وداع با آقای شهید ایران

قدس انلاین_مصطفی لعل شاطری: در سال 1276 (ﻫ.ق) در روستای مهرجرد (از توابع میبد یزد) در خانواده ای کشاورز و پارسا کودکی دیده بدنیا گشود که بعدها خدمات ارزنده و مهمی به فرهنگ شیعه و جوامع اسلامی نمود و همچون ستاره ای تابنده بر تارک تاریخ اسلام درخشید؛ این مرد بزرگ که حق عظیمی بر حوزه های علمیه شیعه و دانشمندان ما دارد مرحوم آیت الله العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری بنیانگزار حوزه مقدسه علمیه قم بود.

استخاره ای که حوزه ی علمیه قم را متحول کرد!
زمان مطالعه: ۱ دقیقه

به گزارش قدس انلاین آیت الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، فرزند محمد جعفر، تحصیلات مقدماتی خود را در اردکان یزد نزد مجدالعلماء اردکانی به پایان رسانید و سپس راهی یزد گردید و در مدرسه خان ساکن گردید و سطوح را در محضر مرحوم حاج میرزا سید حسن وامق و آقا سید یحیی مجتهد یزدی تحصیل نمود، چنانچه امینی می نویسد: آنگاه در اوان جوانی به عراق مهاجرت کرد و در کربلا مدت دو سال با حضور در حوزه درس آیت الله فاضل اردکانی، در جمع علما از زمره فضلای حوزه علمیه کربلا، شناخته شد. چون از نظر آیت الله اردکانی، استعداد و خلاقیت او فراتر از حوزه علمیه کربلا دیده شد، مقدمات سفرش را به حوزه علمیه سامرا فراهم کرد و نامه ای در شرح معنویت و خصوصیات اخلاقی و خلاقیت های علمی شیخ عبدالکریم، به مرجع تقلید آن زمان میرزای بزرگ شیرازی (رحمة الله علیه) نوشت و او را با احترام به سامرا فرستاد.
وی 12 سال در حوزه علمیه سامرا به کسب کمالات علمی و معنوی پرداخت و از درس مرحوم آیت الله العظمی میرزای بزرگ شیرازی بهره گرفت. مدتی نیز در محضر آیت الله العظمی میرزا محمدتقی شیرازی، حاج شیخ فضل الله نوری و آیت الله آقا سید محمد فشارکی اصفهانی کسب علم نمود و از خرمن علم و ایمان آن ستاره های درخشان آسمان فقاهت خوشه چید و چیزی نگذشت که در حوزه سامرا به شایستگی بر کرسی استادی نشست و مورد توجه اساتید خود گردید و پس از مدت زمانی کوتاه، نور اجتهاد وجودش را منور ساخت. آنگاه به شوق زیارت خانه خدا به سفر حج رفت و بعد از انجام اعمال حج با روحی لطیف و روحیه ای پایدار عازم نجف اشرف گردید و در حوزه علمیه این شهر به تربیت طلاب علوم دینی پرداخت و همواره شمع وجودش در بین محصلین علوم دینی پرتوافکن بود. وی با همه عظمت و مقام در مقابل آخوند خراسانی زانوی ادب بر زمین زد و مدت یک سال از درس ایشان بهره برد و مدتی را نیز در محضر آیت الله سید محمد کاظم یزدی به خوشه چینی علم پرداخت و پس از آن به ایران بازگشت اما به دلیل اوضاع آشفته ایران و نهضت مشروطیت، زمینه فعالیت علمی را برای خود مساعد ندید و بار دیگر به کربلا مراجعت نمود و با حضور خود در حوزه علمیه کربلا (مدرسه حسن خان) غبار عزلت و فراموشی سال های گذشته را زدود و بارگاه امام حسین (ع) با طنین افکندن بحث های علمی دانش پژوهان در آن، جلوه ای دیگر یافت.

