نگاهی به بیش از چهار دهه فعالیت بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی، از شکلگیری گروه فرهنگ و ادب تا تصحیح متون، انتشار رسائل فارسی، پژوهش درباره شعر کلاسیک و بازیابی برابرهای فارسی قرآن، بخشی کمتر دیدهشده از تلاش آستان قدس رضوی برای پاسداشت این میراث را آشکار میکند.
بیستوهفتم شهریورماه در تقویم رسمی کشور به مناسبت سالروز درگذشت استاد سیدمحمدحسین شهریار، شاعر نامدار معاصر، «روز شعر و ادب فارسی» نام گرفته است؛ مناسبتی که بیش از هر چیز، فرصتی برای دوباره دیدن سرمایهای است که قرنها بخش مهمی از حافظه تاریخی و هویتی ایرانیان را در خود حفظ کرده است.
شعر و ادبیات فارسی، اما فقط در دیوان شاعران و قفسه کتابهای ادبی خلاصه نمیشود. هزاران رساله، تفسیر، سفرنامه، متن تاریخی، اثر عرفانی و نوشته دینی در طول قرنها به زبان فارسی پدید آمده و هرکدام بخشی از مسیر تحول این زبان را در خود ثبت کردهاند. بسیاری از این آثار، پیش از آنکه در قالب کتابی منقح به دست مخاطب امروز برسند، در نسخههایی پراکنده، با کتابتهای متفاوت و گاه با افتادگیها و اختلافهای متعدد باقی ماندهاند.
در چنین نقطهای، فعالیت پژوهشگر ادبی از جایی آغاز میشود که معمولاً در چشم مخاطب دیده نمیشود؛ یافتن نسخهها، سنجیدن قدمت و اعتبار آنها، مقابله کلمه به کلمه، شناسایی تصرف کاتبان، بازیابی صورت درست واژهها و سرانجام ارائه متنی که بتواند پس از چند قرن دوباره خوانده شود.
وقتی فرهنگ و ادب از نخستین گروههای بنیاد شد
رابطه بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی با زبان و ادبیات فارسی، سابقهای نزدیک به عمر این مجموعه دارد. محمدجعفر یاحقی، استاد نامآشنای زبان و ادبیات فارسی، در سال ۱۳۶۳ و همزمان با سالهای آغازین فعالیت بنیاد، «گروه فرهنگ و ادب» را در این مجموعه بنیان گذاشت و مدیریت کرد. همین سابقه نشان میدهد حضور ادبیات در این بنیاد، فعالیتی فرعی یا مناسبتی نبوده و از نخستین سالهای شکلگیری ساختار پژوهشی آن مورد توجه قرار گرفته است.
از دل همین جریان، طرحهایی متولد شد که موضوع آنها در مرز میان مطالعات اسلامی و زبان فارسی قرار میگرفت؛ جایی که یک پژوهش قرآنی میتوانست همزمان منبعی برای شناخت تاریخ زبان فارسی باشد و یک تفسیر دینی، بخشی از مهمترین میراث نثر فارسی را در خود جای داده باشد.
یکی از روشنترین نمونههای این پیوند، «فرهنگنامه قرآنی» است؛ اثری که برابرهای فارسی واژههای قرآن کریم را بر اساس ۱۴۲ نسخه خطی کهن قرآن، محفوظ در کتابخانه آستان قدس رضوی، گردآوری کرده است. این مجموعه در پنج مجلد تدوین شد و عملاً گنجینهای از واژهها و برابرهای فارسی را که مترجمان قرآن طی سدههای مختلف به کار برده بودند، در اختیار پژوهشگران قرار داد.
اهمیت چنین طرحی فقط در مطالعات قرآنی نیست. وقتی برابرهای فارسی یک واژه عربی در ۱۴۲ نسخه کهن در کنار یکدیگر قرار میگیرد، بخشی از تاریخ تحول واژگان فارسی نیز مقابل پژوهشگر گشوده میشود؛ اینکه فارسیزبانان در دورههای مختلف چه واژهای را برگزیدهاند، کدام تعبیرها از کاربرد خارج شده و زبان فارسی چگونه برای انتقال مفاهیم دینی، ظرفیتهای خود را به کار گرفته است.
