استاد دکتر عبدالکریم بیآزار شیرازی که بیش از 150 جلد کتاب در حوزه معارف اسلامی از وی منتشر شده است، پیش از این رئیس دانشگاه مذاهب اسلامی بوده است.
او مؤلف کتاب مهمی به نام «عاشورا در سرزمینها» است که حاصل کار تحقیقاتی درباره فرهنگ محرم و عاشورا در کشورهای مختلف است. با وی درباره این کتاب، ابعاد فرهنگ عاشورا و خرافات ستیزی گفت وگویی انجام داده ایم.
از چه دوره تاریخی مراسم عاشورا و عزاداری برا ی امام حسین(ع) رایج شد؟ نحوه این عزاداری را برایمان توضیح دهید و بگویید در روزهای نخست چگونه و در چه حدی اجرا میشد؟
آغاز مراسم عاشورا و عزاداری برای امام حسین(ع) به درستی معلوم نیست. تنها میتوان گفت به استناد کتاب اخبارالطوال دنیوری، در برابر جشنهای بنیامیه در روز عاشورا، مجالس عزاداری بهطور پنهانی و گاهی آشکار از سوی دوستداران خاندان علوی برگزار میشده است، اما بهطور رسمی بنابه روایت ابن اثیر و دیگران برای نخستین بار توسط آل بویه این مراسم رایج شده است. معزالدوله دیلمی در دهم محرم سال 352ق. در بغداد دستور داد بازارها را تعطیل کنند و به نوحه خوانی بپردازند و در شهر بگرداند. آل بویه با دایر کردن مراسم عاشورا، مذهب شیعه را با آرامش و آزادی به کمک علمای اصولی و معتدل چون شیخ طوسی گسترش دادند. گرچه ابن اثیر در وقایع سال 353ق از فتنهای بزرگ میان شیعه و سنی خبر میدهد که بازاریان سنی مذهب، در برابر عزاداری بازاریان شیعه، مراسم عزاداری جنگ جمل را به پا کردند.آل بویه در سوگواریهای خود بر سینه میزدند و نمد سیاه بر گردن آویختند و زنان، موی را پریشان و صورت خود را سیاه میکردند.
آیا عزاداری برای امام حسین(ع) فقط محدود به شیعیان میشود یا اهل سنت نیز خود را در این مراسم شریک میدانند؟
مسلمانان پیش از این از نظر سیاسی و مسأله خلافت به موافقان و مخالفان خاندان علوی تقسیم میشدند: به دسته اول شیعه و به دسته دوم ناصبی میگفتند، با سقوط بنیامیه و بنیعباس ناصبیها منقرض شدند و اغلب مسلمانان که دوستداران اهل بیت بوده و هستند از نظر فقه، بسیاری پیرو مجتهدین چهارگانه و دستهای پیرو کتب اربعه حاوی احادیث امام صادق(ع) شدند؛ دسته اول را سنی و دسته دوم را شیعه نامیدند. تقابل این دو، عنوان مفهوم مخالفی را پیدا کرد و اکنون تلقی بسیاری این است که هرکس پیرو مذاهب اربعه است شیعه نیست، پس جزو مخالفان ائمه است، در صورتی که این درست نیست و ما میبینیم که حتی ابوحنیفه پیشوای مذهب حنفی میگوید: «دشمنی اخباریان با ما برای آن است که ما خاندان رسول و اهل بیت او را دوست دار هستیم و به آنها معترضیم.» و پیشوای شافعیان میگوید: «اگر محبت اهل بیت رفض است، ای جهانیان بدانید که من رافضی هستم.» عبدالجلیل قزوینی در پاسخ انتقاد صاحب فضایح، از عزاداری شیعیان برای امام حسین(ع) به هماهنگی علمای شافعی و حنفی دراینباره استناد کرده، شعری را از ابوحنیفه درباره گریه برای امام حسین(ع) نقل میکند. و در جای دیگر مینویسد: «در همه بلاد، اصحاب شافعی و ابوحنیفه و فحول علماء در موسم عاشورا این تعزیت را با جزع و نوحه و زاری داشتهاند و بر شهدای کربلا گریستهاند.» و در جای دیگر میگوید: «و مراثی شهدای کربلا که اصحاب ابوحنیفه و شافعی را هست، بیعدد و بینهایت است.» و میتوان گفت بیشترین مقاتل توسط علمای اهل سنت نگارش یافته است؛ به عنوان نمونه ملاحسین کاشفی حنفی با نوشتن کتاب ادبی روضه الشهداء از قرن نهم هجری تاکنون بنای روضه خوانی را در ایران نهاد و با ترجمه آن به ترکی به نام حدیقه السعداء بنای روضه خوانی را در ترکیه گذاشت و هنر گریز به کربلا از ابتکارات این عالم حنفی است. و نیز دراینباره میتوان از نوشتههای طبری در کتاب تاریخ طبری که اخیراً تحت عنوان «قیام سیدالشهدا و خونخواهی مختار» توسط آقای دکتر محمد سرور مولایی ترجمه شده، سیوطی در «تاریخ الخلفاء»، کتاب «واقعه کربلا» عباس محمود عقاد که اخیراً توسط یکی از نویسندگان اهل سنت، آقای انصاری به فارسی ترجمه و چاپ شده است و سه جلد کتاب «ثارا...» توسط عبدالرحمن الشرقاوی و... یاد کرد. مراسم عاشورا، اهل سنت هند را تحت تأثیر قرار داده و موجب تقریب و نزدیکی آنان به شیعه گشته است، بهطوری که عقیده تفضیلیه (برتری امام علی(ع) و فرزندانش بر سایر خلفا) از سوی بسیاری از نخبگان سنی پذیرفته شده است و آنان از بنیامیه تبری میجویند.