حوزه اراک
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری در سال 1332 قمری به دعوت مرحوم حاج سید اسماعیل عراقی به اراک هجرت کرد و در این شهر مبادرت به تأسیس حوزه علمیه نمود و مدت هشت سال در آن حوزه پرشکوه بر مسند تدریس تکیه زد و در کنار مسئولیت سنگین مرجعیت، از پرورش و شکوفایی طلاب جوان غافل نبود در همین ایام جماعتی از فضلا برای کسب دروس فقه و اصول به محضرش شتافتند و از محضر ایشان بهره ها بردند.
وی پس از پنج سال توقف در اراک در سال 1337 ﻫ.ق به قصد زیارت به مشهد رضوی رفت و به هنگام این سفر، چند روزی در قم مورد استقبال علما و مردم این شهر قرار گرفت و با اوضاع مذهبی این شهر از نزدیک آشنا گردید.
 

ماجرای استخاره ای
در ماه رجب 1340 ﻫ.ق مرحوم آیت الله حائری به قصد زیارت حضرت معصومه سلام الله علیها و گذراندن ایام نوروزی، سفری به این شهر می کنند و در همین سفر بود که فصل جدیدی در تاریخ دارالأیمان قم پدید می آید.
مردم قم که به مقامات علمی و روحانی معظم له واقف شده بودند بعد از شنیدن خبر حرکت ایشان به طرف قم، خود را آماده استقبال از این مرد بزرگ ساختند.
در آن استقبال باشکوه که جمعی از علمای قم و مردم پاکدل و علاقمند به اسلام و روحانیت تا 4 کیلومتری قم (امامزاده جمال) رفته بودند مرحوم آیت الله بافقی مردم را تشویق می کرد که دست از دامن مرحوم حائری برندارند و خواستار اقامت دائمی ایشان در قم گردند.
ایشان تشریف فرما شده و ساعتی در آنجا توقف کردند و مردم نیز خواسته خود را به اطلاع آن جناب رساندند، آنگاه ایشان با تجلیل و تکریم فراوان به شهر وارد شده و در منزل مرحوم آیت الله حاج شیخ مهدی پائین شهری اقامت گزیدند.
آن موقع مقارن با نوروز بود و اقشار مختلف مردم برای زیارت هنگام تحویل و عید نوروز به قم آمده بودند، وقتی از پافشاری و اصرار علماء و مردم شهر دائر بر توقف معظم له اطلاع حاصل کردند با مردم قم هم آوا گشته و خواستار اقامت دائم ایشان شدند.
اما مرحوم حاج شیخ مشکلاتی داشت که ایشان را از پذیرفتن پیشنهاد علماء و سایر طبقات مردم بازمی داشت. ولی مردم دست از تقاضای خود برنداشتند، حتی نوشته اند که مرحوم آیت الله شیخ محمدتقی بافقی به ایشان می گوید شما اخباری را که از حضرات معصومین (ع) راجع به آخرالزمان وارد شده دائر بر اینکه قم مرکز علم و دانش خواهد شد (و منها تفیض العلم الی سایر البلدان) و اینکه در آن زمان، علم در کوفه... به زمین فرورفته و از قم بیرن خواهد آمد، دیده اید؟ (سفینة البحار، ج2: 445) فرمودند: آری. می گوید آیا قبول دارید و یا شبهه می کنید؟ فرمودند، قبول دارم، می گوید نمی خواهید که تأسیس این اساس به دست شما انجام گیرد و برای همیشه این سکه به نام شما زده شود و باقیات صالحات شما باشد؟ فرمودند چرا. می گوید تصمیم به توقف بگیرید.
علاوه بر مرحوم بافقی جمع دیگری از علماء و بزرگان قم از قبیل آیت الله حاج میرزا محمد ارباب و آیت الله حاج شیخ محمدرضا ساوه ای و مرحوم حاج سید حسن متولی باشی (متولی حرم حضرت معصومه ع) و حاج میرزا محمود روحانی نیز سعی بر راضی کردن مرحوم حاج شیخ داشتند تا بالاخره مرحوم حائری بنا را در این امر بر استخاره به قرآن می گذارد.
صبحگاهی که به حرم مشرف می شوند استخاره می کنند، این آیه کریمه می آید: «اذهبوا بقمیصی هذا والقوه علی وجه ابی یأت بصیرا و اتونی باهلکم اجمعین». (یوسف: آیه 93)
بعد از استخاره از تردید بیرون آمده و تصمیم خود را مبنی بر اقامت در قم به اطلاع مردم می رسانند و اصحاب و شاگردان ایشان هم که از ماندن استاد خود (در قم) اطلاع یافتند مشتاقانه رهسپار این شهر گردیدند.