بیست جلد از یک تفسیر؛ گنجینهای برای نثر فارسی
یکی دیگر از پروژههای شاخصی که نام بنیاد را با میراث مکتوب فارسی پیوند داده، تصحیح «روضالجنان و روحالجنان فی تفسیر القرآن» مشهور به تفسیر ابوالفتوح رازی است؛ تفسیری فارسی که محمدجعفر یاحقی و محمدمهدی ناصح تصحیح آن را برعهده داشتهاند و بنیاد پژوهشهای اسلامی آن را در مجموعهای ۲۰ جلدی منتشر کرده است.
«روضالجنان» در نگاه نخست یک اثر تفسیری است، اما برای پژوهشگر زبان فارسی، فقط کتاب تفسیر نیست. این اثر از نمونههای مهم نثر فارسی کهن است و واژگان، ساختهای زبانی، تعبیرها و شیوه روایت آن میتواند مواد ارزشمندی برای شناخت زبان فارسی در قرون گذشته فراهم کند.
همینجا یکی از ویژگیهای مهم کارهای بنیاد آشکار میشود؛ مرز میان «پژوهش اسلامی» و «پژوهش ادبی» همیشه آنقدر روشن نیست که بتوان این دو را از یکدیگر جدا کرد. بسیاری از آثار بزرگ فارسی در بستر علوم دینی، تفسیر، عرفان، اخلاق و تاریخ اسلام نوشته شدهاند و حفاظت از این آثار، هم خدمت به پژوهش اسلامی است و هم حفاظت از بخشی از شناسنامه زبان فارسی.
رسالههایی که نباید گم میشدند
در کنار پروژههای بزرگ و چندجلدی، گاهی یک رساله کمحجم میتواند اطلاعاتی داشته باشد که در هیچ متن دیگری باقی نمانده است.
از همین منظر، انتشار «مجموعه رسائل فارسی» یکی از بخشهای قابل توجه کارنامه بنیاد محسوب میشود. نخستین دفتر این مجموعه در سال ۱۳۶۸ انتشار یافت و گروه نقد و تصحیح متون، رسالههای فارسی کمحجمی را که به تنهایی امکان انتشار در قالب کتاب مستقل نداشتند، شناسایی و تصحیح کرد و در کنار یکدیگر قرار داد. منابع موجود از انتشار دستکم ۱۲ دفتر در این مجموعه حکایت دارد.
مرور موضوع رسالهها نیز گستره این میراث را نشان میدهد؛ از شرح اشعار و متون عرفانی گرفته تا مکاتبات تاریخی، وقفنامهها، معراجنامهها و ساقینامهها. در دفتر دوازدهم این مجموعه، برای نمونه، رسالهای در شرح بیتی از عطار نیشابوری، معراجیه ملاحیرتی تونی و مجموعهای از ساقینامهها در کنار اسناد تاریخی تصحیح و منتشر شده است.
شاید هرکدام از این نوشتهها به تنهایی اثری مشهور در تاریخ ادبیات نباشند، اما کنار هم قرار گرفتن آنها تصویر بزرگتری از حیات زبان فارسی میسازد؛ زبانی که نه فقط در شاهنامه، گلستان یا دیوان حافظ، که در نامهها، وقفنامهها، سفرنامهها و رسالههای علمی و عرفانی نیز زندگی کرده است.
تصحیح متن؛ کاری میان تاریخ، زبان و کارآگاهی
در همین مسیر، حضور پژوهشگرانی، چون نجیب مایل هروی در فعالیتهای بنیاد، بخش مهم دیگری از کارنامه آن در حوزه میراث مکتوب را شکل داده است.
کتاب «نقد و تصحیح متون؛ مراحل نسخهشناسی و شیوههای تصحیح نسخههای خطی فارسی» از آثار مایل هروی، نخستین بار در سال ۱۳۶۹ توسط بنیاد پژوهشهای اسلامی منتشر شد؛ اثری تخصصی که از شناخت نسخه تا شیوههای تصحیح متون فارسی را موضوع مطالعه قرار داده است.