آیا اقلیتهای مذهبی و یا حتی در کشوری مثل هند، بوداییها و هندوها خودشان را مقید به انجام این مراسم نمیدانند؟ اگر ممکن است مختصری درباره این مراسم و آیینها برایمان توضیح دهید؟
بخش بزرگی از منطقه اوتارپرادش هند در قرن هجدهم و نوزدهم میلادی تحت حکومت یک سلسله شیعه ایرانی اداره میشد که در سال 1707 از خراسان به هند مهاجرت کرده بودند. مراسم عاشورا در سراسر این منطقه برگزار میشد و سنیان و هندوها نیز در آن شرکت میکردند و از این رو مذهب هندو و مراسم آن تأثیر فراوانی بر مراسم محرم در هند گذاشته است که یک نمونه آن، در آب فرو کردن بنای تعزیه در خاتمه مراسم محرم است.
وقایع تاریخی مهمی در روز عاشورا اتفاق افتاده، وقایعی مثل توبه حضرت آدم(ع)، نجات کشتی نوح(ع)، سرد شدن آتش بر ابراهیم(ع)، گذشتن موسی(ع) از دریای سرخ و... آیا اینها سند تاریخی دارد؟ اگر اینطور است چگونه میتوان آن را توجیه تاریخی کرد؟
شیخ مفید (متوفی 413ق) در کتاب «مسارالشیعه» در حوادث ماه محرم مینویسد: «اولین روز محرم، روزی است که خداوند دعای زکریا(ع) را اجابت کرد؛ سوم محرم، روز رهایی یوسف(ع) از چاهی است که برادران وی را در آن افکنده بودند؛ پنجم محرم، روز عبور موسی(ع) از دریا، روز هفتم محرم، روز تکلم خدا با موسی بر فراز کوه طور سینا، روز نهم محرم، روز بیرون آمدن یونسی بن متی(ع) از شکم ماهی، روز دهم، شهادت ابی عبدا... حسین بن علی(ع) در سال 61هجری است. بعضی، فضایلی برای جشن روز عاشورا ذکر کردهاند که بنا به گفته دکتر قرضاوی، ضعیف بلکه از نظر ابن تیمه جعلی است و بنا به تصریح ابن جوزی برای به خشم آوردن شیعیان افراطی بوده است. اما وقایعی چون توبه آدم، نجات کشتی نوح، سرد شدن آتش بر ابراهیم، بر فرض صحت، مربوط به قبل از اسلام است و جزو اعیاد اسلامی محسوب نمیشود.
جایگاه خرافات و رسوم غلط در فرهنگ عاشورا کجاست؟ چگونه میتوان این مراسم را پالایش کرد؟ آیا اساس چنین ضرورتی وجود دارد؟
مراسم عاشورا برای زنده نگه داشتن سرمشق نجات ملتهاست که امام حسین(ع) با خون خود در صحرای کربلا نوشتند تا ملتها خود را تسلیم ستمکاران و استعمارگران نکنند. از آنجا که این مراسم باعث مرگ ستمکاران است، آنان کوشیدهاند در درجه اول آن را از میان ببرند و اگر نتوانستند، آن را منحرف کنند یا بهصورت یک سنت مرده در آورند و یا آن را آلوده به خرافات کنند. بنابراین ضرورت دارد علما و دانشمندان و محققان همچون شهید مطهری و از ورود هرگونه رسوم غلط و خرافاتی در فرهنگ عاشورا جلوگیری کنند. چنان که رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتا... خامنهای، در مراسم شعر و مولودی خوانی شاعران و مداحان فرمودند: «در اشعار و مداحی حضرت فاطمه زهرا(س)، سیدالشهدا(ع) و دیگر معصومین، باید علاوه بر استفاده از مضامین معنوی و تعمیق پیوندهای عاطفی، فضیلتهای رفتاری و عملی این بزرگواران نیز گنجانده شود تا آحاد مردم، اعم از زن و مرد و دختران و پسران جوان، بتوانند این اسوهها را الگوی اخلاق و رفتار فردی و اجتماعی خود قرار دهند.»
متأسفانه ایادی استعمار میکوشند تا با دامن زدن به اختلافات تاریخی و تحریک احساسات علیه دشمنان فرضی، میان مسلمانان تفرقه ایجاد کنند، حضرت آیت ا... خامنهای دراینباره فرمودند: «این دستهای خبیث که در اصل، مراکز استعماری و استکباری آنها را هدایت میکنند، با همه فرقههای اسلامی دشمناند و باید در مقابل اهداف آنها کاملاً هوشیار بود.»
درباره کتاب «عاشورا در سرزمینها» برای ما بگویید چه انگیزهای باعث تحریر این کتاب شده؟ چگونه این اطلاعات را از اطراف جهان جمعآوری کردید؟
انگیزهای که باعث جمعآوری و نگارش کتاب «عاشورا در سرزمینها» شد، کلام امام خمینی(ره) بود که فرمودند: «شما در کجا سراغ دارید ملتی اینطور هماهنگ شود؟ اینها را در تمام کشورهای اسلامی و ملتهای اسلام، سیدالشهداء در روز تاسوعا و عاشورا هماهنگ کرده است، بروید هندوستان همین بساط است، بروید پاکستان همین بساط است، بروید اندونزی همین بساط است، بروید افغانستان، هر جا بروید همین بساط است.»
هدف از نگارش کتاب «عاشورا در سرزمینها» این بود که مردم ایران بدانند این مراسم منحصر به ایران نیست، بلکه در همه جهان گسترده است. امید است با این شناخت، به جای خصومت با دشمنان فرضی، به ایجاد ارتباط با سایر دوستداران حسینی بپردازیم و برای هماهنگی و ارتباط با سایر دوستان برنامهریزی کنیم و آن را از خرافات بزداییم و از مراسمی مرده، عاشورایی زنده بسازیم تا به شعار «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» جامه عمل بپوشانیم.
برای دستیابی به این منظور، توسط معاون پژوهشی سابق وزارت خارجه، نامهای برای تمام سفارتخانههای ایران در کشورهای مختلف جهان فرستادیم. با این پرسشنامه که: این مراسم از چه تاریخ، چگونه و توسط چه کسانی به آن سرزمین راهیافته؟ تا چه حد با خرافات و فرهنگ آن محیط آمیخته شد؟ تا چه اندازه بهصورت سنتی و تا چه اندازه بهصورت عاشورای زنده در آمده است؟ پاسخهای رسیده از سراسر جهان آنقدر جالب بود که وزارت خارجه از اینجانب تشکر کرد و نسخهای از آن را برای خود نگه داشت.
هر آنچه درباره ایران نوشتهاید تا این حد مختصر و موجز است؟
چون مردم ایران خود هر ساله شاهد مراسم عاشورا در سراسر ایران هستند و ما تنها به مناطقی چون یزد، شیراز و خراسان اشاره کردیم که از آنجا این مراسم به کشورهای مختلف انتقال یافته است.
چرا در مراسم عاشورا به کشورهای آسیای دور نپرداختهاید؟ در حالی که تعداد مسلمانها در این کشورها بسیار است و آنها آیینهای خاصی را در این مراسم اجرا میکنند؛ مانند کشورهای مثل مالزی، اندونزی چین و...
خوشبختانه اطلاعات وسیعی درباره این کشورها جمعآوری کرده و جلدی مستقل به آن اختصاص دادهایم که هنوز به چاپ نرسیده است.
شما در این کتاب از جایی در هند به عنوان امام باره ها نام برده اید، درباره امام بارههای هند بیشتر برایمان بگویید؟
واژه «باره» از کلمه «بارو» بهصورت اضافه مقلوب، یعنی قلعه و دربند امام. در اصطلاح به جماعت خانه، تکیه و حسینیه شیعیان گفته میشود که با نقشهای شبیه به آنچه در ایران است، برای روضه خوانی و سینهزنی و تعزیه خوانی علم، کتل، حجله قاسم و سایر شعائر و وسایل تعزیه بنا میکنند که هرگونه مراسم مذهبی، جشن، فاتحه خوانی و غیره را در آن برپا میدارند. در همه شهرهای هند، پاکستان، بنگلادش، سیلان و برمه، هر جا جماعتی از شیعیان حکومت دارند، امام باره هم ساخته شده و اغلب در جنب آن مسجد و گورستان بنا شده است. مهمترین و بزرگترین امام باره، امام باره شهر «کلنهو» هند است که توسط سلاطین ایرانینژاد «اود» ساخته شده است.



نظر شما