ایران در حال تبدیل یک کارزار مردمی به ساختاری سازمانیافته برای دفاع داخلی است؛ حرکتی که با ادعای ثبتنام بیش از ۳۱ میلیون نفر، تشکیل هزار گردان و آموزش نظامی و امدادی، مرز میان بسیج اجتماعی و آمادگی امنیتی را جابهجا میکند.
از یک ثبتنام جنگی تا بسیج میلیونی
۱۸ سپتامبر، تهران شاهد رزمایشی متفاوت بود؛ دهها هزار شهروند ایرانی در نخستین نمایش عمومی «جانفدای ایران» شرکت کردند؛ کارزاری که پس از جنگ ۴۰ روزه آمریکا و اسرائیل علیه ایران در مارس ۲۰۲۶ آغاز شد و ابتدا قرار بود تنها آمادگی شهروندان برای کمک به نیروهای مسلح را ثبت کند.
اما این پروژه بهسرعت ابعادی بزرگتر پیدا کرد. مسئولان کارزار میگویند بیش از ۳۱.۶ میلیون ایرانی ثبتنام کردهاند؛ رقمی که به نوشته وبگاه «cradle»، حتی مقامهای رسمی را نیز شگفتزده کرده است. سرتیپ «حسن حسنزاده»، فرمانده قرارگاه ثارالله سپاه در تهران، از ثبتنام ۵۰۰ هزار نفر برای رزمایش خبر داد و برگزارکنندگان انتظار حضور دستکم ۳۱۳ هزار نفر را داشتند.
«ساسان زارع»، سخنگوی «جانفدا»، نیز اعلام کرده ۳۲ درصد داوطلبان زن هستند و اکثریت آنها کمتر از ۴۶ سال سن دارند. نکته مهم آن است که این نیرو هنوز رسماً بهعنوان یک نیروی عملیاتی مستقل تعریف نشده، اما گزارشهایی از استفاده داوطلبان در مناطق اطراف بنادر جنوبی و جزایر ایرانی خلیج فارس منتشر شده است.
جبههای که باید در داخل حفظ شود
هدف اصلی این طرح، صرفاً افزایش شمار نیروهای نظامی نیست. برنامهریزان ایرانی در حال بررسی استفاده از این ذخیره انسانی برای دفاع از شهرها، بهویژه تهران، در صورت ازسرگیری جنگ آمریکا و اسرائیل هستند؛ نیرویی که بتواند در برابر ناآرامی مسلحانه، هستههای تجزیهطلب و تهدیدات داخلی ایستادگی کند تا ارتش و سپاه آزادی عمل بیشتری برای مقابله با حمله خارجی داشته باشند.
این نگاه به تحولات ژانویه ۲۰۲۶ بازمیگردد؛ زمانی که در چند شهر ایران خشونت رخ داد و تهران آن را به فعالیت عوامل آمریکایی و اسرائیلی در کنار معترضان نسبت داد. پیام علنی موساد به ایرانیان برای حضور در خیابانها نیز بر نگرانیهای امنیتی تهران افزود.
از همین منظر، اغتشاش سازمان یافته، شکافهای اجتماعی و فعالیت گروههای مسلح برای برنامهریزان ایرانی اجزای جداگانه یک تهدید تلقی نمیشوند، بلکه میتوانند در صورت همزمانی، به یک فشار گستردهتر برای بیثباتسازی داخلی تبدیل شوند.
جانفدا فقط نیروی نظامی نیست
ساختار «جانفدا» قرار نیست صرفاً بر اسلحه و آموزش نظامی متمرکز باشد. زارع میگوید ۲۶ درصد داوطلبان آمادگی خود را برای فعالیتهای امنیتی و نظامی اعلام کردهاند، ۲۰ درصد برای امداد و نجات و ۲۰ درصد دیگر برای فعالیتهای اجتماعی اعلام آمادگی کردهاند.
این تقسیمبندی، «جانفدا» را به الگویی از دفاع غیرنظامی نیز نزدیک میکند. قرار است دورههای آموزش نظامی، امداد و نجات آغاز شود و بخش امدادی با همکاری جمعیت هلال احمر ایران پیش برود.
در همین حال، پیامهای تبلیغاتی کارزار در تهران صریحتر شدهاند. بیلبوردهایی با این پرسش که «بلدی با سلاح دوشپرتاب شلیک کنی؟» یا نمایش تصویر تفنگ تکتیرانداز، نشان میدهند که آموزش مهارتهای نظامی بخشی جدی از مرحله جدید کارزار است.

هزار گردان برای روزهای بحران
گام بعدی، تبدیل این بسیج گسترده به ساختاری سازمانیافته است. برگزارکنندگان اعلام کردهاند داوطلبان در سراسر کشور در قالب هزار «گردان مقاومت ملی» سازماندهی خواهند شد؛ ساختاری که قرار است تعهد فردی برای دفاع از میهن را به یک ذخیره منسجم و قابل استفاده در شرایط بحران تبدیل کند.
در این میان، روایت داوطلبان نیز اهمیت دارد. صدیقه، زن ۵۴ سالهای که در رزمایش شرکت کرده، میگوید میخواهد دشمن ببیند «ایرانیها هنوز در صحنه هستند» و «نه عقبنشینی میکنند و نه کوتاه میآیند». حسین، کارمند ۳۹ ساله، نیز هدف خود را نمایش «قدرت، تابآوری، محبوبیت و مشروعیت جمهوری اسلامی» عنوان میکند.
بهادری، روحانی ۵۱ ساله، نیز میگوید برای دفاع از «کشور، دین و مردم ایران» به کارزار پیوسته است.
به این ترتیب، «جانفدا» از یک فراخوان داوطلبانه دوران جنگ در حال حرکت به سمت یک ساختار دائمیتر است؛ ساختاری که میخواهد جمعیت را از سطح حمایت سیاسی و اجتماعی، به نیرویی آموزشدیده و سازمانیافته برای دفاع از جبهه داخلی تبدیل کند.





نظر شما