تحولات منطقه

هشت ماه از آغاز جنگ می‌گذرد، اما هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت کاخ سفید می‌خواهد این رویارویی را چگونه به پایان برساند.

آشفتگی در اتاق جنگ یانکی‌ها
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

هشت ماه از آغاز جنگ می‌گذرد، اما هنوز نمی‌توان با اطمینان گفت کاخ سفید می‌خواهد این رویارویی را چگونه به پایان برساند. مذاکره، تشدید محاصره، حمله مستقیم یا گسترش جنگ از مسیر متحدان منطقه‌ای؟ هر روز یکی از این گزینه‌ها پررنگ می‌شود، بی‌آنکه تکلیف بقیه روشن شود.
ترامپ ادعا کرده تا انتخابات میان‌دوره‌ای سوم نوامبر حمله تازه‌ای به ایران نمی‌کند. با این‌ حال، پنتاگون همچنان برای عملیات احتمالی برنامه‌ریزی می‌کند، بحث ورود مستقیم آمریکا به جنگ یمن بالا گرفته و نیروهای آمریکایی در دریای عمان به یک کشتی تجاری شلیک کرده‌اند. واشنگتن تا اینجا فقط از حمله مستقیم فاصله گرفته، نه از خود جنگ.

جنگ در انتظار صندوق رأی

انتخابات آمریکا بیش از گذشته بر تصمیم‌های نظامی کاخ سفید سایه انداخته است. ترامپ نمی‌خواهد در آستانه رأی‌گیری، هزینه سیاسی دور تازه حملات به ایران را بپردازد. اما عقب ‌انداختن حمله، هنوز پاسخی به این پرسش نیست که واشنگتن چه هدفی را دنبال می‌کند و چگونه می‌خواهد به آن برسد.در همین فضا، روزنامه اسرائیلی معاریو مدعی شد مقام‌های آمریکایی از اسرائیل خواسته‌اند مستقلاً به ایران حمله کند تا مسئولیت سیاسی آن مستقیماً متوجه واشنگتن نباشد. فعلاً دو مقام آمریکایی و یک مقام اسرائیلی در گفت‌وگو با باراک راوید چنین درخواستی را تکذیب کرده‌اند. شاید نتوان ادعای معاریو را مبنای نتیجه‌گیری قطعی قرار داد. با این ‌حال، انتشار آن در آستانه انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل، بار دیگر موضوع زمان‌بندی حملات و اختلاف احتمالی محاسبات واشنگتن و تل‌آویو را به میان کشیده است. حتی با کنار گذاشتن این خبر تأییدنشده، تناقض اصلی باقی می‌ماند. آمریکا از پیشرفت مذاکره سخن می‌گوید، اما همزمان خود را برای شکست احتمالی آن مسلح‌تر می‌کند.

یمن؛ بازگشت پای آمریکا به میدان؟

تحولات یمن نیز محاسبات واشنگتن را پیچیده‌تر کرده است. حمله به فرودگاه ملک خالد ریاض، بار دیگر آسیب‌پذیری عربستان را آشکار کرد. پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان به مرحله اجرا رسیده، حملات هوایی ائتلاف شدت گرفته و نیروهای دولت یمن عملیات گسترده‌ای علیه انصارالله آغاز کرده‌اند. با این وجود، توان موشکی و پهپادی انصارالله هنوز به قوت خود باقی است.
ترامپ که پیش‌تر تمایلی به ورود مستقیم به این جنگ نشان نمی‌داد، اکنون می‌گوید احتمال مشارکت آمریکا در حملات علیه انصارالله را بررسی می‌کند. تناقض همین‌ جاست. قرار بود تقویت ائتلاف منطقه‌ای، بار نظامی آمریکا را سبک‌تر کند؛ اما ادامه حملات انصارالله ممکن است واشنگتن را ناچار به پذیرش مسئولیت بیشتری کند. گاردین نیز در تحلیل خود به همین گرفتاری اشاره کرده که حمله ریاض، تلاش ترامپ برای دور ماندن از یک جنگ منطقه‌ای دیگر را دشوارتر کرده است.