تأسیس حوزه علمیه قم
اولین اقدامی که مرحوم حائری در سال 1340 انجام داد، تأسیس (یا به تعبیر صحیح تر تجدید مرکزیت) حوزه علمیه قم، در شرایط دشوار آن دوران بود. رضاخان بعد از تحکیم پایه های قدرت خود تلاش گسترده و همه جانبه ای برای انحلال حوزه نوپای قم، داشت و اگر لطف امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و همت و پشتکار و مقاومت مرحوم حاج شیخ نبود بی هیچ تردیدی اثری از آن زحمات باقی نمی ماند.
آیت الله حائری در مکتب انسان ساز خود شاگردانی فاضل و صاحب کمال و کرامت پرورش داد. در آن روزها که حوزه های علمیه به دست دشمنان رو به زوال و نابودی می رفت، ایشان با اقتدار و توانایی در سنگر خود ایستاد و هر روز جمع شاگردانش را پیوسته تر و متحدتر ساخت. آنگاه فضلاء اراک، تهران و دیگر شهرها را گردهم آورده و به تدریج حوزه علمیه را گسترش داد تا جائی که بیش از هزار نفر طلبه و محصل از محضر وی و دیگران بهره می بردند.
آیت الله شیخ عبدالکریم حائری با عنایت مخصوص به تربیت صحیح طلاب و فضلا، در زمان کسالت نیز بر امور حوزه نظارت داشت. در همان زمان شخصیت های علمی، سیاسی و فرهنگ به خانه اش می آمدند و از شکوه و عظمت خاصی برخوردار بود، همواره تنها به مدرسه رفته، ضمن سرکشی به حجره های طلاب از احوال آنان و وضع زندگی و مقدار توجه و اهتمامشان به درس و مطالعه، آگاه می گردیدند.

ترفندی که حوزه را نجات داد!
با تصویب قانون متحدالشکل شدن لباس در سال 1307 که به طور کامل به اجرا گذاشته شد، حکومت رضاشاه سعی می کرد با صدور «جواز عمامه» نظارت شدیدی بر حوزه های علمیه و روحانیت داشته باشد تا بدین وسیله از تعداد روحانیون بکاهد. به همین دلیل در قانون مصوبه 15 اسفند 1307 تنها روحانیون و طلابی مجاز به استفاده از لباس روحانیت بودند که از طرف وزارت معارف و بر طبق اساسنامه مخصوص، در امتحان شرکت کرده و تصدیق طلبگی دریافت نمایند. «مجتهد مجاز» هم کسی بود که از یکی از مراجع تقلید تصدیق و اجازه نامه اجتهاد در دست داشته باشد. بدین ترتیب روحانیونی که تصدیق طلبگی نداشتند ناچار به لباس متحدالشکل درمی آمدند.
آیت الله حائری می دید که هر روز دسیسه ای علیه حوزه شکل می گیرد و از هر سو قدرت های بزرگ در تلاشند تا اثری از حوزه های علمیه، باقی نگذارند. از این رو چاره آن دانست که در آن موقعیت به تقویت هر چه بیشتر حوزه علمیه قم بپردازد. در جریان قیام حاج آقا نورالله اصفهانی که به دنبال تصویب قانون نظام وظیفه اجباری صورت گرفت آیت الله حائری که در رأس حوزه علمیه قم قرار داشت آنچنان در این باب با احتیاط عمل کرد که حرکت او اعجاب همگان را برانگیخت. ایشان هرگاه درباره این سکوت و احتیاط مورد سؤال قرار می گرفت در پاسخ تنها به یک جمله کوتاه که «من حفظ حوزه را اعم می دانم» قناعت می کرد.

