هجرت امام علی بن موسی الرضا علیهالسلام از مدینه منوره به خراسان، حادثهای سیاسی و گذرا نبود، بلکه یکی از بزرگترین هجرتهای رسالتمحور به شمار میرود که تحولی عظیم در تاریخ امامت و امت اسلامی پدید آورد و در گسترش مکتب اهلبیت علیهمالسلام، شکلگیری پایگاه اجتماعی مؤمنان، گشودن افقهای تازه در عرصه علم و ولایت و زمینهسازی برای آینده مبارک مهدوی نقش مهمی ایفا کرد.
مأمون عباسی میخواست انتقال امام علیهالسلام به خراسان را وسیلهای برای محاصره ایشان و مهار جنبش شیعی قرار دهد؛ اما امام رضا علیهالسلام این طرح را به عرصهای برای اتمام حجت، آشکار ساختن معارف امامت و ناکام گذاشتن اهداف حکومت تبدیل کرد.
در اینجا حقیقت آیه مبارکه آشکار میشود: ﴿یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَسَعَةً﴾ «در زمین، جایگاههای فراوانی برای مقابله با دشمن و گشایش و فراخی خواهد یافت.» (نساء: ۱۰۰) «مراغمه» به معنای ناکام ساختن اهداف دشمنان و به زانو درآوردن آنان است و «سعه» به معنای گشوده شدن افقهای تازه در برابر رسالت الهی است.
این دو حقیقت در هجرت بزرگ رضوی در کنار یکدیگر تحقق یافتند: مراغمه در شکست طرح مأمون جلوهگر شد؛ سعه در گسترش علم و ولایت آشکار گردید؛ و ثمرات این هجرت در شکلگیری پایگاههای معنوی و علمی نمایان شد که در طول قرنها استمرار یافتند.
از سوی دیگر، خراسان که افتخار میزبانی امام رضا علیهالسلام را یافت، در روایات مربوط به نهضت مهدوی نیز جایگاهی برجسته دارد؛ زیرا روایاتی درباره پرچمهایی که از مشرق برمیخیزند و نیز درباره خراسانی و حرکت او در یاری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف وارد شده است.
در اینجا عظمت امتداد تاریخی هجرت رضوی آشکار میشود.
هجرتی که با انتقال امام علیهالسلام به خراسان آغاز شد، در محدوده همان عصر پایان نیافت؛ بلکه آثار علمی، معنوی و اجتماعی آن در طول تاریخ گسترش پیدا کرد، تا آنجا که خراسان به یکی از عرصههای مهم در روایات مربوط به زمینهسازی ظهور تبدیل گردید.
بر این اساس، پژوهش حاضر بر شش محور بزرگ استوار است:
1.وراثت هجرتهای پیامبران.
2.رضا و تسلیم در برابر قضا و قدر الهی.
3.مراغمه سیاسی و ناکام ساختن دشمن.
4.گشایش و ثمرات الهی هجرت.
5.ایجاد پایگاه اجتماعی مؤمنان.
6.امتداد مهدوی هجرت و ظهور پرچمهای خراسانی.
بخش نخست: هجرت رضوی و وراثت هجرتهای پیامبران
حضرت ابراهیم خلیل علیهالسلام فرمود: ﴿إِنِّی مُهَاجِرٌ إِلَیٰ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ﴾
«من به سوی پروردگارم هجرت میکنم؛ زیرا او شکستناپذیر و حکیم است.» (عنکبوت: ۲۶)
و نیز فرمود: ﴿وَقَالَ إِنِّی ذَاهِبٌ إِلَی رَبِّی سَیَهْدِینِ﴾ «و گفت: من به سوی پروردگارم میروم و او مرا هدایت خواهد کرد.» (صافات: ۹۹)
خداوند متعال نیز میفرماید: ﴿وَنَجَّیْنَاهُ وَلُوطًا إِلَی الْأَرْضِ الَّتِی بَارَکْنَا فِیهَا لِلْعَالَمِینَ﴾ «و او و لوط را به سرزمینی که برای جهانیان در آن برکت قرار داده بودیم، نجات دادیم.» (انبیاء: ۷۱)
این آیات حقیقتی اساسی را درباره هجرتهای پیامبران آشکار میسازند: هجرت، فراتر از جابهجایی جغرافیایی، حرکتی الهی برای حفظ توحید، اتمام حجت، گسترش دایره هدایت و آماده ساختن زمین برای تحقق اهداف پروردگار است. یکی از لطایف قرآنی آن است که حضرت ابراهیم علیهالسلام نفرمود: «من به سرزمین معینی هجرت میکنم»، بلکه فرمود: ﴿إِنِّی مُهَاجِرٌ إِلَی رَبِّی﴾ «من به سوی پروردگارم هجرت میکنم.» بنابراین، مقصد حقیقی هجرت را خداوند سبحان قرار داد و سرزمین را عرصه تحقق آن هدف معرفی کرد.
