شهر سامرا در قرن سوم هجری، پادگانی محصور و تحت شدیدترین تدابیر امنیتی بود؛ جایی که دستگاه خلافت عباسی تمام توان خود را به کار بست تا نفوذ معنوی و علمی حضرت امام حسن عسکری(ع) را مهار و ارتباط ایشان را با جامعه قطع کند. امروز، هشتم ربیعالثانی، سالروز ولادت مبارک پیشوایی است که در اوج این خفقان سنگین، نهتنها اجازه نداد مشعل هدایت کمنور شود، بلکه با تدابیر معنوی، امدادهای غیبی و گرهگشاییهای پدرانه، معارف عمیق توحیدی را در شریانهای جامعه اسلامی جاری کرد.
در گفتوگو با حجتالاسلام والمسلمین حامد کاشانی، کارشناس تاریخ اسلام، به بازخوانی مواجهه هوشمندانه اباالمهدی(ع) با محدودیتهای عصر حصر و چگونگی جاودانگی میراث معنوی ایشان پرداختهایم که شما را به مطالعه آن دعوت میکنیم.
تجلی نور معصوم(ع) در حصار نظام پادگانی
حجتالاسلام کاشانی با تحلیل چرایی تغییر رفتار دستگاه خلافت پس از دوران امام رضا(ع) خاطرنشان میکند: سلاطین عباسی پس از مشاهده قدرت بینظیر استدلال و نفوذ کلام ائمه اطهار(ع) در مناظرات رسمی، دریافتند در عرصه آزاد اندیشه و حوزههای علمی آن روزگار توان مواجهه با پیشوایان معصوم(ع) را ندارند. از همین رو، رویکرد خود را از مناظره علمی به سمت حصر فیزیکی و خفقان شدید تغییر دادند تا ارتباط مستقیم جامعه را با سرچشمه علم الهی قطع کنند. بر همین اساس، امامان بعدی در سنین جوانی تحت تدابیر شدید امنیتی قرار گرفتند و حضرت ابامحمد امام حسن عسکری(ع) نیز بیشتر عمر شریف بیستوهشتساله خود را در مرکز نظامی سامرا گذراندند تا امکان تشکیل حلقههای درس یا نگارش آثار بهصورت رسمی از ایشان سلب شود.
وی با تبیین ناپایداری مکر دشمنان در برابر عظمت الهی پیشوای یازدهم(ع) ادامه میدهد: در نگاه رایج، عالمی که امکان حضور در مدرسه، پروراندن شاگردان فراوان و نگارش آثار گوناگون را نداشته باشد، نفوذ علمیاش کاهش مییابد. اما حاکمیت عباسی با وجود بهکارگیری تمام ابزارهای ساختاری خود نتوانست جلوه علمی و جاذبه معنوی حضرت امام حسن عسکری(ع) را خاموش کند. نور وجودی امام معصوم(ع) چنان پرفروغ بود که از پس میلههای تبعید و دیوارهای حصار پادگان نیز ظلمتکده جامعه آن روز را روشنی میبخشید و اندیشمندان منصف را در برابر عظمت خویش به خضوع وادار میکرد.
گواهی تاریخی اندیشمندان غیرشیعی بر عظمت ابامحمد(ع)
حجتالاسلام کاشانی درباره بازتاب فرامذهبی عظمت علمی و اخلاقی یازدهمین پیشوای شیعیان توضیح میدهد: یکی از سندهای بسیار ارزشمند تاریخی، نوشتههای جاحظ، از دانشمندان مطرح و پرنفوذ قرن سوم هجری است که آثارش حتی پس از ۱۲ قرن همچنان مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. جاحظ در رساله معروف خود با عنوان «فضل هاشم علی عبد شمس» به تبیین فضائل خاندان پیامبر اکرم(ص) میپردازد.
