قهرمانی، آنطور که از روی سکو و در لحظه بالا رفتن پرچم دیده میشود، تمام داستان نیست. پشت هر مدال طلا، روزهایی از تمرینهای سخت، چشمپوشی از تفریحات، نگرانی از شکست و لحظههایی وجود دارد که ادامه دادن، به تصمیمی دشوار تبدیل میشود. برای یک نوجوان، این مسیر معنایی فراتر هم دارد؛ تلاشی برای ساختن آیندهای متفاوت، در روزهایی که بسیاری از همسنوسالانش هنوز درگیر تجربههای معمول نوجوانیاند.
بنیامین آشفته و امیرعلی فراستی، دو کشتیگیر هفده ساله مشهدی و قهرمان جهان در رده نوجوانان، از دو مسیر متفاوت به سکوی نخست رسیدهاند. بنیامین از شیطنتهای کودکی به تشک کشتی رسید و حالا طلای المپیک را در رؤیاهایش دنبال میکند. امیرعلی پس از مصدومیتی تلخ و روزهایی که به کنار گذاشتن کشتی فکر میکرد، دوباره به میدان برگشت و طلا گرفت. داستان این دو نوجوان، روایت استعدادهایی است که با تمرین، شکست، حمایت خانواده و اراده برای ادامه دادن شکل گرفتهاند؛ داستان بهایی که برای قهرمانی پرداختهاند و آرزوهایی که هنوز به پایان نرسیدهاند.
از شیطنتهای کودکی تا رؤیای طلای المپیک
بنیامین آشفته، کشتیگیر هفده ساله وزن ۵۱ کیلوگرم و دارنده مدال طلای جهان در رده نوجوانان، مسیر ورزشی خود را از علاقهای ساده در دوران کودکی آغاز کرد؛ مسیری که به تدریج با تمرینهای دشوار، رعایت رژیم غذایی، گذشتن از تفریحات و تلاش برای رسیدن به هدفهای بزرگتر همراه شد. او امروز در کنار افتخار قهرمانی جهان، تلاش میکند فروتنی خود را حفظ کند و اجازه ندهد مدال و عنوان قهرمانی رفتارش را با دیگران تغییر دهد.
از شیطنتهای خانه تا تشک کشتی
شروع کشتی برای بنیامین نتیجه تصمیمی از پیش تعیینشده نبود. او در کودکی پسری پرجنبوجوش بود و شیطنتهایش گاهی مادرش را خسته میکرد. به همین دلیل خودش از مادرش خواست او را به باشگاه ببرد. انتخاب نخست، ژیمناستیک بود، اما چون به نظرش رشتهای دخترانه بود، به سمت کشتی رفت و از ۱۰سالگی فعالیتش را آغاز کرد.
بنیامین با وجود برنامه فشرده ورزشی، درس خواندن نیز برایش اهمیت دارد. تمرینها وقت زیادی از او میگیرند اما تلاش میکند در زمانهای آزاد درس بخواند و از کمک دوستانش برای عقب نماندن از تحصیل استفاده کند.
سختی مسیر و درس از یک شکست تلخ
این ورزشکار نوجوان در صحبتهایش از روزهایی میگوید که خستگی تمرینها رفتن به باشگاه را برایش دشوار کرده است. با این حال در چنین لحظاتی به خودش یادآوری میکند که هنوز به هدفش نرسیده و نباید مسیر را نیمهکاره رها کند. ثابت نگه داشتن وزن با رژیم غذایی و تمرین هم یکی دیگر از سختیهای کشتیگیر بودن است که بنا به گفته بنیامین فشارش پیش از شروع مسابقات چند برابر میشود.
یکی از خاطرات تلخ ورزشی او به مسابقات جام عبدالله موحد در مازندران مربوط میشود. بنیامین در آن مسابقه، در حالی که از حریف عقب بود، در لحظات پایانی امتیاز گرفت و دو امتیاز پیش افتاد. تنها ۱۰ ثانیه به پایان مانده بود و او برای حفظ نتیجه تلاش کرد وقت را مدیریت کند، اما در لحظه آخر حریف چرخید و بنیامین مسابقه برده را باخت.
تلاشهایی که پشت مدال پنهان میمانند
از نگاه بنیامین، تماشاگران تنها بخش کوچکی از زحمات یک کشتیگیر را میبینند. آنها مدال، سکو و لحظه پیروزی را تماشا میکنند، اما بیشتر تلاشها در تمرینهای روزانه، رعایت رژیم، خواب بهموقع و محروم شدن از بعضی تفریحات میگذرد.
این نوجوان پرتلاش از این میگوید که در مسیر رسیدن به طلای جهان، نگرانی از ناامید کردن پدر و مادر و مربیان نیز همراهش بوده است. او میخواست نتیجه تلاشهای خودش و افرادی را که حمایتش کردهاند، به ثمر برساند و آنها را خوشحال کند.
