«چقدر سخته از محل زندگیت بیای بیرون و وقتی چشمت به آسفالت خیابونا بیفته حسرت بخوری که چرا کوچه و محل زندگی ما همیشه یا خاکیه یا گلی، خواهشی که از مسؤولان شهرداری داریم اینه که سری به جاده سیمان «دهرود» بزنند تا به وضوح ببینند ساکنین چقدر محرومند.»
این دو نمونهای از دهها پیامکی است که از سوی ساکنین جاده سیمان «دهرود» به روزنامه فرستاده شده است. به منظور بررسی مشکلات موجود و تهیه گزارش راهی این منطقه میشویم. اولین موردی که پس از ورود به روستای «دهرود» توجه ما را به خود جلب میکند گرد و خاک فراوان و هوای آلوده روستاست که با وزش هر نسیمی نفس کشیدن را برای رهگذران مشکل میکند.
درددل اهالی روستا
سلیمانی، اولین فردی است که زبان به شکوه باز میکند و به خبرنگار ما میگوید: مشکلات «دهرود» یکی دو تا نیست. بیشتر کوچههای این منطقه خاکی و بدون جدول کشی است. کوچه مدیری و یکی دو کوچه اصلی دیگر را هم که آسفالت کردهاند، چون زیرسازی آنها اصولی نبوده نشست کرده است!
وی سپس به کوچه کم عرضی اشاره میکند و میافزاید: هزینه آسفالت این کوچه را خودمان پرداخت کردهایم، ببینید چگونه نشست کرده و ترک برداشته است.
یکی دیگر از اهالی میگوید: متأسفانه آب حمام و دست ریز بیشتر منازل از زیر در وارد کوچهها میشود به همین دلیل هنگام بارندگی آب باران از همان راه آب وارد خانهها و کوچههای فرعی میشود به طوری که در بارندگیهای اخیر برای تخلیه آب باران ناچار شدیم از آتش نشانی کمک بگیریم. «بختی» میافزاید: مشکل دیگر رفت و روب کوچهها و خیابانهای اصلی است. ما کوچههای فرعی و مقابل خانههایمان را خودمان نظافت میکنیم، ولی جاروکشی خیابانهای اصلی به عهده رفتگر است که ما رفتگر نداریم! ماهی دو هزار تومان برای جمعآوری زباله از ما میگیرند، اما گاهی زبالهها آنقدر میماند تا کرم بگذارد و بوی تعفن آنها فضا را آلوده کند.
لزوم سرعتگیر
خادم حسینیه لزوم سرعتگیر را در کوچه مدیری یادآور میشود و میافزاید: به دلیل وجود مدرسه دخترانه در این کوچه وجود سرعتگیر بسیار ضروری است، مخصوصاً که تاکنون در این کوچه چند مورد تصادف هم داشتیم که خدا را شکر به خیر گذشته است. علی اکبر محسنی در حالیکه سر و صورت فرزندش را به خبرنگار ما نشان میدهد میگوید: ببینید چند روز پیش چگونه با موتورسیکلت به دخترم زده و فرار کردهاند! دخترم را خدا دوباره به من برگرداند.
خطر ابتلای سالک
یکی دیگر از اهالی از وضعیت بهداشت شکوه دارد و خاطرنشان میکند: با نزدیک شدن فصل تابستان خطر ابتلا به سالک هم وجود دارد، چون نخالههای ساختمانی انباشته شده در زمینهای اطراف محل مناسبی است برای رشد و لانه کردن پشه خاکی که ناقل بیماری سالک است.