این حقیقت نشان میدهد که ارزش هجرت با مسافتی که مهاجر طی میکند سنجیده نمیشود، بلکه عظمت طرحی که هجرت حامل آن است و آثاری که در مسیر هدایت بشر بر جای میگذارد، معیار ارزش آن خواهد بود.
از اینجا به یکی از اسرار بزرگ هجرت رضوی میرسیم؛ رازی که در مفهوم «وراثت پیامبران» جلوهگر میشود.
در زیارت امام رضا علیهالسلام آمده است:
«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ نُوحٍ نَبِیِّ اللَّهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ إِبْرَاهِیمَ خَلِیلِ اللَّهِ». «سلام بر تو ای وارث آدم، برگزیده خداوند؛ سلام بر تو ای وارث نوح، پیامبر خدا؛ سلام بر تو ای وارث ابراهیم، دوست خداوند.»
این وراثت تنها به نسب و پیوند خانوادگی محدود نمیشود، بلکه علم، حکمت، هدایت، مقامات قرب الهی و مسئولیت رهبری بشریت را نیز دربرمیگیرد.
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُودَ﴾ «و سلیمان وارث داوود شد.» (نمل: ۱۶) و نیز میفرماید: ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْکِتَابَ الَّذِینَ اصْطَفَیْنَا مِنْ عِبَادِنَا﴾ «سپس کتاب را به کسانی از بندگانمان که برگزیدیم، به میراث سپردیم.» (فاطر: ۳۲)
اما در اینجا رازی عمیقتر وجود دارد که فراتر از این سخن است که امام رضا علیهالسلام اهداف هجرتهای پیامبران را به ارث برده یا هجرت ایشان عصاره هجرتهای پیشین بوده است. حقیقت آن است که طرح محمدی ـ علوی، اصل و غایت حرکت رسالتهای الهی است و هجرتهای پیامبران، مراحل مقدماتی برای آشکار شدن حقایق این طرح بزرگ الهی بودهاند.
پیامبران علیهمالسلام نشانههای هدایت و اسرار حرکت الهی را از انوار محمد و آل محمد علیهمالسلام دریافت کرده و در هجرتهای خود مراتبی از آن طرح را به نمایش گذاشتهاند، تا انسان در طول تاریخ برای شناخت هجرت بزرگی آماده شود که حقایق ولایت و آثار آن در آینده بشریت در آن تجلی مییابد.
از این منظر، هجرت حضرت ابراهیم علیهالسلام و هجرتهای دیگر پیامبران، الگوهای تربیتی و رسالتمحوری بودند که قوانین هجرت الهی را به انسان میآموختند؛ قوانینی همچون:
حرکت از تنگنا به سوی گشایش.
عبور از محاصره به سوی مراغمه و ناکام ساختن دشمن.
گذر از استضعاف به سوی قدرتیابی و حاکمیت.
به این ترتیب، بشریت برای شناخت جایگاه عظیم هجرت امام رضا علیهالسلام و اسراری که این هجرت در حرکت امامت و زمینهسازی ظهور مهدوی دربردارد، آماده میشود.
در اینجا شایسته است مفهوم وراثت را از زاویه دیگری نیز بررسی کنیم.
وراثت امام رضا علیهالسلام از پیامبران به این معنا نیست که حضرت چیزی را از آنان دریافت کرده باشد که پیشتر فاقد آن بوده است؛ بلکه حقیقت جامع و فراگیری که رسالتها و هجرتهای آنان برای ظهور آن زمینهسازی میکردند، در شخصیت و حرکت امام علیهالسلام آشکار گردید.
پیامبران پیشین مراتبی از طرح الهی را تحقق بخشیدند و اهلبیت علیهمالسلام حامل کمال و غایت آن طرح هستند؛ طرحی که سرانجام به حکومت جهانی مهدوی میانجامد و در آن، اهداف تمامی رسالتهای الهی تحقق مییابد.
خداوند متعال میفرماید: ﴿وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ﴾ «و اراده کردهایم بر کسانی که در زمین به استضعاف کشیده شدهاند منت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان قرار دهیم.» (قصص: ۵)
و نیز میفرماید: ﴿وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ﴾ «و بهراستی در زبور، پس از ذکر، نوشتیم که زمین را بندگان شایسته من به ارث خواهند برد.» (انبیاء: ۱۰۵) مفهوم وراثت در این آیات، افقی فراتر از حفظ میراث گذشته را در برابر ما میگشاید؛ افقی که به تحقق وعده الهی در آینده مربوط میشود.
از این رو، دو نوع وراثت مطرح است: نخست: وراثت علم و هدایت. دوم: وراثت زمین و تحقق حاکمیت الهی. این دو وراثت در طرح محمدی ـ علوی به یکدیگر میپیوندند؛ طرحی که مراحل آن بهتدریج تکامل مییابد تا سرانجام در ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به غایت نهایی خود برسد.
بر این اساس، هجرتهای پیامبران علیهمالسلام زمینهای برای آشنایی بشریت با حقایق هجرت و ولایت بودند و هجرت بزرگ رضوی، مرحلهای عظیم از آن طرح را آشکار ساخت و راه را برای امتداد مهدوی آن گشود.
پس پیامبران با هجرتهای خود زمینه شناخت هجرت رضوی را فراهم کردند و هجرت رضوی نیز با آثار علمی، معنوی و اجتماعی خویش، زمینهساز آینده مهدوی گردید.
به این ترتیب، آغاز حرکت رسالتهای الهی به غایت بزرگ آن، یعنی حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، پیوند میخورد. و این نخستین راز عظمت هجرت رضوی است.
بخش دوم: امام رضا علیهالسلام و رضایت به قضا و قدر الهی
یکی از ویژگیهای عظیمی که باید در مرکز بررسی هجرت رضوی قرار گیرد، ویژگی نام خود امام علیهالسلام، یعنی «رضا» است.
این نام، ابعاد عمیق اعتقادی و تربیتی دارد و با تسلیم در برابر خداوند سبحان و رضایت به قضا و قدر الهی ارتباط پیدا میکند.
از امام جواد علیهالسلام درباره علت نامگذاری پدر بزرگوارشان به «رضا» نقل شده است که خداوند تبارک و تعالی ایشان را رضا نامید؛ زیرا در آسمان، مورد رضایت خداوند و در زمین، مورد رضایت رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم و امامان علیهمالسلام بود.
همچنین در روایت آمده است که مخالفان و دشمنان ایشان، همانگونه که موافقان و دوستانشان به ایشان رضایت داشتند، به آن حضرت رضایت دادند. در اینجا معنای بزرگی آشکار میشود که با هجرت امام علیهالسلام پیوند دارد.
امام رضا علیهالسلام تحت فشار حکومت عباسی از مدینه خارج شد، اما به ابزاری در دست حکومت تبدیل نگردید؛ بلکه استقلال جایگاه امامت را حفظ کرد و در دشوارترین شرایط، تکلیف الهی خویش را به انجام رساند.
خداوند متعال میفرماید: ﴿رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ﴾ «خداوند از آنان خشنود است و آنان نیز از خداوند خشنودند.» (بینه: ۸)
و نیز میفرماید: ﴿قُلْ لَنْ یُصِیبَنَا إِلَّا مَا کَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ﴾ «بگو: هرگز چیزی جز آنچه خداوند برای ما مقرر کرده است به ما نخواهد رسید؛ او سرپرست ماست و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند.» (توبه: ۵۱)
همچنین میفرماید: ﴿مَا أَصَابَ مِنْ مُصِیبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَمَنْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ یَهْدِ قَلْبَهُ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ﴾ «هیچ مصیبتی جز به اذن خداوند رخ نمیدهد و هر کس به خدا ایمان آورد، خداوند قلب او را هدایت میکند و خداوند به همه چیز داناست.» (تغابن: ۱۱) این آیات نشان میدهند که مؤمن، حوادث را تنها از دریچه اسباب ظاهری آنها نمینگرد، بلکه در ورای اسباب، حکمت و تدبیر الهی را مشاهده میکند. این حقیقت در امام معصوم علیهالسلام به عالیترین مرتبه خود میرسد.
امام رضا علیهالسلام به تدبیر خداوند سبحان راضی بود، بر حق استوار میماند و در تمامی شرایط به تکلیف الهی خود عمل میکرد. در اینجا تفاوت میان رضایت به قضای الهی و رضایت به رفتار ستمگر آشکار میشود. رضایت به قضای الهی به معنای تأیید ظلم، کنار گذاشتن مسئولیت یا تسلیم شدن در برابر باطل نیست.
بلکه معنای آن این است که انسان در اطاعت خداوند ثابتقدم بماند، به حکمت او اطمینان داشته باشد و در برابر آزمایشها و سختیها شکست نخورد. خداوند متعال میفرماید: ﴿وَلِرَبِّکَ فَاصْبِرْ﴾ «و برای پروردگارت شکیبایی کن.» (مدثر: ۷)
و نیز میفرماید: ﴿وَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ فَإِنَّکَ بِأَعْیُنِنَا﴾ «و در برابر حکم پروردگارت شکیبا باش؛ زیرا تو در برابر دیدگان مایی.» (طور: ۴۸)
راز مهم هجرت رضوی
در اینجا به یکی از اسرار مهم هجرت رضوی میرسیم. امام رضا علیهالسلام در هجرت خویش، مقام عظیمی از رضایت به قضا و قدر الهی را آشکار ساخت و شرایط تحمیلشده بر خود را به عرصهای برای انجام تکلیف الهی، اتمام حجت و نشر معارف امامت تبدیل کرد.
بنابراین:
امام علیهالسلام به خداوند راضی بود، اما به ظلم رضایت نداشت. تسلیم فرمان الهی بود، اما به باطل مشروعیت نمیبخشید. در برابر ابتلا و سختیها شکیبا بود، اما صبر را به حرکتی علمی و رسالتمحور تبدیل میکرد. و این یکی از بزرگترین درسهایی است که هجرت رضوی به امت اسلامی میآموزد.
بخش سوم: مراغمه بزرگ و شکست طرح مأمون
خداوند متعال میفرماید: ﴿یَجِدْ فِی الْأَرْضِ مُرَاغَمًا کَثِیرًا وَسَعَةً﴾ «در زمین، جایگاههای فراوانی برای مقابله با دشمن و گشایش و فراخی خواهد یافت.» (نساء: ۱۰۰) مفهوم «مراغمه» یکی از مهمترین مفاهیم قرآنی است که حقیقت هجرت رضوی را آشکار میسازد. مأمون میخواست انتقال امام علیهالسلام به خراسان را وسیلهای برای تضعیف جنبش شیعی، وارد کردن امام در چارچوب قدرت عباسی و بهرهبرداری از جایگاه معنوی ایشان برای مهار مخالفان حکومت قرار دهد.
اما امام رضا علیهالسلام با تدبیری عظیم در برابر این طرح ایستادگی کرد. امام شهید قدس سره در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» بیان میکند که مأمون در پی ریشهکن کردن درخت تشیع بود و مسئله ولایتعهدی، رویارویی سیاسی سرنوشتسازی میان طرح حکومت عباسی و طرح امامت به شمار میرفت.
ایشان توضیح میدهد که امام رضا علیهالسلام توانست در این رویارویی بر مأمون غلبه کند و سال ۲۰۱ هجری به یکی از پربرکتترین و پربارترین سالهای تاریخ تشیع تبدیل شد.
این نتیجه از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.
مأمون میخواست امام علیهالسلام را محاصره کند، اما حضور امام موجب گسترش شناخت مردم نسبت به ایشان شد.
میخواست جنبش شیعی را تضعیف کند، اما این جنبش نیروی معنوی تازهای به دست آورد.
میخواست امامت را تابع حکومت قرار دهد، اما امام علیهالسلام استقلال مقام امامت را از حکومت عباسی آشکار ساخت.
در اینجا مفهوم قرآنی «مراغمه» با تمام معنای خود جلوهگر میشود.
مراغمه تنها به شکست نظامی دشمن محدود نمیشود، بلکه به معنای ناکام ساختن اهداف او و تبدیل اقدامات دشمن به نتایجی برخلاف خواستههای اوست.
مأمون میخواست امام علیهالسلام را از مدینه به خراسان منتقل کند تا ایشان را در آن سرزمین محاصره و محدود سازد؛ اما خراسان به عرصهای گسترده برای انتشار معارف و ولایت امام رضا علیهالسلام تبدیل شد.
و این یکی از بزرگترین اسرار هجرت رضوی است.



نظر شما