چند وقت پیش، ویدئویی در فضای مجازی توجهم را جلب کرد؛ دختربچههایی با لباسهای ساتن صورتی، ماسکهای ورقهای روی صورت و حلقههای خیار روی چشمهایشان، دور هم جمع شده بودند و چیزی شبیه یک روز تفریحی در سالنهای زیبایی بزرگسالان را تجربه میکردند.
در نگاه اول شاید این تصاویر بامزه و سرگرمکننده به نظر برسند، اما برای من این سؤال پیش آمد که از چه زمانی دغدغه زیبایی و مراقبتهای پوستی به دنیای کودکان راه پیدا کرده است؟
ماجرا مربوط به پدیدهای به نام «بیوتیپارتی» بود؛ میهمانیهایی که در آن، دختربچههای زیر ۱۲ سال بهجای بازیهای معمول سنشان، تجربههایی مانند فیشیال، ماساژ و خدمات زیبایی را پشت سر میگذارند و در پایان هم با گواهینامه و عکسهای یادگاری راهی خانه میشوند.وقتی کودکی از سن پایین در فضایی قرار میگیرد که زیبایی ظاهری به محور توجه و تشویق تبدیل شده، این نگرانی به وجود میآید که نکند احساس ارزشمندی او بیش از اندازه به ظاهرش گره بخورد. از طرفی، استفاده از محصولات پوستی و انجام برخی مراقبتهای زیبایی نیز پرسشهایی درباره سلامت پوست کودکان ایجاد میکند.
همین تصاویر و پرسشها بهانهای شد تا در گفتوگو با معصومه حاتمی، روانشناس، پیامدهای روانی بیوتیپارتیها، تأثیر آنها بر عزتنفس و تصویر بدنی کودکان و نقش والدین در مواجهه با این پدیده تازه را بررسی کنیم.
در بیوتیپارتیها کودکان زیر ۱۲ سال با هدایت مربی، مدلوار راه میروند، خدمات زیبایی دریافت میکنند و جلو دوربین ژست میگیرند. چه چیزی این تجربه را از نقشبازی کردن معمول کودکان متمایز میکند و مرز نگرانی کجاست؟
برای بررسی این موضوع، ابتدا باید به یک پرسش پاسخ دهیم: کودک ما، دختر زیبای ما، از حضور در این میهمانیها چه پیامی درباره خودش دریافت میکند؟ آیا با خودش میگوید «چه روز خوبی داشتم، چه روز لذتبخشی بود؛ بازی کردم، دوست پیدا کردم و چیز تازهای یاد گرفتم» یا کمکم به این نتیجه میرسد که یک دختر خوب، برای دیدهشدن باید ظاهر متفاوتی داشته باشد؟
نگرانی من بهعنوان روانشناس دقیقاً از همینجا آغاز میشود؛ وقتی دختر من هنوز به سن بلوغ نرسیده و پوستش کاملاً سالم است، اما من پوست سالم کودکم را نیازمند اصلاح معرفی میکنم، وقتی فرزندم را بیشتر تشویق میکنم که به ظاهرش اهمیت بدهد و توجه و تمرکز او را به تغییر ظاهرش اختصاص میدهم، ممکن است ناخواسته این پیام را به دخترم منتقل کنم که «همینطور که هستی، کافی نیستی». در فرهنگ دینی ما نیز کرامت انسان یک اصل مهم است. ترجمه تربیتی این نگاه برای کودک این است که به او بگوییم «تو ارزشمندی، بدنت محترم است و لازم نیست برای دوستداشتهشدن، شبیه یک تصویر تبلیغاتی شوی». من آراستگی و پاکیزگی را خوب و بسیار ارزشمند میدانم و معتقدم مسئولیت ما این است که مراقبت از خود را به کودکان آموزش دهیم. در آموزههای اسلامی نیز آمده است «النظافة من الإیمان»؛ یعنی پاکیزگی جزئی از ایمان است. با این حال، شیوهای که این موضوع را به کودک منتقل میکنیم، میتواند بسیار نامناسب باشد.
