کیوان سرافرازی: چگونه ثروتمند شویم؛ طالع بینی چینی، 10 راه برای شیک پوشی آقایان و ده ها کتاب از این قسم که حالا اگر خوب بگردی چندتایی از آن را در راسته کتاب فروشان پیدا می کنی. نفس بودن این همه، برگرفته از واقعیتی است که خیلی ها بر آن واقفند و آن به دلیل نیازی است که برای این نوع کتابها وجود دارد. کتابهای قطوری که دیگر لازم نیست مثل حوزه های تخصصی، آنها را در قفسه های چند کتابفروشی معدود بیابی. کتابهایی که خیلی از کتابفروشان به دلیل فروش بالا و قیمت نازل و ظاهر فریبنده شان حاضرند آنها را در کنار کتابهای تخصصی و پربارشان جا دهند.شاید گمان می کنند بشود با توسل به آنها چند عنوان کتابی را که مدتهاست روی قفسه ها خاک می خورد هم به فروش رسانند.
همیشه بازار داشته اند
حجت میرباقری یکی از فروشندگان باسابقه بازار کتاب تهران با بیان اینکه استقبال از کتابهایی که او آنها را فانتزی می خواند، در مقایسه با کتابهای تخصصی بسیار زیاد است، می گوید: کتابهای فانتزی در قطع خشتی خیلی خوب به فروش می روند. این کتابها علاوه بر زیبایی شان قیمتهای مناسبی دارند که عمدتاً نسل جوان ترجیح می دهند آنها را به دوستان خود هدیه بدهند. در مقایسه با این نوع کتابها، بازار کتابهای فاخر و سنگین کم است و به ندرت پیدا می شود کسی که برای این گونه کتابها وقت بگذارد و مثلاً رمان چند صدصفحه ای و یا کتابی فنی را بخواند؛ علاوه بر این کتابهای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی روز هم با استقبال چندانی مواجه نمی شود.
وی می گوید: تعدادی از کتابها همیشه بازار و مخاطب خود را داشته اند؛ مثلاً خانمهای خانه دار همیشه حاضرند برای کتابهای آشپزی هزینه ای را متقبل شوند. یا عده ای همیشه ترجیح می دهند گرد کتابهای فال و طالع بینی بگردند. نویسندگان این دسته کتابها نیز رگ خواب مشتریانشان را پیدا کرده اند و از این فرصت برای کسب سود بیشتر استفاده می کنند.
اهمال متولیان فرهنگ
محسن صدر، یکی دیگر از فروشندگان مجموعه «کتاب آفتاب» با بیان اینکه کتابهایی که امروز بازار را اشباع کرده اند، نتیجه کم کاری متولیان فرهنگ عمومی است، می گوید: وقتی جای تبلیغ کتاب در رسانه ملی را چیپس و پفک نمکی پرکرده است، وقتی برنامه سازان مجموعه های تلویزیونی در سریالهای خود هیچ گونه اشاره ای به کتابهایی که از آن وام گرفته اند، نمی کنند؛ چه توقعی از دیگران است.
وی اضافه می کند: اینجاست که یک کتاب فروش که درآمد ماهیانه اش به زحمت به 500هزار تومان در ماه می رسد، ترجیح می دهد یا کتابفروشی اش را به ساندویچ فروشی تبدیل کند و یا اگر خیلی دغدغه فرهنگ دارد، برای فرار از ورشکستگی و جذب مشتری هر نوع کتابی را در ویترین کتابفروشی اش قرار دهد.
دو دهه پیش از این، برای جمعیت آن زمان کتابهایی با شمارگان سه تا پنج هزار نسخه منتشر می شد، اما الان به راحتی می توان کتابهایی را با شمارگان هزار نسخه نیز در بازار پیدا کرد. وضعیت اسفباری که نشان می دهد متاسفانه اقبال عمومی برای فروش این آثار در بازار وجود دارد و فروش بالای آن نیز طبیعی است. حال آنکه با افزایش میزان سواد جامعه و نیز افزایش تعداد مراکز آموزش و دانشگاهی و در نتیجه آن افزایش شمار دانشجویان کشور باید تعداد کتابخوانهای کتابهای کیفی افزایش می یافت، اما این اتفاق نیفتاد. حالا دیگر معدود نویسندگانی هستند که ترجیح می دهند سالها وقت خود را برای نوشتن یک اثر فاخر بگذرانند، چون می دانند در قبال آن سود چندانی به دست نمی آورند، درست مثل بازار قالی بافانی که با آمدن رقبای چینی و غیر چینی عطای هنر ارزشمندشان را به لقایش بخشیده اند. بازار پر است از کتابهای کپی برداری شده ای که به شما می گوید چطور باید قورباغه و پنیرتان را قورت بدهید یا متولد چه ماهی برای ازدواج شما مناسب تر است.