وی با نقل عبارات این مورخ شهیر عباسی تصریح میکند: جاحظ در این اثر تاریخی صریحاً اقرار میکند بنیهاشم معتقدند پس از پیامبر خدا(ص)، علی بن ابیطالب(ع) و ۱۰ پسر او حضور دارند که هیچکس در دانش، زهد، تقوا و عظمت با آنان قابل مقایسه نیست. او در ادامه این مسیر، نام مبارک حضرت الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی(ع) را بهعنوان یازدهمین خورشید این سلسله نورانی ذکر میکند. این اعتراف تاریخی از سوی فردی که همعصر امام بوده، اثبات میکند خورشید وجود حضرت ابامحمد(ع) چنان تابناک بوده که حاکمیت عباسی با تمام تبلیغات خود نتوانست عظمت علمی او را در چشم همعصرانش خرد و بیمقدار جلوه دهد.
ابطال شبهات فلسفی با اشاراتی کوتاه و برهانی
این کارشناس تاریخ اسلام با مرور مواجهه هوشمندانه امام همام با جریانهای انحرافی و شبهات فکری بیان میکند: در همان دوران خفقان، فیلسوفی مطرح قصد داشت کتابی در رد معارف قرآن کریم به نگارش درآورد و افکار عمومی را دچار تردید کند. حضرت امام حسن عسکری(ع) از داخل تبعیدگاه و تنها با ارسال یک پرسش کوتاه و برهانی از طریق یکی از شاگردان، منطق آن فیلسوف را زیرسؤال بردند. حضرت فرمودند از او بپرس آیا احتمال دارد گوینده قرآن از کلام خود معنایی غیر از آنچه تو فهمیدهای را قصد کرده باشد؟ آن فیلسوف منصف با درک عمق این نقد متوجه خطای خود شد و دست از نگارش برداشت.
حجتالاسلام کاشانی با تأکید بر هدایتگری مستمر پیشوای یازدهم(ع) با وجود تمام محدودیتها میافزاید: اقدام پربرکت آن حضرت مانع پیدایش انحرافی بزرگ شد که میتوانست قرنها ملعبه دست مخالفان اسلام شود. علاوه بر این، با وجود آنکه حضرت امکان تدریس علنی را نداشتند، براساس اسناد معتبر تاریخی بیش از دهها راوی، محدث و دانشمند برجسته توانستند از سرچشمه دانش ایشان بهرهمند شوند و حقایق دینی را به نسلهای بعدی منتقل کنند. این سیر پیوسته نشان میدهد مدیریت معنوی امام هرگز متوقف نشد و پیام حق را به عمق جامعه منتقل کرد.
نفوذ غیبی و ملاطفت پدرانه با یاران درگاه
وی به تبیین کرامات گرهگشا و توجهات حضوری و غیبی حضرت به یاران گرفتار میپردازد و میگوید: ارتباط حضرت ابامحمد(ع) با جامعه شیعه تنها به پاسخگویی علمی محدود نمیشد، بلکه ایشان در سختترین شرایط امنیتی، ملاطفت پدرانه و امدادهای غیبی خود را شامل حال یاران میکردند. ابوهاشم جعفری که از یاران نزدیک حضرت بود روایت میکند که در زندان تحت فشار شدید غل و زنجیر قرار داشتم و در نامهای به امام از سختی حبس شکایت کردم. حضرت در پاسخ نوشتند تو امروز نماز ظهر را در خانه خود خواهی خواند؛ هنوز ظهر نشده بود که فرج حاصل شد و از زندان آزاد شدم.
استاد کاشانی با اشاره به ادامه این روایت و تجلی رأفت بینظیر امام در رفع نیازهای پنهان یاران یادآور میشود: ابوهاشم نقل میکند در آن شرایط دچار تنگدستی شدیدی بودم و قصد داشتم در نامه خود تقاضای مالی کنم اما شرم کردم. هنگامی که به خانه رسیدم، فرستاده امام ۱۰۰ دینار برایم آورد و نامهای از حضرت به دستم داد که در آن نوشته شده بود: «إِذَا کَانَتْ لَکَ حَاجَةٌ فَلَا تَسْتَحْیِ وَلَا تَحْتَشِمْ وَاطْلُبْهَا فَإِنَّکَ تَرَی مَا تُحِبُّ إِنْ شَاءَ اللَّهُ» (الکافی، ج۱، ص ۵۰۸). یعنی هرگاه نیازی داشتی حیا مکن و شرم مدار، آن را بخواه که به خواست خدا آنچه دوست داری خواهی دید. این رفتار کریمانه نشان میدهد پیشوای یازدهم(ع) حتی در اوج فشار حاکمیت، با پشتوانهای الهی، پناهگاه روحی و مادی یاران خود بوده است.
