طشت ها و آبها به تنهایی مقدس نیستند، اما اگر نام و نشان از واژهای به وسعت کربلا و عاشورا بیابند، تا آنجا تقدس پیدا میکنند که جزو مفاخر معنوی یک ملت میشود.
و اینک هزار و اندی سال پس از واقعه عاشورا، مردم دیار آذربایجان، با شور و شعور حسینی آماده میشوند تا در محرمی دیگر، طشت بگذارند؛ طشت گذاری آغازی است بر عزای حسین و یارانش...
آیین طشت گذاری یکی از قدیمی ترین سنتها و مناسک ایرانی است که جمع کثیری از مردم ترک زبان ایران، با این آیین، عزاداری های محرم را آغاز میکنند. مراسم طشت گذاری، مراسمی است سنتی که در عزاداری ایام عاشورا در شهرهای ترک زبان برگزار میشود و طشتهای آب را که رمزی از فرات است در مساجد و حسینیه ها میآورند و این سنت به پیروی از اقدام امام حسین(ع) و یادآور رفتار جوانمردانه او در مقابل سپاه حر است که به روایتی آن حضرت، در روز 27 ذی الحجه، آب مشک ها را در طشت ها ریخته و تمام لشکر حر و اسبان آنها را سیراب کردند.
آیین طشت گذاری در استانهای ترک زبان، از ریشه دارترین آیین های ماه محرم است که در روزهای پایان ماه ذی الحجه برگزار میشود و در حقیقت، برگزاری این آیین، آماده شدن حسینیان برای برگزاری مراسم سوگواری امام حسین(ع) را نشان میدهد.
فلسفه مراسم طشت گذاری
در ارتباط با علل برگزاری مراسم طشت گذاری نظرات و احتمالات مختلفی وجود دارد، اعتقاد بر این است با انجام این مراسم، اهمیت آب و جایگاه آن در حادثه کربلا مورد توجه قرار میگیرد. براساس روایتهای تاریخی، در مسیر راه کاروان کربلا قبل از رسیدن به دشت نینوا، سربازان حربن یزید ریاحی در منطقهای به نام «زباله» راه را بر کاروان بسته و حرکت آن را متوقف ساختهاند. در این محل، امام حسین(ع) با وجود کمبود آب دستور میدهند طشت ها توسط آبهای موجود در مشک ها پر شود که هم یاران حسین(ع) و هم سربازان حر از آن استفاده کنند.
مردم در این آیین، طشتها را بالای سر میگیرند و مسجد را دور میزنند، سپس در داخل آنها آب میریزند و مردم دست به طشت و آب آن میزنند؛ این آیین، نوعی بیعت با امام حسین(ع) و حمایت از حضرت عباس (ع) است.
استقبال از ماه غریب
دو سه روزی به آغاز ماه محرم مانده، اما در و دیوار حسینیه سیاه پوش شده است. بیرقهای عزا بر بلندی ها نصب شده، پرچمهای منقش به نام مبارک «یا حسین»، «یا ابوالفضل»، «یا زینب»، «یا علی اکبر» دل هر عابری را میلرزاند. پیر و جوان، زن و مرد، کودک و بزرگ فوج فوج خود را به محل برگزاری مراسم طشت گذاری میرسانند. خیلی از این شرکت کنندگان، پیراهن مشکی بر تن دارند و برخی از آنها حتی شال عزا به گردن آویخته اند و برخی نیز طبق سنت عزاداران ترک زبان، پارچه مشکی به نشانه عزا بر سر بسته اند.
شور و حالی وصف ناشدنی حاکم شده، جوانان هیأت سر از پا نمی شناسند، چند نوجوان مقابل ورودی حسینیه از میهمانان استقبال میکنند، نوجوان دیگری، کفشها را جفت میکند، جوانی در آبدارخانه، چایی میریزد و چند نفر دیگر دستگاه صوت را مهیا میکنند؛ گویا همه چیز مهیاست برای یک اتفاق مهم، یک استقبال، استقبال از یک ماه غریب که حسی عجیب به انسان میدهد.
بغض ها میشکند
لحظه ها دیگر تاب انتظار ندارند، وقت اثبات عاشقی فرا رسیده است. یک نوجوان قاری با نوای دل انگیزی آیات عطرانگیز الهی را در فضای حسینیه طنین انداز میکند. یک سید روحانی، بالای منبر رفته و درباره ماه محرم و ارزش عزاداری برای امام حسین(ع) سخنرانی میکند؛ به پایان منبر که میرسد، روضه ای را به زبان ترکی قرائت میکند، از حضرت ابوالفضل(ع)، از دستهای بریده، از لبهای تشنه و مشک تیرباران شده میگوید. بغض ها دیگر توان ماندن در گلو ندارند، اشکها از چشمهای غم آلود سرازیر میشود.
لبیک یا حسین، لبیک یا ابالفضل
مداح جوانی با پیراهن مشکی، شال عزا بر دوش و پارچه مشکی بر سر، با یاد خدا و سلام بر آقای غریب، برنامه اش را آغاز میکند و جمعیت با زمزمه «یا حسین» و «حوسینیم وای، حوسینیم وای» بر سینه میزنند و او را همراهی میکنند.
مداح میخواند: (گلمیشیک تشت آپاراق، سوتوکوب ائحسان ائلییه ک/ کربلا تئشنه لرین یاد ائدیب، افغان ائلییه ک) صدای هق هق و گریه های بلند، فضا را منقلب میکند.
ذاکر اهل بیت(ع) با حزن و سوز بیشتری شعرش را ادامه میدهد و این چنین به پایان میبرد:(آغلایاق قاسیمه،عباسه علی اصغره بیز/ چون عزاداریق حوسئینه، هم علی اکبره بیز)
حاضران با ندای «لبیک یا حسین، لبیک یا ابالفضل» به استقبال شاعر و مداح اهل بیت(ع) میروند. این شاعر اهل بیت عصمت و طهارت(ع)، با احساس لطیف، مقدمه اشعارش را در مدح امام حسین(ع) قرائت میکند. برخی از ابیات که مورد استقبال حاضران قرار میگیرد، برای دومین و سومین بار میخواند. شاعر رفته رفته اوج میگیرد، با حرکات دست و بدن، تحرک بیشتری در شعرخوانی پیدا میکند، حتی میکروفن به دست، خم و راست میشود و آنقدر با شور، اجرای برنامه میکند که مردم نیز با شنیدن برخی مصراعها و ابیات، نیم خیز شده و با بالا بردن دستهایشان، او را تشویق میکنند و برخی نیز از او میخواهند تا برای چندمین بار، آن بیتها را تکرار کند؛ سر از پا نمی شناسند، حتی بسیاری با اشک و گریه و هق هق های بلند، واژه های سوزناک شعر را تکرار میکنند. در این لحظات، دیگر همه مداح خود شده اند و شعرخوانی شاعر اهل بیت(ع) شاید تنها بهانه ای برای همراهی آنان برای ذکر مصیبت امام حسین(ع) باشد.
شاعر وقتی اشعاری با موضوع حضرت ابوالفضل(ع) را قرائت میکند، گویا غیرت این مردم را به جوش میآورد؛ به راستی که مردم منطقه آذربایجان، چه علاقه وافر و وصف ناشدنی به باب الحوائج دارند. وقتی شاعر، ابیات مربوط به بریده شدن و افتادن دستان مبارک حضرت عباس را میخواند، انگار همه خود را در بین الحرمین میبینند، یکی فریاد میکند، یکی آقایش را صدا میزند، دیگری بر سر و صورت میزند. یکی هم از میان جمعیت، ذکر معروف عزاداری ترک زبان ها را فریاد میزند: «قولاری قلم» و حضار ندا سر میدهند: «ابالفضل»، «مَشکی اوخلانان»، و باز صدای حضار: «ابالفضل»... ذکر «ابالفضل» بهانه گریه ها و اشکها و بغض ها شده و شاید دیگر به مداحی و شعرخوانی نیازی نباشد.
بیعت با امام حسین(ع)
بخش پایانی و اصلی ترین، مهمترین و سوزناک ترین قسمت این مراسم فرا میرسد؛ طشت گذاری. از انتهای حسینیه، ریش سفید هیأت که طشتی از جنس مس بر دوش دارد، وارد میشود و فرد دیگر، مَشکی را که روی آن نام مبارک حضرت ابوالفضل(ع) حک شده، در دست دارد و قطره قطره آب را بر این طشت میریزد و مردم صف به صف و بر سر و سینه زنان، دستان خود را بر این آب، متبرک میکنند. این طشت همراه با عزاداری و سینه زنی، دور تا دور حسینیه گردانده میشود تا همه عاشقان اباعبدا... الحسین(ع) و یارانش، بار دیگر با ایشان بیعت کنند.
عزاداران با زنجیرزنی و سینه زنی طشت را در مکانی خاص در داخل مسجد که با شمع های روشن جلوه داده شده است، قرار میدهند.
مراسم طشت گذاری خاطره تشنگی امام حسین(ع) و یاران باوفایش را در اذهان زنده میکند و این مراسم که از علاقه و ارادت زیاد مردم به سیدالشهدا و قمر بنی هاشم(ع) حکایت دارد تا آخرین روز ماه ذی الحجه به نوبت در تمام مساجد و تکایای منطقه انجام میگیرد.
در این مراسم نوحه خوانان اغلب از احوالات حضرت اباالفضل(ع) مراثی و اشعاری را با الحان سوزناک خوانده و مردم حاضر را متاثر میکنند.آب این طشت ها نزد مردم منطقه از تقدس خاصی برخوردار بوده و بیماران و دردمندان برای شفای خود اندکی از آن را مینوشند.



نظر شما