تحولات منطقه

کتاب «او فاطمه است» نوشته زهره یزدان‌پناه قره‌تپه، در تحلیل «ادبیات فاطمی»، در سه ساحت حیات و شخصیت، حکمت و معارف و بازتاب جایگاه حضرت زهرا(س) در نگاه دیگران، تلاشی برای نزدیک کردن میراث پژوهشی فاطمی به مخاطب عمومی است.

«او فاطمه است»؛ میراث اندیشه فاطمی در دسترس مخاطب عمومی
زمان مطالعه: ۲۶ دقیقه

معرفی شخصیت‌های قدسی، هنگامی به شناختی عمیق و ماندگار می‌انجامد که از بازگویی فضائل و حوادث تاریخی فراتر رود و نسبت میان اندیشه، رفتار و سبک زندگی آنان را آشکار سازد.

در «ایام فاطمیه» این‌بار با اثری روبه‌رو هستیم که می‌کوشد از مرز روایت زندگی «حضرت فاطمه(س)» فراتر رود و سیمای ایشان را در پیوندی میان تاریخ، سیره، اندیشه، فضائل و معارف اسلامی بازشناسد.

کتاب «او فاطمه است» در زمره کاروان گران‌سنگ «ادبیات دینی» و بازتابی از تجلی «مکتب فاطمی» از این منظر، تنها کتابی برای بازگویی فرازهای زندگی دختر گرامی «حضرت محمد(ص) نیست»؛ بلکه تلاشی است برای بازخوانی منظومه‌ای از باورها، رفتارها و فضیلت‌هایی که «شخصیت فاطمی» را به الگویی فراتاریخی و فرازمانی بدل کرده است.

نکته مهم درباره این اثر که بازتابی مداقه‌گون بر روایت بلندای «فرهنگ فاطمی» به شمار می‌رود، نسبت آن با «دانشنامه فاطمی» است؛ مجموعه‌ای پژوهشی که پشتوانه محتوایی کتاب قرار گرفته و نویسنده کوشیده است بخشی از آن معارف گسترده را در قالبی روان‌تر و متناسب با مخاطب عمومی عرضه کند. همین انتخاب، پرسشی مهم را پیش روی خواننده می‌گذارد و آن اینکه چگونه می‌توان از دل انبوه داده‌های تاریخی و کلامی، تصویری زنده و قابل‌فهم از شخصیتی ارائه کرد که نه‌تنها در حافظه دینی مسلمانان، بلکه در قلمرو ادبیات، فرهنگ و اندیشه نیز حضوری ماندگار دارد؟

در روزگار ما که سخن از «هویت زن»، نسبت «زن» با «خانواده» و «جامعه»، امکان کُنشگری اجتماعی و تعریف الگوهای زنانه در میان است، بازخوانی شخصیت «حضرت فاطمه(س)» نمی‌تواند به تکرار فضائل و مناقب محدود بماند. مسئله اصلی، کشف پیوند میان «معرفت» و «زندگی» در سیره ایشان است؛ پیوندی که در آن عبادت از مسئولیت اجتماعی جدا نیست؛ «مادری» با تربیت و آگاهی معنا می‌یابد؛ «همسری» به معنای مشارکت در ساختن یک زندگی مؤمنانه است و دفاع از حقیقت، در کنار «مهرورزی» و «عاطفه»، جایگاهی بنیادین دارد.

به مناسبت «ایام فاطمیه» و در امتداد پرداخت به «میراث مکتوب فاطمی» به سراغ کتابی رفته ایم که می‌خواهد «حضرت زهرا(س)» را نه در حصار یک روایت تاریخی، بلکه در گستره‌ای از سیره و معرفت معرفی کند؛ روایتی که ظرفیت آن را دارد تا هم به شناخت دقیق‌تر «بانوی بزرگ اسلام» یاری رساند و هم نسبت میان «ادبیات دینی»، روایت شخصیت‌های قدسی و نیازهای انسان معاصر را به تأمل بگذارد.

از دانشنامه تا روایت؛ معماری سه‌گانه یک زندگی

پیش از ورود به محتوای کتاب «او فاطمه است»، توجه به خاستگاه آن برای ارزیابی جایگاه اثر ضروری است. «او فاطمه است؛ گوهر هستی و تراز سبک زندگی» در سال ۱۴۰۱ از سوی «مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر» منتشر شده و «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» در مقام بازآفرین و بازنویس آن شناخته می‌شود. پشتوانه اصلی کتاب، سه جلد نخست «دانشنامه فاطمی» است؛ مجموعه‌ای پژوهشی از «انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی» که به حیات، شخصیت، فضائل و معارف «حضرت فاطمه زهرا(س)» اختصاص دارد.

این نکته از آن جهت اهمیت دارد که با اثری مواجه نیستیم که نویسنده در آن تنها بر پایه مطالعات پراکنده یا برداشت‌های شخصی، زندگی «حضرت زهرا(س)» را روایت کرده باشد. کتاب «او فاطمه است» بر شالوده کاری پژوهشی و گسترده استوار است؛ هرچند باید میان «دانشنامه مرجع» و اثری که از محتوای آن برای مخاطب عمومی بازآفرینی شده است، تمایز قائل شد.

مجلدات «دانشنامه فاطمی» حاصل حدود یک دهه فعالیت علمی و مشارکت جمعی از پژوهشگران و استادان حوزه و دانشگاه است. بنا بر توضیحات «حجت‌الاسلام ابوالقاسم مقیمی‌حاجی»؛ رئیس پژوهشکده دانشنامه‌نگاری دینی «برای تدوین این مجموعه به حدود دو هزار و ۳۰۰ منبع معتبر و دست‌اول مراجعه شده و ۹۶ نویسنده، ۱۰۵ ارزیاب علمی و ۴۰ ویراستار در فرایند تولید آن مشارکت داشته‌اند.» «دانشنامه فاطمی» در شش جلد سامان یافته که سه جلد نخست آن به زندگی، فضائل، شخصیت و افکار «حضرت زهرا(س)» و سه جلد دیگر به مباحث حقوقی و اجتماعی «زن در روزگار معاصر» می‌پردازد.