اهمیت این حوزه زمانی روشنتر میشود که بدانیم مصحح با یک متن آماده روبهرو نیست. ممکن است از یک اثر، چند نسخه وجود داشته باشد که هرکدام کلمهای متفاوت ثبت کردهاند؛ سطری در یکی حذف شده و در دیگری وجود دارد؛ کاتب واژهای را درست نخوانده یا در طول چند قرن، تعبیر اصلی مؤلف تغییر کرده است. مصحح باید از میان این اختلافها، با استفاده از دانش نسخهشناسی، زبان، تاریخ و موضوع اثر، به نزدیکترین صورت ممکن به متن اصلی برسد.
به همین دلیل تصحیح متون را میتوان یکی از فعالیتهای زیربنایی در حفاظت از ادب فارسی دانست؛ کاری که حاصل نهایی آن ممکن است یک کتاب باشد، اما پشت هر صفحه آن گاه ساعتها سنجش و مقایسه چند نسخه قرار گرفته است.
از ابنسینا تا سفرنامهای منظوم
دامنه آثاری که طی سالهای مختلف با این رویکرد در بنیاد منتشر شده، متنوع است. «معراجنامه» منسوب به ابنسینا با مقدمه، تصحیح و تعلیقات نجیب مایل هروی، در سال ۱۳۶۵ در بنیاد انتشار یافت؛ نمونهای از احیای یک رساله فارسی کهن. همچنین «نورالمشرقین»، سفرنامهای منظوم از دوره صفوی، با مقدمه، تصحیح و تعلیقات مایل هروی از سوی بنیاد منتشر شده است.
این تنوع نشان میدهد میراث فارسی الزاماً در قالبی واحد باقی نمانده است؛ گاهی یک متن فلسفی است، گاهی رسالهای عرفانی و گاهی سفرنامهای که تجربه سفر را با زبان شعر ثبت کرده است.
در کنار خود متنها، این بنیاد به دانش پیرامون کتاب و کتابت نیز پرداخته است. «کتابآرایی در تمدن اسلامی؛ واژگان نظام کتابآرایی» از دیگر آثار نجیب مایل هروی است که بنیاد آن را در سال ۱۳۷۲ منتشر کرده و به بخشی از فرهنگ و اصطلاحات سنت کتابآرایی میپردازد.
شعر فارسی؛ از فردوسی تا خاقانی
با همه اینها، کارنامه ادبی بنیاد به نسخهشناسی و تصحیح متون محدود نمیشود.
انتشار «دفتر دانایی؛ منتخبی از شاهنامه فردوسی» در آغاز دهه ۱۳۷۰، نمونهای از توجه مستقیم به یکی از مهمترین ستونهای شعر فارسی است. این اثر در سال ۱۳۷۰ از سوی بنیاد پژوهشهای اسلامی منتشر شده است.
«اشعار اخلاقی در ادب فارسی» اثر احمد احمدی بیرجندی نیز نمونه دیگری است که بهطور مستقیم سراغ شعر فارسی رفته و گزیدهها و ظرفیتهای اخلاقی ادبیات را مورد توجه قرار داده است؛ اثری که دستکم چهار نوبت چاپ برای آن ثبت شده است.
در حوزه پژوهش تخصصی شعر کلاسیک نیز کتاب «تجلی شاعرانه اساطیر و روایات تاریخی و مذهبی در اشعار خاقانی» اثر سیدعلی اردلان جوان، به بررسی حضور اسطوره، تاریخ و روایتهای دینی در شعر یکی از دشوارترین و غنیترین شاعران زبان فارسی پرداخته است.
کنار هم گذاشتن همین چند نمونه، طیفی قابل توجه میسازد: فردوسی و شاهنامه در یک سو، خاقانی و جهان پیچیده اشارات شعری او در سوی دیگر و شعر اخلاقی فارسی در میانه؛ طیفی که نشان میدهد فعالیت پژوهشی بنیاد در حوزه ادبیات، به یک شاعر، یک دوره یا یک گونه محدود نبوده است.