شکوه و شکایت اهالی تمامی ندارد یکی از وضع آب شرب شکایت دارد و میگوید، بتازگی آب لولهکشی قرمز رنگ شده به حدی که ما مجبوریم آب آشامیدنی را خریداری کنیم! دیگری میگوید ما یک عده آدم بدبخت و بیچاره هستیم که هیچ نهادی به ما توجه ندارد؛ بارها از طرف صدا و سیما و روزنامهها از این روستا گزارشی تهیه کردهاند، اما چه فایده کسی ترتیب اثر نمیدهد. محمدی هم ضمن اظهار تأسف از وضعیت موجود میگوید، مشکل ما آب و برق و گاز و کثیفی اینجاست. وی ادامه میدهد، از لحاظ اماکن ورزشی و تفریحی نیز در مضیقه هستیم و متأسفانه حتی یک متر فضای سبز نداریم.
آرامستان به جای بوستان
به درخواست یکی از اهالی به طرف قبرستان قدیمی روستا راه میافتیم؛ وی میگوید: فضای سبز ما این قبرستان قدیمی است که گاهی مخفیانه در آن اموات را هم دفن میکنند! بچههای ما به جای گردش و تفریح در پارک و استفاده از فضای سبز در این قبرستان با سگ و گربه بازی میکنند. بارها تقاضا کردیم که با نرده کشی اطراف این آرامستان از دفن اموات جلوگیری به عمل آورند، ولی هیچ نهادی به خواستهها و شکایات ما رسیدگی نمیکند. وی ادامه میدهد، از دهرود تا سیسآباد چقدر راه است، مدتی پیش قرار بود این روستا هم مثل سیسآباد به شهر ملحق شود، ولی نمیدانم به چه دلیل این چنین نشده و در حال حاضر نه از امکانات شهری برخورداریم نه مزایای روستا را داریم!
اینجا نه شهر است نه روستا
بعد از شنیدن درد دلهای اهالی روستا به سراغ دهیار دهرود میرویم تا خواستهها و دغدغههای مردم را با او در میان بگذاریم.
جواد زارع که مدت چهار سال است، دهیاری دهرود را به عهده دارد، ضمن اظهار تأسف از نابسامانی اوضاع دهرود به خبرنگار ما میگوید: این روستا قبلاً شورایی اداره میشد، ولی فعلاً ما شورا نداریم، زیرا 6 سال قبل که اعلام کردند دهرود جزو شهر میشود اعضای شورای قبلی استعفا دادند، بعد هم که طبق تقسیمات کشوری فقط تا خط گاز به عنوان شهر اعلام شد، افرادی هم که برای تشکیل شورای جدید داوطلب شده بودند، استعفا دادند به این امید که دهرود هم جزو شهر محسوب شود که چنین نشد، حال آنکه به لحاظ آماری، جمعیت فعلی دهرود بیش از 3 هزار و 500 خانوار است و بیش از 15 هزار نفر جمعیت دارد. ولی متأسفانه ما همچنان در برزخ بین شهر و روستا به سر میبریم، به همین دلیل اعتبارات چندانی به ما تعلق نمیگیرد.
وی ادامه میدهد: تا دو سال پیش حداکثر اعتباراتی که به ما میدادند، حدود 3 میلیون تومان بود، ولی از سال 91 به بعد از محل 3 درصد عوارض نسبت به جمعیت هر روستا مبلغی به حساب شهرداری و مبلغی هم به حساب دهداری میریزند که ما سال پیش از این محل خدماتی انجام دادیم از جمله خیابان 10 متری شهید رجایی- خیابان مدیری و خیابان زواری را جدول بندی و آسفالت کردیم، چند خیابان و کوچه فرعی هم با مشارکت مردمی آسفالت شد، بقیه کوچهها را نیز قرار است در صورتی که اهالی نیمی از هزینه آن را بپردازند آسفالت کنیم.
وی در مورد مشکلی که برای بعضی از کوچهها پیش آمده توضیح میدهد، آسفالت کوچهها و خیابانها را پیمانکار زیر نظر مهندسین تعاونی و مهندسی ناظر انجام داده است، ولی چون هنگام آسفالت بعضی از خانهها برای کندن جلوی خانه و کار گذاشتن لوله فاضلاب خانگی، آسفالت را نگه داشتهاند، آسفالت سرد شده و کیفیت خود را از دست داده است و بدیهی است که آسفالت ترک برمیدارد و نشست میکند.