بنابراین، انتخاب این مجموعه به‌عنوان پشتوانه محتوایی کتاب «او فاطمه است»، به‌تنهایی واجد اهمیت است؛ زیرا نویسنده -زهره یزدان‌پناه قره‌تپه- از منبعی بهره گرفته که در آن زندگی «حضرت فاطمه(س)» نه به‌صورت مجموعه‌ای از خاطرات و حوادث پراکنده، بلکه در پیوند میان «تاریخ»، «سیره»، «حکمت»، «اخلاق» و «مناسبات اجتماعی» بررسی شده است.

خانم «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» در مقام پژوهشگر و راقم کتاب «او فاطمه است» در مقدمه این اثر و در توضیح شیوه نگارش کتاب، به «دشواری تبدیل محتوای علمی و استدلالی دانشنامه به متنی قابل‌فهم برای مخاطب عمومی اشاره کرده و مخاطبان اصلی را زنان و دختران، جوانان و قشر دانشگاهی معرفی کرده» است و وی می‌نویسد: «سرآمد حاصل آنها، نثر روان و ساده‌نویسی و همچنین به‌رغم مطالب جدی و استدلالی در فرازهای معارف اعتقادی متن، حتی‌المقدور، توأم کردن با نثر ادبی به قلم نگارنده است، به همراه پایبندی به مستندات.»

این توضیح، در حقیقت کلید ورود به جهان کتاب «او فاطمه است» به شمار می‌رود. نویسنده (زهره یزدان‌پناه قره‌تپه) می‌خواهد میان دو ضرورت ارتباط برقرار کند؛ از یک‌سو، حفظ اعتبار علمی و استنادی مطالب و از سوی دیگر، فراهم آوردن امکان ارتباط مخاطبی که لزوماً فرصت یا توان مطالعه یک دانشنامه تخصصی چندجلدی را ندارد. ساختار کتاب «او فاطمه است» نیز بر همین مبنا شکل گرفته است.

در نگاهی کلی می‌توان گفت که کتاب «او فاطمه است» به قلم و کوشش «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه»، در سه بخش اصلی تنظیم شده است:

۱) حیات و شخصیت فاطمه(س)

شامل زندگینامه، سیره، اوصاف، فضائل و منزلت و حوادث پس از رحلت حضرت محمد(ص).

۲) حکمت و معارف فاطمه(س)

شامل منابع معارف، معارف نظری و معارف عملی از دیدگاه فاطمی.

۳) «فاطمه(س)» در دیدگاه‌ها

شامل بازشناسی شخصیت ایشان از منظر دیگران و بررسی جایگاه آن حضرت در منابع.

این تقسیم‌بندی، از همان ابتدا نشان می‌دهد که نویسنده (زهره یزدان‌پناه قره‌تپه) قصد ندارد تنها به توالی تاریخی وقایع بسنده کند. حرکت از حیات به معرفت و سپس عبور به بازتاب شخصیت حضرت در نگاه دیگران و منابع، نوعی حرکت از «شناخت بیرونی» به «شناخت درونی» و از «روایت زندگی» به فهم «جایگاه تاریخی و معنوی حضرت فاطمه(س)» است.

در بخش نخست کتاب «او فاطمه است»؛ خواننده با فرازهای زندگی «حضرت زهرا(س)» از تولد و دوران کودکی تا زندگی در کنار پدر، ازدواج با امیرالمؤمنین(ع)، مادری و حوادث پس از رحلت پیامبر(ص) همراه می‌شود. اهمیت این بخش در آن است که زندگی بانوی اسلام را از پیوندهای انسانی و خانوادگی ایشان جدا نمی‌کند.

«حضرت فاطمه(س)» در این روایت، هم دختر پیامبر و محرم راز و رنج‌های پدر است، هم همسر امیرالمؤمنین(ع)، هم مادر امام حسن(ع)، امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) و هم شخصیتی برخوردار از هویت و کُنشِ مستقل دینی و اجتماعی.

در اینجا یکی از ظرفیت‌های مهم کتاب «او فاطمه است» آشکار می‌شود و آن اینکه امکان دیدن شخصیتی در چند نسبت و ساحت، بدون آنکه هیچ‌یک از این نسبت‌ها تمام هویت او را در خود محصور کند. در واقع، دختر پیامبر بودن، همسری، مادری و حضور در متن حوادث اجتماعی، اجزای جداگانه و بی‌ارتباط با یکدیگر نیستند؛ بلکه در منظومه شخصیتی «حضرت زهرا(س)»، هر یک جلوه‌ای از یک حقیقت واحد به شمار می‌روند.

این نگاه به‌ویژه در بررسی زندگی مشترک حضرت با امام علی(ع) اهمیت دارد. زندگی این دو شخصیت را نمی‌توان تنها در چارچوب روایتی عاطفی از ازدواجی مقدس خلاصه کرد. آنچه این پیوند را در تاریخ اسلام ممتاز می‌سازد، همراهی دو انسان در مسیر بندگی، مسئولیت‌پذیری، دشواری‌های زیست اجتماعی و دفاع از حقیقت است. خانه‌ای که در آن حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) زندگی می‌کنند، در عین سادگی و محدودیت امکانات، کانون تربیت انسان‌هایی می‌شود که تاریخ اسلام را دگرگون می‌کنند.

در چنین روایتی، همسری نه به معنای انفعال و چشم‌پوشی از هویت فردی، بلکه به معنای مشارکت در مسیری مشترک است. «حضرت زهرا(س)» در کنار «امام علی(ع)»، شخصیتی صاحب اندیشه، اراده و مسئولیت است و همین ویژگی، امکان بازخوانی متفاوتی از مفهوم خانواده در فرهنگ اسلامی فراهم می‌کند.

بخش نخست کتاب «او فاطمه است» همچنین با پرداختن به حوادث پس از رحلت پیامبر(ص)، از محدوده روایت‌های تنها خانوادگی عبور می‌کند. این قسمت از آن جهت اهمیت دارد که نمی‌توان شخصیت «حضرت فاطمه(س)» را بدون درک موضع ایشان در برابر تحولات سیاسی و اجتماعی پس از رحلت پدر بازشناخت. بانویی که در کنار پدر و همسر خود در متن شکل‌گیری جامعه اسلامی حضور داشته، پس از رحلت پیامبر نیز نسبت به سرنوشت امت و آینده مسیر رسالت بی‌تفاوت نمی‌ماند.

