در آمریکا برای اینکه کسی بتواند در دنیای سیاست خودی نشان بدهد، یا باید صندلی قدرت زیر پایش باشد یا طوری پول پارو کند که هیچ رسانهای نتواند نادیدهاش بگیرد. اما این روزها در ایالات متحده، نامی سر زبانها افتاده که نه ردای وکالت در کنگره را بر تن دارد، نه روی صندلی سنا لم داده و نه حتی تریبون شبکههای بزرگ تلویزیونی را قبضه کرده است. در عوض، کنج خانهاش در لسآنجلس مینشیند، وبکم را روشن میکند و میتواند چند ساعت درباره پشتپرده سیاست آمریکا و چهره واقعی جمهوریخواهان یا دموکراتها حرف بزند. جالب اینجاست که میلیونها نفر هم طرفدار دارد و کار به جایی رسیده که سیاستمداران کهنهکار آمریکایی هم نمیتوانند از کنارش به سادگی بگذرند.
مواضعی جدی و تند
«پِیکَر» سیوچهار ساله که درآمریکا به «پایکر» معروف است، همان «حسناَبی» معروف شبکه «توییچ» است؛ یک مفسر سیاسی ترکتبار که از سال ۲۰۱۶ با استریمهای زنده، لحن بیپرده و تفسیرهای سیاسی اما سرگرمکننده و جذاب، پلهپله بالا آمد و حالا در مجموع شبکههای اجتماعی حدود ۱۰ میلیون دنبالکننده دارد. بعضی از پخشهای زندهاش میلیونی بازدید میخورند و تکیهکلامها و برشهای صحبتش در یک چشم بر هم زدن در دیگر پلتفرمها ترند میشود. او خودش را سوسیالیست میداند و ترجیح میدهد صریح حرفش را بزند؛ حتی اگر به قیمت یک جنجال تازه تمام شود. بیبیسی دربارهاش مینویسد: «حسن پیکر» سال ۱۹۹۱ در نیوجرسی به دنیا آمد، اما دوران قد کشیدنش در ترکیه رقم خورد. پدرش، محمد بهجت پایکر، اقتصاددان، استاد علوم سیاسی و از چهرههای آشنای سیاست در ترکیه است. او برای ادامه تحصیل به آمریکا برگشت و در سال ۲۰۱۳ با رتبه ممتاز در رشتههای علوم سیاسی و ارتباطات از دانشگاه راتگرز دانشآموخته شد. البته اگر «پیکر» مدام تیتر یک رسانههاست، بیشتر به خاطر موضعگیریهای تندش است. او حزب جمهوریخواه را بزرگترین سازمان تروریستی جهان خطاب کرده و دموکراتها را هم از تیغ انتقادهای تندش بینصیب نگذاشته است؛ از نگاه او، این دو حزب درنهایت دو روی یک سکهاند که جیب شرکتهای بزرگ و مجتمع نظامی-صنعتی را پر میکنند. پیکر، با تحریمهای اقتصادی، مداخلههای نظامی واشنگتن در جهان و حمایت بیچونوچرا از اسرائیل مخالف است و بارها سیاستهای آمریکا در قبال فلسطین و کوبا را زیر سؤال برده است. جمله جنجالیاش درباره ۱۱ سپتامبر که گفته بود «آمریکا سزاوار ۱۱ سپتامبر بود»، توفانی از خشم در میان هر دو حزب به پا کرد و موجب شد مخالفانش او را افراطی و غیرقابلاعتماد بدانند؛ در حالی که طرفدارانش سینه سپر میکنند و میگویند رسانهها فقط بلدند جنجالسازی کنند.
آگاهی طبقاتی
البته شاید گره کور کار «پیکر»، رابطه پرتعارضش با بدنه حزب دموکرات باشد. بخش چپگرا و نوپای این حزب، حرفهای او را عصاره خشم فروخفته مردم آمریکا میداند که سیاستمداران سنتی عمداً خودشان را به کری زدهاند تا آن را نشنوند. از طرف دیگر رهبران میانهرو هم زنگ خطر را به صدا درآوردهاند که مواضع تند او - بهویژه در سیاست خارجی و ماجرای فلسطین - میتواند ائتلاف شکننده دموکراتها را لب پرتگاه ببرد. کار به جایی رسیده که غولهای رسانهای مثل سیانان و نیویورکتایمز افتادهاند به این صرافت که اصلاً این آدم در چرخدندههای جریان اصلی سیاست آمریکا جایی دارد یا نه؟ این روزها در آمریکا بدهیهای سرسامآور تحصیلی، هزینههای سر به فلک کشیده درمان، کابوس اجارهخانه و بیاعتمادی مطلق به نهادهای رسمی، زمین بازی را طوری چیده که حرفها و تفسیرهای چپگرایانه خریدار پیدا کند. «پیکر» هم از این فرصت نهایت استفاده را میبرد تا فریاد بزند که مشکل اصلی، نه مهاجراناند و نه اقلیتها؛ مشکل، آقازادههای شرکتی و میلیاردرهایی هستند که هم اقتصاد را قبضه کردهاند و هم سیاست را. هدفش هم به تعبیر خودش تزریق آگاهی طبقاتی است. پیروزی زهران ممدانی در انتخابات شهرداری نیویورک در نوامبر ۲۰۲۵ هم سند زندهای بود بر اینکه این جریان زیرپوستی در جامعه آمریکا دارد سر از خاک بیرون میآورد. ممدانی با شعارهای سوسیالدموکراتیک توانست آرای همان جوانانی را به صندوق خودش بریزد که هر روز پای برنامههای پخش زنده «پیکر» مینشینند.
با این حال، تحلیلگران سیاسی هنوز با احتیاط به ماجرا نگاه میکنند و میپرسند آیا این لایکها و بازدیدهای اینترنتی واقعاً به برگه رأی تبدیل میشوند یا اینکه مفسران شبکههای اجتماعی فقط دارند برای آدمهایی سخنرانی میکنند که از روز اول همنظر خودشان بودهاند؟





نظر شما