرزها

سلوا بنت محمد بن طاهر النمر، مجتهده و مدیر حوزه علمیه سیده معصومه (س) از حجاز، در بحث خود از «رهبری عالمانه» سخن گفت.

او تأکید داشت که مقایسه سیره امام معصوم (ع) با یک رهبر دینی معاصر، به معنای یکسان‌انگاری جایگاه‌ها نیست، اما می‌توان الگوها و اصول را مطالعه کرد.

در میان سخنان او، یک کلمه اهمیت ویژه‌ای داشت: بشریت.

از نگاه النمر، رسالت دینی اگر در مرز قوم، کشور یا حتی یک جامعه مذهبی متوقف شود، بخشی از ظرفیت خود را از دست داده است. او همچنین از رهبری‌ای سخن گفت که ظرفیت فکری آنان را می‌شناسد و می‌کوشد آن ظرفیت را به مسیر رشد نزدیک کند.

آرزو مرالی، هم‌بنیان‌گذار کمیسیون حقوق بشر اسلامی لندن، همین معنا را به حوزه مسئولیت رهبر برد. از نگاه او، رهبری اسلامی فقط مسئول کسانی نیست که به او وفادارند یا هم‌مذهب او هستند. عدالت زمانی معنا پیدا می‌کند که دایره مسئولیت، مخالف و موافق، مسلمان و غیرمسلمان را در بر بگیرد.

از این منظر، قدرت اگر قرار است اخلاقی باشد، باید درست در جایی امتحان پس بدهد که با «دیگری» روبه‌رو می‌شود.

سلطه‌ای که دیگر برای عبور از مرز، پاسپورت نمی‌خواهد

هدلی المنصر، عضو هیئت علمی دانشگاه قیروان تونس، از میدان دیگری سخن گفت؛ میدانی که نه صدای انفجار دارد و نه لزوماً روی نقشه دیده می‌شود.

او سلطه معاصر را فقط سیاسی، اقتصادی یا نظامی نمی‌دانست. هویت، فرهنگ و بنیان‌های معنوی ملت‌ها نیز می‌توانند هدف قرار بگیرند. در این چارچوب، حرم مطهر امام رضا (ع) برای او فقط یک جغرافیای زیارتی نبود؛ یک کانون معنا و هویت بود که می‌تواند در برابر فرسایش فرهنگی نقش ایفا کند.

عاملی این بحث را یک مرحله جلوتر برد و از «سلطه الگوریتمی» و «سلطه شناختی» سخن گفت. این شاید یکی از معاصرترین بحث‌های روز بود.

وقتی بخش زیادی از زندگی انسان در پلتفرم‌ها می‌گذرد، الگوریتم فقط تصمیم نمی‌گیرد چه تبلیغی مقابل چشم شما ظاهر شود. می‌تواند در اینکه چه چیزی را بیشتر ببینید، کدام روایت را جدی‌تر بگیرید و جهان را چگونه بفهمید، نقش داشته باشد. در این سطح، سلطه برای ورود به یک جامعه دیگر نیازی به عبور از مرز جغرافیایی ندارد.

عاملی که در جایگاه دبیر ششمین کنگره جهانی امام رضا (ع) قرار دارد همچنین از «ظلم ساختاری» نیز سخن گفت؛ جایی که ظلم فقط یک رفتار منفرد نیست، بلکه نگرش، نهاد و رفتار در کنار هم سازوکاری می‌سازند که نتیجه‌اش نابرابری و فشار است. پاسخ او نیز در همان مقیاس تعریف می‌شد: عدالت ساختاری. نه فقط انسان عادل، بلکه تفکر عادلانه، نهاد عدالت‌گرا و رفتار عادلانه.

در غزه، «حقوق بشر» گاهی یعنی آب

در میان تمام این بحث‌های نظری، انور الطویل، حقوق‌دان فلسطینی و دانش‌آموخته دکترای حقوق دانشگاه منصوره مصر، مسئله را به جایی برد که مفاهیم بزرگ ناگهان بسیار کوچک و ملموس می‌شوند: غزه.