در این مورد مردم مقصرند، چون نباید فاضلاب خانگی بیرون بریزد. اما اینکه خانهها گود افتاده دلیلش ساخت و ساز غیراصولی است. در این منطقه حود 30 بنگاه معاملات ملکی وجود دارد که زمینها را قطعه بندی میکنند و میفروشند و مردم نیز بدون مجوز و پروانه و بدون اصول فنی ساخت و ساز میکنند. ما که قدرت اجرایی نداریم که جلوی این قبیل ساخت و سازها را بگیریم. در حال حاضر حتی زمینهای بستر رودخانه کشف را نیز قطعهبندی کرده و ساختهاند و خدای نکرده اگر سیلی بیاید یا زلزلهای بشود فاجعهای به بار خواهد آمد، در آن صورت همه نهادها به دنبال مقصر میگردند و هر یک دیگری را مقصر قلمداد میکند.
زارع ادامه میدهد، مشکل دیگر بحث کنده کاریهای اتفاقات آب و فاضلاب روستایی است که وقتی لوله های فرسوده را تعویض میکند کندهکاریهایش را ترمیم نمیکند؛ سال پیش توافق کردیم کندهکاریها را خودمان ترمیم کنیم و مبلغ 60 میلیون تومان هزینه آن را آب و فاضلاب بپردازد که فقط 30 میلیون تومان آن را گرفتیم و 30 میلیون دیگر به ما بدهکار است و می گویند بودجه نداریم.
زارع درباره آب منطقه نیز توضیح میدهد که در حال حاضر مشکلی ندارد. وی میگوید، قبلاً آب منطقه از چاهی که نزدیک سیستم سماور سازها است تأمین میشد و چون سماور سازها یک سری آبکاری داشتند، آب آن جذب زمین میشد که آزمایش دادیم و متوجه شدیم مشکل دارد، ولی الان دو سال است که موتور این چاه خاموش است و ما از آب مشهد استفاده میکنیم.
وی در مورد نرده کشی دور قبرستان قدیمی روستا میگوید، هزینه آن سنگین است؛ برآورد کردیم حدود 80 تا 100 میلیون تومان هزینه دارد، به محض اینکه بودجهاش برسد انجام خواهیم داد.
وی درباره سرعتگیر هم میگوید: ما به قسمت فنی فرمانداری لزوم آن را اعلام کردیم، گفتند، خودتان سرعت گیر نزنید ولی نامهاش را به بخشداری و سپس به فرمانداری فرستادیم؛ باید مجوزش را به نام ما بزنند تا بتوانیم سرعتگیر نصب کنیم، اما در حال حاضر مشکل قانونی دارد.
وی درباره بارندگیهای اخیر و آب افتادگی معابر هم توضیح میدهد، سال گذشته یک کانال انحرافی در رجایی 9 زدیم با این حال باز هم آب به جاده اصلی میزند و وارد روستای ما میشود، چون به تازگی خیابانهای سیسآباد را جدول کشی کردهاند و شیب آب به طرف جاده اصلی و دهرود هدایت شده است. ما بارها به شهرداری نامه دادیم و تقاضا کردیم که شیب آب را به طرف دیگر هدایت کنند، ولی ترتیب اثر نمیدهند. ما رفتگر نداریم تنها کاری که از دست ما برمیآمد یک کارگر برای لجن روبی گذاشتیم تا مواقع بارندگی آشغالهای درشت را جمع کند که آب گیر نکند.
وی در پایان متذکر میشود، این روستا با 15 هزار جمعیت فقط یک دهیار بدون پشتوانه دارد!
من دست تنها هستم؛ دو نفر معتمد داریم که سن بالا هستند و کار چندانی از آنها برنمیآید. اکنون که جزو شهر نشدیم، لازم است شورا تشکیل بدهیم و اعتبارات بیشتری بگیریم تا بتوانیم کاری انجام دهیم.





نظر شما