یکی از تصمیمهایش در شب فینال مسابقات جام جهانی فوتبال، نمونهای از همین انضباطی است که بنیامین تلاش کرده آن را در زندگیاش حفظ کند و خودش آن را یک نمونه کوچک از تلاشهایش میداند. چون فینال دیرهنگام برگزار میشد و تماشای آن میتوانست خوابش را مختل کند، ترجیح داد مسابقه را نبیند و بهموقع بخوابد تا برای رقابت خودش آماده باشد. او به این نتیجه رسیده بود که به جای تماشای قهرمانی دیگران، باید انرژیاش را برای رسیدن به طلای خودش حفظ کند.
طلای جهان؛ نخستین ایستگاه در مسیر آینده
وقتی از آرزوی ورزشی این نوجوان پرتلاش میپرسم، پاسخش این است «رسیدن به مدال طلای المپیک»، اما آرزوی شخصیاش سلامتی خانواده، دوستان، مربیان و نزدیکانش است. خودش میخواهد در کنار موفقیت، همان نوجوان متواضع و سختکوش باقی بماند و اجازه ندهد عنوان قهرمانی فاصلهای میان او و اطرافیانش ایجاد کند.
توصیه بنیامین به نوجوانانی که تازه وارد کشتی میشوند، این است که ابتدا تفاوت ورزش برای تفریح و ورزش برای قهرمانی را بشناسند و تأکید میکند رسیدن به قهرمانی به تلاش جدی، تمرکز و دوری از حاشیهها نیاز دارد.
قهرمانی که پس از مصدومیت دوباره به اوج رسید
امیرعلی فراستی، کشتیگیر هفده ساله وزن ۸۰ کیلوگرم و عضو تیم ملی نوجوانان ایران، با کسب مدال طلای جهان، یکی از مهمترین موفقیتهای دوران ورزشی خود را بدست آورده است. پشت این قهرمانی، داستان نوجوانی قرار دارد که از طریق پدر با کشتی آشنا شد، فشار تمرینها و اضطراب مسابقات را تجربه کرد، به دلیل مصدومیت تا آستانه کنار گذاشتن ورزش پیش رفت و سرانجام با حمایت خانواده، مربی و دوست نزدیکش دوباره به مسیر بازگشت.
کشتی؛ راهی که از پدر آغاز شد
این نوجوان پر انرژی از چهار سالگی و با رشته ژیمناستیک ورزش را شروع کرد، اما آشنایی امیرعلی با کشتی از پدرش آغاز شد. این آشنایی اولیه از ۹ سالگی رفته رفته به علاقهای جدی تبدیل شد و تمرینهای مستمر، مسابقات و تلاش برای پیشرفت، بخش مهمی از زندگی او را شکل داد.
در مسابقات جهانی، امیرعلی توانست با نتایج قاطع به پیروزی برسد؛ از جمله برد ۶ بر صفر، ۱۱ بر صفر و پیروزی ۱۰ بر صفر در فینال. او معتقد است در سطح مسابقات جهانی نباید هیچ حریفی را آسان دانست. یکی از رقیبانش کشتیگیر تاجیکستانی بود که سال پیش از آن در رده نوجوانان مدال برنز جهان را کسب کرده بود.
این کشتیگیر نوجوان در پاسخ به اینکه آیا فن خاصی را در مسابقاتش استفاده میکند یا نه، میگوید موفقیتش را به یک فن خاص محدود نمیکند. او میکوشد از ابتدای مسابقه امتیاز نخست را بگیرد و کنترل جریان کشتی را بدست آورد. به اعتقادش، وقتی کشتیگیر بتواند مسابقه را مدیریت کند، فرصت حمله را از حریف میگیرد و شانس پیروزی خود را افزایش میدهد.
۱۰ دقیقه خلوت برای کنترل اضطراب
با وجود پیروزیهای قاطع، امیرعلی هم پیش از مسابقه فشار روانی را تجربه میکند. راهی که برای مدیریت این وضعیت پیدا کرده، خلوت کردن با خودش در حدود ۱۰ دقیقه پیش از شروع کشتی است. بنا به گفتهاش یک گوشه مینشیند و به تمرینها، سختیهایی که پشت سر گذاشته و زحماتی که برای رسیدن به آن مرحله کشیده، فکر میکند. در نهایت این چند دقیقه به او کمک میکند. از نگاه او، آمادگی مسابقه تنها به توانایی فنی و جسمانی مربوط نمیشود و مدیریت ذهن و حفظ تمرکز را نیز بخشی از مسیر پیروزی میداند.
برای امیرعلی دویدن از بخشهای ناخوشایند تمرین است و فشار تمرینها گاهی موجب شده به کنار گذاشتن کشتی هم فکر کند، ولی خانواده و مربیاش در چنین روزهایی کمک کردهاند تصمیمش را تغییر دهد.