در حقیقت، یکی از وجوه ممتاز شخصیت «حضرت فاطمه(س)»، جمع میان «عاطفه» و «بصیرت» است. او در عین برخورداری از لطافت روحی و پیوند عمیق عاطفی با پدر، همسر و فرزندان، در بزنگاه‌های تاریخی از موضع اعتقادی و مسئولیت اجتماعی خود عقب‌نشینی نمی‌کند. این همان نقطه‌ای است که شناخت «سیره فاطمی» را از یک مطالعه صرفاً عاطفی به عرصه‌ای برای فهم نسبت ایمان، آگاهی و مسئولیت تبدیل می‌کند.

هنوز آماده نیست//// وقتی تاریخ به معرفت می‌رسد؛ بازخوانی سیمای فاطمی در «او فاطمه است»

«ادبیات فاطمی»؛ از ستایش چهره قدسی تا روایت یک شخصیت زنده

یکی از دشواری‌های دیرپای «ادبیات دینی»، به‌ویژه در روایت زندگی شخصیت‌های قدسی، یافتن تعادل میان «زبان ستایش» و «زبان شناخت» است. در بسیاری از آثار مذهبی، عظمت شخصیت موضوع روایت چنان برجسته می‌شود که گاه جزئیات زندگی، تصمیم‌ها، مناسبات انسانی و زمینه‌های تاریخی در سایه آن قرار می‌گیرند. نتیجه چنین رویکردی ممکن است متنی سرشار از عبارات ستایش‌آمیز باشد که با وجود برخورداری از عاطفه و ارادت، فرصت کافی برای شناخت ابعاد مختلف شخصیت به خواننده نمی‌دهد.

البته زبان ستایش در «ادبیات فاطمی» جایگاهی انکارناپذیر دارد. «شعر»، «مرثیه»، نثر ادبی» و «روایت‌های آیینی»، هر یک سهمی در حفظ و انتقال محبت و معرفت «حضرت زهرا(س)» داشته‌اند. اما «ادبیات فاطمی» هنگامی به بلوغ معرفتی می‌رسد که از وصف فضائل فراتر برود و بتواند چرایی این فضائل، زمینه‌های ظهور آنها و نسبتشان با زندگی انسان را نیز بازنمایی کند.

در این میان، میان دو شیوه روایت باید تفاوت گذاشت؛ یکی «روایت عاطفی» که مخاطب را با مصائب و مظلومیت حضرت همراه می‌کند و دیگری «روایت معرفتی» که می‌کوشد شخصیت، اندیشه، سیره و مواضع ایشان را در بستر تاریخ و فرهنگ اسلامی بشناساند. این دو شیوه در تعارض با یکدیگر نیستند؛ بلکه هر کدام بخشی از حقیقتی را آشکار می‌کنند که بدون دیگری ممکن است ناتمام بماند.

کتاب «او فاطمه است» بیش از آنکه در قلمرو روایت داستانی و بازسازی ادبی حوادث قرار بگیرد، در حوزه نثر دینی و معرفی مستند شخصیت «حضرت زهرا(س)» جای می‌گیرد. بنابراین نباید از آن انتظار داشت که همچون رمان‌های تاریخی، با شخصیت‌پردازی داستانی، گفت‌وگوهای بازآفرینی‌شده و فضاسازی‌های روایی، مخاطب را به جهان حوادث ببرد. امتیاز اصلی آن در سامان دادن به اطلاعات و معارف و تبدیل محتوای تخصصی به متنی عمومی‌تر است.

از این منظر، تلاش نویسنده (زهره یزدان‌پناه قره‌تپه) برای به‌کارگیری «نثر ادبی» در کنار زبان ساده و استدلالی، انتخابی قابل‌توجه است. در «ادبیات دینی»، زبان نباید تنها و تنها حامل اطلاعات باشد؛ باید بتواند میان دانسته‌های ذهنی و دریافت عاطفی مخاطب نیز ارتباط برقرار کند. خواننده باید هم از زندگی حضرت آگاه شود و هم امکان تأمل در معنا و پیام آن را پیدا کند.

البته همین انتخاب، مسئولیتی مضاعف بر دوش نویسنده کتاب «او فاطمه است» می‌گذارد. نثر ادبی در معرفی شخصیت‌های دینی نباید به آرایه‌پردازی‌های بی‌ارتباط با محتوای تاریخی و معرفتی تبدیل شود. زیبایی زبان هنگامی ارزشمند است که به فهم دقیق‌تر موضوع کمک کند، نه آنکه جای خالی تحلیل یا استناد را بپوشاند. از همین رو، تأکید «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» (نویسنده کتاب او فاطمه است) بر پایبندی به مستندات، نکته‌ای تعیین‌کننده در ارزیابی روش اوست.

این مسئله در نسبت با «ادبیات فاطمی» اهمیت بیشتری پیدا می‌کند؛ زیرا «حضرت زهرا(س)» از جمله شخصیت‌هایی هستند که درباره ایشان حجم گسترده‌ای از آثار تاریخی، روایی، کلامی و ادبی پدید آمده است. از «خطبه فدکیه» و «میراث روایی» ایشان تا «شعرهای فارسی و عربی»، همواره تلاش شده است ابعاد مختلف شخصیت آن حضرت در قالب‌های گوناگون بازنمایی شود.

«خطبه فدکیه» در این میان نمونه‌ای برجسته از پیوند زبان، معرفت و کُنشِ اجتماعی است. این خطبه تنها متنی برای بیان یک مطالبه یا اعتراض تاریخی نیست؛ در ساختار و محتوای خود، حامل معارف توحیدی، تبیین جایگاه نبوت، فلسفه برخی احکام، مسئولیت جامعه و نسبت میان حق و عدالت است. چنین متنی نشان می‌دهد که در «ساحت فاطمی»؛ زبان و اندیشه از یکدیگر جدا نیستند و سخن گفتن خود می‌تواند صورتی از مسئولیت‌پذیری اجتماعی باشد.

