
شهرهای جهان امروز با میزبانی از نیمی از جمعیت کره زمین، حدود ۸۰ درصد از تولید ناخالص داخلی (GDP) را خلق میکنند؛ کانونهای ثروتآفرینی که برای جهش اقتصادی نیازمند بازطراحی صندوقهای پژوهش و فناوری از «تسهیلاتدهی خرد و سنتی» به «بازارسازی فناوری و اتصال به زنجیره صادرات» هستند.
شهرهای امروز دیگر صرفاً محل استقرار جمعیت و زیرساخت نیستند؛ بلکه به یکی از مهمترین میدانهای نوآوری، فناوری و خلق ارزش اقتصادی تبدیل شدهاند. بانک جهانی برآورد میکند که امروز بیش از نیمی از جمعیت جهان، یعنی بیش از چهار میلیارد نفر، در شهرها زندگی میکنند و شهرها حدود ۸۰ درصد تولید ناخالص داخلی جهان را ایجاد میکنند. در چنین شرایطی، صندوقهای پژوهش و فناوری منطقهای میتوانند از یک نهاد صرفاً مالی به موتور تحول در مدیریت شهری و پیشران صادرات فناوریهای نوین تبدیل شوند. تحقق این نقش، مستلزم تغییر پارادایم از تأمین مالی طرحمحور به سرمایهگذاری نتیجهمحور و بهرهگیری از تفکر ناب در طراحی سازوکارهای تأمین مالی است.
تفکر ناب بر حذف هرگونه اتلاف و تمرکز بر خلق ارزش پایدار تأکید میکند. در تفکر ناب، ابتدا «ارزش» تعریف میشود و سپس تمام فعالیتهایی که برای ایجاد آن ارزش ضروری نیستند، حذف یا کاهش مییابند. اگر این مفهوم را وارد مدیریت شهری کنیم، ارزش از دید شهروند میتواند کاهش زمان انتظار، کاهش هزینه خدمات، افزایش ایمنی، کاهش آلودگی و افزایش کیفیت زندگی باشد. مطالعه OECD روی ۱۴۷ شهر نشان داده است که نوآوری و استفاده مؤثر از داده با رضایت بیشتر شهروندان از شهر و زندگی ارتباط دارد و در میان حوزههای نوآورانه، حملونقل، حکمرانی دیجیتال و توسعه اقتصادی برجسته بودهاند.
در این چارچوب، صندوق منطقهای نباید منتظر بماند تا شرکتی برای دریافت تسهیلات مراجعه کند؛ بلکه باید به صورت فعال، مسائل اولویتدار شهر را شناسایی کرده و برای حل آنها به دنبال فناوری، شرکت دانشبنیان، سرمایهگذار و مدل مالی مناسب باشد. تجربه بینالمللی نشان میدهد که این رویکرد در عمل قابل اجراست. اتحادیه اروپا از طریق ابزار سرمایهگذاری نوآوری بینمنطقهای (I۳) تحت صندوق توسعه منطقهای اروپا (ERDF)، از پروژههای نوآوری مشترک در مراحل تجاریسازی (TRL ۶-۹) حمایت میکند. این ابزار با بودجهای بالغ بر ۴۹۰ میلیون یورو در دوره ۲۰۲۱-۲۰۲۷، پروژههای نوآوری بینمنطقهای را در حوزههای گذار سبز، گذار دیجیتال و تولید هوشمند پشتیبانی میکند.
تلفیق تفکر ناب با طراحی صندوقهای پژوهش و فناوری منطقهای سه اصل اساسی را پیش مینهد:
نخست، هماهنگسازی و جلوگیری از پراکندگی بودجه: بسیاری از صندوقهای منطقهای به دلیل توزیع خرد و پراکنده منابع، عملاً اثربخشی خود را از دست میدهند. رویکرد ناب میگوید به جای تقسیم بودجههای کوچک میان پروژههای متعدد، منابع باید تجمیع گردند تا پروژههای بزرگتر و تأثیرگذارتر شکل بگیرند. این اصل در تجربه اتحادیه اروپا نیز مشهود است؛ جایی که استراتژیهای تخصص هوشمند (S۳) از مناطق میخواهند که به جای پراکندگی منابع، بر مزیتهای رقابتی خاص خود تمرکز کنند. مناطقی که S۳ را پذیرفتهاند، عملکرد تجاری بهتری نشان میدهند، بهویژه زمانی که با ابزارهایی مانند I۳ و همافزایی با برنامه افق اروپا و InvestEU ترکیب شود.
دوم، تمرکز بر پروژههای نزدیک به بازار: صندوقهای سنتی غالباً از ایدههای اولیه حمایت میکنند، اما فاصله بین ایده تا محصول نهایی بسیار طولانی و پرریسک است. رویکرد ناب توصیه میکند صندوقها روی پروژههایی سرمایهگذاری کنند که فناوری آنها به مرحله نمونه اولیه یا محصول قابل عرضه نزدیک شده است. کره جنوبی نمونه موفقی از این رویکرد ارائه میدهد. در شهر اولسان، صندوق فناوری دانشگاه UNIST با سرمایه ۱۲ میلیارد وون (شامل ۶ میلیارد وون از صندوق مادر دولتی و ۶ میلیارد وون از نهادهای منطقهای و سرمایهگذاران شرکتی) راهاندازی شد. این صندوق به جای سرمایهگذاری یکباره، استراتژی سرمایهگذاری مرحلهای را اتخاذ کرده و فناوریهایی که پیشتر در آزمایشگاهها محبوس بودند، به بازار متصل میکند.
سوم، ارزیابی پویا و بهبود مستمر: به جای ارزیابیهای صرفاً مالی و سالانه، باید شاخصهای عملکردی در طول حیات پروژه پایش شده و بر اساس بازخوردها، مسیر حمایت اصلاح گردد. این رویکرد با فلسفه بهبود مستمر در تفکر ناب کاملاً همخوانی دارد.
تجربه بینالمللی؛ از اروپا و آمریکا تا شرق آسیا
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که صندوقهای منطقهای پژوهش و فناوری چگونه میتوانند اقتصاد شهری را متحول کنند: اتحادیه اروپا از طریق استراتژی تخصص هوشمند (S۳)، مناطق را به شناسایی مزیتهای رقابتی خود تشویق میکند و سپس از طریق ابزار I۳، پروژههای نوآوری بینمنطقهای را در مراحل رشد و تجاریسازی حمایت میکند. این ابزار بهطور خاص بر کاهش شکاف نوآوری میان مناطق توسعهیافته و کمتر توسعهیافته تمرکز دارد و کشورهای اروپای شرقی از طریق برنامههایی مانند EastInvest و صندوق رقابتپذیری اروپا هدفگذاری شدهاند.
در رومانی، مدل VInnovate به صندوقهای منطقهای کمک کرد تا به جای توزیع خرد بودجه، منابع خود را تجمیع کرده و پروژههای بینالمللی نزدیک به تجاریسازی را تأمین مالی کنند، که به رشد اقتصادی منطقه انجامید.
ایالات متحده برنامه NSF Engines را با سرمایهگذاری بیش از ۴۳ میلیون دلار در ۴۴ تیم منطقهای راهاندازی کرده است. این برنامه به سازمانها کمک میکند ظرف دو سال زیرساخت اکوسیستم نوآوری محلی خود را توسعه دهند و سپس برای دریافت تا ۱۶۰ میلیون دلار در بازه دهساله واجد شرایط شوند. هدف این برنامه، تحریک مشارکتهای قوی برای تأثیرگذاری مثبت بر اقتصاد منطقه، مقابله با چالشهای اجتماعی و ایجاد مشاغل محلی با دستمزد بالا است.
کره جنوبی نمونهای از توسعه صادرات فناوری از طریق صندوقهای منطقهای ارائه میدهد. صندوق سرمایهگذاری مشترک کره-ژاپن جزیره ججو (Startup Korea Korea-Japan Jeju Fund) با سرمایه ۱۰.۱ میلیارد وون، بهطور خاص برای حل مشکل مزمن کارآفرینان منطقهای در تأمین سرمایه اولیه و میانمرحلهای و ایجاد پل به بازارهای بینالمللی، بهویژه ژاپن، تأسیس شد. این صندوق بیش از ۶۰ درصد سرمایه خود را در شرکتهای فناورانه در حوزههای اولویتدار مانند فناوریهای پیشرفته، هوافضا، هوش مصنوعی و انرژی سبز سرمایهگذاری میکند.
ایرلند نیز از صندوق خوشههای فناوری منطقهای برای افزایش صادرات و بینالمللیسازی محصولات شرکتهای عضو استفاده کرده است. این رویکرد به درآمدزایی و افزایش صادرات اعضای خوشه به ارزش ۳.۸۵ میلیون یورو منجر شده است.
وضعیت ایران و ۴ گام کلیدی برای جهش
در ایران، صندوقهای پژوهش و فناوری در ۳۰ استان کشور با محوریت نهادهای علم و فناوری و بخش خصوصی تأسیس شدهاند. با این حال، این صندوقها با چالشهای جدی مواجهاند. بسیاری از آنها به دلیل منابع محدود و نقش سنتی «پرداختکننده تسهیلات»، نمیتوانند اثرگذاری مطلوبی داشته باشند.
تجربه استان یزد نشان میدهد که صندوقهای منطقهای در صورت حمایت صندوق نوآوری و شکوفایی میتوانند در پروژههای شهری مانند شهر هوشمند سرمایهگذاری کنند.
همچنین در استان مرکزی، سقف اعتبار صندوق پژوهش و فناوری برای شرکتها به ۴۰۰ میلیارد تومان افزایش یافته است. برای اثربخشی پایدار این نهادها، توجه به چهار محور ضروری است:
الف) تعریف زنجیره تحول ناب شهری: صندوقهای منطقهای باید زنجیرهای نظاممند از شناسایی مسئله شهری تا توسعه بازار صادراتی تعریف کنند: مسئله شهری ← اولویتبندی ← فراخوان نوآوری ← انتخاب فناوری ← نمونهسازی ← اجرای پایلوت ← سنجش نتیجه ← توسعه و صادرات.
ب) ایجاد صندوقهای فراسرزمینی: تأسیس صندوقهای فراسرزمینی با هدف تسهیل مبادلات مالی، انتقال ارز و تأمین نیازهای مالی شرکتهای دانشبنیان در کشورهای هدف، میتواند بدون نگرانی از محدودیتهای نقلوانتقال مالی، فعالیت صادراتی شرکتها را گسترش دهد. صندوق پژوهش و فناوری توسعه صادرات و تبادل فناوری شریف نیز بهعنوان یک نهاد تأمین مالی خصوصی با هدف توسعه خدمات مالی و سرمایهگذاری در حوزه صادرات محصولات دانشبنیان و انتقال فناوریهای پیشرفته تأسیس شده است.
ج) تبدیل صندوقها به بازارساز فناوری: صندوقهای پژوهش و فناوری برای اثرگذاری بیشتر باید از پرداخت تسهیلات فراتر رفته و به بازارساز فناوری تبدیل شوند. این رویکرد نیازمند همکاری نزدیکتر با شهرداریها، پارکهای علم و فناوری و بخش خصوصی است.
د) بهرهگیری از ظرفیت مناطق آزاد: منطقه آزاد ارس نمونهای از این رویکرد ترکیبی است؛ جایی که مرکز رشد فناوری و توسعه صادرات راهاندازی شده و ایجاد صندوقهای پژوهش و فناوری بینالمللی مناطق آزاد برای تبدیل به هاب صادراتی محصولات دانشبنیان در دستور کار قرار گرفته است.
صندوقهای منطقهای پژوهش و فناوری، در صورت بازطراحی بر اساس اصول تفکر ناب و الگوبرداری از تجربههای موفق بینالمللی، میتوانند به موتور محرک توسعه اقتصاد شهری و صادرات فناوریهای نوین تبدیل شوند. تجربه اتحادیه اروپا با ابزار I۳ و استراتژی تخصص هوشمند، برنامه NSF Engines آمریکا و صندوقهای مشترک کره جنوبی نشان میدهد که تمرکز بر تجمیع منابع، پروژههای نزدیک به بازار، ارزیابی پویا و پیوند با بازارهای بینالمللی، عوامل کلیدی موفقیت هستند.
در ایران نیز با تجمیع منابع پراکنده، تقویت همکاری بین شهرداریها و صندوقها، ایجاد صندوقهای فراسرزمینی و اتخاذ رویکرد ناب در ارزیابی پروژهها، میتوان گامی بلند در جهت تبدیل شهرها به قطبهای صادرات فناوری برداشت. آینده صندوقهای پژوهش و فناوری در مدیریت شهری این نیست که «پول بیشتری به پروژههای بیشتری بدهند»، بلکه این است که با اتلاف کمتر، ارزش بیشتری خلق کنند و این ارزش را به بازارهای منطقهای و بینالمللی گسترش دهند.




نظر شما