سیاست، دنیای عنوانها و مصلحتهاست. دنیای نشستن بر مسندهای تصمیمگیری و راه رفتن در راهروهای پر از تشریفات. کسی که سالها استاندار استان مرکزی بوده، در جایگاه سفیر تامالاختیار، نماینده یک ملت در کشور قطر شده و در سطوح عالی وزارت خارجه خدمت کرده؛ خوب میداند وزن عنوانها و پروتکلهای رسمی چقدر برای اهل دنیا سنگین و وسوسهانگیز است. «سید عبدالله سهرابی» دههها در میان همین حساب و کتابهای اداری و سیاسی زیسته بود، اما در عمق جان انسانهایی که ریشه در این خاک دارند، همیشه نقطهای امن هست که هیچ عنوان دنیایی به آن دسترسی ندارد؛ خلوتی که تنها با یک نام روشن میشود: علی بن موسی الرضا(ع).
از راهروهای قدرت تا آستان خورشید
در میان تمام یادگارهای دوران مأموریت دیپلماتیک در دوحه، دو نشان طلای لیاقت از سوی دولت قطر، بالاترین نماد تقدیر رسمی به شمار میرفت. این مدالهای طلا کارنامه سالها تلاش، اعتبار سیاسی و احترام متقابل میان دو کشور محسوب میشوند؛ نشانهایی که در عرف دنیا، زینتبخش کارنامه یک دیپلمات ارشد است. اما برای کسی که هوای بارگاه خراسان در سینهاش جریان دارد، این نشانهای درخشان زمانی قیمت واقعی پیدا میکنند که پیش پای خورشید بر زمین گذاشته شوند.
سهمی از جان در پیشگاه سلطان
دهم مردادماه بود که سنگینی سالها عنوان و نشان، در حریم حرم معنای دیگری پیدا کرد. دکتر سهرابی که روزگاری با تشریفات کامل سیاسی بر صندلی سفارت مینشست، این بار در کسوت یک زائر ساده، با بستهای نفیس به بارگاه ملکوتی امام رئوف(ع) آمد. دو نشان طلای خالص با وزن دقیق ۲۹۵.۸ گرم، از داخل جعبههای مخملی خارج شدند تا به نشان ارادت تبدیل شوند. نذر یعنی همین؛ یعنی در اوج داشتن، عزیزترین دارایی و دستاوردت را بیاوری و تقدیم کسی کنی که همه دارایی عالم در برابر کرمش ناچیز است.
تجلی جود در آستان جود
نذر در سیره اهلبیت(ع)، راهی روشن و بیتکلف برای دل بریدن از دلبستگیهاست. آستان مقدس حضرت رئوف(ع) همیشه امنترین پناه برای دلهایی بوده که میخواهند ارادت خالصانه خود را نثار خورشید کنند. وقتی کسی دسترنج و افتخار سالهای تلاشش را به پیشگاه ثامنالائمه(ع) میآورد، در حقیقت به دریای بیانتهای مهربانی ولینعمت خود تکیه کرده است؛ امامی که کوچکترین نشانه ارادت را با کرامت پاسخ میدهد و دلدادگی زائرش را به نور رضایت خویش جاودانه میسازد.
سرمایهای که ماندگار شد
امروز آن دو نشان زرین، در تالار جواهرات و اشیای نفیس موزه آستان قدس رضوی در کنار هزاران اثر تاریخی دیگر آرام گرفتهاند. زائرانی که در سکوت موزه پشت شیشهها میایستند، شاید در نگاه نخست فقط برقی از طلا ببینند اما پشت آن درخشش، داستان مردی مثل «سید عبدالله سهرابی» است که استانداری و سفارت و القاب سیاسی را در برابر خادمی این درگاه هیچ دانست. فرهنگ نذر در بارگاه رضوی، تجلی همین حقیقت است. اینکه هر چه داری، امانتی است از سوی پروردگار، و رستگاری در آن است که بهترین بخش این امانت را به آستان مهربانترین امام ببخشی.
آرامشی در پس بخشیدن
مسئولیتها میآیند و میروند و صندلیهای قدرت دستبهدست میشوند، اما در حرم مطهر امام رضا(ع) قانون دیگری حاکم است؛ جایی که تمام عناوین دنیایی کنار میروند تا انسان به گوهر بندگی و حقیقت خود بازگردد.
اهدای آن نشانهای زرین، تصمیمی برآمده از همین باور بود؛ اینکه اعتبار واقعی یک انسان نه در القاب دیپلماتیک، بلکه در خلوص ارادت او تعریف میشود. این مدالها با تقدیم شدن به آستان قدس، از یک افتخار مقطعی به سرمایهای ماندگار تبدیل شدند. حقیقت ارادت در همین نقطه معنا پیدا میکند: سبکبار شدن از دستاوردهای گذرا، برای ثبت نام در دفتری که هرگز غبار فراموشی نمیگیرد.





نظر شما