به همین اعتبار، کتابی که می‌خواهد «حضرت زهرا(س)» را در گستره حیات و معارف معرفی کند، ناگزیر باید از توصیف ظاهری و عاطفی فراتر برود و خواننده را به فهم این پیوند برساند. کتاب «او فاطمه است» با اختصاص بخش مستقلی به حکمت و معارف فاطمی، در همین مسیر گام برمی‌دارد.

هنوز آماده نیست//// وقتی تاریخ به معرفت می‌رسد؛ بازخوانی سیمای فاطمی در «او فاطمه است»

«حکمت و معارف فاطمی»؛ جایی که «سیره» به «اندیشه» می‌رسد

شاید مهم‌ترین امتیاز ساختاری کتاب «او فاطمه است» به قلم و کوشش «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» را باید در بخش دوم آن جست‌وجو کرد؛ بخشی که با عنوان «حکمت و معارف فاطمه(س)» از زندگی‌نامه و گزارش حوادث فاصله می‌گیرد و به جهان فکری و معرفتی «حضرت زهرا(س)» وارد می‌شود.

این بخش از سه محور «منابع معارف»، «معارف نظری» و «معارف عملی» تشکیل شده است. چنین تفکیکی از نظر روش معرفی شخصیت‌های دینی اهمیت دارد؛ زیرا شناخت یک انسان کامل، تنها با اطلاع از آنچه انجام داده است حاصل نمی‌شود. باید دانست چه مبانی اعتقادی، چه نوع جهان‌بینی و چه دستگاه اخلاقی و معرفتی در پس رفتار و تصمیم‌های او قرار داشته است.

در حقیقت، اگر بخش نخست کتاب «او فاطمه است» به این پرسش پاسخ می‌دهد که «حضرت فاطمه(س)» چگونه زیستند، بخش دوم این اثر می‌خواهد روشن کند که این شیوه زیستن بر چه بنیان‌های فکری و اعتقادی استوار بوده است.

این تمایز در شناخت شخصیت «حضرت زهرا(س)» اهمیت ویژه‌ای دارد. گاه در روایت‌های عمومی، عبادت، عفاف، مهربانی، ایثار و فداکاری ایشان به‌عنوان مجموعه‌ای از فضائل مستقل معرفی می‌شوند؛ حال آنکه در منظومه معرفتی اسلام، هیچ‌یک از این ویژگی‌ها جدا از یکدیگر نیستند. «عبادت»؛ حاصل شناخت و بندگی آگاهانه است؛ «ایثار»؛ از نوعی جهان‌بینی توحیدی سرچشمه می‌گیرد و «مسئولیت اجتماعی» نیز امتداد باور به حق و عدالت است.

از این منظر، «سیره حضرت زهرا(س)» را نمی‌توان به چند رفتار اخلاقی یا مناسبات خانوادگی فروکاست. رفتار ایشان در خانه، در ارتباط با همسایگان، در مواجهه با محرومان، در عبادت و در موضع‌گیری‌های اجتماعی، جلوه‌های گوناگون یک منظومه فکری و اعتقادی است.

برای مثال، عبادت در زندگی «حضرت فاطمه(س)» صرفاً کناره‌گیری از جهان و پرداختن به مناسک فردی نیست. ارتباط با خداوند، سرچشمه‌ای برای اصلاح رابطه با انسان‌ها و پذیرش مسئولیت در برابر جامعه است. در چنین برداشتی، «معنویت» نه مانعی برای حضور اجتماعی، بلکه پشتوانه آن است.

همین نکته را می‌توان در مفهوم «ایثار» نیز مشاهده کرد. «ایثار» در «سیره فاطمی» تنها به معنای چشم‌پوشی از خواسته‌های شخصی نیست؛ بلکه برآمده از درک مسئولیت انسان در برابر دیگری است. انسان مؤمن، در چنین منظومه‌ای، خود را جزیره‌ای مستقل و بی‌ارتباط با سرنوشت دیگران نمی‌بیند.

از سوی دیگر، «معارف نظری و عملی حضرت زهرا(س)» را باید در پیوند با «قرآن مجید» و «سنت نبوی» فهمید. ایشان در خانه وحی پرورش یافته‌اند و نسبتشان با «قرآن»، تنها نسبت یک فرد مؤمن با کتاب آسمانی نیست. فهم «قرآن»، عمل به تعالیم آن و حضور آموزه‌های وحیانی در مناسبات فردی و اجتماعی، از محورهای مهم شناخت شخصیت ایشان است.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که در بازنمایی «شخصیت زنان بزرگ تاریخ»، گاهی وجه «عاطفی و اخلاقی» چنان برجسته می‌شود که جایگاه «علمی و معرفتی» آنها کمتر دیده می‌شود. حال آنکه «حضرت زهرا(س)» شخصیتی برخوردار از «معرفت دینی»، «قدرت استدلال»، «تسلط بر معارف وحیانی» و «توانایی تبیین مسائل اعتقادی» هستند.

از همین رو، توجه به «معارف نظری و عملی» در کتاب «او فاطمه است» به کوشش و قلم «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه»، فرصتی برای فاصله گرفتن از برداشتی تک‌بعدی از شخصیت حضرت فراهم می‌کند. مخاطب با بانویی مواجه می‌شود که در عین برخورداری از «لطافت» و «عواطف» عمیق انسانی، صاحب «اندیشه» و «معرفت» است و در بزنگاه‌های تاریخی نیز از این پشتوانه فکری برای تبیین حقیقت بهره می‌گیرد.

در اینجا می‌توان یکی از نسبت‌های مهم کتاب «او فاطمه است» با مسئله «الگوی زن مسلمان» را نیز دریافت. الگویی که تنها بر چند ویژگی ظاهری یا نقش‌های خانوادگی استوار باشد، نمی‌تواند پاسخ‌گوی نیازهای معرفتی و اجتماعی زنان در روزگار معاصر باشد. «زن مسلمان» برای شناخت جایگاه خود، علاوه بر الگوهای رفتاری، به شناخت بنیان‌های فکری و اعتقادی شخصیت‌هایی نیاز دارد که بتوانند در حوزه‌های مختلف زندگی، امکان رشد و کمال انسانی را نشان دهند.

در این معنا، «حضرت زهرا(س)» تنها الگویی برای بانوان نیستند؛ بلکه الگویی برای انسان مؤمن در نسبت با خداوند، خانواده و جامعه به شمار می‌روند. این نکته در رویکرد مجلدات «دانشنامه فاطمی» به عنوان کتاب بالینی خلق اثر پژوهشی «او فاطمه است» نیز مورد توجه قرار گرفته است.

«حجت‌الاسلام مقیمی‌حاجی» - رئیس پژوهشکده دانشنامه‌نگاری دینی - در گفت‌وگویی که پیش از این انجام داده بود با اشاره به هدف تدوین «دانشنامه فاطمی»، از «حضرت فاطمه(س)» به‌عنوان الگوی تمام‌عیار زنان و مردان یاد می‌کند» و تأکید دارد که «ابعاد اخلاقی، عبادی، معنوی، خانوادگی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی زندگی ایشان به‌صورت مستقل بررسی شده است.»

این نگاه، ظرفیت کتاب «او فاطمه است» به قلم و پژوهش «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» را از محدوده اثری مناسبتی فراتر می‌برد. خواننده می‌تواند در خلال مطالعه این اثر به این پرسش برسد که چگونه می‌توان «ایمان» را از سطح باور ذهنی به سطح رفتار روزمره منتقل کرد؟ چگونه می‌توان میان «مسئولیت خانوادگی» و «مسئولیت اجتماعی» تعادل برقرار ساخت؟ و چگونه می‌توان در عین برخورداری از «عاطفه و مهربانی»، در برابر «انحراف و بی‌عدالتی» موضعی روشن و استوار داشت؟

هنوز آماده نیست//// وقتی تاریخ به معرفت می‌رسد؛ بازخوانی سیمای فاطمی در «او فاطمه است»

زن نمونه در «سیره فاطمی»؛ فراتر از نقش‌های خانوادگی

یکی از مهم‌ترین مباحثی که در بازخوانی شخصیت «حضرت زهرا(س)» باید به آن توجه کرد، نسبت میان «زنانگی»، «هویت انسانی» و «الگوی کمال» است.

در برخی روایت‌های سنتی، معرفی «زنان بزرگ تاریخ» به چند نقش مشخص محدود می‌شود؛ دختر خوب، همسر فداکار و مادر مهربان. این ویژگی‌ها البته در جای خود ارزشمندند، اما هنگامی که تمام هویت یک «زن» در این نقش‌ها خلاصه شود، بخش مهمی از ظرفیت‌های معرفتی، اجتماعی و انسانی او نادیده می‌ماند.

«حضرت فاطمه زهرا(س)» از این منظر، نمونه‌ای ممتاز برای بازاندیشی در مفهوم «زن نمونه در فرهنگ اسلامی» هستند. ایشان در عین برخورداری از جایگاه والای خانوادگی، دارای هویت مستقل معرفتی، عبادی و اجتماعی‌اند. در شخصیت ایشان، «مادری با آگاهی»؛ «همسری با مسئولیت‌پذیری»؛ «عفاف با حضور اجتماعی» و «معنویت با کُنِشگری تاریخی» در پیوند قرار می‌گیرد.

به بیان دیگر، «سیره فاطمی» نشان می‌دهد که «کمال زنانه» را نمی‌توان در حذف یکی از ساحت‌های وجودی «مقام بانوان جست‌وجو کرد. نه خانواده باید به مانعی برای رشد معرفتی و معنوی تبدیل شود و نه حضور اجتماعی باید به معنای نادیده گرفتن اهمیت مناسبات خانوادگی تلقی شود.

«حضرت زهرا(س)» در زندگی کوتاه خود، نمونه‌ای از جمع میان این ساحت‌ها را به نمایش گذاشته‌اند. ایشان در «خانه»، همسری همراه و مادری مسئولیت‌پذیر هستند؛ در عرصه «معرفت»، شخصیتی آگاه و صاحب بیان و استدلال‌اند؛ در «عبادت»، نمونه بندگی و ارتباط با خداوند و در «عرصه اجتماعی»، بانویی مسئول و حساس نسبت به سرنوشت جامعه اسلامی به شمار می‌روند.

این ویژگی‌ها در کنار یکدیگر، تصویری از «زن مسلمان» ارائه می‌کنند که هویت او به یک نقش اجتماعی یا خانوادگی محدود نیست. در این الگو، ارزش انسان به میزان قُربِ الهی، معرفت، فضیلت و مسئولیت‌پذیری او وابسته است.

از این جهت، عنوان فرعی کتاب «او فاطمه است»، یعنی «گوهر هستی و تراز سبک زندگی»، نیز قابل تأمل است. واژه «تراز» در این عنوان، «حضرت فاطمه(س)» را در جایگاه معیاری برای سنجش کیفیت زندگی قرار می‌دهد. «تراز» بودن الگویی به معنای تقلید ظاهری از رفتارهای او نیست؛ بلکه به معنای شناخت معیارهایی است که رفتار و انتخاب‌های انسان را جهت می‌بخشند.

اگر قرار است «حضرت زهرا(س)» الگوی «زن مسلمان» باشند، باید روشن شود که این الگو در کدام عرصه‌ها قابلیت بازخوانی و بهره‌گیری دارد. «عفاف»، «صداقت»، «مسئولیت‌پذیری»، «عبادت»، «تربیت»، «عدالت‌خواهی»، «دفاع از حق»، «همدلی با محرومان» و «پایبندی به حقیقت»، هر کدام بخشی از این منظومه را تشکیل می‌دهند.

نکته مهم دیگر آن است که الگو بودن «حضرت فاطمه(س)» نباید به معنای قرار دادن ایشان در جایگاهی دست‌نیافتنی و دور از زندگی واقعی انسان‌ها تعبیر شود. عظمت شخصیت ایشان، بر حسب اتفاق باید امکان نزدیک شدن معرفتی و رفتاری به سیره آن حضرت را فراهم آورد. اگر مخاطب تنها با صفاتی ملکوتی و دور از دسترس مواجه شود، ممکن است میان خود و الگوی مورد نظر فاصله‌ای غیرقابل عبور احساس کند.

اما هنگامی که از خلال روایت‌های مستند، شیوه تصمیم‌گیری، مناسبات خانوادگی، نوع مواجهه با مسائل اجتماعی و مبانی اعتقادی حضرت بازشناسی شود، امکان الگوبرداری نیز فراهم می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که بازنویسی آثار مرجع برای مخاطب عمومی اهمیت پیدا می‌کند. «حجت‌الاسلام مقیمی‌حاجی» -رئیس پژوهشکده دانشنامه‌نگاری دینی- در گفت‌وگویی که پیش از آن ذکرش در این گزارش رفت، با اشاره به «ضرورت معرفی دقیق سیره حضرت زهرا(س)»، معتقد است که «آشنایی با شیوه زندگی ایشان می‌تواند در تقویت بنیان خانواده و مواجهه با مشکلات و ناهنجاری‌های اجتماعی مؤثر باشد.» او همچنین بر «ضرورت آشنا کردن همه اقشار جامعه، به‌ویژه نسل جوان، با ابعاد گوناگون شخصیت آن حضرت تأکید می‌کند.»

با این همه، نباید در این میان از نکته‌ای مهم غافل شد و آن اینکه «الگوی فاطمی» تنها در مناسبات خانوادگی خلاصه نمی‌شود. اگر از شخصیت «حضرت زهرا(س)» تنها و تنها تصویری از مادری مهربان و همسری فداکار ارائه شود، بخش مهمی از حقیقت تاریخی و اجتماعی زندگی ایشان مغفول خواهد ماند.

موضع‌گیری‌های ایشان در حوادث پس از رحلت پیامبر(ص)، «خطبه فدکیه» و دفاع از جایگاه ولایت، نشان می‌دهد که «زن مسلمان» در «منظومه فاطمی»، انسانی صاحب تشخیص و مسئولیت است که در برابر تحولات جامعه نیز احساس تکلیف می‌کند.

در اینجا، پیوند میان زن نمونه و مفهوم کُنِشگری اجتماعی آشکار می‌شود. «حضرت زهرا(س)» نه‌تنها در محیط خانواده، بلکه در متن تاریخ اسلام نیز حضوری اثرگذار دارند. این حضور از جنس «قدرت‌طلبی» یا «رقابت بر سر موقعیت اجتماعی» نیست؛ بلکه از باور به «مسئولیت انسان در قبال حقیقت» سرچشمه می‌گیرد.

چنین برداشتی از شخصیت حضرت، به‌ویژه برای نسل جوان اهمیت دارد؛ نسلی که در معرض روایت‌های گوناگون از «هویت زن»؛ «آزادی»؛ «مسئولیت»؛ «خانواده» و «جایگاه اجتماعی» قرار گرفته است. معرفی دقیق و مستند شخصیت «حضرت فاطمه(س)» می‌تواند به جای ارائه پاسخ‌های کلیشه‌ای، زمینه‌ای برای گفت‌وگوی معرفتی درباره این مسائل فراهم کند.

هنوز آماده نیست//// وقتی تاریخ به معرفت می‌رسد؛ بازخوانی سیمای فاطمی در «او فاطمه است»

«فاطمه(س)» در نگاه دیگران؛ بازشناسی جایگاه بانویی یگانه

بخش سوم کتاب «او فاطمه است» به قلم و کوشش «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» با عنوان «فاطمه در دیدگاه‌ها» از دو فصل تشکیل شده است: «فاطمه از نگاه» و «فاطمه در منابع.»

این بخش از نظر روش معرفی شخصیت‌های بزرگ دینی، واجد اهمیت ویژه‌ای است؛ زیرا شناخت شخصیتی تنها از طریق روایت زندگی و بررسی اندیشه‌های او صورت نمی‌گیرد. بازتاب شخصیت در نگاه معاصران، نزدیکان، نسل‌های پس از او و منابع تاریخی نیز می‌تواند به تکمیل تصویر کمک کند.

در مورد «حضرت زهرا(س)»، این شیوه شناخت اهمیت مضاعفی دارد. ایشان دختر «حضرت محمد(ص)»، همسر «امیرالمؤمنین(ع)» و مادر «امامان معصوم(ع)» هستند. بنابراین، بازخوانی جایگاه ایشان در نگاه این شخصیت‌ها، امکان شناخت وجوهی از شخصیت فاطمی را فراهم می‌کند که در روایت‌های عمومی کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند.

از منظر ادبی نیز این بخش قابل تأمل است. یکی از شیوه‌های مؤثر در معرفی شخصیت‌های بزرگ، استفاده از روایت‌های چندصدایی است؛ یعنی شخصیت اصلی تنها از زبان راوی بیرونی معرفی نشود، بلکه نگاه کسانی که با او زندگی کرده‌اند یا در دوره‌های بعد به شناخت او پرداخته‌اند نیز در ترسیم سیمای او سهم داشته باشد.

در این شیوه، شخصیت از حالت تصویری ثابت خارج می‌شود و در آینه نگاه‌های مختلف، ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند.

برای نمونه، شناخت «حضرت فاطمه(س)» از منظر «حضرت محمد(ص)»، تنها به نسبت پدر و دختری محدود نمی‌شود. این نسبت دربردارنده جایگاه معنوی و منزلت ویژه‌ای است که در روایات نبوی درباره آن حضرت بازتاب یافته است. همچنین نگاه «امیرالمؤمنین(ع)» به همسر خویش، امکان درک بخشی از مناسبات انسانی و معنوی این زندگی مشترک را فراهم می‌آورد.

در کنار این دو، نگاه فرزندان و نزدیکان حضرت نیز می‌تواند در شناخت ابعاد تربیتی، اخلاقی و خانوادگی ایشان مؤثر باشد.

اهمیت فصل «فاطمه(س) در منابع»

اما اهمیت فصل «فاطمه(س) در منابع» در جای دیگری است. بازخوانی منابع تاریخی و روایی، به‌ویژه در موضوعی که طی قرن‌ها محل توجه عالمان و مورخان مسلمان بوده، امکان مقایسه و بررسی روایت‌ها را فراهم می‌کند.

در این زمینه باید به ویژگی مهم مجلدات شش‌گانه «دانشنامه فاطمی» نیز توجه کرد. بنا بر توضیحات «حجت‌الاسلام ابوالقاسم مقیمی‌حاجی»، مسئول پژوهشکده دانشنامه‌نگاری دینی: «تدوین‌کنندگان این مجموعه از منابع معتبر شیعه و اهل سنت بهره گرفته‌اند و تلاش کرده‌اند روایت‌های تاریخی را با رویکردی علمی و مستند بررسی کنند.»

این رویکرد از آن جهت اهمیت دارد که شخصیت «حضرت فاطمه(س)» تنها در «حافظه تاریخی شیعیان» جایگاهی ممتاز ندارد. محبت و احترام به دختر گرامی پیامبر(ص) در میان طیف گسترده‌ای از مسلمانان نیز جایگاهی شناخته‌شده دارد و آثار و روایت‌های تاریخی مذاهب مختلف اسلامی، به منزلت ایشان پرداخته‌اند.

بنابراین، معرفی «حضرت زهرا(س)» از منظر منابع متنوع، می‌تواند به گسترش شناخت مشترک مسلمانان از این شخصیت یگانه کمک کند. این ظرفیت، به‌ویژه برای رسانه‌ای با مأموریت بین‌المللی همچون خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، اهمیت دارد؛ زیرا «ادبیات فاطمی» می‌تواند فراتر از مرزهای جغرافیایی و مذهبی، زمینه‌ای برای گفت‌وگوی معرفتی درباره فضائل انسانی و معنوی فراهم آورد.

امتیازهای کتاب «او فاطمه است» و ضرورت‌های بازخوانی انتقادی

هر گزارش معرفی، نقد و بررسی کتاب، علاوه بر بازشناسی ظرفیت‌ها، باید محدودیت‌ها و ویژگی‌های روش‌شناختی اثر را نیز مورد توجه قرار دهد. کتاب «او فاطمه است» به روایت، کوشش و قلم «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» از این منظر، اثری برخوردار از چند امتیاز روشن است؛ اما در کنار آن، نکاتی نیز وجود دارد که باید در ارزیابی جایگاه کتاب لحاظ شود.

نخستین امتیاز کتاب «او فاطمه است»؛ انتخاب پشتوانه پژوهشی معتبر است.

استفاده از سه جلد نخست مجلدات شش‌گانه «دانشنامه فاطمی»، این امکان را فراهم کرده که محتوای کتاب بر پایه مجموعه‌ای سامان‌یافته از مطالعات تاریخی، روایی و معرفتی شکل بگیرد. این انتخاب، به‌ویژه در موضوعی مانند زندگی «حضرت زهرا(س)»، که با انبوهی از روایت‌های تاریخی و برداشت‌های ادبی و عاطفی مواجه است، اهمیت دارد.

دومین امتیاز کتاب «او فاطمه است»؛ توجه به مخاطب عمومی است.

دانشنامه‌ها به‌طور طبیعی برای پژوهشگران و علاقه‌مندان به مطالعات تخصصی نوشته می‌شوند، از این روی حجم اطلاعات و ساختار علمی آنها ممکن است ارتباط مستقیم با مخاطب عادی را دشوار کند. تبدیل چنین محتوایی به اثری روان‌تر، می‌تواند حلقه ارتباطی میان پژوهش دانشگاهی و نیازهای فرهنگی جامعه باشد.

سومین امتیاز کتاب «او فاطمه است»؛ ساختار سه‌گانه کتاب است.

حرکت از زندگی و شخصیت به حکمت و معارف و سپس به دیدگاه‌ها و منابع، امکان شناخت چندبعدی حضرت را فراهم می‌کند. این ساختار، در مقایسه با آثاری که تنها و تنها به زندگی‌نامه یا فضائل اخلاقی می‌پردازند، ظرفیت بیشتری برای معرفی یک منظومه شخصیتی دارد.

چهارمین امتیاز کتاب «او فاطمه است»؛ توجه به نثر ادبی در کنار مستندات است.

در «ادبیات دینی»، زبان خشک و فقط گزارشی ممکن است ارتباط عاطفی مخاطب با موضوع را کاهش دهد؛ در مقابل، نثر ادبیِ مهارشده و متکی بر داده‌های معتبر می‌تواند به انتقال بهتر معارف کمک کند.

با این حال، باید به تمایزی اساسی توجه داشت و آن اینکه کتاب «او فاطمه است» به قلم و مداقه «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه»، اثری بازآفرینانه و بازنویسانه بر پایه منابع پژوهشی (سه جلد از شش جلد دانشنامه فاطمی(س)) پیشین است، نه دانشنامه‌ای مستقل یا پژوهشی تازه که خود حاصل مراجعه مستقیم نویسنده به هزاران منبع تاریخی باشد. بنابراین، اعتبار علمی آن در درجه نخست به پشتوانه محتوایی و نحوه انتقال و بازپرداخت آن وابسته است.

بیان این مهم ضروری، بی‌تردید و به تحقیق بر نمط عدالت در روایت این گزارش رسانه‌ای است که نکته بیان شده در بالا، نه از ارزش کار نویسنده می‌کاهد و نه ضرورت چنین آثاری را زیر سؤال می‌برد؛ بلکه جایگاه واقعی کتاب «او فاطمه است» را مشخص می‌کند. بازنویسی علمی و ادبی اثری مرجع، خود مهارتی مستقل و ارزشمند است، اما نباید آن را با تألیف مستقل یا پژوهش بنیادی یکسان دانست.

نکته دیگر به مسئله «عمق تحلیل» بازمی‌گردد. وقتی محتوای دانشنامه‌ای چندجلدی در قالب اثری متناسب با مخاطب عمومی بازآفرینی می‌شود، ناگزیر باید میان گستردگی اطلاعات و حجم متن تعادل برقرار کرد. در چنین شرایطی، احتمال دارد برخی موضوعات به اجمال مطرح شوند و فرصت کافی برای تحلیل تطبیقی یا بررسی اختلاف روایت‌ها فراهم نشود.

از این روی، خواننده‌ای که در پی مطالعات تخصصی درباره «تاریخ صدر اسلام»، «مبانی کلامی»، «جایگاه حقوقی زن» یا «تحلیل دقیق خطبه فدکیه» است، باید کتاب «او فاطمه است» را نقطه آغاز آشنایی بداند و برای پژوهش تفصیلی به مجلد شش جلدی «دانشنامه فاطمی» و منابع اصلی مراجعه کند.

همچنین از آنجا که بخش قابل‌توجهی از ارزش کتاب «او فاطمه است» به قلمو نگارش «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» به تلاش برای نزدیک کردن «ادبیات پژوهشی» به «مخاطب عمومی» وابسته است، سنجش میزان موفقیت آن در ایجاد تعادل میان «نثر ادبی»، «زبان ساده» و «استدلال علمی»، نیازمند مطالعه متن کامل و ارزیابی جزئیات فصل‌هاست. صرف ادعای روان‌نویسی یا ادبی بودن نثر، به‌تنهایی برای اثبات موفقیت ادبی اثر کافی نیست.

هنوز آماده نیست//// وقتی تاریخ به معرفت می‌رسد؛ بازخوانی سیمای فاطمی در «او فاطمه است»

«فاطمه(س)»؛ حقیقتی فراتر از یک روایت مناسبتی

«ایام فاطمیه»، فرصتی برای بازگشت به یکی از بنیادی‌ترین سرچشمه‌های معرفت در تاریخ اسلام است؛ اما این بازگشت نباید تنها در محدوده آیین‌های سوگواری و بازگویی مصائب متوقف بماند. «سوگواری» هنگامی به «معرفت» نزدیک‌تر می‌شود که مخاطب در کنار شناخت مظلومیت و جایگاه «حضرت زهرا(س)»؛ با اندیشه، سیره، مواضع و سبک زندگی ایشان نیز آشنا شود.

در این میان، کتاب‌هایی مانند «او فاطمه است» به کوشش، پژوهش و نگارش «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» می‌توانند نقشی واسطه‌ای میان آثار مرجع و مخاطب عمومی ایفا کنند. این کتاب با بهره‌گیری از پشتوانه شش جلد از «دانشنامه فاطمی»، تلاش کرده است مجموعه‌ای از اطلاعات تاریخی و معارف دینی را در قالبی قابل‌دسترس‌تر ارائه کند و از این طریق، راهی برای شناخت گسترده‌تر شخصیت حضرت بگشاید.

با این حال، ارزش نهایی کتاب «او فاطمه است» را باید در نسبتی جست‌وجو کرد که میان شناخت و زندگی برقرار می‌کند. آیا خواننده پس از مطالعه کتاب، تنها اطلاعات بیشتری درباره تولد، زندگی، ازدواج، فرزندان و شهادت حضرت به دست می‌آورد یا می‌تواند درک روشن‌تری از نسبت میان ایمان، معرفت، مسئولیت اجتماعی، خانواده و دفاع از حقیقت پیدا کند؟

پاسخ به این پرسش، معیار مهمی برای سنجش موفقیت «ادبیات فاطمی» است. ادبیاتی که قرار است شخصیت‌های بزرگ دینی را به نسل امروز معرفی کند، نمی‌تواند تنها به بازگویی آنچه در گذشته رخ داده است بسنده کند. این ادبیات باید بتواند از دل تاریخ، معنا استخراج کند و نشان دهد چرا یک شخصیت همچنان برای انسان امروز موضوعیت دارد.

«حضرت فاطمه زهرا(س)» از این منظر، شخصیتی محدود به دوره‌ای تاریخی نیستند. زندگی ایشان در عین کوتاهی، عرصه ظهور مجموعه‌ای از فضائل و مسئولیت‌هاست که می‌توانند در روزگار معاصر نیز موضوع تأمل و بازخوانی قرار گیرند؛ از رابطه انسان با خداوند و اهمیت معرفت دینی گرفته تا مسئولیت در برابر خانواده، توجه به محرومان، دفاع از حق و ضرورت آگاهی اجتماعی.

این همان ظرفیتی است که عنوان «گوهر هستی و تراز سبک زندگی» به آن اشاره دارد. گوهر بودن حضرت، ناظر به منزلت و جایگاه بی‌بدیل ایشان در منظومه معرفتی اسلام است و تعبیر تراز سبک زندگی، بر امکان شناخت معیارهایی دلالت دارد که می‌توانند در تنظیم مناسبات فردی و اجتماعی انسان مؤمن نقش‌آفرین باشند.

در چنین خوانشی، «زن نمونه اسلام» تنها زنی نیست که در خانه به ایفای نقش می‌پردازد یا در عرصه اجتماع حضور دارد؛ بلکه انسانی است که میان همه ساحت‌های وجودی خود پیوندی آگاهانه برقرار می‌کند. «عاطفه» را از «عقلانیت» جدا نمی‌سازد؛ «معنویت» را در برابر «مسئولیت اجتماعی» قرار نمی‌دهد و «خانواده» را در تقابل با «رشد و کمال انسانی» نمی‌بیند.

این تصویر، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای بازخوانی سیره «حضرت زهرا(س)» است؛ تصویری که می‌تواند از مرز مخاطب «زن» نیز فراتر رود و برای همه انسان‌هایی که در جست‌وجوی الگویی برای زیست مؤمنانه و مسئولانه هستند، الهام‌بخش باشد.

کتاب «او فاطمه است» به قلم و روایت «زهره یزدان‌پناه قره‌تپه» با همه محدودیت‌هایی که از ماهیت بازنویسانه و حجم فشرده‌تر آن نسبت به منبع اصلی ناشی می‌شود، تلاشی در همین مسیر است؛ تلاشی برای آنکه مخاطب عمومی، به‌ویژه زنان، دختران و جوانان، بتوانند از دریچه‌ای روشن‌تر با حیات و معارف بانویی آشنا شوند که نام و یادش در تاریخ اسلام با حقیقت، معرفت، عفاف، ایثار و دفاع از ولایت گره خورده است.

شاید مهم‌ترین نکته در بازخوانی چنین آثاری همین باشد که «حضرت فاطمه(س)» را نباید تنها در روزهای «دهه فاطمیه» و «ایام فاطمیه» به یاد آورد؛ باید «سیره» و «اندیشه» ایشان را به متن زندگی بازگرداند. زیرا «ادبیات فاطمی» هنگامی رسالت خود را به انجام نزدیک می‌کند که از «ستایش به شناخت»، از «شناخت به معرفت» و از «معرفت به زندگی» راه ببرد.

منبع: خبرگزاری ایکنا

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha