طرح صلح غزه روی کاغذ شکل گرفته، اما اجرای آن به سربازانی نیاز دارد که حاضر باشند میان اسرائیل، گروههای مسلح فلسطینی و جامعهای جنگزده بایستند؛ جایی که هنوز نه مأموریت روشن است و نه دولتهای کافی حاضر به پذیرش هزینه سیاسی آن هستند.
صلح روی کاغذ، جنگ در میدان
چارچوب پساجنگ غزه با حمایت شورای امنیت سازمان ملل، «هیئت صلح» و «نیروی بینالمللی تثبیت» (ISF) را برای اداره دوران انتقالی پیشبینی کرده است. این نیرو قرار است همزمان با خروج اسرائیل، از غیرنظامیان و عملیات بشردوستانه محافظت کند، پلیس فلسطینی را آموزش دهد و در روند خلع سلاح و نابودی زیرساختهای نظامی مشارکت داشته باشد.
اما همینجا تناقض اصلی آشکار میشود؛ حفاظت از آتشبس با اجرای خلع سلاح یک گروه مسلح یکسان نیست. اگر طرفی حاضر به تحویل سلاحهایش نباشد، نیروهای بینالمللی باید میان نظارت بر صلح و اجرای بخشی از آن انتخاب کنند؛ انتخابی که میتواند آنها را مستقیماً وارد منازعه کند.
پنج کشور، اما تعهدهای متفاوت
آلبانی، اندونزی، قزاقستان، کوزوو و مراکش نخستین کشورهایی هستند که برای مشارکت در نیروی تثبیت اعلام آمادگی کردهاند. با این حال، حتی این کشورها نیز یک مأموریت واحد را در نظر ندارند. اندونزی در ابتدا آماده اعزام هزار نیرو در آوریل و حداکثر ۸ هزار نیرو تا ژوئن بود، اما صراحتاً اعلام کرد مأموریت نیروهایش غیررزمی و بشردوستانه خواهد بود و سربازان اندونزیایی مأموریتی برای خلع سلاح هیچ طرفی ندارند.
این محدودیت با مأموریتی که قطعنامه ۲۸۰۳ برای نیروی بینالمللی تعریف کرده، یعنی مشارکت در خلع سلاح و نابودی زیرساختهای نظامی، فاصله دارد. بعدتر نیز اندونزی اعزام نیرو را در پی تشدید درگیری ایران، اسرائیل و آمریکا متوقف کرد و وزیر دفاع این کشور از نبود دستورالعملهای اجرایی و ابهام درباره تعهد واشنگتن سخن گفت.

غیبت ارتشهای عربی؛ شکاف مشروعیت
نبود نیروهای بزرگ عربی شاید مهمترین خلأ این پروژه باشد. عربستان سعودی، امارات، مصر، اردن و قطر از بخشهایی از روند انتقالی غزه حمایت کردهاند، اما حمایت سیاسی هنوز به اعزام شمار قابلتوجهی از سربازان عرب منجر نشده است. امارات حتی در آموزش نیروی پلیس فلسطینی مشارکت کرده، اما اعزام نیروی رزمی داستان متفاوتی است.
دولت عربی که سربازانش را وارد غزه کند، ممکن است آنها را میان نیروهای اسرائیلی و گروههای مسلح فلسطینی قرار دهد. اگر خلع سلاح مورد مناقشه باشد، همان سربازان ممکن است متهم شوند که به جای حفاظت از آتشبس، توافقی طراحیشده از بیرون را بر فلسطینیان تحمیل میکنند. در صورت وقوع تلفات نیز هزینه سیاسی این تصمیم میتواند بسیار سنگینتر شود.
معمایی که قبل از اعزام نیرو حل نشده است
مشکل فقط تعداد سربازان نیست؛ ترتیب اجرای توافق نیز همچنان محل اختلاف است. خروج اسرائیل به پیشرفت خلع سلاح وابسته شده و از سوی دیگر، اجرای خلع سلاح نیز به خروج اسرائیل و گامهای دیگر طرح صلح گره خورده است. گزارش هیئت صلح در ماه مه نیز تأیید کرد که مذاکرات درباره نقشه راه نهایی نشده بود.
در چنین شرایطی، دولتها باید برای مأموریتی نیرو بفرستند که دشوارترین مرحله آن هنوز به مذاکراتی خارج از کنترل آنها وابسته است. نیروی بینالمللی برای استقرار به پیشرفت سیاسی نیاز دارد، اما خودِ روند سیاسی نیز برای عبور امن از مرحله انتقال به نیرویی معتبر نیازمند است.
مسئله غزه بنابراین دیگر فقط این نیست که چه تعداد سرباز در اختیار نیروی بینالمللی تثبیت قرار میگیرد. مسئله این است که چه دولتهایی حاضرند سربازان خود را در جایی مستقر کنند که مرز میان حفظ صلح و اجرای آن هنوز روشن نیست. صلح را میتوان در اتاقهای مذاکره طراحی کرد؛ اما اجرای آن در غزه، هزینهای میخواهد که هنوز بسیاری حاضر به پرداختش نیستند.





نظر شما