او از قطع برق گفت، از نابودی منابع انرژی و از دشواری دسترسی مردم به آب. آنجا «حق انسان» دیگر اصطلاحی در یک مقاله دانشگاهی نبود. گاهی حق انسان یعنی آب، یعنی برق، یعنی اینکه یک خانواده بتواند یک روز دیگر زندگی کند.

الطویل از همین تجربه به «حق برخورداری از انرژی» رسید و مسئله آب و انرژی در غرب آسیا را فقط مسئله کمبود منابع ندانست؛ نحوه توزیع و امکان دسترسی انسان‌ها به آنها هم بخشی از مسئله است.

سابیتی انگوی، دانش‌آموخته دکترای حقوق خصوصی از کشور کنگو، عدالت را از زاویه دیگری باز کرد. عدالت از نگاه او فقط مطالبه‌ای از ساختار سیاسی نیست؛ باید از خود انسان آغاز شود و بعد در جامعه گسترش پیدا کند.

شیخ عبدالکریم پاز، مسئول آموزش دانشگاه مجازی امام علی (ع) در کلمبیا، نیز به سراغ کسانی رفت که معمولاً در متن بحث‌های بزرگ کمتر دیده می‌شوند: افراد دارای معلولیت، اقلیت‌ها، محرومان و گروه‌هایی که صدایشان ضعیف‌تر است. پرسش او ساده بود: اگر جامعه‌ای خود را عادل می‌داند، وضعیت کسانی که کمترین قدرت را دارند چگونه است؟

همین سؤال، «عدالت» را از شعار پایین می‌آورد و روی زمین می‌نشاند.

حتی جنگ هم نمی‌تواند اخلاق را تعطیل کند

حجت‌الاسلام‌والمسلمین علی قمی، پژوهشگر پاکستانی، یکی از دشوارترین پرسش‌های روز را مطرح کرد: اگر جامعه‌ای مورد حمله قرار گرفت و ناچار به دفاع شد، آیا از آن لحظه به بعد اخلاق تعطیل می‌شود؟ پاسخش روشن بود: نه.

او برای جهاد دفاعی سه ضلع در نظر گرفت: چارچوب قرآنی، اخلاق و رهبری مشروع.

به اعتقاد قمی، تفاوت دفاع مشروع با خشونت بی‌ضابطه دقیقاً در همین جاست. رفتار متجاوز نمی‌تواند بهانه‌ای شود برای اینکه طرف مقابل نیز هر مرزی را کنار بگذارد.

این شاید یکی از جدی‌ترین آزمون‌های هر ادعای اخلاقی باشد: انسان تا وقتی قدرت ندارد می‌تواند از اخلاق حرف بزند؛ امتحان واقعی زمانی آغاز می‌شود که قدرت پاسخ دادن پیدا می‌کند.

سید طه عادل محمد مجاهد، مسئول دبیرخانه جنبش مستقبل العداله یمن در ایران، مسئله مقاومت را به دو شناخت گره زد: شناخت خود و شناخت دشمن. جامعه‌ای که نداند کیست و با چه نیرویی روبه‌روست، نمی‌تواند راهبرد روشنی بسازد.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید مرتضی السندی، رهبر حرکت انقلابی «تیار الوفاء الاسلامی» بحرین، ضلع سوم را «وحدت» دانست. مقاومت در نگاه او فقط ائتلاف سیاسی و نظامی نیست؛ باید بر آگاهی، کرامت، استقلال و همبستگی ملت‌ها تکیه داشته باشد.

حنا الموسوی از لبنان نیز یک سوءتفاهم قدیمی را هدف گرفت: وحدت به معنای یکسان فکرکردن نیست.

شیعه و اهل‌سنت قرار نیست برای متحد شدن، اختلافاتشان را پاک کنند. مسئله این است که اختلاف به نزاعی تبدیل نشود که توان مشترک جامعه را از بین ببرد. عبارت او روشن بود: حفاظت از امت، از حفاظت از آگاهی آن آغاز می‌شود.

مسعود شجره، رئیس کمیسیون حقوق بشر اسلامی لندن، مرز دیگری کشید؛ میان مردم غرب و ساختارهای سیاسی حاکم بر کشورهای غربی. از نگاه او، نقد یک نظام سیاسی نباید به دشمنی با مردمی تبدیل شود که ممکن است خود، منتقد همان سیاست‌ها باشند.

