تحولات منطقه

«هوشنگ امینی» را جوانی ۲۶ ساله و متهم به قتل ۱۴ زن و کودک و مرد معرفی کرد. در این گزارش تاکید شده بود که «هوشنگ امینی» همیشه کلاهی نمدی به سر دارد و سیما و ظاهر او با اعمالش هیچ شباهتی ندارد.

 جنایات هوشنگ امینی؛ مردی که ۵۰ سال قبل به عنوان قاتلی سریالی زنان دستگیر شد! + عکس
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

۵۰ سال قبل در چنین روزهایی بازپرس جنایی تهران در حال رسیدگی به یک سلسله قتل بود بی‌آنکه بداند امسال در اردیبهشت‌ماه انجمن علمی دانشجویی دانشکده حقوق دانشگاه تهران همایشی تحت عنوان «همایش تخصصی تحلیل جرم‌شناختی قتل‌های سریالی» برگزار خواهد کرد. «پارسایی» بازپرس شعبه پنجم دادسرای پایتخت در دهه سوم اردیبهشت‌۱۳۴۲ در حال تکمیل تحقیقات جنایی خود از مردی جوان به نام «هوشنگ امینی» بود. این مرد ۲۶ ساله که در تعطیلات نوروز ۱۳۴۲ در ورامین شناسایی و دستگیر شد در اردیبهشت‌ماه آن سال ۹ فقره از قتل‌های خود را برای تیم جنایی تشریح کرده بود. این جوان که به «قاتل کلاه‌نمدی به سر» مشهور شده بود همه قربانیان خود را در حالی که دستان‌شان بسته بود مجروح به قتل می‌رساند. سپس سر همه قربانیان را از تن?شان جدا می‌کرد. با توجه به اینکه «هوشنگ امینی» یکی از قاتلان سریالی کشورمان است که در این سال‌ها کمتر از آن صحبت شده ولی پرونده او را می‌توان از پرونده‌های دوران معاصر دانست و مورد بررسی قرار داد، از این شماره «اعتماد» می‌توانید در ستون «خاطره جنایی» این ماجرا را دنبال کنید.

روزنامه کیهان در چهارمین شماره خود در سال ۱۳۴۲ با تیتر درشت در صفحه دهم خود با عنوان «جنایات پی‌در پی تهران توسط یک نفر انجام می‌شود» از ماجرای «هوشنگ امینی» خبر داد. کیهان در نخستین گزارش‌اش از این عنوان نیز استفاده کرد؛ «مردی که آدم شکار می‌کرد». در فاصله دهم تا پانزدهم فروردین‌ماه، ۵۰ سال قبل با توجه به تعطیلی سیزده‌به?در نوروز خبر دیگری از این ماجرا منتشر نشد تا دوباره کیهان در شماره ۵۹۱۱ خود به تاریخ نیمه فروردین‌ماه ۱۳۴۵ با تیتر درشت «من قاتل ۱۴ زن و کودک هستم» به انتشار جزییات بیشتری درباره این جنایات پرداخت. بازپرس صدقی از دادگاه بخش ورامین در آن زمان آغازگر تحقیقات بود و در همان روز کیهان نقل قولی از او منتشر کرد که گفته بود: «هوشنگ از اصغرقاتل خطرناک‌تر است». اما بعد از مدتی انجام تحقیقات جنایی، پرونده جنایات «هوشنگ امینی» به دادسرای تهران ارجاع شد. روزنامه کیهان همچنین در گزارش دوم خود از این ماجرا که در نیمه فروردین‌ماه ۱۲۳۴۲ منتشر شد به یک تیتر دیگر نظر خوانندگان خود را به عمق جنایات این مرد توجه داده بود؛ «هوشنگ مقدار زیادی گوش و بینی انسان جمع کرده بود.»

قتل‌های هوشنگ چگونه برملا شد

ماجرای دستگیری «هوشنگ امینی» به آخرین روزهای سال ۱۳۴۱ برمی‌گردد که یکی از کارکنان دادگاه ورامین برای تفریح به همراه خانواده خود به خارج از شهر و جایی که مسجدی متروکه قرار داشت، رفت. او در آنجا متوجه رد خونی بر زمین و آثار آن بر دیوارها شد و وقتی رد خون را گرفت متوجه توقف رد خون در دهانه یک چاه شد. سپس او ماموران ژاندارمری را از این موضوع مطلع کرد و بدین‌ترتیب با حضور ماموران ژاندارمری جسد مردی که بعدها مشخص شد «مهدی فدایی» نام داشته، کشف شد. با این اتفاق ژاندارمری ری شروع به تحقیق کرد. کیهان در آن سال گزارش داده که افسری به نام ستوان هاشمی با توجه به سابقه‌یی که از یک جوان داشته او را برای تحقیق فرا می‌خواند اما آن جوان مراجعه نمی‌کند و همین ظن ماموران را برمی‌انگیزد که این جوان خود عامل قتل است. این مظنون کسی نبود جز «هوشنگ امینی». ژاندارمری ری او را می‌شناخت زیرا ۲ سال قبل‌تر وقتی این مرد به همراه دو تن دیگر در حال به قتل رساندن مردی حوالی ری بودند سر رسیده بود و مانع از جنایت شده بود. در آن ماجرا نیز هوشنگ به هنگام بریدن گلوی قربانی خود بازداشت شد. با این وصف یکی از ژاندارم‌ها با لباس شخصی خانه خواهر هوشنگ را زیرنظر گرفت و در نهایت او را در همان خانه دستگیر کردند.