سید علی امینی، نویسنده و مترجم کتابهای کودک و نوجوان نیز با بیان اینکه برای قرار گرفتن کتاب در سبد مصرفی خانواده ها نباید از هر ابزاری استفاده کرد، می گوید: نشر کتاب استانداردهای منحصر به فرد خود را دارد.این استانداردها شامل درک نیاز جامعه تا چگونگی صفحه آرایی و قرار گرفتن متن و محتوا در کنار یکدیگر می شود، اما متأسفانه گروهی ترجیح می دهند بسته نازل فرهنگی خود را در لفافه و پوشش فریبنده عرضه کنند.
وی می گوید: ممیزی کتابها در خصوص این گونه کتابها امری است ضروری که باید مورد نظر مسؤولان قرار گیرد. وی اضافه می کند: مسایل و مشکلات اقتصادی و معیشتی افراد جامعه نیز در خلق آثار خوب بی تأثیر نیست. پژوهشگری که پیش از این دغدغه تحقیق و پژوهشگری داشته و هزینه پژوهشهای خود را از فروش آثار خود تامین می کرده است، چگونه می تواند با وجود مشکلات اقتصادی، پژوهشهای خود را به سرانجام برساند.
امینی معتقد است: جامعه ای که به خواندن کتابهای زرد و مبتذل خو گرفته است، برای خرید کتابهای ارزشمند و فاخر پول هزینه نمی کند.
جامعه ای که تیغ ممیزی متولیان فرهنگی اش برای نویسندگان صاحب نام به همان میزان می برد که برای کتابهای نویسندگان بی نام و نشان، از دیگران چه انتظاری باید داشت؟
انتشار کتاب آن هم برای مخاطبی که حساسیتهای خاص خود را دارد، آداب و ترتیب دیگری را می طلبد؛ حوزه کتاب کودک و نوجوان از جمله حوزه هایی است که متأسفانه می توان رد پای کتابهای بی محتوا را در آن بیش از سایر حوزه ها جستجو کرد. بسیاری معتقدند، همان گونه که والدین در انتخاب اسباب بازیها و ابزار کمک آموزشی کودکان و نوجوانان خود وسواس ویژه ای به خرج می دهند، به همان میزان نیز باید در بین کتابهای بازاری و کتابهای فاخر تفاوت قایل شوند.
هادی خورشاهیان با تأکید بر این نکته و اشاره به اینکه نشر حوزه کودک و نوجوان ما نشر تخصصی نیست، می گوید: متأسفانه بسیاری از ناشرانی که در این حوزه فعالیت می کنند، بیشتر سراغ کتابهای بازاری می روند، همچنین تعداد ناشران جدی در این زمینه نیز کم است که این پاسخگوی نیاز جامعه نیست.
رشد کیفی نداشته ایم
وی اضافه می کند: از ناشران کتابهای کودک و نوجوان انتظار می رود کتابهایی با محتوا و کیفیتی خوب منتشر کنند. از معضلات نشر ما این است که تعدادی ناشر مؤلف داریم که یا باید کار تالیف را ادامه دهند یا باید کار نشر را انتخاب کنند. برخی ناشران نیز از یک کتاب چند نسخه دیجیتالی منتشر می کنند و اعلام وصول می گیرند، اما نسخه ای از آن کتاب در بازار نشر موجود نیست. همچنین برخی ناشران کتابهایی در تعداد بالا منتشر می کنند، اما اغلب کتابهای آنها 8 یا 16 صفحه ای اند؛ برای ما ملاک کتاب خوب به لحاظ کمی و کیفی است.
خورشاهیان با اشاره به اینکه حدود 30 سال است که نویسندگان حرفه ای در حوزه کودک و نوجوان داریم، می گوید: اما متأسفانه زمانی که کتابهای برگزیده نویسندگان حرفه ای، فیلمها و کارتونهایی را که بر اساس آنها ساخته شده، با کتابهای نویسندگان خارجی مقایسه می کنم، کتابهای ما سطح خوبی ندارند.
وی می گوید: تعداد کتابهای کودک و نوجوان پس از انقلاب، افزایش داشته است، اما این افزایش نشانه رشد نیست؛ زیرا در جشنواره هایی که برگزار می شوند، گاهی در همان مرحله نخست سه چهارم کتابها حذف می شوند و این نشان می دهد، رشد کیفی نداشته ایم.



نظر شما