بعضی خانوادهها میگویند بچهها از قدیم هم در بازیهایشان ادای بزرگترها را درمیآوردند و بیوتیپارتی هم نوعی بازی است. از نگاه روانشناسی رشد، چه تفاوتی میان این میهمانیها و بازیهای معمول کودکانه وجود دارد؟
من این حرف را تا حدی درست میدانم. ما در روانشناسی رشد میگوییم بازی، نقشپذیری کودک را نشان میدهد. کودک در بازی پزشک میشود، معلم میشود، لباس مادرش را میپوشد و با تخیل خود، دنیا را تجربه میکند. این بازی میتواند به رشد زبان، همکاری و شناخت احساسات کمک کند. بنابراین تأکید میکنم صرف تقلید از بزرگترها، بههیچوجه نشانه آسیب نیست .
اما باید ببینیم اختیار بازی در دست چه کسی است و چه پیامی در آن مدام تکرار میشود. آیا کودک من آزادانه بازی میکند؟ آیا هر زمان که بخواهد، میتواند از بازی کنار بکشد یا بزرگترها برای او برنامهای چیدهاند که براساس آن باید از محصول استفاده کند، ژست بگیرد، مقایسه شود و برای تغییر ظاهرش تشویق دریافت کند؟
میتوانید مثال بزنید؟
بله، مثلاً گاهی میبینیم کودک در خانه، هنگام بازی، با یک فنجان خالی چای تعارف میکند؛ خود ما هم در کودکی این کار را انجام میدادیم. اما برای واقعیترشدن بازی، چای داغ به دست او نمیدهیم. درباره بازیهای زیبایی نیز مسئولیت ما این است لذت و تخیل کودک را حفظ کنیم و تناسب فعالیت را با سن و سلامت او بسنجیم. اما چه چیزی در این سنین بسیار حساس است؟ تأکید میکنم که کودک دبستانی برای شناخت خودش به بازخورد ما توجه میکند. او از این بازخوردها به دنبال پاسخ این پرسشهاست: «من در چه چیزی خوب هستم؟ بابت چه کاری دیده میشوم؟ چه چیزی سبب میشود دوستم داشته باشند؟» اگر من بیشتر توجهم را به چهره و لباس کودکم معطوف کنم، ممکن است ظاهر در تعریفی که او از خودش دارد، سهمی بیش از اندازه پیدا کند؛ یعنی پیامی که از توجه من دریافت میکند، این باشد که «ظاهرت خیلی مهم است».
برنامههای زیبایی و آرایشی چطور میتوانند نگاه کودکان به ظاهر خود و احساس ارزشمندیشان را تغییر دهند؟ شواهد علمی مشخصی درباره آسیبهای روانی این برنامهها وجود دارد؟
در آستانه نوجوانی نیز پذیرفتهشدن در جمع دوستان و مقایسه با دیگران اهمیت بیشتری پیدا میکند. بنابراین لازم است از قبل، منابع مختلف احساس ارزشمندی را در کودکمان تقویت کنیم؛ دوستی، مهارت، تلاش، خلاقیت و مسئولیتپذیری، همگی باید در احساس ارزشمندی او سهم داشته باشند. تأکید میکنم همه کودکان زیر ۱۲ یا ۱۳ سال یکسان نیستند. با کودک پنجساله بیشتر از راه بازی و جملههای کوتاه صحبت میکنیم، اما با کودک یازدهساله میتوانیم درباره تبلیغات، فشار دوستان و انتخاب آگاهانه گفتوگو کنیم. داشتن ظاهر بزرگسالانه به معنای داشتن توان تصمیمگیری بزرگسالانه نیست. کودک همچنان به همراهی و مرزبندی ما نیاز دارد و این برنامهها واقعاً به کودکان آسیب روانی میزنند. نگرانی اصلی من این است احساس ارزشمندی کودک به تأیید ظاهرش گره بخورد؛ یعنی احساس کند وقتی زیباتر به نظر میرسد، بیشتر پذیرفته میشود. نگرانی دیگر من، مقایسه مداوم است. کودکی که بارها تصاویر دستکاریشده یا چهرههای آماده عکاسی را میبیند، ممکن است آنها را معیار طبیعی ظاهر بداند و نسبت به خودش سختگیر شود. من پشتوانه علمی این نگرانیها را پژوهشهای مربوط به تصویر بدنی و فشارهای ظاهری میدانم. برای مثال، پژوهشی در سال ۲۰۲۶ روی هزار نوجوان نشان میدهد تمسخر وزن در خانواده با احساس نامطلوبتر نسبت به بدن و برخی رفتارهای ناسالم همراه است؛ یعنی آنچه من «زشتیانگاری» مینامم، در ذهن نوجوان رشد پیدا میکند. به همین دلیل تأکید میکنم حرفهای روزمره ما درباره بدن اهمیت دارد. اگر بخواهم دقیق صحبت کنم، باید توضیح دهم که این پژوهش درباره خودِ بیوتیپارتی نبوده است. بنابراین نمیتوانیم بگوییم هر کودکی که در چنین میهمانیای شرکت کند، حتماً آسیب میبیند. نگرانی من از تکرار این پیامها و شکلگرفتن یک الگوی تربیتی اشتباه است.