هوشنگ امینی که بود؟

روزنامه کیهان در گزارشی که روز ۱۸ فروردین‌ماه ۱۳۴۲ منتشر کرد، «هوشنگ امینی» را جوانی ۲۶ ساله و متهم به قتل ۱۴ زن و کودک و مرد معرفی کرد. در این گزارش تاکید شده بود که «هوشنگ امینی» همیشه کلاهی نمدی به سر دارد و سیما و ظاهر او با اعمالش هیچ شباهتی ندارد. به گفته مادر و برادر هوشنگ او مدت‌ها از سربازی فراری بوده و ماموران نظام وظیفه در جست‌وجوی او بودند.

مردی خطرناک‌تر از اصغرقاتل

خبرنگاران، آن سال با مرور بر جنایات «هوشنگ امینی» به این مرد صفت جنایتکاری خطرناک‌تر از اصغر قاتل دادند. کیهان در انعکاس صحبت‌های این مرد به هنگام بازجویی در دادسرا به نقل از او نوشت که این مرد از آدم‌کشی لذت می‌برده است. کیهان با تیتر «من از جان کندن انسان لذت می‌برم» به انتشار حرف‌های «هوشنگ‌امینی» پرداخت که گفته بود: « وقتی قربانیان خود را دست‌بسته سرمی‌بریدم آنها دم مرگ به خرخر می‌افتادند و من از جان کندن آنها لذت می‌بردم.»

در شماره‌های بعدی به تشریح روند بازجویی و محاکمه این قاتل سریالی می‌پردازیم. سروان کاویانی، فرمانده گروهان ژاندارمری ری در همان زمان طی نامه‌یی به بازپرس نوشت که طی سال ۱۳۴۰ تا پایان سال ۱۳۴۱ دست‌کم ۱۰ جسد در منطقه ری کشف شده که سر نداشته‌اند و احتمال داد که به همین شیوه‌یی که «هوشنگ امینی» قربانیانش را به قتل می‌رساند، کشته شده باشند. با ما در شماره‌های بعدی همراه باشید تا این پرونده را مرور کنیم.

اعتماد

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • mohammad reza rezaei ۱۳:۴۱ - ۱۴۰۱/۰۲/۱۷
    4 1
    در باره هوشنگ امینی. مطالب زیادی گفته شده .اما در بازجویی های خود . به قتلهایی اعتراف کرده که پلیس اگاهی .جنازه مقتولین را یافته بود. جان داگلاس. مامور اداره اف بی ای و متخصص در امور قاتلین سریالی .میگوید زمانیکه یک قاتل سریالی گرفتار شد. بازجویی از وی باید به یک روانشناس متخصص وابسته به پلیس .واگذار گردد. پلیس شوروی در هنگام بازجویی اندره چیکالیتو قاتل سریالی رستوف که متهم به قتل 65 کودک و زن بود باشکال بر خورد و برای اولین بار در تاریخ روسیه متوسل به اف بی ای و جان داگلاس شدند و با راهنمایی های وی قادر به کشف جزییات قتل های چیکالیتو گردیدند. بگفته یک مسافر خانه دار در میدان راه اهن تهران . هوشنگ امینی . پهلوانی را که قد و قامت بلند و بسیار ورزیده بوده و در افغانستان. تاجیکستان . پاکستان و هند. عملیات پهلوانی . انجام میداده به باغی در ورامین دعوت نموده و سپس بعد از مشروب خواری . زنجیری را بوی نشان داده و باو گفته . اگر این زنجیر را پاره کردی یک گوسفند را برایت کباب خواهم کرد. پهلوان که بخود اطمینان زیادی داته زنجیر را بخود بسته و هوشنگ برای محکم کردن زنجیر و در حقیقت با بستن قفلی بر حلقه های زنجیر انرا محکم تر نموده . پهلوان پس از تلاش بسیار موفق به بازکردن زنجیر نمیگردد و هوشنگ امینی پس از تجاوز باین پهلوان سر او را بریده. هوشنگ ورامینی بگفته جان داگلاس . بایستی توسط یک روانشناس علوم جنایی . بازجویی میگردید نه بازجوی ساده اگاهی. در نتیجه بسیاری از قتلهای وی نا مکشوف گردید و ی بسیار با هوش زیرک بود و فقط شناخته های پلیس را بازگویی میکرد نه بیشتر.