محاصره‌ای که به شلیک رسید

در دریای عمان، ارتش آمریکا اعلام کرده با شلیک به یک کشتی تجاری، سامانه پیشران آن را از کار انداخته است. فرماندهی مرکزی آمریکا مدعی است این کشتی پس از خروج از بندری ایرانی، به هشدارهای مربوط به محاصره توجه نکرده بود. جزئیات حادثه هنوز به‌طور مستقل روشن نشده است.اهمیت ماجرا فقط در آسیب ‌دیدن یک کشتی نیست. واشنگتن در حالی وعده می‌دهد حمله تازه‌ای به خاک ایران انجام نمی‌دهد که برای اجرای محاصره دریایی همچنان از سلاح استفاده می‌کند. کاخ سفید می‌تواند زمان حمله مستقیم را عقب بیندازد؛ اما لزوماً نمی‌تواند زمان و دامنه پیامدهای برخوردهای پراکنده را تعیین کند.

ابهام حساب‌شده یا آشفتگی واقعی؟

ممکن است بخشی از رفتار واشنگتن عمدی باشد. کاخ سفید شاید می‌خواهد با باز نگه‌ داشتن گزینه حمله، در مذاکرات دست بالاتری داشته باشد، بی‌آنکه فعلاً هزینه جنگی گسترده را بپردازد. مرکز سوفان نیز در تحلیل اخیر خود به ادامه دیپلماسی در کنار تقویت حضور نظامی آمریکا و آمادگی برای تشدید احتمالی درگیری اشاره کرده است.اما میان ابهام حساب‌شده و آشفتگی راهبردی تفاوت مهمی وجود دارد. در حالت اول، تهدید نظامی، مذاکره و فشار اقتصادی همگی در خدمت هدفی روشن قرار می‌گیرند. در حالت دوم، هر بحران تازه، تصمیم تازه‌ای به واشنگتن تحمیل می‌کند. شواهد زیادی، بر درست بودن حالت دوم گواهی می‌دهند.

قدرت نظامی، بدون نقشه خروج

در توان نظامی آمریکا تردیدی نیست. مسئله این است که این توان چگونه قرار است به نتیجه‌ای سیاسی تبدیل شود. ماه‌ها حمله، تحریم و محاصره هنوز به توافقی برای پایان جنگ نرسیده است. در هرمز، رفت‌وآمد کشتی‌ها و سرنوشت محاصره همچنان محل درگیری است. در یمن نیز افزایش حملات هوایی و ورود پیمان دفاعی سه قدرت منطقه‌ای نتوانسته توان ضربه‌زنی انصارالله را از میان ببرد. در چنین شرایطی، مسئله فقط شمار ناوها، جنگنده‌ها و موشک‌ها نیست؛ بلکه محدودیت‌های سیاسی و اقتصادی استفاده از آن‌هاست.
هزینه جنگ برای اقتصاد آمریکا، حساسیت انتخابات، نگرانی متحدان منطقه‌ای و خطر پاسخ متقابل، همگی بر تصمیم‌های واشنگتن اثر می‌گذارند. این محدودیت‌ها به معنای از میان‌ رفتن تهدید نظامی نیست، اما نشان می‌دهد اعمال فشار نیز برای طرف مقابل بی‌هزینه نیست. از سوی دیگر، پراکندگی جبهه‌های درگیری، احتمال خطای محاسباتی را افزایش می‌دهد؛ خطایی که ممکن است حتی برخلاف برنامه اولیه کاخ سفید، جنگ را گسترش دهد.

آشفتگی در اتاق جنگ

تحولات امروز به‌تنهایی ثابت نمی‌کند واشنگتن راهبرد مشخصی ندارد؛ اما فاصله میان ابزارهای فشار و هدف نهایی جنگ را آشکارتر کرده است. ترامپ می‌خواهد تا انتخابات وارد دور تازه حملات مستقیم نشود، اما گزینه نظامی را کنار نگذارد. از عربستان حمایت کند، اما گرفتار جنگ یمن نشود؛ محاصره ایران را ادامه دهد، اما راه توافق را هم نبندد.مشکل آنجاست که هر کدام از این سیاست‌ها ممکن است اجرای دیگری را دشوارتر کند. ورود به جنگ یمن تعهدات نظامی آمریکا را سنگین‌تر می‌کند. برخوردهای دریایی می‌تواند فضای مذاکره را متشنج کند. تهدید مداوم به حمله نیز پذیرش توافقی بدون تضمین امنیتی را دشوارتر می‌کند. آشفتگی در اتاق جنگ واشنگتن، بیش از هر چیز، از همین فاصله میان قدرتِ ادامه‌ دادن و ناتوانی در یافتن راه پایان ‌دادن پیداست.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha