سرهنگ محمود پولادین، یکی از افسران برجسته ژاندارمری در اواخر دوره قاجار بود. از او به عنوان فردی که دورههای عالی نظامی را طی کرده و مدارج نظامی به به دلیل شجاعتش به دست آوردهاست، یاد کردهاند. پولادین به عنوان یک ژاندارم، رابطه خوبی با قزاقها نداشت. به همین دلیل، پس از به قدرت رسیدن رضاشاه، اطرافیان نظامی پهلوی اول که بیشتر در کسوت فوج قزاق بودند، بر پولادین سخت گرفتند و در نهایت، او را متهم به کودتا علیه رضاشاه کردند.
پولادین پس از یک محاکمه سریع در دادگاه نظامی، به مرگ محکوم شد و خانوادهاش هیچگاه نفهمیدند که وی را کجا دفن کردهاند. با اشغال ایران در شهریور ۱۳۲۰ و فرار رضاخان، پرونده اعدام سرهنگ پولادین، دوباره به جریان افتاد و جزئیاتی از نحوه برخورد رضاشاه با خانواده وی منتشر شد.
مجله «خواندنیها» در شماره روز ۶ آبان سال ۱۳۲۳ خود، به نقل روایت جنایت رضاشاه علیه خانواده سرهنگ پولادین پرداخته است:«در ابتدای جاده مخصوص شمیران، چند نفر بانو با یک زن جوان که معلوم بود به زودی مادر میشود، با دو پسر که یکی ۷ و یکی ۹ ساله بود، انتظار رسیدن خودرو شاه را داشتند. به محض رسیدن ماشین، زن جوان خود را جلوی آن انداخت و در حالی که مؤدبانه پاکتی روی دست گرفته بود، پیش رفت و پس از دادن پاکت، با جملاتی متین گفت: این اطفال بیگناه، خانواده بیسرپرست سرهنگ پولادین است که عاجزانه استدعای عفو دارند.
شاه به محض شنیدن این نام، متغیرانه پیاده شد و به افسران اسکورتی که در حضورش ایستاده بودند، امر به زدن آن خانواده محترم و نجیب داد و شخصاً، با عصایی که در دست داشت، به قدری اطرافیان آن زن و اطفالش را زد که آن زن جوان، سقط جنین کرد. یکی از بانوان و اطفال بیگناه هم در اثر ضربههای سخت، به زمین افتاده و بیهوش شدند. زن حامل پاکت، خواهر سرهنگ پولادین بود که بر خلاف رضای برادر، خواسته بود حس ترحم شاه را جلب نماید. او نه تنها موفق به این کار نشد، بلکه جان خود را هم روی این کار گذاشت و پس از چند روز از واقعه، بدرود زندگانی گفت.»





نظر شما