در روزگاری که همه چیز به سرعت پیش میرود و هیاهوی کارهای روزمره فرصت اندیشیدن را از انسان میگیرد، بسیاری از افراد در میان جمع احساس تنهایی عمیقی میکنند. شاید این احساس را شما هم تجربه کرده باشید که گاهی زیر بار سنگین مشکلات اقتصادی، دغدغههای شغلی و ترس از آینده، دلخسته و پر از اضطراب باشید. در چنین حالتی، همه ما به دنبال یک گوش شنوا و یک همدم مطمئن میگردیم تا سفره دل خود را پیش او باز کنیم، غافل از اینکه روزانه برای ما در پنج نوبت، خصوصیترین زمان برای دیدار با پروردگار پیشبینی شده است. نام این فرصت استثنایی، نماز است. با هر انگیزه و کیفیتی عمل به این فریضه، ارزشمند است، اما اگر حقیقت نماز و باطن آن برای ما روشن شود متوجه میشویم سجاده نه محل انجام یک وظیفه خشک، بلکه گفت وگویی بر پایه مهربانی بیپایان خداوند است. در ادامه با مراجعه به روایتها مروری بر این فریضه بیجایگزین داریم تا با زبانی ساده، روان و دلنشین، حقیقت نماز را بررسی کنیم و ببینیم چرا این دقایق کوتاه میتواند سرنوشت روحی و اخلاقی انسان را تعیین کند.
گفتوگو در حریم الهی
پیامبر اکرم(ص) در حدیثی میفرماید: «اَیُّهَا النّاسُ، اِنَّ الْمُصَلّی اِذا صَلّی فَاِنَّهُ یُناجی رَبَّهُ تَبارَکَ وَ تَعالی،فَلْیَعْلَمْ بِما یُناجیهِ؛ ای مردم! نمازگزار هنگام نماز با پروردگار بلند مرتبهاش مناجات میکند، پس باید بداند چه میگوید». [مسند احمد، ج۲، ص۱۲۹] این بیان کوتاه پیامبر گرامی دارای پیامی عمیق است. در ادبیات عربی و فارسی میان دو واژه «ندا» و «نجوا» تفاوتی بسیار ظریف وجود دارد؛ ندا به معنای صدا زدن کسی با فریاد و از فاصله دور است، درست مانند اینکه فردی را در نقطهای دوردست فریاد بزنیم. اما نجوا یعنی گفتوگوی آهسته، پچپچ کردن، راز دل گفتن و سخن گفتن درگوشی و بسیار خصوصی با یک دوست صمیمی.
با توجه به این دقایق در زبان عربی و متن حدیث نبی مکرم(ص) متوجه میشویم وقتی انسان بر سر سجاده میایستد، با خدای خود رابطهای رودررو و خصوصی پیدا میکند. این ارتباط کاملاً دوطرفه بوده و ویژگی اصلی هر گفتوگوی زنده، همین دوطرفه بودن است. نمازگزار آیهها و ذکرها را به زبان میآورد و خداوند با مهربانی گوش به سخن بنده خویش میسپارد. از سویی دیگر، کلام خدا از طریق آیات شریف قرآن بر قلب بنده جاری میشود. در این فضای بسیار نزدیک، هیچ فاصله و حجابی میان خالق و مخلوق وجود ندارد و این همان گوهر اصلی نماز است که جان تشنه آدمی را سیراب میکند. به قول حافظ: «میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست».
نماز یک دیدار ویژه است
برای درک ارزش وقت نماز، کافی است موقعیتهای این دنیا را در ذهن مرور کنیم. درست است که مثالهای دنیایی موقعیت ما را در برابر خداوند بازسازی نمیکنند، اما برای تقریب ذهن بد نیست دقت کنیم که اگر به یکی از ما پیشنهاد شود با یک بازیگر نامدار سینما، یک فوتبالیست سرشناس و سلبریتی یا یک مقام مسئول عالیرتبه جلسهای خصوصی داشته باشیم، از خوشحالی سر از پا نمیشناسیم و برای رسیدن به آن وقت ملاقات لحظهشماری میکنیم. با این حال، حقیقت شگفتانگیز این است که ما در هر نوبت از نماز با هیچ سلبریتی، چهره نامدار یا انسانی محدود روبهرو نمیشویم، بلکه به حضور کسی راه مییابیم که تمام کائنات و رشته همه کارها در دست قدرت و تدبیر او قرار دارد.
از همه مهمتر اینکه دیدار با خداوند هم فرصتی برای درددل و سبک شدن دل است و هم لحظه به لحظه آن برای انسان سود معنوی و مادی به همراه دارد. بنده در نماز وارد تجارتی سودبخش میشود که از نخستین تکبیر تا آخرین سلام، ثانیه به ثانیه آن سرشار از بارش پاداش، مغفرت و نور الهی است. این حضور خصوصی نه به واسطه نیازمند است و نه تشریفاتی سخت دارد؛ تنها دلی شکسته و تمنایی صادق میخواهد تا درهای رحمت باز شود.
رازهای پنهان در نماز
طبق فرموده پیامبر(ص)، ما در نماز با پروردگار خود یا همان «رب» نجوا میکنیم. واژه رب بسیار فراتر از یک مربی معمولی است. رب کسی است که تمام امور و جزئیات وجود بنده در دستان او است؛ رزق مادی، برکت معنوی، سلامت جسمی، جایگاه فردی و اجتماعی، پیوند خانوادگی و حتی مرحلههای برزخ و آخرت بنده، تمامی تحت اداره و اراده رب و خدای تعالی صورت میگیرد.
وقتی انسان با چنین کارساز مهربانی به گفتوگو مینشیند، خصلتها و صفات زیبای الهی در جان او بازتاب پیدا میکند. در نماز ارتباطی بسیار عمیق و شگفتانگیز پدید میآید؛ بر پایه آموزههای دینی و حدیث شریف قدسی، پروردگار با نمازگزار چنان رفتار میکند و به او توجه نشان میدهد که گویی در تمام گستره هستی فقط همین یک بنده را دارد. خداوند متعال تمام محبت و عنایت بیکران خود را صرف بندهای میکند که با تمام وجود روبهروی او به نماز ایستاده است. چنین باوری، عزت نفس و شأن والایی به آدمی میبخشد که در هیچ جای دیگر پیدا نمیشود.
دلدادگی به معبود، شیرین است
اگر آدمی پیش از آغاز نماز لحظهای درنگ کند و عظمت این دیدار خصوصی را به یاد بیاورد، طعم عبادت دگرگون خواهد شد. وقتی انسان درمییابد که با خدایی غنی، نیرومند، مهربان و شکستناپذیر روبهرو است و خود در کمال نیاز و بندگی ایستاده، آتش محبت در دلش شعله میکشد و رابطهای عاطفی و عاشقانه میان او و آفریدگارش شکل میگیرد. در چنین شرایطی، نمازگزار هیچ گاه احساس خستگی نمیکند و دلش نمیخواهد این خلوت دلپذیر به پایان برسد.
امام صادق(ع) در کلامی پر از معنا میفرماید: «اذا قام المصلی الی الصلاه، نزلت علیه الرحمه من اعنان السماء الی اعنان الارض و حفت به الملائکه و ناداه ملک لو یعلم هذا المصلی ما فی الصلاه ما انفتل؛ هنگامی که انسان به نماز ایستاد، رحمت خدا از آسمان بر او نازل میشود و ملائکه اطرافش را احاطه میکنند و فرشتهای میگوید: اگر این نمازگزار ارزش نماز را میدانست هیچ گاه از نماز منصرف نمیشد». (اصول کافی، ج۳، ص۲۶۵) این حدیث شریف نشان میدهد اگر پردههای غفلت کنار بروند، بنده درک میکند که سراپای وجودش غرق در بخشش و رحمت پروردگار است.
درمان دردهای بشری در پای سجاده
آدمی همواره در زندگی روزمره با گرفتاریهای زیادی سروکار دارد؛ از امور مالی و نوسانهای اقتصادی گرفته تا حوادث گوناگون مانند مشکلات کاری، خانوادگی، تحصیلی و... دست به گریبان است. این نگرانیهای فردی اگر درمان نشوند، انسان را به بیقراری، اندوه و انواع بیماریهای روحی و جسمی میکشانند و روح حرص و طمع را در او زنده میکنند. چنانکه پروردگار در قرآن کریم به این ویژگی ناخوشایند هشدار داده و میفرماید: «إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا؛ که انسان مخلوقی طبعاً سخت حریص و بیصبر است». (معارج، ۱۹) و یادآور میشود که هر گاه مالی به او رسد، بخل میورزد و از بخشیدن خودداری میکند. اما قرآن بلافاصله گروهی ویژه را جدا میکند و میفرماید: «إِلَّا المُصَلِّینَ؛ مگر نمازگزاران». انسان به تنهایی چونان قطره آبی است که در بیابان خشک رها شده و هر لحظه در معرض نابودی است، اما با اقامه نماز به اقیانوس بیانتهای قدرت پروردگار وصل میشود: «قطره تنها است اگر بیدریاست / ورنه دریا است اگر با دریاست» کسی که با نماز به دریا پیوسته است، از تلاطم امواج و گرانیهای زندگی نمیترسد. هر چند او به سرنوشت دیگر مسلمانان اهمیت میدهد و دغدغه جامعه را دارد که این نگرانی بسیار ارزشمند و مقدس است، اما دل شخص بر اساس کلام روشن «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» آرامشی پایدار دارد. چنین کسی با آرامش میگوید هر چه پیش آید خدا با ماست و با الهام از بیت زیبای «به جهان خرّم از آنم که جهان خرّم ازوست / عاشقم بر همه عالم که همه عالم ازوست»، اهل بخشش، گشادهدستی و مهرورزی میشود.
نماز پرواز جان است
نماز با معرفت و حقیقی نه تنها عامل سکون و خمودگی نیست، بلکه سرچشمه پویایی، سرزندگی و حرکت مداوم انسان به سوی رشد و آبادانی دنیا و آخرت است. کسی که با خدای جهان ارتباطی استوار دارد، هیچ گاه به احساس پوچی، بیهویتی و درماندگی تن نمیدهد. او انسانی هدفمند و مقید به اخلاق و دستورات الهی است و در برابر گردباد سختیها چون کوهی استوار میایستد. نمونه عینی این استحکام روحی و ایمان را میتوان در پایداری و مقاومت ستودنی مردم در مقابله با دشمن ظالم و بحرانهای اخیر کشور ثابت کرد که به برکت تکیه بر یاری و نصرت خداوند، در برابر سهمگینترین مصائب با روحیهای امیدوار ایستادهاند.
در نقطه مقابل، بررسی ناهنجاریهای تلخ روزگار در دنیا نشان میدهد شمار بسیاری از افسردگیهای روانی، خودکشیها، فروپاشی کانون خانواده و طلاقها، ریشه در دوری از پروردگار و فراموشی معاد دارد. انسانی که این تکیهگاه نیرومند را از دست بدهد، در برابر کوچکترین شکستها تاب نمیآورد و فرو میریزد. ازاینرو، نماز صرفاً یک عمل عبادی فردی نیست، بلکه محافظ جان، تنظیمکننده روان و کلید طلایی رسیدن به خوشبختی و موفقیت در زندگی فردی و اجتماعی به شمار میرود.





نظر شما