به نظر شما تعبیر «بلوغ زودرس» برای این اتفاق دقیق است یا باید از ورود زودهنگام به دغدغههای بزرگسالانه صحبت کنیم؟
بلوغ زودرس یک اصطلاح پزشکی است و نباید آن را با تقلید رفتار بزرگترها یکسان بدانیم. ما شواهد مستقیمی در اختیار نداریم که براساس آن بگوییم خود این میهمانیها سبب بلوغ هورمونی زودرس میشوند. به نظر من، عبارت دقیقتر این است که ممکن است با این برنامهها، کودک را زودتر درگیر دغدغههای ظاهری بزرگسالان کنیم. اگر هم علائم جسمی بلوغ، بهویژه پیش از هشتسالگی در دختران دیده شود، باید برای بررسی به پزشک مراجعه کنیم. درباره پوست نیز تأکید میکنم محصولات یکسان نیستند؛ نوع ماده، دفعات استفاده و وضعیت پوست اهمیت دارد. برای مثال، پژوهشی که در سال ۲۰۲۵ در مجله «پدیاتریکس» منتشر شده، نشان میدهد بسیاری از روتینهای پوستی کودکان و نوجوانان در تیکتاک، حاوی ترکیبات بالقوه تحریککننده و شامل محصولات متعدد و غیرضروری هستند. من این یافته را دلیل خوبی برای احتیاط میدانم، نه اینکه براساس آن بگوییم هر ماسکی حتماً به پوست آسیب میزند.
چگونه میتوان با در نظر گرفتن اصول تربیتی، اخلاقی و دینی، کودکان را به سمت انتخابهای درست هدایت کرد؟
میتوانیم بر کرامت، حریم شخصی، اعتدال و مسئولیت والدین تکیه کنیم. این اصول زمینه مناسبی برای گفتوگو با کودک، ازجمله درباره حیا و حریم شخصی فراهم میکنند. پیام تربیتی ما میتواند این باشد: «بدنت محترم است و لازم نیست برای راضیکردن دیگران، کاری انجام بدهی که ناراحتت میکند. اگر از لمسشدن، عکسگرفتن یا انجام یک فعالیت ناراحتی، میتوانی بگویی؛ ما به حرفت توجه میکنیم».برای من بسیار مهم است که آموزش حریم شخصی با شرمندهکردن کودک از بدنش همراه نشود. نباید به او بگوییم «چقدر زشت است که این چیزها را دوست داری» یا «بچه خوب چنین درخواستی نمیکند». باید کنجکاوی کودکمان را بشنویم و او را برای انتخاب رفتار مناسب راهنمایی کنیم.
در تربیت دینی نیز میتوانیم بهجای ترساندن کودک، درباره مسئولیت مراقبت از بدن، پرهیز از اسراف، احترام به دیگران و ارزش مهربانی و دانایی صحبت کنیم. کودک من باید مطمئن باشد «ممکن است با انتخابم مخالفت کنند، اما من همچنان عزیز هستم». تأکید من بر این است همانطور که به سلامت جسم کودکمان اهمیت میدهیم، به سلامت ذهن او نیز اهمیت بدهیم.




نظر شما