رئیس دانشگاه علوم پزشکی ایران بهتازگی از بازگشت حدود ۱۰ نفر از اعضای هیئت علمی مهاجرت کرده این دانشگاه به کشور در یک سال اخیر خبر داده است.
نادر توکلی میگوید تعداد گواهیهای صادرشده برای پزشکان و دندانپزشکان در سال ۱۴۰۵ نسبت به سال ۱۴۰۴ کمتر شده و در سال ۱۴۰۴ نیز نسبت به سال ۱۴۰۳ کاهش داشته است.
حسین سیمایی صراف، وزیر علوم هم خرداد امسال با اشاره به روند رو به افزایش بازگشت نخبگان به کشور گفته بود: خوشبختانه در حال حاضر شاهد افزایش تقاضا از سوی محققان، استادان و دانشجویان ایرانی خارج کشور برای بازگشت به ایران هستیم.
چندی پیش نیز مسئولان معاونت علمی ریاستجمهوری از بازگشت ۴۳ متخصص ایرانی همزمان با جنگ تحمیلی اخیر خبر داده بودند.
از خبر مهاجرت معکوس و بازگشت نخبگان به کشور، آن هم در شرایطی که دشمن میکوشد با بهرهمندی از ابزار رسانهای خود، پیامهای پیاپی رعب و هراس را به سنگرهای مستحکم و بنیانهای مرصوص مردم مخابره کند، نباید بهسادگی گذشت.
ویرانگرتر از جنگ
جنگ ویرانگر است؛ با اینحال از آن ویرانکنندهتر هجمه بزدلانه کارگزاران مزدوری است که جبهه امید جامعه و بهویژه زیست علمی و نخبگانی کشور را با ایجاد فضای بدبینی و تشویق به رفتن و ترک میدان، نشانه رفتهاند.
داوود فریدپور، عضو هیئت علمی دانشگاه و پژوهشگر ارشد مطالعات راهبردی در همین خصوص بیان میکند: آنچه در عصر جنگهای شناختی اهمیت مییابد، نه هدفگذاری مستقیم افراد، بلکه نشانهرفتن فرایندهایی است که علم را تولید، نیروی انسانی را تربیت و تصمیمهای کلان را شکل میدهند.
در این وضعیت، نخبه همچنان حضور دارد، فعال است، مدرک میگیرد، مقاله منتشر میکند اما ریلهایی که او را پیش میبرند، بهتدریج از مسیر اصلی خود منحرف شده و به مقصدی میرسند که نه برای جامعه سودمند است و نه برای خودش.این انحراف خاموش هم در دانشگاه رخ میدهد و هم در سازمانهای راهبردی کشور. میدان اصلی این جنگ، ذهن انسان است؛ نه صرفاً مخزن اطلاعات، بلکه پردازشگری که اطلاعات را به ادراک، قضاوت و کنش تبدیل میکند.
رهبر شهید انقلاب، حضرت آیتالله العظمی خامنهای(ره) در تبیین اهداف شوم دشمن در چنین شرایطی، میفرمایند: «اما مهاجرفرستی و اینکه عناصری در بعضی دانشگاهها، جوان نخبه را از آینده مأیوس و او را به ترک میهن تشویق میکنند، صریحاً خیانت به کشور و دشمنی با آن است و دوستی با آن جوان هم نیست». (بیانات در دیدار نخبگان و استعدادهای برتر علمی، ۲۶آبان ۱۳۸۶)
ایشان در مناسبتی دیگر میگویند: «.... بعضی از نخبهها در اینجا رشد میکنند، وقتی نوبت ثمردهی میرسد، میروند میوهشان را به دیگری میدهند. گاهی هم آن دیگری دشمن است. گاهی میروند میشوند پیچ و مهره استکبار جهانی برای تصرف ملتها و دشمنی با ملتها، میشوند ابزار او، میشوند پیچ و مهره او. بعضی اینجورند. خب، اینها ناشکری میکنند، البته خیر هم نمیبینند اینها. درواقع به نظرم اینهایی که اینجور پشت کنند به مردم خودشان، خیر نمیبینند. نخبه باید در کنار مردم خودش بماند. نمیگویم مهاجرت نکند، درس نخواند، فلان کشور، فلان دانشگاه برتر یا فلان مرکز نرود، نه، برود اما برای مردمش برود، برود برای اینکه برگردد اینجا برای کشورش کار کند. نرود برای اینکه برای او ابزار و مهره بشود». (بیانات در جمع نخبگان، ۲۷ مهر ۱۴۰۱)
به همین دلیل باید گفت در آشفته بازار مکارهای که برخی برای شکار سرمایههای فکری نعل وارونه میزنند، بازگشت نخبگان، جلوه دیگری از کمال نخبگی است؛ چراکه آنها حالا خوب میدانند که باید امید را به مثابه توان معنا دادن به درد و تبدیل رنج به خرد در مواجهه با هجمه روانی دشمن به جامعه تفهیم کنند؛ جامعهای که بیش از هر زمان دیگری بازنمایی صحیحی از چرایی ماندن خود است.
