اما حالا خبری از شیر ایرانی نیست تا به دل گلههای آهو بزند و شکارش را به دندان بکشد. البته در نبود شیر ایرانی، گلههای آهو آسوده تر از پیش در بوتههای دشت ارژن چرا نمی کنند. آنها هم سالهاست به همان سرنوشتی دچار شدهاند که طومار نسل شیر ایرانی را 70 سال پیش در هم پیچید.
دشت ارژن کجاست؟
منطقه دشت ارژن که از سوى یونسکو به عنوان «ذخیره گاه زیست کره» انتخاب شده، در 60 کیلومترى غرب شیراز قرار داشته و 52 هزار و 800 هکتار وسعت دارد. تالاب بین المللى پریشان - که حالا حال و روزش پریشان تر از همیشه است- در همین منطقه قرار دارد. اغلب گونه هاى گیاهى منطقه رانى، جگن، بلوط و بادام تشکیل میدهد و گونه هاى مهم جانورى آن شامل پرندگان آبزى و کنار آبزى از جمله پلیکان پا خاکسترى، اردک سر سفید و عقاب شاهى است. زیستگاه پیشین شیر ایرانی، حالا میزبان یک گله گوزن زرد است، به این امید که در نبود شیر ایرانی، حداقل بشود نسل گوزن زرد ایرانی را از انقراض حتمی نجات داد.
دشت ارژن در سال 1351 با وسعت 191 هزار هکتار به عنوان پارک بین المللی انتخاب شد. اما در سال 1353 با کاهش وسعت آن به 65 هزار هکتار، منطقه حفاظت شده اعلام شد و از سوی سازمان ملل به عنوان ذخیره گاه زیست کره به ثبت جهانی رسید. اتفاقی دیرهنگام که اگرچه توانست به حفظ گونههای مختلف گیاهی و جانوری منطقه کمک کند اما برای بقای شیر ایرانی، نوشداروی پس از مرگ سهراب بود.
البته شیر ایرانی در گستره وسیعی از مناطق شرق و جنوب شرقی خوزستان از ذزفول گرفته تا رامهرمز و رامشیر میزیسته. طبیعت استپی اطراف رودخانه کرخه، زیستگاه مناسبی برای شیر ایرانی بوده، اما با رشد جمعیت و از بین بردن مراتع برای رسیدن به زمینهای بیشتر برای کشاورزی، جمعیت شیر ایرانی در خوزستان هم منقرض شد.
شیر ایرانی و پسرعموهای آفریقایی اش
شیر ایرانی یا شیر آسیایی که با نام علمی«Panthera Leo Persica» شناخته میشود، در مقایسه با زیر گونه آفریقایی، یال نسبتاً کوتاهتری دارد. دم شیر ایرانی بلند است و دستهای از موهای سیاه در انتهای آن قرار دارد. اندازه طول سر و تنه 150 تا 190 سانتی متر، دم در حدود 100 سانتی متر و وزن آن 150 تا 250 کیلوگرم است. شیر ایرانی به نسبت پسرعموهای آفریقایی اش، کوچکتر و چالاک تر است. این گونه جانوری مناطق جنگلی، بوته زارها و علفزارهای نزدیک به آب را دوست دارد. کاهش چشمگیر جمعیت شیر اگرچه در روزگار قاجارها اتفاق افتاد، اما تا سال آغازین حکومت رضاخانی، هنوز دستههای 2 تا 5 تایی شیر ایرانی در بیشه زارهای جنوب شوش دیده میشده است. سال 1322 خورشیدی مهندسان آمریکایی که مشغول احداث راه آهن در حوالی دزفول بودند، مشاهده یک قلاده شیر ایرانی را ثبت کرده اند. این مهندسان احتمالاً آخرین کسانی بوده اند که شانس مشاهده شیر ایرانی را در قلمرو خود داشته اند. حالا 70 سال است که در ایران، دیگر شیر ایرانی وجود ندارد. شیر ایرانی که در همه تاریخ، نماد هویت ملی ایران زمین بوده، حالا آن قدر مهجور مانده که هندی ها- که تنها جمعیت این گونه را در جنگلهای «گیر» در منطقه گجرات نگهداری میکنند- کوشیده اند تا نام آن را از شیر ایرانی(Panthera Leo Persica) به شیر هندی(Panthera Leo Indiaca) تغییر بدهند. و این تجربه ای آشکار از سرنوشت محتومی است که در انتظار همه گونههای جانوری ایران است، اگر به فکر نباشیم.
غربت شیر ایرانی در هند
پارک ملی جنگل گیر، یک میلیون و 412 کیلومتر مربع وسعت دارد. این پارک در سال 1965 بنیانگذاری شد. در پارک ملی گیر افزون بر شیر ایرانی، حیوانات دیگری نیر تحت حفاظت قرار دارند. شیرهای ایرانی که جمعیت شان به 15 قلاده رسیده بود، حالا پس از سالها حفاظت، جمعیت شان به بیش از 400 قلاده رسیده است. پروژه حفاظت و احیای جمعیت شیر ایرانی، یکی از موفق ترین برنامههای این کشور برای حفاظت از یک گونه جانوری بوده است.
حالا دیگر برای دیدن شیر پارسی باید به روستای «ساسان» در میان پارک ملی «گیر» رفت. بازدیدکنندگان تحت تدابیر خاص میتوانند به محل زندگی شیرها نزدیک شده و این گونه شکوهمند را در زیستگاهش ببینند. شیرها در سراسر پارک رفت و آمد میکنند و گاه حتی به جوامع محلی که در منطقه زندگی میکنند نیز حمله کرده و چوپان یا کشاورزی را میدرند. اما قوانین سفت و سخت حفاظت محیط زیست در منطقه مانع از آسیب رساندن به جمعیت شیرهاست. گله داران این منطقه با اینکه شیرها هر از گاه دامهایشان را از بین میبرند و حتی به خود و خانواده شان آسیب میرسانند، اما از حضورشان ناراحت نیستند. آنها میدانند پارک ملی «گیر» به لطف حضور همین شیرهای ایرانی است که در همه جهان شناخته شده است. دولت هند حالا با رشد مناسب جمعیت شیرها، به دنبال یافتن مکانی تازه برای آنهاست تا بتواند تنوع ژنتیکی آنها را در دو جمعیت مجزا حفظ کند و در درازمدت، ازدواجهای درون خانوادگی سبب انقراض نسل شیرهای ایرانی جنگل گیر نشود.
«آری» یا «خیر»
اما در ایران آیا میشود شیر ایرانی را دوباره احیا کرد؟ البته تلاش برای احیای گونههای جانوری منقرض شده رویای شیرینی است که مدتهاست نقل محافل رسانهای است. فارغ از پاسخ «آری» یا «خیر» به این پرسش مهم، آیا بهتر نیست به جای پرداختن به امری که به عقیده بیشتر کارشناسان نشدنی است، همه انرژیها را برای حفظ همین گونههای در خطر انقراض معطوف کنیم تا سالها بعد ناچار نباشیم در حسرت حیات وحش از دست رفته ایران، به طرحهای نشدنی دیگری فکر کنیم؟




نظر شما