ایستادگی در برابر رژیم
برخلاف نظرهایی چون: دخالت نداشتن وی در امور سیاسی، آیت الله حائری در برابر مشکلات حوزه علمیه و دخالت مأمورین حکومتی در امور حوزه به شدت ایستادگی می کرد. یکی از اسناد موجود در سازمان اسناد ملی ایران، نشانگر مخالفت شدید ایشان با دخالت وزارت معارف، در برگزاری امتحانات طلاب علوم دینیه است که خود دلیل بر این مدعاست. در بخشی از گزارش فرماندار قم به وزارت داخله، در خصوص مخالفت آیت الله حائری با برگزاری امتحانات توسط وزارت معارف، از قول ایشان چنین آمده است:
«... تشکیل چنین مدرسه و تهیه یک چنین طلاب علوم دینیه البته باید تحت نظر من و پروگرامی که من می دهم اداره شود وزارت معارف نباید مداخله در این قسمت داشته باشد خودم پروگرام آن ها را تهیه و ممتحنین لازم را انتخاب خواهم کرد اگر دولت قصد دارد که یک چنین طلابی تهیه نماید البته باید تحت نظر من باشد و اگر نمی خواهد طلاب علوم دینیه داشته باشد من ابداً مداخله نکرده و در خانه خود خواهم نشست و هر نوع معارف می خواهد مدرسه را تنظیم و پروگرام آن ها را تهیه نماید...».
بالاخره پس از مذاکره زیاد بین معظم له و نمایندگان دولت، ایشان با برگزاری امتحانات موافقت نموده و امتحانات با اجازه وی برگزار می گردد.
گفتنی است که آیت الله حائری در مقابل تصمیم وزارت معارف، در مورد برگزاری امتحانات طلاب در تهران نیز معترض گردیده و وزارت معارف را ملزم کرد که امتحانات را در قم برگزار کند. چنانچه در نامه حکمران قم به عنوان ریاست وزراء از قول حاجی شیخ مهدی، پیشکار حاجی شیخ عبدالکریم گزارش داده که آیت الله حائری امر کرده:
... اعزام طلبه مزبور به تهران خیلی اشکال دارد در صورتی به ممتحنین سوء ظن دارند که ممکن است نسبت برطلبه ارفاق نمایند امرشود که هیئت ممتحنین از تهران بیایند و اعزام طلبه مزبور به تهران اشکال دارد و تقاضا دارند که امتحانات طلاب در قم بشود... .
بدین ترتیب به شدت با برگزاری امتحانات در تهران ممانعت به عمل آمد تا اینکه محمود جم، وزیر داخله، دستور داد که مراسم امتحان در قم انجام شود. همچنین آیت الله حائری از وزارت معارف خواسته بود تا برای روحانیونی که وی مجوز اجتهاد و یا محدثی و طلبگی آنان را تأیید می کند، تصدیق طلبگی و یا جواز روحانیت صادر نماید. بر همین اساس فرماندار قم با ارسال نامه ای به وزیر داخله در مورد صدور جواز طلبگی کسانی که آیت الله معرفی می نماید، کسب تکلیف می کند. در جواب این نامه محمود جم (وزیر داخله) چنین می نویسد:
در جواب مراسله شماره 1103 اشعار می دارد که البته تصدیق هایی که جناب مستطاب آقای حاج شیخ [عبدالکریم حائری] به امضای خودشان داده باشند معتبر است ولی ترتیب دادن جواز باید بر طبق قانون باشد یعنی به طلابی که امتحان داده و تصدیق معارف در دست داشته باشند داده شود».
این پاسخ نشانگر آن است که دولت علی رغم اهتمام زیاد در برگزاری امتحانات و صدور جواز از طریق معارف، ناگزیر به معتبر دانستن تصدیق های صادره آیت الله حائری می شود و این در حالی بود که ایشان و مراجع آن عصر همچون آیات عظام، آیت الله اصفهانی و آیت الله نائینی برای هر کس که صلاح می دانستند اجازه اجتهاد، محدثی و یا طلبگی صادر می کردند. این عمل در شرایطی صورت می گرفت که دولت از طرق مختلف در صدد کاهش تعداد روحانیون بود در حالی که با صدور جواز از جانب مراجع، برخلاف رأی دولت بر تعداد طلاب افزوده می گشت. در آرشیو سازمان اسناد ملی ایران شمار زیادی از این قبیل جوازهای اجتهاد و یا طلبگی که از جانب مراجع صادر گردیده است، وجود دارد که سند شماره 7 (تصدیق اجتهاد آیت الله سید محمدتقی خوانساری و آیت الله سید احمد خوانساری توسط آیت الله حائری) و سندهای شماره 8، 9، 10 و 11 که تصدیق اجتهاد چند تن از روحانیون و شاگردان ایشان با مهر و امضاء معظم له است نمونه هایی از آن ها می باشد.

از غذای بی خورش تا روضه خوانی قبل از شروع درس!
مرحوم حائری مرد فوق العاده خوش اخلاق و خوش برخورد بود ظاهر و باطنش یکی بود و طلاب را دوست می داشت و به اهل علم و فضیلت عشق و علاقه عمیق می ورزید او در مجلس، صدر و ذیل نمی شناخت و همانند سیره حضرت رسول الله (ص) هر جا را که مناسب می شمرد می نشست.
یکی از اعضای محترم جامعه مدرسین حوزه علمیه قم از قول حضرت امام خمینی نقل کردند که در اراک بر سر جا بر مجالس، گاه اختلاف می شد و مرحوم حائری در زمانی که در اراک تشریف داشتند برای از بین بردن این سنت سیّئه هر وقت وارد مجلسی می شدند، هر جا جائی می دیدند در همان مکان می نشستند و با این روش حسنه خود این سنت ناپسند را بهم زدند، و یکی از شاگردان معظم له می فرمودند: که ایشان هرگز در خوردن غذا به غذاهای لذیذ توجه ننموده و تعمد داشت که غذاهای ساده و بی خورشت میل کند. او از یک تقوای باطنیِ سرشار برخوردار بود و بارها می فرمود: «من هرگز برای ریاست و زعامت دست و پا نکرده ام» و مسئله زعامت خود را انجام یک تکلیف و امانتی الهی می دانست، و باز ایشان از حضرت امام (مدظله) نقل می کردند که بازار شهر اراک از بازارهای طولانی ایران است و منزل مرحوم حائری در انتهای بازار و محل تدریسشان اوائل بازار قرار داشت و وقتی که از منزل عازم تدریس می شدند عبا را بدست گرفته و روی دوش نمی انداختند (این در حالی بوده که عده ای از بزرگان شهر با اطرافیان و تفنگ چی حرکت می کردند) و پیاده تا محل درس می رفتند و اگر در بین راه کسی بدنبال ایشان راه می افتاد، می ایستادند و در صورتی که طرف سؤال و یا نیازی داشت آن را برطرف کرده و خود به تنهائی به راه ادامه می دادند.
ایشان روحیه ایثارگری عجیبی داشت و چندین سال تکفّل مخارج یکی از اساتید خود (مرحوم فشارکی) را بعهده گرفت و پس از رحلت استاد نیز با اینکه خود نیازمند بود باز لطف خویش را از خانواده استادش قطع نفرمود.
از امتیازات مرحوم حائری علاقه فوق العاده ایشان به خاندان پیامبر (ص) بود و در این میان به حضرت سیدالشهداء حسین بن علی (ع) بسیار عشق می ورزید و حتی قبل از تدریس، از مرحوم حاج شیخ ابراهیم صاحب الزمانی تبریزی خواسته بود که روضه خوانی کند و این مرد بزرگ هر روز پیش از درس چند دقیقه روضه می خواند و آنگاه مرحوم حاج شیخ درس را شروع می کردند.
روضه خوانی مرحوم حائری مخصوص به روزهای درسی نبود، در ایام عاشورا نیز اقامه عزا می فرمود و در روز عاشورا به هیئتی خاص (پابرهنه و گِل به پیشانی و صورت مالیده) در دسته های عزاداری شرکت می کرد و به عزاداری می پرداخت و نیز در ایام فاطمیه دوم (در ماه جمادی الاخرة) که عزاداری در ایران مرسوم نبود، با همّت ایشان هر سال مجالس عزا برپا می گردید.

آثار خیریه
مرحوم حائری، تنها موسس حوزه نبود بلکه یکی از مراجع تقلید شیعیان زمان خویش نیز بود و با همه مشکلاتی که حوزه نوبنیاد قم داشت لحظه ای از فکر مردم و رفاه حال مستمندان غافل نبود و در همین رابطه بود که به هنگام قحطی به تأسیس دارالأطعام همت گماشتند و اقدامات دیگری نیز داشت که اثر برخی از آن ها هم اکنون نیز باقی است، از قبیل:
ساختن قبرستان نو در کنار رودخانه.
تعمیر مدرسه فیضیه و ساختن طبقه های فوقانی آن.
تأسیس بیمارستان «سهامیه» (از ثلث مرحوم سهام الدوله).
سدّ رودخانه قم، که پس از جریان سیلی ویرانگر و پرخسارت به همت ایشان و کمک مردم قم ساخته شد.
بناء قلعه مبارک آباد بمنظور اسکان سیل زدگان سال 1353، و سرانجام این موسس حوزه علمیه قم و عالمی نستوه در سن 83 سالگی به دیار باقی شتافت.
بعد از انتشار خبر ارتحال این عالم بزرگ با وجودی که تشییع جنازه و تظاهرات و مظاهر دین و شعائر مذهبی ممنوع بود کلیه طبقات مردم شیون کنان و بر سر و سینه زنان بیرون آمده و جسد آن بزرگوار را بگونه ای بی سابقه، تشییع کردند و بعد از برگزاری نماز به امامت مرحوم آیت الله حاج میرزا فخرالدین قمی (شیخ الاسلام قم) در جوار مرقد مطهر حضرت معصومه سلام الله علیها در مسجد بالاسر به خاک سپرده شد.

منابع:
1- شریف رازی، محمد. گنجینه دانشمندان. کتابفروشی اسلامیه، 1352.
2- عباس زاده، سعید. شیخ عبدالکریم نگهبان بیدار، سازمان تبلیغات اسلامی، 1373.
3- موحدی ابطحی، سید حجة. آشنایی با حوزه های علمیه شیعه در طول تاریخ، حوزه علمیه اصفهان، 1373.
4- کریمی جهرمی، علی. آیت الله موسس مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، نشر دارالحکمة.
5- امینی، داود. مروری بر زندگی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی بنیانگذار حوزه علمیه قم به روایت اسناد، نشریه گنجینه اسناد، 1374.
6- نجم امت؛ مرحوم حاج شیخ عبدالکریم حائری، نشریه نور علم، 1364.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • شمشاد IR ۱۲:۲۲ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
    2 1
    روحش شاد.
  • سيد جواد IR ۱۲:۲۴ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۱
    2 1
    از امتيازات مرحوم حائري علاقه فوق العاده ايشان به خاندان پيامبر (ص) بود و در اين ميان به حضرت سيدالشهداء حسين بن علي (ع) بسيار عشق مي ورزيد و حتي قبل از تدريس، از مرحوم حاج شيخ ابراهيم صاحب الزماني تبريزي خواسته بود که روضه خواني کند و اين مرد بزرگ هر روز پيش از درس چند دقيقه روضه مي خواند و آنگاه مرحوم حاج شيخ درس را شروع مي کردند.