عمومیسازی معارف بلند دینی در بستر ادعیه و زیارات
این پژوهشگر تاریخ اسلام با بررسی راهکارهای نوین اهلبیت(ع) در گسترش معارف دینی در میان عموم مردم خاطرنشان میکند: تعمق در روایات تخصصی و تحلیل سندهای حدیثی نیازمند مجاهدتهای علمی فراوانی است که عموم مردم به دلیل اشتغالات روزمره امکان ورود به آن را ندارند. اصحاب برجستهای چون ابان بن تغلب عمر خود را در این راه نهادند؛ چنانکه وقتی ابان از دنیا رفت، حضرت امام صادق(ع) در رثای او فرمودند: «وَاللهِ لَقَدْ أَوْجَعَ قَلْبِی مَوْتُ أَبَانَ بْنِ تَغْلِبَ» (معجم رجال الحدیث، ج ۱، ص ۱۴۸) یعنی به خدا سوگند مرگ ابان قلب مرا به درد آورد. اما سؤال این بود عموم مردم چگونه باید با معارف بلند توحیدی پیوند برقرار کنند؟
حجتالاسلام کاشانی در پاسخ به این پرسش کلیدی، قالب ادعیه و زیارتنامهها را ماندگارترین تدبیر اهلبیت(ع) دانسته و میگوید: حضرت امام هادی(ع) و حضرت امام حسن عسکری(ع) برای حل این مسئله، عمیقترین مفاهیم توحیدی، امامشناسی و معاد را در قالب زیارتنامهها و صلوات تدوین کردند. زیاراتی مانند زیارت جامعه کبیره و زیارت غدیریه، یک دوره کامل معارف اعتقادی هستند. مؤمنان با زمزمه این کلمات نورانی در هنگام زیارت یا خلوتهای معنوی، علاوه بر تجدید عهد محبت، اصول بنیادی اعتقادی خود را در جان و دل حک میکنند و از انحرافات فکری مصون میمانند.
گنجینه صلوات بر حجج طاهره و راهکار توسل مؤثر
این کارشناس معارف دینی با بازخوانی یکی از ماندگارترین میراثهای حدیثی بهجامانده از یازدهمین پیشوای شیعیان اظهار میکند: یکی از گنجینههای بس عظیمی که از حضرت اباالمهدی(ع) به دست ما رسیده، صلوات خاصه بر چهارده معصوم(ع) است. این متن شریف را شیخ طوسی نزدیک به هزار سال پیش در کتاب ارزشمند مصباح المتهجد ثبت کرده است. این صلوات، جامعترین منشور معرفتی در بازشناسی مقام نورانی اهلبیت(ع) است که در قالبی بسیار روان و دلنشین آموزش داده شده تا هر فردی بتواند مراتب ارادت و توسل خود را به درگاه الهی عرضه دارد.
استاد کاشانی با نهاییسازی این گفتوگو و ایجاد پیوند میان ولادت حضرت و آستان حضرت رضا(ع) تأکید میکند: در فرازی از این صلوات شریف درباره حضرت علی بن موسی الرضا(ع) آمده است: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی عَلِیِّ بْنِ مُوسَی الرِّضَا الَّذِی ارْتَضَیْتَهُ وَرَضِیتَ بِهِ مَنْ خَلَقْتَ»(مصباح المتهجد، ص۴۰۲) یعنی خدایا درود فرست بر علی بن موسیالرضا(ع)، آن امامی که او را پسندیدی و بهواسطه او از آفریدگانت خشنود شدی. امروز در سالروز میلاد باسعادت حضرت امام حسن عسکری(ع)، شایسته است که با توسل به آستان ولینعمتمان حضرت رضا(ع)، ایشان را واسطه خیر قرار دهیم تا فرزند برومندشان حضرت ولیعصر(عج) نگاه لطف خود را از ما دریغ ندارند و پرونده زندگی ما را به انوار هدایت و غفران الهی منور فرمایند.





نظر شما