وقتی از یک دین، «دشمن» ساخته می‌شود

خلیل زِوالوس، پژوهشگر آرژانتینی، بحث را به آمریکای لاتین برد و از گسترش صهیونیسم انجیلی و تأثیر بعضی خوانش‌های آخرالزمانی بر سیاست و رسانه سخن گفت.

اما مهم‌ترین بخش حرف او شاید نه درباره صهیونیسم، بلکه درباره خودِ دین بود؛ یهودیت را نباید با صهیونیسم سیاسی یکی دانست. مسیحیت را نمی‌توان به صهیونیسم مسیحی فروکاست. اسلام را هم نمی‌توان با هر جریان سیاسی یا افراطی‌ای که نام اسلام را بر خود گذاشته، یکی گرفت.

وقتی یک سنت دینی پیچیده به یک ایدئولوژی سیاسی تقلیل داده می‌شود، ساختن «دشمن دائمی» بسیار آسان‌تر می‌شود. زِوالوس در برابر این روایت، از مناظرات امام رضا (ع) این‌گونه سخن گفت: می‌توان بر اعتقاد خود ایستاد، استدلال کرد و در همان حال، دیگری را به دلیل متفاوت بودن حذف نکرد.

آنه‌ماری اوربو کیرکگارد و سیاوش بی‌گناه هم از دانشگاه مالمو نیز از مسیر کاملاً متفاوتی به همین مسئله قدرت و هدایت رسیدند. آنان «لویاتان» توماس هابز را با تأکید بر بنیان‌های الهیاتی آن بازخوانی کردند و پرسیدند: آیا وظیفه قدرت سیاسی فقط حفاظت فیزیکی از جامعه است یا اخلاق، معنا و جهت جامعه نیز بخشی از مسئله رهبری است؟

گاهی اهمیت یک سخنرانی نه در پاسخی که می‌دهد، بلکه در پرسشی است که روی میز می‌گذارد

علم؛ وقتی از مقاله بیرون می‌آید

محمدرضا مخبر دزفولی، رئیس فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران، در سخنرانی خود به سراغ قدرتی رفت که کمتر صدای آن شنیده می‌شود: علم. او مسیر را در سه واژه خلاصه کرد: مصرف، تولید، اثرگذاری.

اگر جامعه‌ای از مصرف‌کننده علم به تولیدکننده آن تبدیل شود، هنوز به انتهای راه نرسیده است. دانش باید از مقاله و آزمایشگاه بیرون بیاید، مسئله‌ای را حل کند و در زندگی مردم اثر بگذارد. او از همین نقطه به «علم تمدنی» رسید؛ علمی که فقط توان نمی‌سازد، بلکه ظرفیت الهام‌بخشی دارد.

الیزر رانیری مارکز دا سیلوا، پژوهشگر برزیلی، تمدن را دارای دو ساحت دانست: ابزار و معنا. در یک‌سو علم، فناوری، صنعت و توان دفاعی قرار دارند و در سوی دیگر عدالت، اخلاق، معنویت و کرامت انسانی. هیچ‌کدام بدون دیگری کافی نیستند. جامعه‌ای که معنویت داشته باشد، اما فاقد قدرت علمی باشد، آسیب‌پذیر می‌شود. جامعه‌ای که قدرت علمی داشته باشد، اما اخلاق نداشته باشد، الزاماً تمدنی انسانی نمی‌سازد.

این شاید یکی از روشن‌ترین جمع‌بندی‌های روز بود: پیشرفت، اگر نداند برای چه و برای چه کسی است، هنوز تمدن نیست.

از «ایستادن» تا «ساختن»

در پایان روز، رشته‌های پراکنده بحث به یک نقطه نزدیک شده بودند: اگر مقاومت فقط توان گفتن «نه» باشد، هنوز درباره فردای آن چیزی نگفته است.

اینجا بود که جمله رونی آلفا در اختتامیه مراسم دوباره معنای خودش را پیدا می‌کرد: «قدرت فقط با سلاح ساخته نمی‌شود.»

آلفا، مدیرعامل Proper Words، مدیر مؤسسه عالی مدیریت و حکمرانی و مدیر دفتر بیروت شبکه المیادین، از علم، مدرسه، دانشگاه و معرفت به‌عنوان اجزای قدرت سخن گفت.