دوستی که نقش برادر دارد
یکی از انگیزههای مهم امیرعلی و الگویش برای ادامه دادن، جبران زحمات خانواده و البته دوست نزدیکش ارسلان است؛ کسی که او را مانند برادر خود میداند. ارسلان برایش تنها یک دوست نیست، بلکه الگویی شخصی از سختکوشی، مثبتاندیشی و مسئولیتپذیری است. فردی با معرفت که از صبح تا شب برای هدفهایش تلاش میکند و در کنار آن، کمک حال مادرش است. همین تلاش روزانه و توجه به خانواده سبب شده ارسلان برای امیرعلی الگویی فراتر از دنیای ورزش باشد.
«جردن بروز» و «چامیزو» الگوهای او در دنیای کشتی هستند و اگر قرار باشد کشتیگیر مطرحی را انتخاب کند تا با او تمرین داشته باشد، این دو نفر بیشک در ابتدای لیست او قرار دارند و از زیر گرفتنهای جردن بروز حسابی لذت میبرد. از میان کشتیگیرهای ایرانی هم حسن یزدانی و کامران قاسمپور ورزشکارانی هستند که امیرعلی به آنها علاقهمند است.
او همچنین با تماشای کشتی قهرمانان و توجه به سبک و فنون آنها سعی میکند چیزهای تازهای یاد بگیرد و برای بهتر شدن از تجربه دیگران استفاده کند. خودش میگوید در روزهایی که ادامه مسیر دشوار میشود، داشتن الگو و همراهی نزدیکان به او کمک میکند تا انگیزهاش را حفظ کند.
مصدومیتی که میتوانست پایان راه باشد
یکی از تلخترین خاطرات امیرعلی به مسابقات جام موحد، حدود یک سال پیش برمیگردد. او در آن رقابتها با وجود کشتی گرفتن در وزن بالاتر و روبهرو شدن با حریفان دشوار، توانسته بود تا قبل از فینال پیش برود، اما در جریان مسابقه پایش در فاصله میان تشکها گیر کرد و مچ پایش پیچ خورد. همین حادثه موجب شد رباط مچ پای او پاره شود و نتواند کشتی را ادامه دهد.
این مصدومیت برای امیرعلی بسیار تلخ بود تا آنجا که ناکامی و دور شدن از هدف سبب شد مدتی به بازنگشتن به کشتی فکر کند. با این حال، حمایت خانواده، مربیاش و انگیزهای که از نزدیکانش میگرفت، او را دوباره به مسیر برگرداند. سرانجام، کسب مدال طلای جهان به یکی از مهمترین نتایج این بازگشت تبدیل شد؛ موفقیتی که نشان داد مصدومیت نتوانسته مسیر ورزشی او را برای همیشه متوقف کند.
تجربه تازه در اردوی بزرگسالان
به نظر امیرعلی دعوت به اردوی تیم ملی بزرگسالان، فرصت تازهای برایش فراهم کرده تا در کنار کشتیگیرانی باتجربهتر تمرین کند. او تفاوت اصلی این رده را در تجربه میبیند؛ کشتیگیران بزرگسال به دلیل حضور طولانیتر در مسابقات سطح بالا، بهتر میدانند در لحظات مختلف کشتی چه تصمیمی بگیرند و چگونه موقعیت خود را مدیریت کنند.
آرزوی جبران زحمات عزیزان
مدال طلای المپیک آرزوی بزرگ امیرعلی است. در کنار آن هم میخواهد زحمات پدر و مادر، مربی و دوست نزدیکش را جبران کند؛ کسانی که در روزهای سخت کنارش بودهاند و به او برای ادامه دادن انگیزه دادهاند. این احساس مسئولیت، یکی از دلایل اصلی او برای ماندن در کشتی و تلاش برای موفقیتهای بیشتر است.
توصیهاش به نوجوانانی که تازه کشتی را آغاز کردهاند، این است «مسیر قهرمانی سختیهای زیادی دارد و کسی که تصمیم میگیرد وارد این راه شود، باید برای ادامه دادن آماده باشد. نباید با اولین خستگی، ناکامی یا مانع از مسیر کنار بکشند».
شاید ارزشمندترین بخش داستان این دو قهرمان، نه فقط مدالهایی باشد که بدست آوردهاند، بلکه مسیری باشد که برای رسیدن به آنها پیمودهاند؛ مسیری آمیخته با تلاش، ناکامی، بازگشت و امید. دو نوجوان با دو داستان متفاوت که یک نقطه مشترک دارند: باور به اینکه قهرمانی فقط رسیدن به سکوی نخست نیست، بلکه توان ادامه دادن در روزهای دشوار و حفظ همان فروتنی و انگیزهای بوده که راه را از کودکی تا قلههای جهان برایشان هموار کرده است.





نظر شما