آمریکا نیروهایش را از عراق خارج کرده، اما اهرمهای نفوذش را نه. بغداد هنوز برای گردش دلارهای نفتی، تجارت خارجی و دسترسی به نظام مالی جهانی به کانالهایی وابسته است که واشنگتن میتواند محدودشان کند؛ حاکمیتی که سرباز آمریکایی ندارد، اما از فشار آمریکا رها نشده است.
آمریکا رفت؛ اهرمهایش ماند
خروج نیروهای آمریکایی از عراق را نمیتوان پایان نفوذ واشنگتن در این کشور دانست. آنچه تغییر کرده، بیشتر شکل اعمال قدرت است تا اصل آن؛ آمریکا از پایگاه و حضور نظامی فاصله گرفته، اما همچنان ابزارهایی در اختیار دارد که میتواند تصمیمات بغداد را تحت فشار قرار دهد.
پرونده پروازهای ایران نمونه روشنی از همین واقعیت است. پس از دیدار «علی الزیدی»، نخستوزیر عراق، با دونالد ترامپ در نیویورک، بغداد محدودیتهایی علیه پروازهای ایران اعمال کرد؛ تصمیمی که بهسرعت با مقاومت سیاسی و اجتماعی در داخل مواجه شد.
وزرا، طبق روایت منابع، درباره تبعات چنین تصمیمی هشدار داده بودند. نگرانی آنها فقط واکنش ایران نبود؛ مسئله اصلی این بود که امتیازدهی سریع به واشنگتن میتواند دولت عراق را مستقیماً در برابر نیروهای سیاسی و گروههای مسلحی قرار دهد که نسبت به رابطه بغداد با آمریکا حساس هستند.
اما بغداد عقب نشست و برای بازگرداندن پروازهای ایران به نجف، دوباره پای میز مذاکره با واشنگتن رفت.
این همان تناقض بزرگ عراق پس از خروج آمریکا است؛ سرباز آمریکایی ممکن است از خاک عراق خارج شده باشد، اما تصمیمات بغداد همچنان باید هزینه واکنش واشنگتن را محاسبه کند.
واشنگتن حتی از آسمان نجف هم عبور میکند
ماجرای نجف نشان داد فشار آمریکا چگونه میتواند از سطح سیاست خارجی به زندگی روزمره عراق نفوذ کند.
فرودگاه نجف از ۲۵ سپتامبر پروازهای ایران را متوقف کرد و پس از اعتراضات گروههای سیاسی و حامیان جنبشهای مسلح، بغداد مجبور شد برای ازسرگیری آنها مذاکره کند. «فؤاد حسین»، وزیر خارجه عراق، اول اکتبر با «اسکات بسنت»، وزیر خزانهداری آمریکا، دیدار کرد و مسئله زیارت شیعیان در نجف نیز در چارچوب مذاکرات مطرح شد.
دوم اکتبر، دفتر نخستوزیر عراق از معافیت برای ازسرگیری پرواز شرکتهای هواپیمایی ایرانی به نجف خبر داد؛ بهجز «ماهان ایر».
اما آنچه پشت این معافیت قرار داشت، از خود پروازها مهمتر بود. منابع از شروطی برای بررسی مسافران تحریمشده، اطلاعات گذرنامهها، فهرست مسافران، تراکنشهای مالی، پرداخت هزینه سوخت و خدمات زمینی و حتی نگهداری سوابق تا ۱۰ سال خبر دادهاند.
اگر این شروط در مجوز نهایی تثبیت شده باشند، معنای آن روشن است؛ آمریکا تنها درباره اینکه چه هواپیمایی در فرودگاه عراق فرود بیاید تصمیمگیری نمیکند؛ بلکه میکوشد بخشی از سازوکار تحریمهای خود را داخل یک نهاد حاکمیتی عراق اجرا کند.
این دیگر صرفاً فشار دیپلماتیک نیست؛ امتداد قدرت آمریکا در داخل ساختار تصمیمگیری عراق است.
سلاح واقعی آمریکا، دلار است
با این حال، مهمترین اهرم واشنگتن نه هواپیما و نه حتی سرباز، بلکه دلار است؛ اقتصاد دولت عراق به درآمدهای نفتی وابسته است و این درآمدها برای واردات، پرداخت حقوق و تأمین بودجه عمومی به دلار تبدیل میشوند. بخشی از ساختار کنونی مدیریت درآمدهای نفتی عراق به ترتیباتی بازمیگردد که پس از حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳ شکل گرفت و درآمدهای نفتی عراق را به حسابهایی نزد فدرال رزرو نیویورک پیوند داد.
بغداد منابع را مدیریت میکند، اما دلارهایش همچنان از کانالهایی عبور میکنند که واشنگتن توان اعمال محدودیت بر آنها را دارد.
«زیاد الهاشمی»، اقتصاددان عراقی، از حسابهای «عراق ۱» و «عراق ۲» سخن گفته است. جریان اصلی دلار برای تجارت خارجی، پرداختهای وارداتی و اعتبارنامهها از طریق بانکهای کارگزار و سامانه سوئیفت انجام میشود. بخش دیگری نیز برای نیازهایی مانند سفر، درمان و تحصیل به صورت دلار نقدی اختصاص مییابد.
بنابراین واشنگتن برای فشار بر عراق نیازی به مصادره پول این کشور ندارد؛ کافی است مسیر انتقال دلار را تنگ کند.
در آن صورت، فشار مستقیماً به واردات، حقوق کارکنان و بودجه دولت منتقل میشود. اینجاست که خروج نظامی آمریکا معنای متفاوتی پیدا میکند؛ قدرتی که زمانی از طریق تانک و پایگاه اعمال میشد، اکنون میتواند از طریق بانک، سوئیفت و دلار اعمال شود.
بغداد میان حاکمیت و فشار خارجی
در سوی دیگر، گروههای مسلح حاضر نیستند سلاح خود را صرفاً به دلیل فشار واشنگتن کنار بگذارند. مقامهای عراقی تلاش کردهاند روند تحویل سلاح گروههای مقاومت را تصمیمی عراقی و حاکمیتی جلوه دهند، زیرا پذیرش آن بهعنوان دستور آمریکا میتواند مقاومت گروهها را بیشتر کند.
این اختلاف در مراسم روز حاکمیت عراق آشکار شد. «جعفر الحسینی»، سخنگوی مقاومت اسلامی عراق و کتائب حزبالله، اعلام کرد گروهها هنوز درباره مطالبات خود با دولت به توافق نهایی نرسیدهاند. سپس در رژه حشد الشعبی در بغداد، خودروها از روی پرچمهای آمریکا و اسرائیل عبور کردند؛ اقدامی که با واکنش واشنگتن و سپس دستور تحقیق دولت عراق مواجه شد.
این صحنهها نشان میدهد خروج آمریکا پایان مناقشه بر سر حاکمیت عراق نیست. حتی ممکن است آغاز مرحله جدیدی باشد؛ مرحلهای که در آن آمریکا دیگر الزاماً از طریق حضور مستقیم نظامی عمل نمیکند، بلکه از ابزار مالی و سیاسی استفاده میکند، در حالی که گروههای مسلح نیز حاضر نیستند استقلال خود را واگذار کنند.
در چنین شرایطی، مسئله اصلی عراق نه انتخاب میان آمریکا و ایران، بلکه بازپسگیری واقعی اختیار تصمیمگیری در داخل دولت عراق است.
اگر درآمد نفتی کشور همچنان از کانالهای مالی قابل نفوذ برای واشنگتن عبور کند و سیاست بغداد همچنان تحت فشار همزمان آمریکا و گروههای مسلح قرار داشته باشد، خروج نیروهای آمریکایی بهتنهایی حاکمیت واقعی ایجاد نمیکند.
آمریکا ممکن است از عراق خارج شده باشد، اما اهرمهایش هنوز در عراق فعال هستند. نبرد بعدی نیز احتمالاً بر سر خروج ایران یا بازگشت آمریکا نخواهد بود؛ بلکه بر سر این خواهد بود که چه کسی حق دارد برای عراق تصمیم بگیرد؛ بغداد یا واشنگتن.





نظر شما