السندی نیز در اختتامیه همین معنا را ادامه داد: تمدن اسلامی را نمی‌توان فقط با موشک و قدرت نظامی ساخت؛ علم، اقتصاد، سیاست، فرهنگ و جامعه هم باید قدرتمند باشند.

عاملی در جمع‌بندی شش نشست، «حق مقابله با نظام سلطه» را یکی از نقاط مشترک مباحث دانست؛ حقی که به گفته او منحصر به مسلمانان نیست، اما در تعریف او نیز قدرت فقط نظامی نبود؛ علم، اقتصاد، ارزش‌های تمدنی و برخورداری از یک ملت توانمند نیز بخشی از آن بود. افق بحث برای او «تمدن نوین اسلامی» بود؛ و اینجاست که شاید فاصله «مقاومت» با «تمدن» آشکار می‌شود؛ مقاومت می‌تواند مانع شود چیزی بر شما تحمیل شود؛ اما تمدن باید بتواند چیزی بسازد، باید بتواند درباره علم حرف بزند و هم‌زمان درباره اخلاق. درباره استقلال و هم‌زمان درباره عدالت. درباره قدرت، بدون فراموش‌کردن کرامت.

پنجره‌ای که نباید بسته شود

شاید جالب‌ترین نکته این روز پر از گفتمان همین بود: در نشستی که بارها کلمات جنگ، سلطه و مقاومت شنیده شد، «گفت‌وگو» نیز مدام بازمی‌گشت و این برگرفته از سنت مناظرات رضوی است. نه به معنای عقب‌نشینی از عقیده و نه به‌عنوان جایگزین ایستادگی؛ بلکه به‌عنوان شیوه مواجهه با انسانی که مثل ما فکر نمی‌کند.

از زیدالسلامی تا زِوالوس، از حنا الموسوی تا سلوا النمر، شکل‌های مختلف یک ایده تکرار شد: تفاوت الزاماً نباید به دشمنی برسد. سیره امام رضا (ع) برای بسیاری از سخنرانان دقیقاً در همین نقطه از تاریخ فاصله می‌گرفت و به مسئله امروز تبدیل می‌شد؛ امامی که با پیروان ادیان و مکاتب مختلف گفت‌وگو می‌کردند، بر باور خود می‌ایستادند، استدلال می‌آوردند، اما اختلاف را مجوزی برای نفی کرامت دیگری نمی‌کردند.

در پایان این روز، از چند اثر علمی و پژوهشی نیز رونمایی شد؛ از جمله ترجمه پرتغالی «دانای خاندان»، مجموعه «بعثت خون» و مجموعه‌مقالات ششمین کنگره جهانی حضرت رضا (ع). شاید همین ترجمه پرتغالی نیز در امتداد یکی از حرف‌های اصلی نشست معنا پیدا می‌کرد: یک اندیشه زمانی جهانی می‌شود که بتواند از مرز زبان و مخاطبان آشنا عبور کند.

در جهانی که قدرت گاهی با جنگنده و موشک ظاهر می‌شود، گاهی با تحریم و شبکه مالی، گاهی با رسانه و روایت و گاهی حتی با الگوریتمی که تصمیم می‌گیرد انسان چه چیزی را ببیند، استقلال دیگر نمی‌تواند مفهومی تک‌بعدی باشد، برای ایستادن، قدرت لازم است؛ اما قدرت فقط در انبار سلاح ساخته نمی‌شود.

بخشی از قدرت در مدرسه ساخته می‌شود، بخشی در دانشگاه و آزمایشگاه، بخشی در اقتصاد و خانواده، بخشی در حافظه و هویت یک ملت و بخشی در انسانی که یاد گرفته است در برابر ظلم بایستد، اما در مواجهه با «دیگری»، کرامت را فراموش نکند.

شاید مرز میان «مقاومت» و «تمدن» نیز همین‌جا باشد:

مقاومت، توان نپذیرفتن سلطه است و تمدن از جایی آغاز می‌شود که یک جامعه، در کنار این «نه»، بداند چه چیزی را می‌خواهد به‌جای آن بسازد.

منبع: آستان نیوز

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha