صدای اره هنوز درجنگل نپیچیده،اما طرح قطع درختان ایستاده درحاشیه رودخانهها، موجی از نگرانی را میان دوستداران طبیعت و کارشناسان ایجاد کرده است؛ طرحی که قراراست از پلها و راهها در برابر سیلاب محافظت کند، اما این پرسش جدی را پیش روی افکار عمومی گذاشته که آیا میتوان برای مهار یک خطر طبیعی، یکی از مهمترین سدهای طبیعی در برابر همان خطر را از میان برداشت؟
در روزهای اخیر، مطرح شدن موضوع قطع درختان سرپا درحاشیه رودخانهها با هدف جلوگیری از حرکت احتمالی تنه درختان درجریان سیلاب و انسداد پلها و آبگذرها، به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات حوزه محیط زیست و منابع طبیعی تبدیل شده است.
موافقان ضرورت مدیریت موانع موجود در مسیر رودخانهها را یادآوری میکنند و منتقدان هشدار میدهند که تبدیل این ضرورت به مجوزی کلی برای قطع درختان سالم، میتواند خسارتی جبرانناپذیر به جنگلهای کشور، بهویژه عرصههای ارزشمند هیرکانی، وارد کند.
در میانه این مناقشه، یک واقعیت مهم وجود دارد: مدیریت سیلاب و حفاظت از جنگل دوهدف متضاد نیستند، مگر آنکه تصمیم گیری بدون مطالعه و با نسخهای یکسان برای همه رودخانهها انجام شود؛درخت افتادهای که در مسیر جریان آب قرار گرفته و احتمال انسداد دهانه یک پل را افزایش میدهد، با درخت سالم و ایستادهای که ریشه هایش خاک کناره رودخانه را تثبیت کرده، یکسان نیست. نادیده گرفتن همین تفاوت میتواند هم به طبیعت آسیب بزند و هم خطر سیل را بیشتر کند.
جنگل هیرکانی؛ فقط مجموعهای از درختان نیست
جنگلهای هیرکانی از قدیمیترین و ارزشمندترین اکوسیستمهای طبیعی ایران به شمار میروند؛ میراثی طبیعی که نقش آن تنها به تولید چوب یا ایجاد چشماندازهای سبز محدود نمیشود. این جنگلها زیستگاه شمار زیادی از گونههای گیاهی و جانوری هستند و در تنظیم چرخه آب، حفظ خاک و کاهش شدت روانآب نقشی تعیینکننده دارند.
پوشش گیاهی حاشیه رودخانهها نیز بخشی از همین سامانه طبیعی است؛ریشه درختان و گیاهان، خاک را در جای خود نگه میدارد و از فرسایش کنارهها جلوگیری میکند. پوشش گیاهی میتواند سرعت حرکت آب را در بخشهایی از مسیر کاهش دهد و به پایداری بستر و حاشیه رودخانه کمک کند؛ بنابراین حذف گسترده درختان سرپا، آن هم صرفاً با این استدلال که ممکن است روزی در جریان سیل به مانعی تبدیل شوند، میتواند منطق عملکرد طبیعی اکوسیستم را نادیده بگیرد.
کامران پورمقدم، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور،در واکنش به این نگرانیها تأکید کرده است که احتمال وقوع سیل یا درخواست پاکسازی مسیر رودخانه، بهتنهایی نمیتواند مجوزی برای نشانه گذاری و قطع درختان سرپا باشد. به گفته او، درختان سالم حاشیه رودخانهها از نظر اکولوژیک کارکردهای مهمی دارند و حذف آنها با از بین بردن شبکه ریشهای میتواند پایداری کنارههای رودخانه را کاهش داده و فرسایش و رسوب گذاری در پایین دست را تشدید کند.
این دیدگاه، یک نکته مهم را برجسته میکند: درخت حاشیه رودخانه لزوماً یک مانع در برابر عبور آب نیست، بلکه در بسیاری از موارد بخشی از سازوکار طبیعی حفاظت از رودخانه است.
درخت سالم با مانع سیلاب یکی نیست
با این حال، بحث بر سر ضرورت حفاظت از همه چوبها و درختان موجود در محدوده رودخانه نیز نیست. واقعیت این است که در جریان سیلابهای شدید، تنههای افتاده، درختان ریشه کن شده و تودههای بزرگ چوبی میتوانند همراه آب حرکت کنند و در نقاط حساس تجمع یابند.
اگرچنین تودهای در دهانه پل یا یک آبگذر گیر کند، ممکن است مسیر عبور آب محدود شود و سطح آب در بالادست به سرعت بالا بیاید. در چنین شرایطی، احتمال آبگرفتگی، تخریب راهها و آسیب به سکونتگاههای اطراف افزایش مییابد. از این منظر، خارج کردن یک مانع واقعی و شناساییشده از مسیر جریان آب، اقدامی قابل دفاع و بخشی از مدیریت خطر سیلاب است.
خود سازمان منابع طبیعی نیز میان این دو موضوع تفکیک قائل شده است. کامران پورمقدم، معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور، اعلام کرده است که درختان شکسته، افتاده یا ریشه کن شده باید به صورت موردی بررسی شوند و در صورتی که موجب انسداد جدی مسیر سیلاب، به ویژه در محدوده پلها، آبگذرها و تأسیسات زیربنایی شوند، با رعایت ضوابط و اخذ مجوزهای قانونی درباره آنها تصمیم گیری شود.
این همان مرزی است که در بسیاری از بحثها نادیده گرفته میشود؛ مرز میان «مدیریت مانع» و «حذف پوشش گیاهی». نخستین اقدام میتواند ضرورتی مهندسی باشد، اما دومی اگر بدون مطالعه انجام شود، ممکن است خود به عاملی برای افزایش آسیبپذیری رودخانه تبدیل شود.
نگرانی از یک مجوز برای قطع بیضابطه
شاید مهم ترین نگرانی فعالان محیط زیست نه فقط اجرای یک طرح مشخص، بلکه باز شدن راهی برای تفسیرهای گسترده از مفهوم «درخت خطرساز» باشد. اگر صرف قرار گرفتن یک درخت در حاشیه رودخانه برای خطرناک تلقی شدن آن کافی باشد، چه تضمینی وجود دارد که این عنوان به ابزاری برای نشانهگذاری و قطع شمار بیشتری از درختان تبدیل نشود؟
محمد الموتی، دبیر شبکه تشکلهای محیط زیست و منابع طبیعی کشور، از جمله منتقدانی است که بر ضرورت شفافیت در اینگونه تصمیمها تأکید دارد. او معتقد است پیشگیری از خسارتهای احتمالی سیل باید بر پایه مطالعات علمی و راهکارهایی مانند آبخیزداری و مدیریت اصولی سیلاب انجام شود، نه با قطع درختانی که خود بخشی از سرمایه طبیعی کشور و عناصر مؤثر در پایداری اکوسیستم هستند. الموتی همچنین خواستار انتشار مستندات کارشناسی و روشن شدن مبنای قانونی و علمی تصمیمگیریها شده است.
این نگرانی از آن جهت اهمیت دارد که جنگلهای شمال کشور پیش از این نیز با تهدیدهای متعددی مانند تغییر کاربری، توسعه راهها، بهره برداریهای غیرمجاز و تخریب تدریجی روبه رو بودهاند؛درچنین شرایطی، هر تصمیمی که امکان برداشت یا قطع درختان را فراهم کند، باید با حساسیت و نظارت بیشتری بررسی شود.
کارشناسان محیط زیست بر این باورند که «پیشگیری از سیل» نباید به عبارتی کلی و بدون تعریف دقیق تبدیل شود. هر درختی که در حاشیه رودخانه قرار دارد، الزاماً تهدید نیست و هر تنه افتادهای نیز الزاماً باید از محیط خارج شود. نوع رودخانه، شیب، حجم جریان، موقعیت پلها، وضعیت بستر، نوع پوشش گیاهی و احتمال حرکت تودههای چوبی، همگی باید در یک ارزیابی موضعی بررسی شوند.
قانون چه میگوید و بخشنامه جدید چه تغییری ایجاد کرد؟
بحث قطع درختان سرپا تنها یک مناقشه محیط زیستی نیست و جنبه قانونی نیز دارد. ماده ۳۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت، بهره برداری چوبی و برداشت درختان جنگلی را ممنوع کرده و برای موارد استثنایی نیز شرایط مشخصی در نظر گرفته است.
براساس دیدگاه مطرح شده از سوی سازمان منابع طبیعی، قطع درختان سالم و سرپا که دارای تنه و سیستم ریشهای مناسب هستند، صرفاً با استناد به احتمال وقوع سیل یا ضرورت افزایش ظرفیت عبور جریان آب، فاقد وجاهت قانونی است. درمقابل، رسیدگی به موانع موجود در بستر رودخانه باید براساس طرح توجیهی، بررسی کارشناسی و طی شدن فرآیندهای قانونی انجام شود.
در همین راستا،معاون امور جنگل سازمان منابع طبیعی و آبخیزداری کشور با صدور بخشنامهای خطاب به ادارات کل منابع طبیعی استانها، هرگونه نشانه گذاری و قطع درختان جنگلی سرپا در حاشیه و حریم رودخانهها را ممنوع اعلام کرد.
کامران پورمقدم در توضیح این تصمیم تأکید کرده است که در نقاط دارای خطر سیلاب و در محدوده سکونتگاهها، پلها، جادهها و تأسیسات زیربنایی، باید با مشارکت کارشناسان منابع طبیعی و شرکتهای آب منطقهای، نقاطی که احتمال تجمع موانع چوبی و انسداد جریان در آنها وجود دارد، شناسایی و برای آنها برنامه مدیریت موضعی تدوین شود.
این رویکرد میتواند گامی مهم در فاصله گرفتن از تصمیمهای کلی و حرکت به سمت مدیریت مبتنی بر شرایط هر منطقه باشد؛ رویکردی که به جای صدور نسخه واحد برای همه رودخانهها، خطر را در همان نقطهای که وجود دارد شناسایی میکند.
راه نجات؛مدیریت رودخانه،نه جنگلزدایی
تجربه مدیریت بحرانهای طبیعی نشان داده است که راهحلهای ساده برای مسائل پیچیده، اغلب خود به بخشی از بحران تبدیل میشوند. سیلاب پدیدهای است که تنها در بستر رودخانه شکل نمیگیرد. تخریب پوشش گیاهی در بالادست، ساخت وساز در حریم رودخانهها، تغییر کاربری جنگلها، ضعف در آبخیزداری و انسداد مسیرهای طبیعی جریان آب، همگی میتوانند شدت خسارتها را افزایش دهند.
بنابراین، اگر هدف اصلی کاهش خطر سیلاب است، تمرکز صرف بر درختان حاشیه رودخانه نمیتواند راهحل کاملی باشد. مدیریت حوزه آبخیز، کنترل فرسایش خاک، حفاظت از پوشش جنگلی بالادست، تعیین و رعایت حریم رودخانهها و مقاومسازی سازههای حساس مانند پلها، باید در کنار هم دیده شوند.
دراین میان، شناسایی و حذف موردی موانع واقعی در مسیر سیلاب اقدامی ضروری است، اما این عملیات باید با نقشه، مطالعه، نظارت و مسئولیت مشخص انجام شود. هر درختی که قرار است خطرساز تلقی شود، باید براساس شاخصهای فنی بررسی شود و نتیجه این ارزیابی نیز قابل نظارت باشد.
شاید مهمترین درس این مناقشه آن باشد که طبیعت را نمیتوان با یک نگاه صرفاً عمرانی مدیریت کرد. رودخانه فقط کانالی برای عبور آب نیست و جنگل نیز مجموعهای از درختان قابل حذف و جایگزینی نیست. هر دو، اجزای یک سامانه بههمپیوستهاند و آسیب به یکی میتواند دیگری را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
بخشنامه جدید سازمان منابع طبیعی، دستکم در ظاهر، یک پیام روشن دارد: حفاظت از مردم در برابر سیل نباید به قیمت قطع بیضابطه درختان سالم تمام شود. اکنون آزمون اصلی در مرحله اجراست؛ اینکه آیا تصمیمگیریهای بعدی واقعاً بر پایه ارزیابیهای علمی و مدیریت موضعی خواهد بود یا عنوان «پیشگیری از سیل» بار دیگر میتواند راهی برای عبور از ملاحظات محیط زیستی باز کند.
درختان حاشیه رودخانهها شاید در روزهای آرام سال دیده نشوند، اما در زمان بارندگیهای شدید و طغیان رودخانه، ارزش واقعی یک اکوسیستم سالم آشکار میشود. پرسش اصلی این نیست که برای حفاظت از پلها و جادهها چه چیزی را باید حذف کرد؛ پرسش مهمتر این است که چگونه میتوان هم از جان و زیرساختهای مردم محافظت کرد و هم از سرمایهای طبیعی که خود یکی از مهمترین سپرهای کشور در برابر سیلاب است. پاسخ این پرسش، نه در قطع شتاب زده درختان، بلکه در مدیریت علمی، شفاف و مسئولانه رودخانه و جنگل نهفته است.





نظر شما