گرچه همبستگی نخبگان نیز که برخی آن را جلوهای بیسابقه از بیداری اجتماعی دانستهاند خود مرهون عزم به یادماندنی مردم برای ماندن و تابآوری در میدان و عشق ورزیدن به وطن است.
نخبگان دیروز و ارزشافزوده امروز
نسل دیروز روایتهای بسیاری برای ترسیم مفهوم عشق به وطن در میان نخبگان خود دارد؛ همانها که در اوج آتش و خون بازگشتند یا آنها که در بزنگاه سرنوشت، ماندن را به جلای وطن ترجیح دادند؛ ماندند و نامشان در فصل پرافتخار جنگ هشتساله نیز به یادگار ماند.
برای بیان بهتر این مفهوم به نسل امروز نمیتوان از سردار شهید حسن آقاسیزاده، شاگرد ممتاز دانشگاه تورنتو کانادا که با بازگشت افتخارآفرین خود، پروژههای بسیاری را در جنگ تحمیلی به ثمر رساند، نگفت. نمیتوان از انتخاب شهید غلامعلی پیچک، فرمانده عملیات سپاه غرب که قرار بود در رشته انرژی اتمی تحصیل کند و به خارج کشور برود، چیزی ننوشت.نمیتوان از ماندن شهید مهدی زینالدین، فرمانده لشکر ۱۷ علی بن ابیطالب(ع)، دانشجوی رشته پزشکی در دانشگاه شیراز که پذیرش یکی از دانشگاههای فرانسه را داشت، بهسادگی گذشت و... .
جنگ تحمیلی امروز نیز ارزش افزودهای است به سرمایه و میراث گرانسنگ دیروز که بخشی از جلوههای آن در بازگشت نخبگان و همکاری یا ایفای نقش در بازسازی کشور رقم خورده است.
بازگشت یا اظهار تمایل ایرانیان متخصص و نخبهای که علاوه بر کمکهای انساندوستانه، آمادگی خود را برای همکاری در حوزههای علمی، مهندسی، پزشکی و فنی اعلام کردهاند.
این شوق به مشارکت در بازسازی علمی، اقتصادی و انسانی پس از جنگ و ارزشهای فرهنگی و خانوادگی که در بحرانها پررنگتر میشود، از سرمایهای عاطفی و دانشی پنهان در میان نخبگان خارج کشور حکایت میکند که در موقعیتهای بحرانی غلیان کرده و امید بدخواهان را به یأس بدل میکند.
امروز دنیا از روی همین تصمیمها و انتخابهاست که غیرت مردمان ایرانی را ترجمه و قضاوت میکند، با اینحال و با وجود همه آنچه گفته شد، یعنی عشق به وطن؛ همبستگی در نتیجه بیداری اجتماعی و رسیدن به کمال نخبگی، مسئولیت خطیر حمایت از نخبگان را از دوش مدیران تصمیمگیر برنمیدارد. مسئولانی که وظیفهای سنگین را برای حفظ و نگهداشت سرمایههایی که هر یک میتوانند جهش علمی و فرهنگی کشور را رقم بزنند، بر عهده دارند.
چه باید کرد؟
وحید شالچی، معاون فرهنگی وزیر علوم با اشاره به شرایط جامعه نخبگان در سالهای اخیر میگوید: مسئلهای که در چند سال اخیر در ایران به وجود آمده، کاهش سطح معیشت در میان جامعه دانشگاهی است و این افت سطح معیشت، برخی از نخبگان را به ناچار با مسئله مهاجرت روبهرو کرده است.
یکی از موضوعات مهم، توجه به سطح معیشت جامعه دانشگاهی است که امیدواریم با بهبود و تحول در شرایط کشور بتوانیم این وضعیت را ارتقا دهیم.
در کنار مسائل معیشتی، باید به این نکته نیز توجه کنیم که تعاملات بینالمللی جامعه علمی به شکلی مدیریت شود که این ارتباطات و همکاریها درنهایت برای ایران نیز منافع و آثار مثبتی به همراه داشته باشد.
رئیس دانشگاه تربیت مدرس هم معتقد است بازگشت نخبگان موضوعی نیست که بتوان آن را با اجبار یا صرفاً از طریق مشوقهای مالی محقق کرد.
یوسف حجت اظهار میکند: برای بازگشت و ماندگاری نخبگان باید انگیزه و شرایط مناسب برای فعالیت علمی و حرفهای آنان در کشور فراهم شود تا خودشان تمایل داشته باشند در مسیر توسعه کشور نقشآفرینی کنند.
فراهم کردن امکانات پژوهشی مناسب، تأمین بخشی از نیازهای مالی و ایجاد فضای مطلوب برای فعالیت علمی ازجمله عواملی است که میتواند جذابیت لازم را برای بازگشت نخبگان به کشور افزایش دهد.




نظر شما