وقتی ادبیات، راوی واقعه دینی میشود
بخش دیگری از آثار بنیاد، در نقطه اتصال «ادب» و «آیین» قرار میگیرد؛ جایی که شعر و روایت ادبی، وسیله انتقال خاطره تاریخی و تجربه دینی میشود.
«روضهالاحباب» یکی از همین نمونههاست؛ اثری در حوزه مقتل که بنیاد پژوهشهای اسلامی آن را در سال ۱۳۹۴ منتشر کرده و در سال جاری نیز دوباره برای مخاطبان معرفی کرده است. در این اثر، واقعه عاشورا در قالبی ادبی و با استفاده از صور خیال و سنتهای سخنوری روایت میشود.
این نمونه، وجه دیگری از اهمیت ادبیات فارسی را نشان میدهد؛ بخشی از حافظه دینی جامعه ایرانی نه فقط در کتابهای تاریخ و حدیث، که از مسیر شعر، مرثیه، مقتل ادبی و روایتهای فارسی منتقل شده است. برای شناخت این بخش از فرهنگ، پژوهشگر ناگزیر است هم تاریخ بداند و هم زبان و ادبیات را بشناسد.
مسیری که به گذشته محدود نمانده است
فعالیتهای مرتبط با میراث مکتوب در بنیاد، تنها بخشی از تاریخ گذشته این مجموعه نیست. در سال ۱۴۰۵ نیز نشستهای علمی مرتبط با میراث مکتوب و نسخهشناسی ادامه یافته است؛ از جمله نشست بررسی میراث مکتوب قرن پنجم هجری و نشست واکاوی ابعاد نسخهشناختی و محتوایی کتاب «کلمات سیّدالعرب».
همین استمرار، حلقه میان فعالیتهای نخستین بنیاد در دهه ۱۳۶۰ و پژوهشهای امروز را کامل میکند؛ مسیری که ابزارها و مسائل آن تغییر کرده، اما موضوع بنیادینش همچنان باقی است: چگونه میتوان متنی را که از گذشته به دست ما رسیده، دقیقتر شناخت، درستتر خواند و سالمتر به آینده سپرد؟
پاسداری از زبان؛ پیش از رسیدن کتاب به قفسه
روز شعر و ادب فارسی معمولاً با نام شاعران بزرگ، بیتهای ماندگار و آثار شناختهشده به یاد آورده میشود، اما پشت بسیاری از کتابهایی که امروز بیدغدغه ورق میزنیم، نسلی از مصححان، نسخهشناسان، زبانشناسان و پژوهشگران ایستادهاند.
اگر فردوسی، سعدی، مولوی، حافظ و صدها نویسنده و شاعر دیگر حافظان بزرگ زبان فارسی بودهاند، حفظ آنچه از قرون گذشته برجای مانده نیز نیازمند کاری دیگر است؛ کاری آرام و کمصدا در کتابخانهها و مراکز پژوهشی.
کارنامه بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی در حوزه فرهنگ و ادب، از شکلگیری گروهی با همین نام در نخستین سالهای فعالیت بنیاد تا تدوین فرهنگنامهای بر پایه ۱۴۲ قرآن خطی، تصحیح تفسیر ۲۰ جلدی ابوالفتوح رازی، انتشار مجموعه رسائل فارسی، احیای متون و سفرنامههای کهن و پژوهش درباره فردوسی، خاقانی و شعر اخلاقی، بخشی از همین تلاش کمتر دیدهشده است.
تلاشی برای اینکه میراث فارسی تنها در مخازن نسخههای خطی باقی نماند؛ واژهها دوباره خوانده شوند، متنها از میان اختلاف نسخهها سر برآورند و صدای نویسندگان و شاعران قرنهای دور، پس از صدها سال همچنان برای خواننده امروز قابل شنیدن باشد.




نظر شما